پیشرفت در عرصه علم

0 193

علم یکی از برجسته ترین و ارزشمندترین کمال برای انسان است، و بشر بر اثر نیروی فطری حقیقت طلبی خود،‌تلاش های بسیاری در راه به دست آوردن آن در طول تاریخ حیات خود انجام داده است. ارزش بسیار والای علم سبب گشته است که کامل ترین موجود در دایره هستی که همه کمالات را به صورت بی نهایت واجد است، خود را متصف به این صفت والا و نیز اولین معلم بشریت بداند.

علم از نظر لغوی به معنای معرفت و دانستن، یقین کردن، استوار کردن، اتقان و فضل می باشد.[۱] فلاسفه و حکما، ادراکات عقلی را علم و علم حقیقی را عبارت از آگاهی به حقایق اشیاء دانسته و تنها راه و منشاء مدرکات و علوم مفید را عقل تعریف کرده­اند و معتقدند ادراک مطلق یا حصول اشیاء در نزد عقل، «علم» است. متکلمین دایره تعریف علم را به حوزه یقینیات محدود کرده و معتقدند هر آنچه که موجب تمییز اشیاء از یکدیگر می شود، علم است. تجربه­گرایان نیز علم را مبتنی بر اشیاء مرئی و سمعی و لمسی می دانند. بنابر­این علم، عینی است و سلیقه­های شخصی و تخیلات نظری را شامل نمی­شود. بعضی دیگر نیز هرآنچه که هویت­ساز باشد را علم می­دانند نه آنچه که هویت ­برانداز است و استاد شهید مطهری نیز کشف قوانین کلی در مورد هر چیز را علم می داند.[۲] دیکشنری کمبریج در تعریفی مشابه آورده است که علم گزارشی از جهان درباره خصوصیات و ماهیت بدیع اشیاء به دست می دهد.[۳]

علم در قرآن مجید به عنوان نور و روشنایی معرفی شده است: «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الأعْمَى وَالْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ: بگو آیا نابینا و بینا یکسانند؟ یا تاریکیها و روشنایی برابرند.»[۴] و در جایی دیگر آمده است: «وَمَا یَسْتَوِی الأعْمَى وَالْبَصِیرُ وَلا الظُّلُمَاتُ وَلا النُّورُ وَلا الظِّلُّ وَلا الْحَرُورُ: و نابینا و بینا یکسان نیستند و نه تیرگی­ها و روشنایی و نه سایه و گرمای آفتاب.»[۵] در این آیات، انسانی که علم ندارد به کور، تاریکی وانسان صاحب علم به بینا و روشنایی تشبیه گردیده است. ودر جایی دیگر، علم به عنوان خیر زیاد، معرفی شده است: «یُؤْتِی الْحِکْمَهَ مَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا: [خدا] به هر کس که بخواهد حکمت می بخشد و به هر کس حکمت داده شود، به یقین خیری فراوان داده شده است.»[۶] بنابر آنچه ذکر شد، ماهیت علم در قرآن، نور، روشنایی وخیر فراوان می­باشد.[۷] مقام معظم رهبری در این خصوص معتقد هستند که اهتمام به علم و پیشرفت علمی یکی از شاخصه های مهم اصول گرایی است که به شدت مورد توجه اسلام و آموزه های دینی قرار دارد: «از جمله‏ى شاخصه‏هاى مهم اصول‏گرایى، یکى «اهتمام به علم و پیشرفت‏ علمى‏» است. شما ببینید چه زمانى در آغاز پیدایش اسلام گفته شد که: «طلب العلم فریضه على کلّ مسلم و مسلمه» یا «مؤمن و مؤمنه»؛ یعنى همان وقتى‏که نماز و زکات و این چیزها آمد، طلب العلم هم آمد؛ «اطلبوا العلم و لو بالصین» هم آمد. من بارها تکرار مى‏کنم، این به خاطر همین است که جامعه، بدون علم نخواهد توانست آرمان‏هاى خودش را بالا بیاورد. مثل این است که انسان حرف حقى داشته باشد؛ اما اصلًا زبان گفتنش را نداشته باشد. نداشتن علم این‏طورى است. علم موجب مى‏شود که شما بتوانید آن آرمان‏ها، آن اهداف و آن خط روشن و جاده‏ى روشنِ صراط مستقیمى را که در دست و اختیار شماست، مطرح کنید و کسان بیشترى را از بشریت، به آن هدایت کنید. علم نداشته باشید، این امکان‏پذیر نخواهد بود. بنابراین علم- که وسیله‏ى رشد ملى، بشرى، انسانى و اوج گرفتن در محیط عام بشریت است- جزوِ چیزهاى لازم است و باید به این اهتمام داشته باشید.»[۸]

علم به مثابه «ابزار کسب دانش»[۹] در یک نظام اسلامی باید دارای هدف و محتوایی در راستای سازندگی باشد که به تعبیر شهید محمدجواد باهنر، حاصلش ایجاد یک نظام اجتماعی اسلامی و فرهنگ اسلامی در جامعه است. از این رو، علم در مسیر پیشرفت و آبادانی جامعه بسیار مفید خواهد بود زیرا حوزه علم در نظام اسلامی مربوط به “حوزه ی نفع جامعه” خواهد بود و به تعبیری دیگر: «تمام آن چیزهایی که برای راه انداختن زندگی یک انسان در این دنیا لازم است،‌ آموحتن آن ها و کسب مهارت در این فنون و علوم از مسائل ضروری و از فرایضی است که در حوزه فرهنگ اسلامی و علم اسلامی لازم است.»[۱۰]

از این رو، در فرهنگ اسلامی، علم و فراگیری مهارت ها و فنون یکی از ابزار پیشرفت در تمدن اسلامی محسوب می شود و به اعتقاد نگارنده کتاب “قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام”‌، تمدن اسلامی مبتنی بر دانش عملی است و علم از اصالت برخوردار است: «تمدن اسلامی به لحاظ نظری مبتنی بر دانش، به ویژه دانش عملی است: در واقع، هنگامی که به سلسله مراتب ارزش ها در جامعه اسلامی می نگریم، دانش بی هیچ رقیب و منازعی در مقام نخست نشسته است و اصالت دارد؛‌ حکومت اسلامی در ساحت نظر و اندیشه، حکومت دانش و دانشمندان به منظور استنباط و اجرای درست احکام دین در جامعه است. بنابراین، علم و دانش شرط اساسی حاکم در تمدن اسلامی است که مذاهب مختلف اسلامی بر آن اجماع و اتفاق نظر دارند.» [۱۱] از آنجایی که تمدن سازی یکی از اهداف الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت محسوب می شود، توجه به ریشه های علمی در این فرایند حائز اهمیت است. در مقاله “سنت علمی در تمدن اسلامی” پیرامون اهمیت این موضوع آمده است: «مهمترین عامل تمدن ساز در هر جامعه ای، نظام علمی به معنای اعم آن است. به عبارت دیگر، هر تمدنی از یک نظام علمی قدرتمند، پویا و زاینده برخوردار بوده است. ریشه های تمدن اسلامی را نمی توان بدون نظام علمی، که برخاسته از آموزه های اسلامی است، شناخت و تحلیل کرد. به یقین، یکی از مهمترین عوامل رشد و شکوفایی تمدن اسلامی، مبانی و اصول برآمده از آموزه های اسلامی در خصوص نظام یاددهی و یادگیری و تحقیق و نوآوری است. خاستگاه تمدن استوار و زاینده ای که در جهان اسلام پدید آمد و چند قرن برجسته ترین و غنی ترین تمدن جهانی محسوب می شد، متعلق به مکتبی بود که در آن علم و عالم جایگاهی منحصر به فرد دارد. مکتبی که قرائت به حق آن، منشأ تولید علم، مبدء نوآوری و گشایشگر فضای تعلیم و تحقیق است.»[۱۲]

از آنجایی که جمهوری اسلامی ایران تلاشی برای دست یابی به مدینه النبی و حیات طیبه است و الگوی پیشرفت چنین هدفی را پیگیری می نماید، توجه به علم و فرگیری آن به عنوان یک سنت علمی در تمدن های اسلامی راهگشای خیلی از مشکلات پیش روی جامعه خواهد بود.

