چگونه قسمتی از خاک ایران در زمان رضا خان از ایران جدا شد

0 4

به نام خداوند یکتا، دانا، توانا، بخشاینده و مهربان

اگر ذهن‌ها و قلب‌های همسایگان از همدیگر جدا شوند، دیگر تمامیت ارضی، سرزمینی، اهمیتی نخواهد داشت. سرزمین برای انسان ها است، نه انسان ها برای سرزمین.

 

سرآغاز

درترسیم و معرفی پیشینه تعیین خطوط و نواحی مرزی خاوری ایران ، علاوه بر نوشتار پژوهشی ارایه شده، بررسی هایی همانند : « نگاهی به تحولات مرزهای شرقی ایران دردوره قاجار و پهلوی» ، نوشته علی نجف زاده و دیگران ، تأثیر اقدامات حکام محلی قاینات بر رأی نهایی داوری ژنرال ترکیه ای «فخرالدین آلتاى» ، تالیف شده است. هم چنین کتاب « امیران مرزدار و مرزهای خاوری ایران» تالیف پیروز مجتهدزاده، اشاراتی به داوری های مختلف در مورد خط مرزی ایران و افغانستان داشته است که به نقش انگلستان در تحدید مرزهای خاوری ایران اشاره شده است.  برخی محققین در این خصوص باور دارند که :‌”رأی یک جانبه« آلتای» به نفع افغانستان نه بر مبنای ملاحظات شخصی،‌ بلکه بازتابی ازسیاست های کلان غرب برای تضعیف قدرت منطقه ای ایران و تسلط بیشتر بر افغانستان است.” .

 

طبق اهداف و طرح های بریتانیای کبیرو در راستای ممانعت از دسترسی روسیه به آب های گرم،‌طی سال ١٨۶٣.م ( ١٢۴٢) حکومتﻫای ﻫرات،کابل، قندﻫار در یکدیگر ادغام وکشورافغانستان تاسیس گردید. در این زمان اختلافات مرزی ایران و افغانستان در چند ناحیه وجود داشت. با شدت گرفتن منازعه مرزی ایران و افغانستان، دو دولت بر اساس ماده  ١٠ معاﻫده١٩٢١ .م ، بر واگذاری داوری مرزی به دولتی جز بریتانیا تأکید داشتند و تصمیم به ارجاع داوری غیر بریتانیایی گرفتند. دولت ترکیه به ریاست کمال آتاتورک ، این نقش را پذیرفت وژنرال( سپهبد)‌ « فخرالدین آلتای» پاشا ( فرمانده ارتش)‌ را به رﻫبری داوری منصوب کرد. مجلس ایران نیز در  ١۶ اکتبر١٩٣۵.م ،لایحه مرزی مبتنی بر رأی داوری ، آلتای ، را تصویب کرد.

طرح مسئله:

پیوندهای: تاریخی، تمدنی، فرهنگی و اسلامی ملت ما با عرصه هایی به مراتب گسترده تر ازآنچه در چارچوب مرزهای کنونی کشور جای گرفته ، حوزه تمدنی ما است. آنچه درنهایت ماهیت ، حوزه برون مرزی را شکل داده واز آسیب پذیری آن در مقابل بسیاری از تحولات احتمالی می کاهد، نخست ،مولفه های:‌شناسایی مشخصات ،ویژگی های این حوزه و سپس فراهم آوردن زمینه ای از همبستگی، تعلّق بر اساس مولفه های مذکورمی باشد.

