یادگاری‌های تدریس در جبهه/ معلم ۸۲ ساله: هنوز معلمم

0 0
یادگاری‌های تدریس در جبهه/ معلم 82 ساله: هنوز معلمم

خبرگزاری فارس ـ گروه تعلیم و تربیت: با اینکه سنی و سالی از او می‌گذرد اما خیلی حواس جمع به نظر می‌رسد و هنوز خیلی از اتفاقات نیم قرن پیش را به خوبی به یاد دارد. آنقدر با حوصله هست و خوش‌برخورد که دلمان نمی‌آید گفت‌وگویمان زود به پایان برسد؛ کوله‌باری از تجربه بر دوش دارد و سخاوتمندانه از این گوهر گرانبها می‌بخشد.

روح‌الله قمری مقدم متولد سال ۱۳۱۸ است و هم‌اکنون ۸۲ سال سن دارد؛ مردی که سال‌ها معلمی کرده است و هنوز هم خود را معلم می‌داند. او حتی بعد از بازنشستگی هم تدریس می‌کرد؛ خودش می‌گوید: «با عشق و علاقه، معلمی را انتخاب کردم».

آقای قمری مقدم، اصالتا اردبیلی است اما وقتی دانشگاه قبول شد، به تهران آمد: «ریاضی‌ام خیلی خوب بود و در دانشگاه هم در رشته ریاضی قبول شدم و به تهران آمدم. همان موقع هم تدریس را دوست داشتم و درس می‌دادم.

آن زمان که معلمی را انتخاب کردم، حقوق معلمان خیلی زیاد نبود. البته همیشه آموزش و پرورش از نظر ریالی ضعیف بوده و هست. در اقوام‌مان هم معلم، زیاد داشتیم و می‌دانستم که حقوق معلمی زیاد نیست اما این شغل را دوست داشتم و دلم می‌خواست معلم شوم».

* خدا را شاکرم که معلم شدم

هنوز هم وقتی از معلمی حرف می‌زند، برقی در نگاهش می‌درخشد و لبخند بر لبش می‌نشیند. او فراز و نشیب فراوانی را در مسیر معلمی‌اش طی کرده است اما معتقد است خوشی‌ها و خوبی‌های معلمی خیلی بیشتر از تلخی‌ها و سختی‌ها بوده است.

نکته قابل توجه در حرف‌های این معلم بازنشسته، «شکر خداست»؛ او مدام خدا را شکر می‌کند و می‌گوید: «همان موقع فرصت فراهم بود که در بانک مشغول به کار شوم اما خدا را شاکرم که لطفش نصیبم شد که بتوانم معلم شوم و همیشه از خدا تشکر می‌کنم».

* خاطرات روزهای جبهه

دوران دفاع مقدس، برای آقا معلم، جور دیگری بود؛ او تصمیم گرفت که رسالت معلمی‌اش را ایفا کند و این شد که داوطلبانه به جبهه می‌رفت تا به رزمنده‌ها درس دهد.

«در جبهه، کلاس درس دایر می‌کردیم و در روزهایی که عملیات نبود، رزمنده‌ها درس می‌خواندند. هر رزمنده در هر پایه‌ تحصیلی که بود، متناسب با آن درس می‌دادم. حتی اگر کسی بود که سواد نداشت، سوادآموزی انجام می‌دادم.

با آنکه امکاناتی نداشتیم اما همه با علاقه درس می‌خواندند. آن روزها، روزهای تلخ و شیرینی بود. آموزش زیر توپ و تانک».

به سختی خاطراتش را ادامه می‌دهد. بغض راه گلویش را می‌بندد؛ یاد رزمنده‌هایی می‌کند که سر کلاسش درس خوانده بودند و حالا مدال شهادت بر سینه‌هایشان نقش بسته است؛ یاد جانبازان و آزادگان؛ «ناگفته نماند من هم از رزمنده‌ها خیلی درس گرفتم و تجارب آن روزها، یادگاری‌های ارزشمندی است که سعی کردم هیچگاه از دست ندهم».

چند لحظه‌ای سکوت می‌کند تا حالش کمی بهتر شود، فضا را به سمت خاطره‌گویی می‌برد. «تا پایان دوران دفاع مقدس، بارها و بارها به منطقه رفتم و درس می‌دادم. هر وقت به جبهه می‌رفتم، یک چادر اسکان داشتیم که ۵، ۶ نفر در آنجا می‌خوابیدیم. یک گوشه از چادر جای همیشگی من بود. یادم می‌آید یکبار نزدیک عید، کلاس را تعطیل کردیم و من به خانه برگشتم. بعد از تعطیلات که به جبهه رفتم، دیدم که پشت سنگر را بمباران کردند و ترکش‌های مختلفی چادرها را سوراخ کرده بود؛ جالب اینکه یک ترکش درست جایی را سوراخ کرده بود که من سرم را می‌گذاشت».

* معلمی سخت‌تر شده است

آقای قمری مقدم حالا سال‌هاست که بازنشسته شده است اما تا همین چند سال پیش هم هر کسی کمک درسی نیاز داشت، به او مراجعه می‌کرد.

«حالا شاگردهایم که معلم شده بودند نیز بازنشسته شدند. اصلا کلا شاگردهایم هم بازنشسته هستند. گاهی اوقات ممکن است کسی را ببینم اما کمتر پیش می‌آید».

آقا معلم به معلمی در دوران فعلی اشاره می‌کند و معتقد است که معلمی سخت‌تر شده است. «فکر می‌کنم الان بچه‌ها شیطنت بیشتری دارند. زمانی که ما معلم بودیم، یکی، دو نفر سر کلاس شیطنت می‌کردند که آنها را خارج از کلاس نصیحت می‌کردیم اما حالا فقط یکی، دو دانش‌آموز ساکت هستند.

الان معلمان از حقوقشان هم شکایت دارند البته موقع ما هم حقوق بالا نبود و این نشان می‌دهد که باید برای حقوق معلمان فکری کرد».

آقای قمری مقدم با ۸۲ سال سن، هنوز خود را معلم می‌داند و می‌گوید «از نظر من معلم هیچوقت بازنشسته نیست و همیشه معلم است».

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.