شهید مرتضی مطهری در این خصوص معتقد هستند که علم برای تمدن و جامعه اسلامی نیز زمینه های رشد و تعالی در سیاست،‌ اقتصاد،‌ تجارت، پزشکی، کشاورزی، صنعت،‌ بازرگانی و غیره را فراهم می کند و در عین حال، برطرف کننده احتیاجات، استقلال آفرین در عرصه های اقتصادی و اجتماعی، و افزایش دهنده عزت جامعه خواهد بود. ایشان علت اهمیت علم برای کسب عزت و استقلال اقتصادی-اجتماعی جامعه را این گونه تشریح می نمایند: «در دنیا تحولی به وجود آمده که همه کارها بر پاشنه علم می چرخد و چرخ زندگی بر محور علم قرار گرفته است. همه شئونات حیات بشر با علم وابستگی پیدا کرده، به طوری که هیچ کاری و هیچ شأنی از شئون بشر را جز با کلید علم نمی توان انجام داد.»[۱۳] چنین رویکردی در آیه ۷۸ سوره مبارکه قصص مشاهده می شود. بر اساس این آیه، منشأ ثروت و قدرت قارون، دانش و علم ذکر شده است: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی؛ گفت: این ثروت را به وسیله دانشی که دارم بدست آورده ام.» بر اساس همین اهمیت علم در مسیر پیشرفت و تعالی در جامعه اسلامی است که آیه الله خامنه ای تاکید می کنند علم یکی از عرصه های پیشرفت در فرایند الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی و مقاوم سازی اقتصاد ملی خواهد بود: «عرصه‌ی دوم-که اهمیتش کمتر از عرصه‌ی اول است- عرصه‌ی علم است. در علم باید ما پیشرفت کنیم. البته علم هم خود، محصول فکر است. در همین زمان کنونی، در حرکت به سمت پیشرفت فکری، هیچ نبایستی توانی و کوتاهی و کاهلی به وجود بیاید. خوشبختانه چند سالی است که این حرکت در کشور شروع شده؛ نوآوری علمی و حرکت علمی و به سمت استقلال علمی حرکت کردن. علم هم اینجوری است دیگر؛ بلافاصله در قالب فناوریها و اینها خودش را نشان میدهد. در موارد زیادی، محصول حرکت علمی هم مثل این مسئله‌ی مورد بحث ما از چیزهای بلندمدت نیست؛ نزدیکتر و ثمره‌ی آن دم‌دست‌تر است. کار علمی را بایستی عمیق و بنیانی انجام داد. این هم یک عرصه‌ی پیشرفت است.»

ایشان در جایی دیگر، پیشرفت در عرصه علم و دانش را شرط اساسی و لازم پیشرفت عمومی کشور می دانند: «دنبال پیشرفت هستیم و پیشرفت علمی را شرط لازم پیشرفت عمومی کشور می دانیم.»[۱۴] اهمیت پیشرفت علمی در رشد و تعالی الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی را این گونه باید توضیح داد، از آنجایی که توسعه نوعی فرایند مشارکت عمومی عام گرا است که در جهات به حداکثر رساندن انرژی مهار شده و به منظور پاسخگویی به نیازهای جسمانی، معنوی و روحانی، اجتماعی مردم و برای رشد و شکوفایی استعدادهای آنان در جامعه سازماندهی می شود، بین پیشرفت در عرصه علم (توسعه علمی) و پیشرفت پایدار رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛ زیرا پیشرفت در عرصه علم از طرفی مشتمل بر توسعه تکنولوژیک است که بخشی از پیشرفت اقتصادی تلقی می شود و از طرفی دیگر، بخش قابل اعتنای پیشرفت فرهنگی را تشکیل می دهد. برای تبیین بهتر نسبت پیشرفت در عرصه علم با الگوی پیشرفتِ پایدارِ اسلامی-ایرانی دو تعریف از پیشرفت علمی ارائه می گردد: پیشرفت علمی در یک تعریف عبارت است از ارتباط مستمر، هدف دار و متوازن بین علم، تکنولوژی، آموزش و فرهنگ در یک جامعه. در تعریفی دیگر آمده است که پیشرفت علمی به تولید و کاربرد دانش به گونه ای که موجب بهبود و ارتقاء سطح زندگی مردم می شود، اشاره دارد. پس پیشرفت در عرصه علم به مثابه توسعه توان پیش بینی و مدیریت تحولات و رویدادها برای رسیدن به نتیجه مطلوب است. از این حیث، پیشرفت علمی بخش اعظم و حیاتی برنامه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت خواهد بود.[۱۵]

به اعتقاد جرارد دگره[۱۶]، حرکت علم مستقل از نظام اقتصادی اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی نیست و میان اجزاء نظام فکری یک فرهنگ، رابطه ای متقابل وجود دارد و پیشرفت در عرصه علم مشروط به نوع تماسی است که با قسمت های دیگر نظام فکری فرهنگ دارد.[۱۷] از این رو، میان پیشرفت در عرصه علم با فرهنگ دانش محوری ارتباط وجود دارد. به این معنا که،‌ از ارکان تولید علم،‌ وجود فرهنگ دانش محور است. فرهنگ دانش محور به افراد جامعه امکان و آزادی می دهد که کنجکاوی کنند،‌ به اکتشاف بپردازند،‌دیگران را در دانش خود سهیم کنند و خود نیز در دانش دیگران سهیم شوند. در چنین فرهنگی، شاخص تولید علم افزایش می یابد. جامعه ایران برای حفظ عرصه های فکری خود نسبت به هویت گذشته خویش، باید بر اساس فرهنگ اسلامی به تولید علم و دانش بپردازد؛‌ چرا که هویت یک جامعه، منوط به دانش و فرهنگ تولیدی آن است و جامعه مستقل،‌ نیازمند دانش مستقل است و حفظ هویت و ارزش های یک جامعه باید به دور از وابستگی های فکری و علمی بوده و باید در گرو تولید دانش بومی و خودی باشد.[۱۸] از این رو، می توان بیان داشت که هرجامعه ای که از فرهنگ علمی و پشتیبانی حاکمیت از علم و پژوهش برخوردار باشد، زمینه‏های جهش و ارتقاء وضعیت را دارد و در صورتی که با ایمان به خدا و ارزش‌های الهی پیوند داشته باشد، می‏تواند در جهت انسانی و ارزش‌های متعالی و ارتقاء کیفی زندگی حرکت کند وبر این اساس، لازمه هرگونه توسعه و موفقیتی در الگوهای بومی پیشرفت، تحول در عقاید، فرهنگ عمومی و معیارهای مبتنی بر تولید علم و نظریه‏پردازی می‏باشد.[۱۹]

سوال عمده ای که در این خصوص مطرح می شود این است: زمانی که در خصوص تولید علم، نظریه پردازی و بومی سازی علوم در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بحث می شود، کدام علم مورد نظر است؟ آیا هر علمی این قابلیت را دارد که کشور اسلامی را به مرزهای اعتلای مادی و معنوی برساند؟ راهبرد علم گرایی در راستای پیشرفت منوط به کدامین ملاک ها است؟ آنچه از فحوای کلام آیات و روایات، اندیشه های بزرگان دینی و بیانات مقام معظم رهبری روشن می شود، این مسئله است که هر علم و دانشی نمی تواند پیشرفت و رشد متعالی را برای جامعه اسلامی فراهم آورد بلکه “علوم نافع” مورد نظر است. در همین راستا باید اذعان داشت که دانش فاقد عمل و بدون کاربرد، علم سودمندی نیست؛ بلکه دانش های کاربردی را می توان در زمره علوم نافع به حساب آورد همچنان که کاربردی شدن علوم نیز به توسعه، رشد و پیشرفت آنها خواهد افزود. امام علی(ع) در این باره اظهار فرموده اند: نافع ترین علم، دانشی است که بدان عمل شود. همچنین فرموده اند: علم برای کسی که به آن عمل کند، مایه رشد است.[۲۰] البته علم کاربردی به معنای علم پراگماتیستی و عملگرایی زده نیست بلکه علمی است که به آن عمل می شود و غیرسودمند و مهمل نیست. از منظر روایات، علم نافع علمی است که در جهت و در خدمت صلاح و مصالح دینی و دنیایی باشد و به تعبیر امام علی(ع)، ثمره و محصول علم می باید تبدیل به عملی برای حیات و زندگانی مادی و معنوی بشری گردد.[۲۱]

