آیا انتظارات آمریکا از ارتش پاکستان در حد توان آن است؟

9 227

ارتش پاکستان پس از شرکت در مانور با ارتش  ترکیه در جمهوری آذربایجان به یک رزمایش جدید با ارتش عربستان روی آورده است . باتوجه به نقش رکن دوم ارتش  پاکستان در تاسیس طالبان و از طریق طالبان پیدایش القاعده و داعش و مشارکت ارتش پاکستان در مانور با ترکیه و عربستان می توان گفت که  آمریکا از ارتش پاکستان  انتظارات ویژه ای دارد و می خواهد از آن  علیه  حرکت های آزاد یبخش مردم منطقه از دریای  مدیترانه تا دریای عمان استفاده کند.

بگزارش گروه بین الملل خبرگزاری تابناک :رزمایش دریایی و هوایی ارتش عربستان با ارتش پاکستان، چراغ سبز آمریکا به اردن برای عادی‌سازی روابط با دولت سوریه، دیدار محمود عباس با وزرای اسرائیلی در رام‌الله، گفت‌وگوی عربستان با آمریکا در مورد جنگ یمن از مهم‌ترین خبر‌ها و رویداد‌های مرتبط با خاورمیانه است.

نیروی دریایی و هوایی ارتش عربستان برای برگزاری یک رزمایش با ارتش پاکستان وارد بندر کراچی در این کشور شد.

به گزارش وبگاه شبکه خبری «العربیه» به نقل از خبرگزاری «واس» شناورهای نیروی دریایی سعودی برای انجام رزمایش‌ دریایی مشترک با نیروهای دریایی پاکستان و شرکت در رزمایش دریایی «نسیم البحر ۱۳» وارد بندر کراچی شدند.

دریاسالار «ساجر بن رافد العنزی» فرمانده این رزمایش گفت: این تمرین با نام نسیم البهار توسط نیروهای دریایی عربستان با نیروهای دریایی پاکستان انجام می‌شود. این رزمایش یکی از برنامه ‌های تمرینات نظامی مشترک با کشورهای دوست و برادر با هدف متحد ساختن مفاهیم و کار مشترک بین نیروی دریایی دو کشور برنامه ریزی شده و افزایش توان دفاعی و رزمی از جمله اهداف برگزاری این رزمایش است.

خبرگزاری واس همچنین گزارش داد که نیروهای هوایی سعودی با چندین هواپیمای جنگنده در این رزمایش به منظور پشتیبانی از نیروی دریایی سعودی در این رزمایش حضور دارند.

«فیصل بن فرحان» وزیر خارجه عربستان، تیرماه با سفر به اسلام آباد بر روابط مستحکم با پاکستان که به چند دهه قبل بازمی‌گردد، اشاره و تاکید کرد که توسعه این روابط همچنان ادامه خواهد داشت.

 

چندی قبل نیز رزمایش مشترک با حضور پاکستان و ۲۱ کشور دیگر تحت عنوان «برایت استار» با هدف تبادل تجربیات حرفه ای میان نظامیان، اتخاذ راهبرد مناسب جهت مبارزه با تروریسم، افزایش امنیت دریایی، آموزش نحوه عملیات های هوایی، ردیابی و انهدام پهپادهای دشمن، در عربستان سعودی آغاز شده است.

این رزمایش با ورود پرسنل نظامی آمریکا، انگلیس، مصر، یونان، پاکستان ،اردن و غیره به پایگاه نظامی «محمد نجیب» به رهبری عربستان سعودی برگزار شد. از مشارکت احتمالی  ارتش اسرائیل در این مانور گزارشی مخابره نشده است.

پاکستان علاوه بر روابط سیاسی، همکاری‌های دفاعی و نظامی مناسبی با عربستان دارد و گفته می‌شود کمک‌های مالی نیز از ریاض دریافت می‌کند. در حالیکه پیدایش گروههای تکفیری در افغانستان با حضور عملیاتی رکن  دوم ارتش پاکستان و پول و آموزش عربستان  براساس راهبردهای غربی – عبری – عربی امکان  پذیرش هرچند این  برنامه که در یمن و عربستان و سوریه برای سرکوب نیروهای مقاومت اسلامی در سوریه و یمن و مناطق شرقی عربستان نتیجه  بخش نبوده بطوری که اردن با گام‌های شتابان به سمت ازسرگیری تدریجی روابط با دولت سوریه در حرکت است؛ امری که بیشتر به عادی‌سازی اعلام نشده شبیه است.

