روایتی از دنیای واقفان در همدان/ از مهریه «زبیده‌خانم» تا دعای «سیف‌الدوله»

0 0
روایتی از دنیای واقفان در همدان/ از مهریه «زبیده‌خانم» تا دعای «سیف‌الدوله»

خبرگزاری فارس ـ همدان، سنت حسنه وقف بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز که هنوز است جاری است و ساری تا دستگیری کند و برکت بیافریند، از آن دوران تاکنون بسیاری از افراد در پهنه تاریخ نام خود را در «شناسنامه وقف» ثبت کردند تا هم بمانند و هم بسازند.

«وقف» که باید آن را باب «خیر» خواند و «خوبی»، تاثیر بسزایی در تقویت حس مشارکت بین مردم و شکوفایی تمدن و پیشرفت در جوامع اسلامی داشته است، از ایجاد مساجد و مدارس و دارالشفا گرفته تا رونق فرهنگ و علم و اقتصاد.

در همدان نیز موقوفات بسیاری از سوی واقفان خیراندیش با نیات متفاوت به ثبت رسیده‌، به طوری که قسمت زیادی از شهرها و روستاهای آن موقوفه هستند.

بخش زیادی از موقوفات همدان در دوره قاجار برای روضه‌خوانی ائمه(ع) به خصوص اباعبدالله(ع) و رسیدگی به زائران اختصاص داشت

قرارگیری همدان در مسیر زیارت عتبات عالیات، حرکت کاروان‌های حج و مشهدالرضا را نیز نباید در این مهم نادیده گرفت، این موقعیت استراتژیک باعث شده بود همدان در دوره قاجار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد که اهمیت موضوع نیز در وقفنامه‌های این دوره کاملا مشهود است.

ساختار مذهبی این خطه نیز سبب شده بود بخش زیادی از موقوفات آن در دوره قاجار با عناوین مذهبی مانند روضه‌خوانی برای ائمه(ع) به خصوص اباعبدالله(ع) و رسیدگی به زائران این امام همام اختصاص یابد.

از سوی دیگر همدان جایگاه مالکان بزرگی چون «خوانین شش‌گانه قراگوزلو» بود که در سرکوبی سلسله زند و به قدرت رسیدن قاجار نقش مهمی داشتند. آنها رفته رفته به بازوهای نظامی دولت قاجار تبدیل شدند و بعدها به حافظ منافع دولت مرکزی در غرب کشور؛ این گروه از مهمترین واقفان همدان در دوره قاجار به شمار می‌روند.

بهاءالملک؛ واقفی که بانی درمان رایگان در ۳۲ روستا شد

واقف موقوفه بهاء‌الملک در شهرستان همدان به عنوان بزرگترین موقوفه استان، علی‌رضا قراگوزلو است، او که ملقب بود به «بهاءالملک» یکی از شخصیت‌های مهم سیاسی و فرهنگی کشور به شمار می‌رفت، فردی بود تحصیلکرده و باتقوا که یک سال قبل از مرگش، املاک و مستغلات خانوادگی‌اش در همدان، تهران و ساوه را برای امور درمان وقف کرد.

موقوفه‌ بزرگی که توسط این مرحوم در همدان وقف شد شامل کتابخانه، خانه اربابی و درمانگاهی مجهز بود، مجموعه‌ای که امروز ۳۲ روستا از آن به صورت رایگان خدمات دریافت می‌کنند.

مرحوم قراگوزلو در وقفنامه خود قید کرده ساکنان روستاهای شورین، ینگجه، سیمین، صالح‌آباد، اوج‌تپه، دره مرادبیگ، گل‌تپه، قطارقویی، قباق تپه، داس‌قلعه، زین‌آباد، اکنلو، سرایجوق، سرخ‌آباد، آب‌مشکین، کهنه‌حصار، کهریز، دالیچو، قراتلو، چورمق، چپقلو، پاوان، مزک، مبارکین، بازران، رضا باقی، ازناو،کنیزان، قشلاق، خان حصاری و زاغلیچه از خدمات این درمانگاه خیریه بهره‌مند شوند.

درمان رایگان در شورین، ینگجه، سیمین، صالح‌آباد، اوج‌تپه، دره مرادبیگ، گل‌تپه، قطارقویی، قباق تپه، داس‌قلعه، زین‌آباد، اکنلو، سرایجوق، سرخ‌آباد، آب مشکین، کهنه‌حصار، کهریز، دالیچو، قراتلو، چورمق، چپقلو، پاوان، مزک، مبارکین، بازران، رضا باقی، ازناو،کنیزان، قشلاق، خان‌حصاری و زاغلیچه

شهر ملایر نیز که با موقوفات شیخ‌الملوک در اوایل دوره قاجار شکل گرفت، با موقوفات دیگرى توسط حکام پس از او توسعه یافت تا آن جا که اینان اقدام به وقف چند کاروانسرا و پل‌، رسیدگی به زائران اباعبدالله(ع) در این مسیر و اقداماتی برای تسهیل در سفر آنها کرده‌اند.