بنابراین ملاک نافع بودن علم در الگوی پیشرفت ناظر بر شرایطی است؛ ایمان و تقوا، عمل و اجرایی شدن، مطابقت با واقعیت، رفع نیاز جامعه اسلامی، خدمت به جامعه انسانی و حل مشکلات مسلمانان.[۲۲] شهید مطهری در این زمینه یک شرط اساسی برای کاربردی و نافع بودن علم بیان می کنند و آن ایمان و دین است؛‌به این معنا که علم مورد نظر جامعه اسلامی در مسیر پیشرفت و تعالی باید مقرون به دین اسلام باشد و از این پیوند است که سعادت جامعه تحصیل می شود: «شکی نیست که علم به تنهایی ضامن سعادت جامعه نیست. جامعه، دین و ایمان لازم دارد؛‌ همان طوری که ایمان هم اگر مقرون به علم نباشد،‌ مفید نیست بلکه وبال است…به هر حال اگر ما می خواهیم دین صحیح داشته باشیم،‌اگر می خواهیم از فقر رهایی یابیم،‌اگر می خواهیم از مرض نجات پیدا کنیم، اگر می خواهیم عدالت در میان ما حکمفرما باشد، اگر می خواهیم آزادی و دموکراسی داشته باشیم، اگر می خواهیم جامعه ما برخلاف حال حاضر به امور اجتماعی علاقمند باشد، منحصراً راهش علم است و علم، آن هم علمی که عمومیت داشته باشد و از راه دین به صورت یک جهاد مقدس درآید.»[۲۳]

شهید باهنر در پاسخ به این سوال که «کدام علم؟» برای پیشرفت انقلاب اسلامی کارآمد و مفید خواهد بود به ملاک “نافع” و “مسئولانه” بودن اشاره می کنند و در کتاب مباحثی پیرامون انقلاب اسلامی چنین می نگارند: «در ذیل آیه ای در قرآن در زمینه ی داستان سلیمان و به دنبال مسئله ی سحر و این که کسانی به دنبال آموزش سحر هستند، می فرماید: «وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ»[۲۴]: اینها چیزهایی می آموزند که به آنها زیان می بخشد و برای آنها سودی ندارد. معلوم می شود حوزه علم،‌حوزه نفع جامعه است؛‌حوزه ای است که بتواند مفید باشد. همین تعبیر را مولا علی بن ابی طالب(ع) در نهج البلاغه می فرماید: «وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ»[۲۵]: یعنی این گوش ها و هوش و حواس خود را متوجه آن علومی کرده اند که این علوم برای آنها نافع و سودمند باشد، نه علومی که صرفاً جنبه ی یک نوع آموزش و آگاهی دارد اما برای آنها، برای جامعه شناسان، برای اخلاقشان و برای آینده شان نفعی نداشته باشد. جمله دیگری است از امام علی(ع) در بحارالانوار که از کتاب خصال نقل شده است که: «عَلِّمُوا صِبْیانَکُمْ ما یَنْفَعُهُمُ اللّه ُ بِه: به کودکان خود چیزی را بیاموزید که برای آنها سودمند باشد و خدا در سایه ی این علوم به آنها نفع و سود بدهد.»[۲۶] روایتی است از امام کاظم سلام الله علی که می فرماید: «أَوْلَى‏ الْعِلْمِ‏ بِکَ مَا لَا یَصْلُحُ لَکَ الْعَمَلُ إِلَّا بِهِ، وَ أَوْجَبُ الْعِلْمِ عَلَیْکَ مَا أَنْتَ مَسْئُولٌ عَنِ الْعَمَلِ بِهِ.»[۲۷] علمی که از همه اولی تر و ضروری تر است که به دنبالش بروی، آن علمی است که عمل تو جز در سایه آن علم اصلاح نمی شود؛ یعنی آن علمی که نتیجه اش عمل صالح باشد. (عمل صالح عملی است که بارور باشد، پویا باشد، مثمر باشد و بتواند برای احیای جامعه و راه انداختن حیات اجتماعی مردم مفید باشد.) بعد به دنبالش می فرماید واجب ترین عمل،‌ آن چیزی است که تو در برابرش مسئولیت داری. ما از اینجا علمی را استفاده می کنیم که نتیجه اش عملی باشد که آن عمل به دنبال تعهد و مسئولیت می آید. اینجا فرهنگ متعهدانه و علم مسئولانه مطرح است؛ یعنی علمی که به دنبالش مسئولیت و تعهد را در انسان بیدار کند و در راه انجام مسئولیت به انسان راه نشان بدهد و چاره ساز باشد..»[۲۸] بر اساس چنین اعتقادی،‌ حرکت به سوی پیشرفت علمی یک وظیفه است که مطلوب دین مبین اسلام است: «پیشرفت‏ علمى‏ و پیگیرى عقلانیت علمى است؛ این کارى است مطلوب اسلام و مورد نظر و مورد تحریص و تحریض اسلام. ما به عنوان مسلمان و مؤمنِ به این آئین، وظیفه داریم کار علمى و رسیدن به اوج علمى را هم در حرکت فردى خودمان و هم در برنامه‏ریزى جمعى کشور دنبال کنیم؛ این وظیفه است؛ نگاه به این قضیه، باید به این شکل باشد.»[۲۹]

با توجه به این مسئله است، علم یکی از ارکان و عرصه های مهم پیشرفت اسلامی محسوب می شود و به تعبیر مقلم معظم رهبری، علم نافع و مسئولانه می تواند زمینه های رشد و تعالی جامعه، اقتدار اقتصادی، سعادت جامعه، عزت جهانی و پیشرفت اقتصادی را فراهم آورد. از این رو، اهمیت کار علمی و پیشرفت علمی در مسیر رشد پایدار بسیار زیاد است: «ببینید اهمیت کار علمى چقدر است؛ اهمیتش درجه‏ى یک است. اگر ما براى یک کشور، عزّت و آبرو و رفاه و اقتدار جهانى و پیشرفتهاى علمى بخواهیم، باید از طریق علم وارد شویم. من نمى‏گویم براى سعادت یک جامعه، علم کافى است. مى‏بینیم که در دنیا کشورهایى هستند که علم هم دارند، اما واقعاً سعادتمند نیستند و در مشکلات فراوانى دست و پا مى‏زنند. قطعاً علم نه فقط یک شرط لازم، بلکه یک شرط لازمِ بسیار مهمّ است و باید در کشور پیش برود. بنابراین، اهمیت علم معلوم است. اگر امروز کشورى از لحاظ علمى پیشرفت نکرد، نه اقتصادش پیشرفت خواهد کرد، نه اقتدار جهانیش پیشرفت خواهد کرد و نه زندگى مردم پیش خواهد رفت. بالاخره علم باید در کشور پیش برود؛ بخصوص که ما عقب‏ماندگى داریم و باید تلاش شود. دوم اینکه در کشور ما از لحاظ تواناییهاى بشرى، امکان پیشرفت‏ علمى‏ هست. ما از لحاظ استعداد، از سطح متوسّط دنیا بالاتریم.»[۳۰]

«نقش پیشرفت‏ علمى‏ و تأثیر علم در پیشرفت»[۳۱] به حدی است که می تواند ایران را به الگوی مطلوب پیشرفت تبدیل نماید؛ زیرا می تواند سازنده جامعه پیشرفتهِ عادلانهِ معنوی باشد به گونه ای که ماده و معنا در آن به اعتدال مورد توجه قرار می گیرند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «ملت ایران به پیشرفت‏ علمى‏ و پیشرفت مدنى و پیشرفت اجتماعى‏اى برسد که براى بقیه‏ى کشورهاى اسلامى الگو شود؛ کمااینکه حرکتهاى اسلامى در کشورهاى دیگر نشان مى‏دهد که ملت ایران تا الآن هم الگو شده؛ منتها روزى که شما بتوانید قله‏هاى علم و ایمان و همزیستى‏هاى انسانى و اخلاقى را فتح کنید و جامعه‏ى پیشرفته‏ى عادلانه‏ى معنوىِ برخوردار از ماده و معنا را به وجود آورید.»[۳۲]

به علت اهمیت این مسئله، قدرت پیشرفت علمی و گشودن افق های نوین در عرصه های مختلف علمی باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد: «ما در این زمینه‏ها باید کار کنیم. در زمینه‏ى علوم تجربى باید کار و تلاش کنیم. قدرت پیشرفت‏ علمى‏ و باز کردن راه‏هاى نو و گشودن افقهاى جدید را باید در خودمان به وجود بیاوریم؛ همت ما باید این باشد؛ توقع، این است.»[۳۳] نکته اصلی و حساسی که در این زمینه باید به آن توجه نمود، رابطه دین و علم در مسیر پیشرفت جامعه است. به عبارتی دیگر، آیا دین داری مانع رشد و پیشرفت علمی خواهد بود یا اینکه بر شتاب و گشترش آن خواهد افزود. توجه به این مسئله می تواند در عرصه سیاست گذاری ها عرصه علم و نگرش های پیرامون جهش علمی تاثیر گذار باشد. برخلاف نگرش غربی به این موضوع، که دین داری و ارزش های دینی را مانع پیشرفت علم می دانند[۳۴]، در رویکرد اسلامی و متعالی، شرط پیشرفت علمی نیز ایمان و دین داری است؛‌زیرا در گفتمان اسلامی اعتقاد بر این است که رشد علم و دانش نیازمند تحمل مصائب و سختی های چندی است که بر اساس ارزش های دینی اسلام، این مشکلات در مسیر علم افزایی تحمل می گردد زیرا یک مقوله ارزشی و متعالی شناخته می شود:

«یک نقطه‏ى دیگر در کشور ما وجود دارد که مى‏تواند یک وسیله‏ى مثبت به حساب آید و آن دین‏دارى است. در دهه‏هاى اخیر بخصوص از قرن نوزدهم میلادى به این طرف سعى کردند چنین وانمود کنند که دین‏دارى، عایق و مانع علم و پیشرفت‏ علمى‏ است؛ اما درست بعکس است. پیشرفت‏ علمى‏، احتیاج به نوعى ایمان دارد. آدم لاابالى و بى‏بندوبار و هرزه و کسى که دنبال بازده نقد و بازده شخصى است، معمولًا دنبال تحقیقات دشوار علمى نمى‏رود. اگر ایمان بتواند بر دل انسان حکومت کند، این کمک خواهد کرد که انسان دنبال کار دشوار تحقیق علمى برود؛ چون کار تحقیق علمى ضمن اینکه شیرین است، دشوار است و محرومیت و مشکلات دارد. مى‏بینید که یک سوداگر بازارى دلّال چقدر درآمد پیدا مى‏کند؛ اما یک عالِم این‏طور نیست. ممکن است عالِم اوقاتش تلخ باشد که مثلًا امکانات زندگى ندارد؛ اما در دل حاضر نیست به هیچ قیمتى این وضع خودش را با آن وضع سوداگر عوض کند…قدر علم را عالِم مى‏داند. پس، دنبال علم رفتن زحمت دارد؛ گاهى محرومیت دارد؛ گاهى مشکلات دارد. اگر ایمانى در دل انسان حاکم باشد، کمک خواهد کرد که انسان بتواند این راه دشوار را طى کند.»[۳۵]

۲-۲-۱٫  ارکان پیشرفت در عرصه علم

با بررسی و مداقه در اندیشه های امام خامنه ای می توان دریافت که پیشرفت در عرصه علم اشاره به چند بعد اساسی دارد؛ فراگیری علم از کشورها و مراکز پیشرفته علمی، تولید علم، اقتدار علمی و جهاد علمی. در سیاست های کلی علم و فناوری جمهوری اسلامی ایران هم به این مولفه ها توجه شده است. سیاست‌های کلی علم و فناوری عبارتند از «جهاد مستمر علمی با هدف کسب مرجعیت علمی و فناوری در جهان» با تأکید بر:

  1. تولید علم و توسعه نوآوری و نظریه پردازی،
  2. ارتقاء جایگاه جهانی کشور در علم و فناوری و تبدیل ایران به قطب علمی و فناوری جهان اسلام،
  3. توسعه علوم پایه و تحقیقات بنیادی،
  4. تحول و ارتقاء علوم انسانی بویژه تعمیق شناخت معارف دینی و مبانی انقلاب اسلامی با تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگری در متون، برنامه‌ها و روش‌های آموزشی و ارتقاء کمی و کیفی مراکز و فعالیت‌های پژوهشی مربوط.
  5. دستیابی به علوم و فناوری‌های پیشرفته با سیاستگذاری و برنامه ریزی ویژه.[۳۶]

در ادامه به بررسی این مولفه ها در عرصه پیشرفت علمی می پردازیم.

الف. اقتدار علمی

هر چند مقوله اقتدار در سیاست و مباحث حکومتی مطرح می گردد،[۳۷] اما در گفتمان اسلامی، علم و اقتدار با یکدیگر ارتباط وثیقی دارند؛‌ به گونه ای که علم از بسترهای اقتدار در حکومت اسلامی محسوب می گردد.[۳۸] از این رو، پیشرفت در عرصه علم (توسعه علمی) نمونه ای از اقتدار ملی و بستری برای توسعه در کلیه امور است.[۳۹] با توجه به تحولات جهان معاصر، تولید علم و دانش به ابزار ماندگاری و نقش آفرینی کشورها و علی الخصوص جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است[۴۰] و مقام معظم رهبری در این خصوص چنین می فرمایند: «علم، پیشرفت‏ علمى‏ و فراگیرى، نیاز اول کشور ماست؛ البته همه‏ى علوم فقط هم علوم تجربى نیست. همه‏ى علوم باید در جاى خود پیگیرى شود و کشور ما مى‏تواند. بنابراین، نتیجه‏ى نکته‏ى اول این است که شما که مشتى از خرمن عظیم نخبگان کشور هستید، مى‏توانید در ایجاد قدرت ملى و در سازندگى و آینده‏ى کشور مؤثر باشید.»[۴۱] شرایط فوق زمینه های ایجاد اقتدار مادی و معنوی برای حکومت را فراهم می آورد و همین امر سبب می شود تا سرمایه گذاری های کلان در خوزه علم، فناوری و نخبه پروری صورت گیرد: «اگر چنانچه بر روى مسئله‏ى علم و فناورى و نخبه‏پرورى سرمایه‏گذارى کنیم، حتماً در یکى از با اولویت‏ترین کارها سرمایه‏گذارى کرده‏ایم. پیشرفت‏ علمى‏ و به دنبال آن، پیشرفت فناورى، به‏ کشور و ملت این فرصت و این امکان را خواهد داد که اقتدار مادى و معنوى پیدا کند.»[۴۲] نتیجه این سرمایه گذاری ها و سیاست گذاری های راهبردی در حوزه علم و دانش، اقتدار علمی است.

اقتدار علمی یکی از گونه های مختلف اقتدار است و از جانب یک رهبر سیاسی یا یک گروه یا نظام سیاسی بر پایه دانش، تخصص و عقلانیت و فن آوری در سطوح مختلف داخلی و بین المللی اعمال می گردد. بر اساس این تعریف، منظور از اقتدار علمی آن دسته از ویژگی هایی است که به علم، ماهیتی از جنس قدرت و اعتبار می دهد.[۴۳]

در رویکرد قرآنی، دانش از اصالت برخوردار بوده و بر قدرت تقدم دارد[۴۴] و رهبر معظم انقلاب اسلامی به این نگرش پایبند بوده و معتقد هستند که علم منشأ قدرت و پیشرفت بوده و می تواند تولیدکننده اقتدار باشد: «اسلام برای علم ارزش ذاتی قائل است. لیکن علاوه‌ی بر این ارزش ذاتی، علم قدرت است. یک ملت برای اینکه راحت زندگی کند، عزیز زندگی کند، با کرامت زندگی کند، احتیاج دارد به قدرت. عامل اصلی که به یک ملت اقتدار می بخشد، علم است. علم، هم می تواند اقتدار اقتصادی ایجاد کند، هم می تواند اقتدار سیاسی ایجاد کند، هم می تواند آبرو و کرامت ملی برای یک ملت در چشم جهانیان به وجود بیاورد. یک ملت عالم، دانا، تولید کننده‌ی علم، در چشم جامعه‌ی بین‌المللی و انسانها طبعاً با کرامت است. پس علم علاوه بر کرامت ذاتی و ارزش ذاتی، این ارزشهای بسیار مهمِ اقتدارآفرین را هم دارد.»[۴۵] ایشان در جایی دیگر بیان می دارند: «علم و دانش برای یک ملت و برای یک فرد مایه‌ی اقتدار است. «من وجده صال و من لم یجده صیل علیه»؛ کسی که این قدرت را پیدا کند، دست برتر را دارد و آن کسی که نتواند قدرت علمی را به دست بیاورد، زیردست باقی میماند و دیگران بر او دست برتر را خواهند داشت. علم و فناوری یک چنین خصوصیتی دارد. امروز حرکت کشور در جهت به دست آوردن دانش و فناوری در بسیاری از رشته‌ها، بخصوص در رشته‌های بسیار نو و برترِ کشور مشهود است»[۴۶] و «پیشرفت علمی را دست‌کم نگیرید. این پیشرفتها خیلی مهم است. علم، پایه‌ی پیشرفت همه‌جانبه‌ی یک کشور است. این حدیث را من یک وقتی خواندم: «العلم سلطان»؛ علم، اقتدار است. هر کس این اقتدار را داشته باشد، می تواند به همه‌ی مقاصد خود دست پیدا کند. این مستکبران جهانی به برکت علمی که به آن دست پیدا کردند، توانستند به همه‌ی دنیا زور بگویند. البته ما هرگز زور نخواهیم گفت، اما علم برای ما به عنوان یک پیشرفت حتماً لازم است.»[۴۷]