به گزارش میدل ایست نیوز، «بشار اسد» رئیس‌جمهوری سوریه روز یکشنبه در تماس تلفنی با «عبدالله دوم» پادشاه اردن شرکت کرد. دو طرف در این تماس تلفنی درباره راه‌های تقویت روابط دوجانبه و افزایش همکاری‌ها بحث و تبادل نظر کردند.

امّان در تلاش است تا دمشق را از محور مقاومت ضد صهیونیستی جدا کرده و آن را به خاستگاه ارتجاعی با مشارکت غرب همراه کند ، ملک عبدالله دوم پادشاه اردن در ژوئیه گذشته به هنگام سفر به آمریکا در دیدار با جو بایدن از ارائه نقشه راهی برای حل بحران سوریه خبر داده بود.

ملک عبدالله پس از آن نیز در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفت: بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه در قدرت باقی است و غرب باید با وی به عنوان یک واقعیت تعامل داشته باشد؛ سخنانی که رسما به عنوان تغییر شگرف در مواضع اردن در قبال دولت سوریه به شمار می‌رفت.
در این میان، داده‌هایی میدانی و تحرکات اردن نشانگر آن است که این کشور، چراغ سبز آمریکا را برای عادی‌سازی روابط با دولت سوریه و چه بسا دست کم در سطح اقتصادی به دست آورده است، گشایش گذرگاه‌ها و ازسرگیری پروازها میان اردن و سوریه خود دلیلی بر این مدعاست.هر چند هنوز هم دولت  اردن به ارسال کمک های نظامی برای گروههای تروریستی در سوریه و عراق ادامه می دهد.

اما سفر «علی ایوب»، وزیر دفاع سوریه به امّان و دیدار با همتای اردنی خود بدین معناست که اردن به دنبال عادی‌سازی روابط فراتر از بُعد اقتصادی است و این کشور در پی شکستن مقاومت سوریه از طریق بازگرداندن آن به اتحادیه عرب در نشست آتی سران کشورهای عربی در الجزایر است.

در این بین، اردن اگر چراغ سبز آمریکا را در برقراری رابطه با دولت بشار اسد کسب نمی‌کرد، احتمال رویارویی با تحریم‌های قانون قیصر وجود داشت. نقش آفرینی جدید اردن بدان معنی است که غرب شکست نظامی خود از نیروهای مقاومت در سوریه  را  پذیرفته است.

در همین رابطه، سرهنگ موسی القلاب، تحلیلگر امور سیاسی اردن گفت: اردن به دنبال همراه کردن جامعه بین‌المللی متشکل از سران کشورهای غربی با نقشه راه اعلامی خود است؛ نقشه راهی که با دیدگاه‌های بین المللی و منطقه‌ای که نسبت به تسریع در بازگرداندن نظام سوریه به خاستگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ملاحظاتی دارد، در تضاد نیست.

وی درباره تلاش اردن برای بازگرداندن سوریه به اتحادیه عرب گفت: علیرغم برخی مخالفت‌ها انتظار می‌رود که اردن در نشست الجزایر موفق به بازگرداندن سوریه به اتحادیه عرب شود تا شاید از این طریق آب رفته به جوی را بازگرداند.

از سوی دیگر، «رضوان زیاده»، حقوقدان سوری گفت: عادی سازی تدریجی روابط میان اردن و سوریه با چراغ سبز آمریکا انجام می‌شود و این امر پس از سفر ملک عبدالله به واشنگتن آشکار است.

زیاده افرود: بازگشت مناسبات مشروط به بعد اقتصادی اردن نظیر خط لوله گاز عربی و گشودن گذرگاه‌های مرزی است و هدف واشنگتن کمک اقتصادی به اردن و نه نظام سوریه است.

وی درباره بازگشت سوریه به اتحادیه عرب گفت: همان طور که می‌دانیم کشورهای عربی نظیر مصر، الجزایر و عراق خواهان بازگشت سوریه به اتحادیه عرب هستند و اضافه شدن اردن به فهرست کشورهای مذکور به این امر کمک خواهد کرد.

از طرف دیگررئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در شهر رام الله میزبان هیاتی از حزب اسرائیلی “مرتز” به سرپرستی نیتسان هورویچ، رهبر حزب و وزیر بهداشت و مشارکت عیساوی فرج، وزیر همکاری‌ منطقه‌ای و میخال روزین، عضو کنست بود.