ملایر در سال ۱۲۲۴ هجری قمری توسط شیخعلی میرزا، فرزند فتحعلیشاه قاجار به شهری به نام «دولت‌آباد» تبدیل شد که با موقوفات او در سال ۱۲۳۶ هجری قمری و در قالب مدرسه، مسجد، بازار، حمام و کاروانسرا توسعه یافت.

حدود ۶۴ درصد شهرستان ملایر، موقوفه سیف‌الدوله در ۱۳۰ سال قبل است و ساخت مدرسه عالیه، بیمارستان سیفیه، روضه‌خوانی شب‌های جمعه در مقبره و خریداری بهترین نوع لباس برای زائران حسینی در فصل سرما بخشی از نیات این واقف به شمار می‌رود.

سیف‌الدوله؛ واقفی که در «تپه مناجات» حاجت روا شد

مرحوم محمدمیرزا سیف‌الدوله با وجودی که خود از خاندان قاجار بود اما همواره از بی‌عدالتی حکومت گله و شکایت داشت، او که در خطه «امیرتومان» کرمانشاه حکومت می‌کرد هنگام سفر از کرمانشاه به تهران یک روز برای استراحت در ملایر اتراق می‌کند، مشاهده زندگی سخت مردم و فقر شدید آنها به علاوه وضعیت نامناسب بهداشتی و ابتلا به بیماری‌های حاد باعث می‌شود با خدای خود معامله‌ای کند.

او می‌گوید «در بین‌الصلاتین با خدای خود راز و نیاز کردم پیشنهاد خرید املاک خالصه را از دولت کنم و اگر موافق افتد آن را وقف بیمارستان و بهداشت و درمان و تعلیم و تعلم و کمک به فقرا نمایم».

بنابراین به محض رسیدن به تهران اقدام به پیشنهاد خرید املاک می‌کند که از قضا مورد موافقت دولت قرار می‌گیرد بنابراین بعد از تملک قانونی اقدام به تنظیم وصیت‌نامه می‌کند.

در بین‌الصلاتین با خدای خود راز و نیاز کردم پیشنهاد خرید املاک خالصه را از دولت کنم و اگر موافق افتد آن را وقف بیمارستان و بهداشت و درمان و تعلیم و تعلم و کمک به فقرا نمایم

وقفنامه شادروان سیف‌الدوله در ۲۴ فراز و در ۲۴ شب متبرک از جمله شب‌ قدر، نیمه شعبان، سیزده رجب، عید مبعث، عید غدیر، عاشورا و شب‌ ولادت امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع) و امام سجاد(ع) تنظیم و اصل درآمد معطوف به احداث بیمارستان، کمک‌ به درمان بیماران نیازمند، ایجاد مدرسه عالی، دستگیری از فقرا، اطعام زائران مسیر ملایر به عتبات، تأمین علوفه چهارپایان کاروان‌های زوار، روشنایی حرم مطهر امام علی(ع)، سیدالشهدا(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) و کمک هزینه تحصیلی و جهیزیه نیازمندان می‌شود.

 او در وصیت‌نامه خود عنوان کرده: «اگر احکام شرع مقدس اسلام و عاطفه پدر و فرزندی مانع نبود به جز ثلث اموال تمام اموالم را وقف می‌کردم».

مرحوم سیف‌الدوله در وقفنامه خود آورده: «اگر پیک اجل در تهران سر رسید مرا در آرامگاه خود در تهران و اگر در ملایر سر رسید در ـ تپه مناجات ـ همان جایی که نیت خرید و وقف املاک خالصه را کردم و آرامگاه خود را به دست خود احداث نمودم دفن نمایید».

او سرانجام در ملایر به رحمت ایزدی پیوست و در «تپه مناجات» در آرامگاه ابدی خود آرمید.

زبیده‌خانم؛ بانویی که واقف مهریه‌اش شد

«لالجین» به عنوان شهری کوچک وقفی نیز داستان خاص خود را دارد، شهری که موقوفه زبیده خانم شاهدخت قجری است، او که بانویی ادیب و نیکوکار بود مهریه‌اش یعنی دو دانگ از تمام ملک لالجین را وقف مردم کرد.

زبیده بانویی دیندار، پاکدامن و مردمی بود، او نه تنها هیچ مستمندی را دست خالی از در خانه‌اش رد نمی‌کرد که از هر فرصتی برای کمک به محرومان بهره می‌برد.