علم و دانش به مثابه عامل اقتدار و پیشرفت در جامعه و یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی، باید همنشین انگیزه ها و ارزش های الهی باشد. به عبارتی دیگر، «راه جدید این است که یک ملتى با دارا بودن ابزار علم و اقتدار علمى‏، که همه چیز دیگر را به دنبال خودش مى‏آورد، انگیزه‏هاى الهى و ارزشهاى الهى و اخلاق الهى را در دنیا عَلم کند.»[۴۸] چنین اقدامی سبب می شود که زمینه های ارتقاء قدرت بین المللی در بستر اقتدار علمی فراهم آید. از این رو، جمهوری اسلامی می تواند سیاست برتر و الهی را در مجامع بین المللی نهادینه سازد که در نهایت امر، جایگاهی ممتاز را برای ایران در عرصه های اقتصادی، سیاسی، علمی و ارزشی به ارمغان خواهد آورد: «قدرت اقتصادى و سیاسى(که از اقتصادى ناشى مى‏شود) و بالاتر از همه‏ى این‏ها، قدرت علمى، که منشأ همه‏ى این‏هاست؛ یعنى منشأ قدرت اقتصادى و سیاسى‏شان هم قدرت علمى است. ما این طرف دنیا حرف‏هاى حقّ زیادى داریم؛ حرفمان را شجاعانه مى‏زنیم، منطقمان را در صحنه‏هاى رویارویىِ منطقى هم اثبات مى‏کنیم، در عمل هم البته چون توفیق الهى شامل حال این ملت شده و ایمان دارد، به قدر ایمان خودش، پیشرفت مى‏کند؛ یعنى نتوانسته‏اند هم به آرزوهاى خودشان در مورد این ملت برسند؛ اما احتیاج به یک چیز دیگرى هم داریم و آن، عبارت است از «قدرت بین‏المللى»، تا بتوانیم این راه را بى‏دغدغه، درست، به طور کامل، همه‏جانبه و بى‏کم‏وکاست و کاست ادامه دهیم و به اهداف و آرمان‏هایمان برسیم. این قدرت را (قدرت اقتصادى، سیاسى و نفوذ فرهنگى) چطورى به دست آوریم؟ پایه و مایه‏ى همه‏ى این‏ها، قدرت علمى است! یک ملت، با اقتدار علمى‏ است که مى‏تواند سخن خود را به گوش همه‏ى افراد دنیا برساند؛ با اقتدار علمى‏ است که مى‏تواند سیاست برتر و دست والا را در دنیاى سیاسى حائز شود. اقتصاد هم به دنبال این‏ها به دست مى‏آید؛ پول تابع توانایى‏هاست. امروز این‏طورى است؛ علم را مى‏شود به پول تبدیل کرد و از لحاظ اقتصادى هم قوى شد. این، جایگاه علم است.»[۴۹]

ب. تولید علم و برخورداری از دانش پیشرفته

در اسلام برای علم و دانش، حد و مرزی نیست؛‌ و همه دوران ها و فصول عمر، دوران علم و تلاش و سازندگی و تعالی به شمار می آید. به عبارت دیگر، جوامع اسلامی باید از نظر ساخص علمی در جهان، دارای برترین و بالاترین شاخص ها و عملکردهای علمی باشند و از لحاظ رشد دانش، تحقیق و ابتکارات علمی نیز در سطح اعلی باشند. در نهج البلاغه آمده است که بیماری جهل و نادانی و بی سوادی خطرناک ترین و تلخ ترین بیماری هاست؛‌و مقدمه و زمینه هر نوع رشد،‌تحول و توسعه؛‌ علم و دانش و ریشه کن کردن فقر علمی و جهل و نادانی و بی سوادی است.[۵۰] مقام معظم رهبری نیز به این موضوع اشاره کرده و معتقد هستند که برای رسیدن به پیشرفت علمی که در رأس همه کارهای پیشرفت پایدار است، تولید علم و ریشه کنی فقر علمی لازم است: «این را بدانید که اعتقاد راسخ بر این است که پیشرفت‏ علمى‏ و رشد علمى در رأس همه‏ى کارهاى اساسى براى پیشرفت کشور باشد. یعنى مهم‏ترین زیرساخت کشور، زیرساخت انسانى است به وسیله‏ى علم. ما باید خود را از فقر علمى نجات دهیم؛ این مسأله‏ى اول و اساسى ماست. تجربه‏ى بیست و چند سال گذشته بارها و بارها این را به ما نشان داده و براى ما اثبات کرده است.»[۵۱]

در مسیر ریشه کن کردن فقر علمی و رسیدن به پیشرفت در عرصه علم، دو راهبرد وجود دارد؛‌ یکی تولید علم است و دیگری فراگیری علوم نافع از کشورها و مراکز تحقیقاتی در سطوح مختلف جهانی. البته اتخاد این دو راهبرد برای رسیدن به موفقیت نیازمند تلاش و امیدواری است: «ما چند پیش‏فرض داریم:

(۱) یکى این است که پیشرفت‏ علمى‏، ضرورت حیاتى کشور در علوم مختلف است؛ البته رتبه‏بندى علوم یکى از کارهاى مهم است.

(۲) پیش‏فرض دوم این است که این پیشرفت علمى، اگرچه که با فراگیرى علم از کشورها و مراکز پیشرفته‏ترِ علمى حاصل خواهد شد، اما فراگیرى علم یک مسئله است، تولید علم یک مسئله‏ى دیگر است. نباید ما در مسئله‏ى علم، واگن خودمان را به لوکوموتیو غرب ببندیم. البته اگر این وابستگى ایجاد بشود، یک پیشرفت‏هائى پیدا خواهد شد؛ در این شکى نیست؛ لیکن دنباله‏روى، نداشتن ابتکار، زیرِدست بودنِ معنوى، لازمه‏ى قطعىِ این چنین پیشروى‏اى است؛ و این جایز نیست. بنابراین، ما باید علم را خودمان تولید کنیم و آن را بجوشانیم. هر پله‏اى از پله‏ها که انسان در مدارج علم بالا برود، او را آماده مى‏کند براى برداشتن گام بعدى و رفتن به یک پله‏ى بالاتر. این حرکت را بایستى ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده‏ى از منابع فکرى و ذخائر میراث فرهنگى خودمان ادامه بدهیم و داشته باشیم.

(۳) سوم اینکه این پیشرفت علمى بایستى با خودباورى اولًا؛ امید به موفقیت ثانیاً؛ حرکت جهادگونه ثالثاً؛ همراه باشد. چون ما فرض را بر این گذاشتیم که پیشرفت علمى، بایستى با نگاه بومى و با تکیه‏ى به فرهنگ خودمان باشد- فرهنگ ما یعنى اسلام و مواریث ملىِ‏ پسندیده‏ى ما- و نیز ناظر به نیازهاى کشور. این، بایستى مجموعه‏ى حرکت علمى ما را تشکیل بدهد. بدانیم که وقتى حرکت انجام گرفت، امید رسیدن به موفقیت وجود دارد.» [۵۲]