طی اقتدار سلسله صفویان در قلمرو اسلامی ما ، ضمن آن که مرزهای ایران به سوی مرزهای تاریخی، فرهنگی گرایش یافتند، نهادهای حکومتی بر پایه باورهای شیعی،دردو سوی شرق و غرب ایران زمین حاکم گردیدند. اما ، از سوی امپراتوری عثمانی ، و نیز حکومت جدیدی در ماوراءالنهر، در مرزهای ایران اختلال هایی بوجود می آمد. دردوره شورش افغان ها، آشفتگی ها بیشتر شد، اما با ظهور نادرشاه افشار، دوباره، مرزهای تاریخی و فرهنگی ایران شکل گرفت و نفوذ بیگانگان متوقف ماند. پس از آن که هندوستان بزرگ ، شامل: هند، بنگلادش، پاکستان،  کشمیر، مستعمره انگلیس شدند، ایران و افغانستآن که مرزمشترک با روسیه تزاری داشتند، برای انگلستان اهمیت بسزایی یافتند وحریمی برای توسعه طلبی روسیه تلقی شدند. وصول به آبهای گرم برای روسیه در یک مرحله امکان پذیر نبود، لذا باید نخست افغانستان ، سپس بلوچستان(پاکستان) تصرف می شد تا روسیه ارتش خود را به مرزهای هندوستان بزرگ برساند.با شکست ناپلئون از روسیه، انگلیسی ها موانع سیاسی خود را در ارتباط با ایران تغییر داده و برای جلوگیری از   حمله احتمالی روسیه به هندوستان درصدد برآمدند تا بخشهایی از شرق ایران را جدا کنند.هدف آنها از این امر ایجاد منطقه ای امن و تحت نظارت خودشان در مرزهای هندوستان بود .انگلیس برای اجرای این سیاست ابتدا با انعقاد معاهده پاریس(١٢٧٣ق / ١٨٧۵م. )  افغانستان را از ایران جدا کرد و سپس در سال ١٨٧٠ .م،‌ طی کمیسیونی با شرکت نمایندگان دولت ایران و ایالت کلات ، «گُلد اسمیت» را مأمور تحدید سرحدات بلوچستان کرد. گلداسمیت نیز مرزهای بین دو کشور را ازخلیج گواتر تا کوهک مشخص کرده و نقشه آن را به تصویب ناصرالدین شاه رساند که قسمتی ازمرزهای کنونی ایران و پاکستان را تشکیل میدهد.باوجود تثبیت نسبی مرزهای ایران با همسایگان اش در دوران قاجاریه، به صورت، مرزهای تحمیلی و یا توافقی،‌در آغاز عصر پهلوی، اختلاف هایی در نواحی مرزی ایران با افغانستان وجود داشت. از سوی بریتانیا وطبق دو حکمیت   دو داور به نام های: «مکلین» و«کلنل مک ماهون» خطوط شمالی و جنوبی مرزی ایران و افغانستان را تعیین کرده بودند ، اما  بخش مرکزی مرزی ایران و افغانستان نامشخص رهاشده بود. در این منطقه، افزون بر فقدان خط مرزی، اختلافات ارضی گوناگونی نیز میان ایران و افغانستان وجود داشت.در دوران قاجاریه در سرحدات ایران و افغانستان، عشایر مسلح ایرانی و افغان ساکن بودند. عشایر ایرانی ، تحت نظر خان ها و قدرتهای محلی قرار داشتند به طور طبیعی مرزدار ایران به شمار می رفتند و باتوجه به مسلح بودن، قدرت دفاع از مراتع و قلمرو عشیره ای خود و درنتیجه خاک ایران را دارا بودند.