زبیده خانم بیست و هفتمین دختر فتحعلی‌شاه بود که رستم‌خان که خود نیز واقف روستای گنج تپه در شهرستان بهار بود او را برای پسرش نصرت‌الملک برگزید.

زبیده بانویی دیندار، پاکدامن و مردمی بود، او نه تنها هیچ مستمندی را دست خالی از در خانه‌اش رد نمی‌کرد که از هر فرصتی برای کمک به محرومان بهره می‌برد.

این بانوی قجری هر سال بخشی از درآمد املاک خود را برای اطعام فقرا و آبادی منطقه صرف می‌کرد، او به منظور راحتی مردم برای زیارت عتبات عالیات با هزینه‌ شخصی خود چند پل و کاروانسرا ساخته بود.

شیخ علی‌خان زنگنه، وزیر واقف

مدرسه علمیه زنگنه همدان نیز یکی از موقوفات مهم همدان به شمار می‌رود که توسط شیخ علی خان زنگنه ثبت شده است، وقفنامه این مدرسه به سال ۱۱۰۰ هجری قمری بازمی‌گردد.

شیخ علی‌خان زنگنه، وزیر شاه سلیمان صفوی بود، او فردی کاردان بود و مردم‌دوست؛ در کتاب روضه الصفا در وصف شیخ علی خان زنگنه آمده: «صاحب اخلاق نیکو بود، طبعی واهب و ذهنی صایب و همتی‏ بلند و عقیدتی سودمند داشت، در تقویت دین و دولت می‏‌کوشید و در تکریم سادات و علما و فضلا مبالغت می‌‏کرد، شب‌ها به جامه تبدیل در محلات گردش می‏‌نمود، به فقرا و ضعفا و طلبه علوم و ایتام بذل و بخشش می‌‏فرمود، و حمامات نیکو و رباطات دلجو در شهر و عرض راه عتبات عالیات بنا کرد که هنوز آثار آن برقرار است، و مدت پانزده سال من حیث الاستقلال وزیر و اعتمادالدوله پادشاه بود و با عموم خلق به خوبی و راستی سلوک می‌‏نمود … شیخ علی‌خان زنگنه در سال یک‏هزار و صد و یک به جوار رحمت حضرت ایزد متعال پیوست»

شیخ‌علی‌خان صاحب اخلاق نیکو بود، همتی‏ بلند و عقیدتی سودمند داشت، در تقویت دین و دولت می‏‌کوشید و در تکریم سادات و علما و فضلا مبالغت می‌‏کرد

موقوفات بسیاری وقف طلاب علوم دینی این مدرسه شده و وقفنامه آن هم توسط علمای مشهور آن زمان علامه مجلسی، محقق مشهور آقاجمالا بهبهانی، آقامحمد بن آقاهادی همدانی، سید محمدعلی طباطبایی امضا شده است.

در سال ۱۳۱۷ شمسی و زمان رضاشاه، وزارت معارف مدرسه زنگنه را تصرف کرد و با بخشی از زمین‌های مقبره استر و مردخای(دو تن از بزرگان یهود) که در ضلع غربی مدرسه قرار دارد، پنج کلاسه‌ای در آن جا ساخت که دختران و پسران به صورت مختلط در آنجا مشغول تحصیل بودند.

شکایت‌ها و اعتراض حبیب‌الله زنگنه متولی وقت مدرسه برای حفظ موقوفات آن و تلاش برای حفظ مدرسه به منظور تدریس علوم دینی راه به جایی نبرد آن هم در شرایطی که طبق مفاد صریح وقفنامه، حکام وقت حق استیلا بر این مدرسه را نداشتند.

بعد از سقوط حکومت رضاخان، با تلاش حجت‌الاسلام نصرالله بنی‌صدر که از عالمان به‌نام شهر همدان بود وزارت فرهنگ با دریافت ۴۰۰ هزار ریال به دلیل احداث ساختمان پنج کلاسه دبیرستان و زمین‌های اضافه شده به آن، مدرسه را او واگذار کرد.

با این اتفاق مدرسه دوباره به حوزه علمیه تبدیل شد اما دیگر خبری از موقوفات نبود تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تلاش به منظور احیای موقوفات، متولی جدید مدرسه در سال ۱۳۶۷ اقدام به تجدید بنای مدرسه کرد.

همدان در دوران پهلوی نیز وقف‌های خاص خود را داشت، با توجه به مبارزه جدی و صریح حکومت با روضه‌خوانی اهل بیت(ع)، بسیاری از واقفان با اطلاع از این اتفاق، املاک و دارایی‌ خود را برای روضه‌خوانی و عزاداری ائمه اطهار(ع) وقف می‌کردند تا دین و دیانت زنده بماند.

انتهای پیام/ ۳۱۴۰/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.