رهبر انقلاب معتقد هستند که تولید علم و نوآوری علمی نیازمند “جرأت علمی” است؛ «برای نوآوری علمی که در فرهنگ معارف اسلامی از آن به اجتهاد تعبیر می‌شود، دو چیز لازم است: یکی قدرت علمی و دیگری جرأت علمی. البته قدرت علمی چیز مهمی است. هوش وافر، ذخیره علمیِ لازم و مجاهدت فراوان برای فراگیری، از عواملی است که برای به دست آمدن قدرت علمی، لازم است؛ اما این کافی نیست. ای بسا کسانی که از قدرت علمی هم برخوردارند، اما ذخیره انباشته علمی آنها هیچ جا کاربُرد ندارد؛ کاروان علم را جلو نمی‌برد و یک ملت را از لحاظ علمی به اعتلاء نمی‌رساند. بنابراین جرأت علمی لازم است.»[۵۳] در کنار تولید علم، برخورداری از دانش پیشرفته مورد توجه است و برای اعتلای علمی جامعه، لازم است تا از اقتباس علمی هم صورت گیرد. چنین نگرشی در سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. در سند مزبور ذکر شده است که با اتکال به قدرت لایزال الهى و در پرتو ایمان و عزم ملى و کوشش برنامه‏ ریزى شده و مدبرانه ‏ى جمعى و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسى، در چشم ‏انداز بیست ساله، ایران کشورى «برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناورى، متکى بر سهم برتر منابع انسانى و سرمایه اجتماعى» می باشد.[۵۴] مقام معظم رهبری در خصوص برخورداری از دانش پیشرفته و اقتباس علمی معتقد هستند که اقتباس علم امری مثبت و پسندیده است اما باید توجه داشت که اقتباس علمی مبتنی بر پذیرش فرهنگ و مبانی اعتقادی علوم اتخاذ گردیده نباشد. در عین حال، اقتباس و اخذ علوم از سایر کشورها نباید منحصراً به ترجمه خلاصه شود بلکه باید مبادی و نقاط مثبت این علوم بومی سازی شوند: «پیشرفت‏ علمى‏ و اقتباس علمى- که من به اقتباس معتقدم؛ اما به ترجمه‏ى محض و اکتفاى به ترجمه، معتقد نیستم- کارى لازم است و اسلام هم ما را به این، امر مى‏کند. به‏هرحال گرفتن علم از دیگران، با گرفتن فرهنگِ دیگران اشتباه نشود. این مغالطه‏ى بزرگى است که کسى بگوید علم غربى‏ها خوب است، پس فرهنگ و سیستم زندگى و اخلاقشان هم خوب است؛ نه، این‏ها باهم ملازمه‏اى ندارد. علمشان خوب است؛ اما این علم، پروریده و ساخته‏ى این فرهنگ نیست؛ حتّى این فرهنگ به این علم ضرر هم مى‏زند. علم، مولّدها و عناصر به وجودآورنده‏ى خاص خود را دارد؛ باید آن‏ها را پیدا کرد. فرهنگ بى‏بندوبارى، بى‏دینى، خودپرستى، گرایش به پول و مادّه و اصیل دانستن مادّی گرى و ارزش هاى مادّى، فرهنگهاى غلطى است که امروز غرب دچار این‏هاست. اگر آن مردم، پارسا و صالح و نیکوکار و کم‏اعتنا به زخارف دنیا بودند، این دانش براى دنیا مفید مى‏شد؛ همچنان که در دوره‏ى شکوفایى اسلامى در قرن چهارم و پنجم و ششم هجرى، برجستگان علمى‏اى به وجود آمدند و دانش را به اوج قلّه‏ى آن روز رساندند و به‏هیچ‏وجه فرهنگى که امروز در غرب رایج است؛ فرهنگ بى‏بندوبارى و بى‏دینى و امثال این‏ها، بر آن‏ها حاکم نبود؛ مثل ابن‏سیناها، محمّد بن زکریّاى رازى‏ها، خوارزمى‏ها و دیگران. این‏ها در فرهنگى مثل فرهنگ غرب رشد نکردند؛ همچنان که دانشمندان بزرگ غرب و کسانى که دانش غرب را پایه‏گذارى کردند، هرگز در چنین فرهنگى رشد نکردند. بنابراین پیشروى و برترى علمى غرب را به‏هیچ‏وجه به معناى برترى فرهنگ غرب ندانید.»[۵۵]

در راستای تولید علم و اتخاذ دانش های پیشرفته از جهان، آموزش یکی از عوامل اصلی و زمینه ساز تولید علم و تحقق سیاست های پیشرفت علمی محسوب می شود و در این میان، دانشگاه ها از پرارزش ترین نهادهایی هستند که جامعه برای پیشرفت علمی و در نهایت، توسعه پایدار و اقتدار علمی به آنها نیازمند است.[۵۶] بنابراین، آموزش عالی رکن اصلی توسعه ملی و پیشرفت متعالی در هر کشوری و از جمله ایران است. نیروی انسانی ماهر که محصول مستقیم آموزش عالی است،‌ علاوه بر رسالت فرهنگی، بُردار اصلی پیشرفت، بومی سازی علوم کاربردی و نافع،  و اقتدار علمی به شمار می آید. از این رو، توجه به این بخش و ارزیابی مستمر روند تحول آن، از جمله اولویت های اصلی در مدیریت سرزمینی کشور محسوب می گردد و نمی توان آن را بدون یک سیاست و تدبیر حساب شده رها کرد.[۵۷] از این رو، در فرایند اقتدار و پیشرفت علمی، نهادهای دانشگاهی و مراکز تحقیقاتی نقش عمده ای را فراهم می نمایند. یکی از این نقش ها، ابتکارات علمی و پرهیز از تقلیدگرایی است: «ما باید دنبال علم و پیشرفت‏ علمى‏ باشیم. البته پیشرفت‏ علمى‏ هم با تقلید حاصل نخواهد شد؛ با ابتکار و شکستن مرزها و پیش رفتن و فتح مناطق ناگشوده، حاصل خواهد شد. وظیفه‏ى دانشگاه‏ها و مراکز تحقیق خیلى سنگین است. مسئولان دولتى هم باید این پایه و اساس را که همان تحقیق است، مورد توجه قرار دهند و بدانند که نه علم و نه فناورى، بدون وجود مراکز فعال تحقیقاتى، پیشرفتى نخواهد داشت. هم دانشگاه‏هاى ما، هم مراکز تحقیقاتىِ خارج از دانشگاه‏ها باید مورد حمایت و توجه قرار بگیرند.»[۵۸]

ج. جهاد علمی

جهاد از ریشه جَهد، به معنای زحمت و مشقت و از ریشه جُهد، به معنای بذل طاقت، کوشش و تلاش بسیار توام با سختی است. فقها در معنای اصطلاحی جهاد گفته اند؛ جهاد عبارت است از بذل جان، مال و توان در راه اعتلای اسلام و بر پا داشتن شعائر دین.[۵۹] قرآن در کنار دستور جهاد، عنصر مال و جان را مطرح می کند: «وَ جَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید.»[۶۰] جهاد با مال معنای مشخصی دارد و مصداق بارز جهاد با جان نیز جنگ رزمی و شهادت در راه خداست، اما می توان مصادیق دیگری از قبیل جهاد علمی را نیز برای عنوان جهاد با جان در نظر گرفت.[۶۱] مقام معظم رهبری در تفسیر آیه فوق این چنین بیان می دارند: «جهاد یعنی حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان؛ این می شود جهاد. لذا «جاهدوا بأموالکم و أنفسکم فی سبیل اللَّه»؛ جهاد با نفس، جهاد با مال. جهاد با نفس کجاست؟ فقط به این است که توی میدان جنگ برویم و جانمان را کف دست بگیریم؛ نه، یکی از انواع جهاد با نفس هم این است که شما شب تا صبح را روی یک پروژه‌ی تحقیقاتی صرف کنید و گذر ساعات را نفهمید. جهاد با نفس این است که از تفریحتان بزنید، از آسایش جسمانیتان بزنید، از فلان کار پرپول و پردرآمد – به قول فرنگی‌ها پول‌ساز – بزنید و تو این محیط علمی و تحقیقی و پژوهشی صرف وقت کنید تا یک حقیقت زنده‌ی علمی را به دست بیاورید و مثل دسته‌ی گل به جامعه‌تان تقدیم کنید؛ جهاد با نفس این است.»[۶۲]

بنابراین جهاد و حرکت های جهادی صرفاً مربوط به جنگ نمی شود و عرصه هایی نظیر علم را در بر می گیرد: «جهاد یعنی مبارزه. در زبان فارسی، جنگ و ستیزه‌گری معنای مبارزه را نمی‌دهد. می‌گویی من دارم مبارزه می‌کنم: مبارزه‌ی علمی می‌کنم.»[۶۳] در همین راستا می توان بیان کرد که جهادگرایی در عرصه علم و دانش با آرمان گرایی پیوند دارد: «آرمان‌گرائی در علم – باید مورد توجه باشد. آرمان‌گرائی در علم، یعنی در زمینه‌ی مسائل علمی باید دنبال قله بود؛ که این، توجه شما را به درس خواندن و خوب درس خواندن باید نتیجه بدهد. من به شما عرض بکنم؛ امروز درس خواندن، علم‌آموزی، پژوهش و جدیت در کار اصلی دانشجوئی، یک جهاد است.»[۶۴] چنین رویکردی نسبت به مقوله علم سبب می شود که «یک نهضت علمی آغاز شود و دانشگاهیان و نخبگان به سمت جهاد علمی سوق داده شوند.»[۶۵]