به گزارش سما، محمود عباس، رئیس خود خوانده، تشکیلات خودگردان فلسطین در این دیدار بر اهمیت نقش  دادن به ساف تحت عنوان دستیابی به صلح عادلانه و همه جانبه مطابق با قطعنامه‌های مشروع بین المللی و ضرورت توقف شهرک سازی‌ها، تخریب خانه‌ها، اخراج شهروندان از قدس و بازیابی اجساد شهدا تاکید کرد.

هیات حزب مرتز نیز مواضع خود را در حمایت از راه حل دو کشوری، پایان دادن به اشغالگری و همکاری مشترک برای ایجاد پل‌های اعتماد و همکاری تأکید کردند.

به گفته دو منبع که در این جلسه شرکت داشتند، در این دیدار، عباس از وزرای اسرائیلی خواست تا پیامی را به ایلت شاکد، وزیر داخلی رژیم صهیونیستی منتقل کنند، مبنی بر این که وی مایل است با شاکد ملاقات کند.

عباس گفت: به ایلت شاکد اطلاع دهید که می خواهم با ایشان ملاقات کنم؛ چرا نمی خواهید با من صحبت کنید؟ می‌دانم که او نظریات بسیار سختی دارد اما حتی اگر روی یک درصد توافق کنیم پیشرفت خواهد بود.از این  گفتگو ها با توجه به نقش اسرائیل در مبارزه با محور مقاومت در لبنان ، سوریه ،عراق، اقلیم کردستان  ،ترکیه، جمهوری آذربایجان  ، عربستان و یمن از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

 

از طرف دیگر پاتریک ساهاکیان در دیپلماسی ایرانی نوشت از یک منظر می توان مانور نظامی را کنشی در راستای رونمایی از توانمندی های قدرت سخت (نظامی) دولت ها در راستای بازدارندگی برای همسایگان و دگر دولت ها دانست. در مانور نظامی، توانمدی و آخرین دستاوردهای تکنیکی و تاکتیکی نظامی یک دولت به نمایش گذاشته می شود تا توانمندی قدرت بالفعل آن بر دیگران آشکار شود. اما برآورد توان نظامی یک کشور تنها میزان مولفه توان بالفعل یا نظامی آن نیست، بلکه آنچه در نهایت پیروز میدان را مشخص می کند مولفه ای دیگر در کنار توان نظامی است و آن را می توان مولفه قدرت و توانایی بالقوه دولت شامل ثروت، جمعیت و غیره دانست.

پاکستان، عربستان و ترکیه متحدان استراتژیک منطقه ای محسوب می شوند. منافع مشترک عامل همگرایی و در نهایت تعیین کننده اتحاد دولت هاست. تهدیدات منطقه ای ترکیه، پاکستان و عربستان، بستری برای اتحاد و منافع مشترک آنان ایجاد کرده از این رو همکاری های نظامی و وابستگی را برای آنان به دنبال دارد. حمایت های مالی عربستان از پاکستان به واسطه حمایت از وهابیت در منطقه، فروش تسلیحات نظامی ترکیه به پاکستان و غیره دلایلی برای اتحاد این کشورهاست. ایران به عنوان دولت مستقل و کنشگر مسلط منطقه ای، از دیدگاه این کشورها تهدید محسوب شده و می توان این تهدید مشترک را، عامل همگرایی این چند کشور همسایه دانست.

زمانی که دو کشور پاکستان و ترکیه درصددند تا نمایشی از توانمندی نظامی در منطقه را به نمایش بگذارند، پاکستان می داند اگر حمایت های مالی عربستان به این کشور نباشد، مولفه بالقوه قدرت نظامی این کشور ناکارآمد بوده و حتی دفاع از دولت در برابر مردم نیز امکان پذیر نخواهد بود. از طرفی ششمین بدهکار جهانی، ترکیه نیز از توان قدرت بالقوه محروم بوده و نمایشی از قدرت نظامی نه تنها برای رسیدن به هدف خود دستاوردی نخواهد داشت، بلکه هزینه گزافی خواهد بود که تاثیر آن افزایش بدهی های بین المللی و ترقی جایگاه این ابر بدهکار در جایگاه بدهکاران جهانی خواهد بود.

آذربایجان، کشوری که در دهه ۹۰ میلادی از اتحاد جماهیر شوروی استقلال یافت، پس از استقلال با درآمد خام فروشی نفت توانسته است از لحاظ مالی تامین شده، مورد توجه رژیم صهیونیستی برای فروش تسلیحات نظامی، تامین مالی برای سیاست های توسعه طلبانه ترکیه قرار گیرد.