از این رو، جهاد علمی از منظر رهبری عبارت است از تلاش بی وقفه و جهادی در عرصه علم برای پیشرفت جامعه اسلامی که با خطرپذیری همراه خواهد بود. به تعبیر ایشان، «در این حرکت، تنبلى و تن‏آسایى و محول کردن کار به یکدیگر جایز نیست؛ حرکتِ جهادگونه باید کرد. جهاد فقط در میدان جنگ نیست، در میدان علم هم مثل بقیه‏ى میادین زندگى، جهاد لازم است. جهاد یعنى تلاش بى‏وقفه، همراه با خطرپذیرى-در حد معقول البته- و پیشرفت و امید به آینده.»[۶۶]

ایشان معتقد هستند «حرکت تولید علم و نگاه مجاهدت‌آمیز به کار علمی و تلاش علمی در کشور»[۶۷] باید مورد توجه مسئولین و کارگزاران حکومتی قرار گیرد، زیرا پیوند جهاد و حوزه های مختلف علم و دانش، مقوله ای ارزشی است که می تواند زمینه های استقلال حقیقی و پیشرفت پایدار را برای جامعه به ارمغان خواهد آورد. مقام معظم رهبری چنین فرایندی را به خوبی تصویر می کنند: ترکیب جهاد و دانشگاه، و تلفیق جهاد که یک امر ارزشی معنوی است با علم و دانش و با دانشگاه دارای پیام است؛ نشان می‌دهد که می‌توان علم جهادی و نیز جهاد علمی داشت؛ این همان کاری است که شماها مشغولید. علم شما علم جهادی است؛ با جهاد و با اجتهاد همراه است؛ دریوزه‌گری و منتظر نشستن برای هدیه شدن علم از این‌سو و آن‌سو نیست؛ دنبال علم می‌روید تا آن را به‌دست بیاورید؛ این علم جهادی و علم برخاسته‌ی از مجاهدت و اجتهاد و تلاش است. از طرفی شما مشغول جهاد هستید. جهاد یعنی مبارزه برای یک هدف والا و مقدس. میدانهایی دارد؛ یکی از میدانهایش حضور در نبردهای مسلحانه‌ی رایج جهانی است. میدان سیاست هم دارد؛ میدان علم هم دارد؛ میدان اخلاق هم دارد. ملاک در صدق جهاد این است که این حرکتی که انجام می‌گیرد، جهت دار و مواجه با موانعی باشد که همت بر زدودن این موانع گماشته می‌شود؛ این می‌شود مبارزه. جهاد یعنی یک چنین مبارزه‌یی، که وقتی دارای جهت و هدف الهی بود، آن‌وقت جنبه‌ی تقدس هم پیدا می‌کند. شما مبارزه‌ی علمی می‌کنید؛ زیرا این کار شما به‌طور واضح دشمنان بسیار سرسختی دارد که نمی‌خواهند این حرکت علمی و تحقیقی انجام بگیرد. هرچه بتوانیم ما این فرهنگ را در جامعه گسترش دهیم و آن را پایدار و استوار کنیم، کشور را به سمت سربلندی و عزت و استقلال حقیقی بیشتر پیش برده‌ایم.»[۶۸]

ایشان در جایی دیگر پیرامون جهاد علمی و عملی چنین بیان می دارند: «اگر می‌خواهید کشور ایران آباد شود، رفاه و رونق اقتصادی، پیشرفت همه‌جانبه، عزّت سیاسی، امنیّت اجتماعی، امنیّت شغلی، دانش و پیشرفت تحقیقات از یک طرف، و معنویت از یک طرف این کشور را روشن و نورانی کند، دو چیز را باید در نظر بگیرید. این دو چیز، وظیفه‌ی همه‌ی قشرها، مخصوصاً قشرهای آگاه است. یکی این‌که در سازندگی کشور، همه باید با هم شرکت کنند. دوم این‌که در سازندگیِ نَفْس خود کوشش کنند. «و توبوا الی‌اللَّه جمیعاً ایّها المؤمنون لعلّکم تفلحون»؛ فلاح و رستگاری به این است که همه‌ی ما راه توجّه به خدا، تضرّع و توسّل به پروردگار را به عنوان یک راه روشن داشته باشیم. هیچ کدام به تنهایی کافی نیست. مبادا کسی خیال کند که مملکت بدون فعّالیت و تلاشِ سازندگی – فقط با ذکر خدا گفتن – آباد خواهد شد؛ ابداً. باید تلاش کرد، باید مجاهدت کرد؛ هم مجاهدت علمی، هم مجاهدت عملی.»[۶۹] با توجه به اهمیت علم و دانش برای پیشرفت و استقلال همه جانبه در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، امام خامنه ای به راهبرد فعالیت علمی جهادی اشاره می کنند تا از این طریق زمینه های طراحی و عملیاتی سازی الگوی بومی پیشرفت فراهم گردد و نیل به رستگاری و تعالی مادی و معنوی تسهیل گردد. پس، «کار علمی در دانشگاه و در کشور باید جهادی باشد؛ کار علمیِ جهادی انجام بگیرد.»[۷۰]

[۱] . سیدمحمود نبویان، جستارهایی در باب دین و دنیای مدرن، قم، انتشارات پرتو ولایت، ۱۳۸۷، صص۱۷۳-۱۶۹٫

[۲] . حسن احتشام، «خاستگاه تولید علم در قرآن»، فصلنامه انسان پژوهی دینی، سال ششم، ‌شماره ۱۹، تابستان۱۳۸۸، ص۴۶٫

[۳] . سیدصادق حقیقت، روش شناسی علوم سیاسی، قم، انتشارات دانشگاه مفید، ۱۳۸۷، ص۳۸، به نقل از:

Robert Audi, The Cambridge Dictionary of Philosophy, Cambridge, Cambridge University Press, 1995, p 701.

[۴] . آیه ۱۶ سوره مبارکه رعد.

[۵] . آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره مبارکه فاطر.

[۶] . آیه ۲۶۹ سوره مبارکه بقره.

[۷] . حسن احتشام، «خاستگاه تولید علم در قرآن»، همان، صص۴۷-۴۶٫

[۸] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس‏جمهور و اعضاى هیئت دولت، ۱۳۸۵، ص۸۸٫

[۹] . اندرو هیوود، مقدمه نظریه سیاسی، ترجمه عبدالرحمن عالم، تهران، نشر قومس،۱۳۸۳، ص۲۴٫

[۱۰] . محمدجواد باهنر، مباحثی پیرامون فرهنگ انقلاب اسلامی، تهران، نشر شاهد،۱۳۸۷،‌ ص ۱۶۳٫

[۱۱] . داود فیرحی،‌ قدرت، دانش و مشروعیت، تهران،‌ نشر نی، ۱۳۷۸، با تلخیص ص۹۰٫

[۱۲] . غلامحسین رحیمی، «سنت علمی در تمدن اسلامی»، فصلنامه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، سال پنجم، شماره۱۴، بهار۱۳۹۳، صص۷۲-۷۱٫

[۱۳] . مرتضی مطهری، «فریضه علم»، در ده گفتار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۹، ص۱۷۷٫

[۱۴] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه ها، ۱۵/۵/ ۱۳۹۲٫

[۱۵]. رضا نوروز زاده و ندا رضایی، «توسعه علمی در جمهوری اسلامی ایران: موانع، ‌ابعاد و راهکارها»، چالش های تولید علم، جلد دوم، تهران، معاونت پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک، ۱۳۸۸، صص۱۲-۱۱٫

[۱۶].Gerard Degre

[۱۷] . قربانعلی ابراهیمی، اجتماع علمی و رابطه آن با توسعه علمی، پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی، تهران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ۱۳۷۱، ص۴۱٫

[۱۸]. نهله غروی نائینی و دیگران، «فرهنگ علم ورزی در دانشگاه اسلامی»، فصلنامه فرهنگ در دانشگاه اسلامی، سال دوم، شماره دوم، تابستان۱۳۹۱، ص۲۵۹٫

[۱۹]. جواد منصوری،‌ «فرهنگ، ‌سیاست و تولید علم»، فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامی، شماره۹،‌ بهار۱۳۸۳، ص۵٫

[۲۰]. بهرام اخوان کاظمی، «تحقق علم نافع، راهبردی بنیادین در اصلاح و اعتلای علمی کشور»، فصلنامه معرفت در دانشگاه اسلامی، سال پانزدهم، شماره چهارم، زمستان۱۳۹۰، ص۱۲٫

[۲۱] همان، ص۱۶٫

[۲۲] . حسین مطیع و سوده یاوری، «ملاک علم نافع در دانشگاه اسلامی بر اساس قرآن و احادیث»، فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، سال شانزدهم، شماره دوم، تابستان۱۳۹۱، ص۲۴۳٫

[۲۳] . مرتضی مطهری، فریضه علم، همان، ص۱۸۶-۱۸۵٫

[۲۴] . آیه ۱۰۲ سوره مبارکه بقره.