آذربایجان به عنوان خریدار تسلیحات نظامی و همچنین تراز مالی بسیار بالا در زمینه صادرات و واردات با رژیم صهیونیستی، از روابط بسیار خوبی با این رژیم برخوردار است. نفوذ رژیم صهیونیستی در آذربایجان، زمینه حضور فیزیکی این رژیم را در منطقه رقم زد. به نحوی که پس از تسخیر خاک سرزمینی قره باغ توسط آذربایجان، پایگاه نظامی رژیم صهیونیستی در مرزهای ایران مستقر شد.

 

پاکستان به عنوان یک کشور با تکنولوژی هسته ای، به واسطه ضعف در سیستم مالی، با حمایت های عربستان، تحت نفوذ این کشور قرار گرفته است. از طرفی متحد نظامی ترکیه محسوب شده و در نظر دارد سیاست های منطقه ای ایران را تحت شعاع قرار دهد. این در حالی است که در جنگ قره باغ، نیروهای تروریستی پاکستان تحت عناوین مختلف در حمایت از آذربایجان علیه ارامنه جنگیده و از عوامل شکست ارمنستان محسوب می شوند.

از طرف دیگر بعقیده ساهاکیان مانور نظامی مشترک سپتامبر سال جاری ترکیه، آذربایجان و پاکستان در آذربایجان می تواند حامل پیام مهمی برای ایران باشد.

بنظر میرسد مجموعه شرایط منطقه ای حکایت از آن دارد که واشنگتن که  مسئولیت هدایت ارتش پاکستان از طریق رکن دوم آن را  برعهده دارد انتظار ایفای یک نقش منطقه  ای از این  ارتش دارد تا  شاید این ارتش بتواند به رهائی آمریکا و متحدانش از قبیل اسرائیل ، عربستان و ترکیه و حتی  در یک مقیاس کوچکتر محمود عباس و ساف کمک کند در حالیکه  این ارتش صرفا برای حفظ امنیت و قدرت و سلطه آمریکا بر کشور پاکستان و تا  حدی افغانستان آموزش دیده و  بعید است بتواند به سیاست های جاه طلبانه آمریکا در منطقه جامه عمل بپوشاند. کارشناسان سیاسی برگزاری یک مانور مشترک بامشارکت همه ارتش هائی که در آسیای غربی از منافع آمریکا  حمایت می کنند را بعید نمی دانند یعنی ارتش های آمریکا، انگلیس ،فرانسه ، اسرائیل ،ترکیه، عربستان و پاکستان. هفت ارتشی که مسئولیت حمایت از استیلای غرب بر آسیای غربی را  بر عهده دارند. و در این میان ارتش پاکستان نقش کلیدی خواهد داشت . نظر شما چیست؟

9 نظرات
  1. مهشید می گوید

    پاکستان همیشه تو زمین عربستان بازی کرده

  2. بهروز می گوید

    ترکیه که مناسباتش با جمهوری اسلامی بد نیست

  3. رسول می گوید

    من با نظر بهروز مخالفم ترکیه همیشه به دنبال سلطه بیشتر در منطقه بوده و همیشه تو زمین آمریکا بازی میکنه

  4. عباس می گوید

    به نظر من رسول درست میگه ترکیه و پاکستان و عربستان همگی در تلاش هستند تا از قدرت مقاومت در منطقه کم کنند

  5. رسول می گوید

    تازه رزمایش آذربایجان و ترکیه و پاکستان مخالف با کنواسیون دریای خزر هستش

  6. بهروز می گوید

    خب همه کشورها به فکر منافع خودشون هستند ترکیه هم مثل اونا

  7. رسول می گوید

    من مخالف نظر بهروز هستم
    درسته که همه کشورها به فکر منافع خودشون هستند ولی این به معنای این نیست که در امور دیگران دخالت کنند و به منافع سایر کشورها ضرر بزنند

  8. منصور می گوید

    به نظر من برنامه ریزی برای رکن دوم ارتش پاکستان از زمان جنگ ارمنستان با آذربایجان شروع شد چون همون موقع پاکستان به شدت از آذربایجان حمایت میکرد و نباید این کشور و فعالیتهاش را دسته کم گرفت

  9. مصطفی می گوید

    به نظر من هم احتمال انجام یک مانور بزرگ هست تا ایران را متوجه کنند که دست از حمایت از محورهامقاومت مثل حزب الله لبنان ، یمن و … برداره

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.