[۲۵] . خطبه ۱۹۳ نهج البلاغه.

[۲۶] . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، جلد دوم،‌ ص۱۷٫

[۲۷] . «شایسته ترین دانش براى تو آن است که عملت جز بدان سامان نپذیرد و واجب ترین دانش براى تو آن است که از عمل به آن پرسیده مى شوى و لازم ترین دانش براى تو آن است که به صلاح قلبت ره بنماید و تباهى اش را برایت روشن سازد و نیک فرجام ترین دانش آن است که بر عمل زودگذر تو بیفزاید، پس به دانشى که ندانستنش زیانى به تو نمى رساند سرگرم مشو و از دانشى که رهاکردنش بر نادانى تو مى افزاید غافل مباش.» بنگرید به: ابوعبدالله حسین بن محمد بن حسن بن نصر حلوانی،‌ نزهه الناظر و تنبیه الخاطر (چشم تماشا)، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، ۱۳۹۰، ص۱۹۰٫

[۲۸] . محمدجواد باهنر، مباحثی پیرامون فرهنگ انقلاب اسلامی، همان، صص۱۵۸-۱۵۷٫

[۲۹] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان نخبه و دانشجویان،۱۳۸۳، ص۱۴۵٫

[۳۰] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در در دیدار نخبگان علمى سراسر کشور، ۱۳۷۸، ‌ص۹۸٫

[۳۱] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه، ۱۳۸۴، ص۱۹۶٫

[۳۲] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى اتحادیه‏ى انجمن‏هاى اسلامى دانش‏آموزان، ۱۳۸۳، ص۲۶۹٫

[۳۳] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۲۲۰٫٫

[۳۴]. See: Max Weber, The Sociology of Religion, Trans By Ephraim Fischoff, Beacon press, 1963, p 265 & David McClelland, The Achieving Society, Princeton, New Jersey, Van No Strand, 1961, p 345.

[۳۵] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان علمى سراسر کشور،۱۳۷۸، ص۹۸٫

[۳۶] . سیاست های کلی علم و فناوری، ۱۳۹۳، ص۱٫

[۳۷] . ر.ک: آلن بال و گای پیترز، سیاست و حکومت جدید، ترجمه عبدالرحمن عالم، تهران، نشر قومس،۱۳۸۴، صص۴۱-۳۷ و رابرت دال، تجزیه و تحلیل جدید سیاسی، ترجمه حسین ظفریان، تهران، نشر مترجم، ۱۳۶۴، صص۷۲-۷۰٫

[۳۸] . اصغر افتخاری، اقتدار ملی: جامعه شناسی سیاسی قدرت از دیدگاه امام خمینی رحمه الله علیه، تهران، سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی،‌۱۳۸۰، صص۸۶-۸۵٫

[۳۹] . عبدالحسین فریدون، «سیاست ها و راهبردهای علم و فناوری در کشور»، در سیاست ها و راهبردهای علم، فناوری و فرهنگ (مجموعه مقالات چهل و چهارمین نشست روئسای دانشگاهها و مراکز علمی-تحقیقاتی)، جلد دوم، تهران، انتشارات ‌وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، ۱۳۸۱، ص۱۰۶٫

[۴۰] . مهرداد نوابخش، «بررسی نقش دانشگاه آزاد اسلامی در رشد و توسعه کمی و کیفی علمی کشور»، در مروری بر کارنامه سی ساله نظام جمهوری اسلامی ایران، تدوین دکتر ابراهیم کلانتری، جلد۲، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۰، ص۷۸٫

[۴۱] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در در دیدار دیدار نخبگان جوان، ۱۳۸۶، ص۱۰۷٫

[۴۲] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان جوان، ۱۳۸۹، صص۱۶۱-۱۶۰٫

[۴۳] . اکبر ساجدی و دیگران، «اقتدار علمی در اندیشه سیاسی اسلام»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، سال نهم، شماره۳۱، زمستان۱۳۹۱، ص۱۲۲، به نقل از: علی ایمانی سطوت، «مبانی فرهنگی اقتدار علمی در ایران»، نشریه نگرش راهبردی ویژه نامه اقتدار علمی- اقتدارملی، شماره نود و هفتم و نود و هشتم، ۱۳۷۸، ص۱۲۱٫

[۴۴] . سیدکاظم سیدباقری،«ماهیت و مولفه های قدرت سیاسی از منظر قرآن کریم»، فصلنامه کتاب نقد، سال سیزدهم، شماره۵۹- ۶۰، تابستان و پائیز ۱۳۹۰، ص۹۶٫

[۴۵] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه ها، ۱۵/۵/۱۳۹۲٫

[۴۶] . بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی در آغاز سال جدید، ۱/۱/۱۳۹۰٫

[۴۷] . بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران،۱۴/۱۱/۱۳۹۰٫

[۴۸] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان جوان، ۱۳۸۹، ص۱۶۰٫

[۴۹] . حدیث ولایت، بیانات مقامم عظم رهبری در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق(علیه‏السلام)،۱۳۸۴،‌ ص۲۵۵٫

[۵۰] . قربانعلی دری نجف آبادی،‌«توسعه، فرهنگ و دیدگاه های امام خمینی(ره)»، در مقالات اولین کنگره بررسی اندیشه های اقتصادی امام خمینی(ره)، ‌تهران،‌ موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)،۱۳۷۴، ص۱۴۰٫

[۵۱] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه، ۱۳۸۴، ص۱۹۷٫

[۵۲] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعى از نخبگان علمى و اساتید دانشگاه‏ها، ۱۳۸۷، صص ۱۴۵-۱۴۴٫

[۵۳] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیر کبیر،۱۳۷۹، ص۱۷۲٫

[۵۴] . سازمان مدیریت و برنامه ریزی، سند چشم انداز در افق ۱۴۰۴، ابلاغیات مقام معظم رهبری، تهران: سازمان مدیریت و برنامه ریزی،۱۳۸۲، اصل دوم سند.

[۵۵] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعى از برگزیدگان المپیادهاى جهانى و کشورى و افراد ممتاز آزمون هاى سراسرى سال هشتاد و هشتاد و یک، ۱۳۸۱، صص۸۲-۸۱٫

[۵۶] . غلامرضا خواجه سروی و جواد علی پور، «جمهوری اسلامی ایران و پیشرفت علمی»، در مروری بر کارنامه سی ساله نظام جمهوری اسلامی ایران، تدوین دکتر ابراهیم کلانتری، جلد۲، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۰، ص۹۸ و اصغر افتخاری و مهدی نادری، «رابطه دانشگاه با قدرت سیاسی در جهان سوم»، فصلنامه معرفت در دانشگاه اسلامی، سال سیزدهم، شماره۳، پائیز۱۳۸۸، صص۱۰۷-۱۰۲٫

[۵۷] . محمدتقی رهنمایی، «تحولات آموزش عالی در ایران طی سه دهه ۸۵-۱۳۵۵»، در مروری بر کارنامه سی ساله نظام جمهوری اسلامی ایران، تدوین دکتر ابراهیم کلانتری، جلد۲، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۰، ص۷۸٫

[۵۸]. حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه، ۱۳۸۴، ص۱۹۶٫

[۵۹] . مهدی عزیزان، جهاد اقتصادی: الزامات، عوامل و موانع، همان،  ص۱۱٫

[۶۰]. آیه ۴۱ سوره مبارکه توبه.

[۶۱] . اکبر ساجدی و دیگران، اقتدار علمی در اندیشه سیاسی اسلام، همان، ص۱۲۶٫

[۶۲] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى بسیجى هیئت علمى دانشگاه‏ها، ۱۳۸۹،‌ص۶۷٫

[۶۳] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى هیئت دولت،۱۳۸۳، ص۱۹۴٫

[۶۴] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، ۱۶/۵/۱۳۹۱٫

[۶۵] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخست وزیر عراق با ایشان، ۴/۲/۱۳۹۱٫

[۶۶] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعى از نخبگان علمى و اساتید دانشگاه‏ها، ۱۳۸۷، صص ۱۴۵-۱۴۴٫

[۶۷] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه ها، ۱۵/۵/۱۳۹۲٫

[۶۸] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از مسئولان جهاد دانشگاهی،۱۳۸۳، ص۴۹٫

[۶۹] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم ساری، ۱۳۷۴،‌ ص۹۸٫

[۷۰] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، ۶/۵/۱۳۹۲٫

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.