در پی حکمرانی رضاشاه و سیاست وی در مورد خلع سلاح عشایر، در طرف ایرانی مرز، عشایر خلع سلاح گردیدند.  در حالی که عشایر افغان همچنان مسلح بودند.در عصر رضاخان برای اولین بار پدیده مهاجرت از ایران به افغانستان شکل گرفت. عشایر ساکن ایران براثر نارضایتی از سیاستهایی چون تغییر لباس،و نظام وظیفه اجباری، و….،‌ از ایران به افغانستان مهاجرت می نمایند.این مهاجرت ها، آثار زیانباری برای ایران داشت. سرحدات ایران خالی از سکنه گردید و زمینه برای اشغال مناطق سرحدی ایران به وسیله افغانها بیشتر فراهم میگردید.طی مقایسه بین نقشه سرحدات ایران و افغانستان در نقشه معتبری که در عصر مظفرالدین شاه قاجار ترسیم گردیده و اعتبار آن به تأیید لُرد کرزن نیز رسیده است، با نقشه سرحدات پس از حکمیت « آلتای» ابعاد گسترده اشغال  خاک های سرزمین های ایران به وسیله افغان ها در فاصله بین دوران قاجار(‌مظفرالدین شاه) و عصر پهلوی(‌ رضاخان) را می توان دریافت.علی رغم اختلاف های مذکور، دولت های ایران و افغانستان بر اساس قراردادی درتاریخ شانزدهم اسفندماه  ١٣١٢،که به امضای محمدتقی اسفندیاری سفیر کبیر ایران در افغانستان وفیض محمدخان، وزیر امور خارجه افغانستان رسید، با داوری دولت ترکیه برای از میان بردن اختلافات ارضی دو کشور و ترسیم خط مرزی بین آنها، موافقت کردند. مخبر، (٣١ :١٣٢۴ ) . روابط مطلوب دولت ایران ، رضا خان، با آلمان، باعث سوءظن انگلستان شده بود و ازاین رو در حکمیت های مرزی مربوط به ایران جانب طرف مقابل را می گرفت. همین امر قدرت منطقه ای ایران در حل مسائل به صورت مستقل را کاهش می داد. از سویی رضاخان به سبب روابط دوستانه ای که با آتاتورک داشت، گمان می کرد نقش ترکیه می تواند در این منازعه مثبت و به نفع ایران باشد، بنابراین با حکمیت سپهبد فخرالدین آلتای، در حل مسائل ایران و افغانستان موافقت می کند. از سوی آتاتورک، ژنرال(سپهبد) فخرالدین آلتای،پاشا( فرمانده)ارتش یکم ترکیه ،به عنوان تعیین کننده مورد اعتماد مشترک،مأمور اجرای داوری برای تعیین خطوط و نواحی مرزی،‌تعیین و اعزام می گردد.( مکی، ١۵۵ :١٣۶٢) . سپهبد فخرالدین آلتای، در رأس هیأتی در مهرماه  ١٣١٣به تهران وارد شد و پیش از عزیمت به مرز ایران وافغانستان در شهر آمل به حضور رضاخان رسید مخبر،.(٣٢ :١٣٢۴). در هیأت داوری ژنرال آلتای، دو نفر از نظامیان ترکیه به نامهای کلنل ضیاء بیگ و کلنل کمال بیگ، معاونت فخرالدین آلتای را به عهده داشتند کلنل ضیاء بیگ پیشینه دوستی و نزدیکی با حکومت افغانستان را داشت و به مدت هفت سال در افغانستان معلم نظامی بود و از طرفداران جدی افغانستان به شمار میرفت.( اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،  .(٨٠ :١٣١٣) . هیأت حکمیت ترکیه رویه ای تکبرآمیز با کمیسیون ایران داشت و در این هیأت، دوستان نزدیک حکومت افغانستان، صاحب منصب های تأثیرگذاری بودند. بدین ترتیب، مأموریت حکمیت آلتای در شرایطی کاملا به سود فغانستان و به زیان ایران آغاز شد. دولت ایران،مهدی فرخ ( معتصم السلطنه) را ‌در رأس یک گروه  ٢٠نفری از کارشناسان، ‌ به عنوان کمیسیونر ایران ،تعیین کرد، و دولت افغانستان نیز حاکم هرات عبدالرحیم خان نایب سالار را در رأس هیات افغانی کمیسیون داوری مرز معین نمود. ژنرال فخرالدین آلتای، متن رأی حکمیت خود را درتاریخ بیست و چهارم فروردین ماه  ١٣١۴با ضمائم و نقشه های مرزی که در روی آنها خط و محل نشانه های مرز را تعیین کرده بود به وسیله دولت ترکیه به آگاهی دولتهای ایران و افغانستان رساند. درخصوص آثار زیانبار حکمیت « ژنرال آلتای»  برای ایران، ابراز شده است که :‌” ژنرال آلتای، حدود یکصد و شصت فرسنگ مربع نسبت به « خط استاتوکو»  از خاک ایران را  بدون دلیل و منطق به افغان ها واگذار نمود.  ( مهندس مخبر . ۴٩۵١ :١٣٢۴) . داوری و رأی ژنرال آلتای ترکیه ای، در قالب یک ماده واحده به تاریخ سیزدهم مهرماه  ١٣١۴به تصویب مجلس شورای ملی در زمان رضا خان رسید. قانون تصویب رأی حکمیت نیز در تاریخ بیست و سوم مهرماه  ١٣١۴به توشیح رضاخان رسید و بدین ترتیب خط مرزی ناشی از رأی« آلتای»  اعتبار و رسمیت قانونی یافت. بر اساس رأی مذکور ،خط مرزی « مکلین»‌ میان ایران و افغانستان مورد تأیید مجدد قرار گرفت.

تحلیل:

در حالی که دلایل مشکلات و بروز اختلاف های نواحی  مرزی ایران و افغانستان ، عمدتا ریشه در سلطه گری و استعمار انگلستان داشت و همواره موجبات  تنش و عدم حل منازعه نواحی مرزی را فراهم می ساخت. موضوع همسایگی تاریخی و رقابت منطقه ای ایران و ترکیه ، اختلافات پرشمار میان دو کشور که اززمان عثمانی به جای مانده بود، باعث تضاد منافع میان آنها می شد. ایران صدها سال مرکز فرهنگ جهان اسلام بود اگر ایران، عراق عرب را به عنوان عتبات عالیات و سرزمینی متعلق به شیعیان تصور میکرد، فرض ترکیه عثمانی این بود که عراق به عنوان مرکز خلافت سنی بنی عباس، جزءلاینفک خلافت عثمانی است. از عصر پادشاهی احمدشاه ابدالی ، فرمانروایان قندهار و کابل نگاه ویژهای به عثمانی داشتند و برای کاستن از نفوذ معنوی ایران در قلمروشان و نیز در راستای تضعیف شیعیان، تلاش خاصی برای نزدیکی به سلاطین عثمانی داشتند.

مناسبات ترکیه و افغانستان در عصر آتاتورک که یونانی بود ولی از طرف انگلیس برترکیه حکومت می کرد رو به گرمی بود و امان الله پادشاه افغانستان در دیدار با آتاتورک در سال  ١٣٠٧خورشیدی ، در مورد کمک به نیروهای نظامی افغانستان قولهای مساعدی گرفت. بدین ترتیب در زمان حکمیت آلتای، ترکیه نفوذ گسترده ای در افغانستان داشت. درکنار این سیاست اتحاد منطقه ای که در پیمان سعدآباد میان ایران و ترکیه و افغانستان و عراق ظهورکرد هیچ دستاوردی برای ایران نداشت و درواقع به ایرانیان ثابت کرد که اعتماد غیر معقول  به رژیم های وابسته کمتر از اعتماد به ابرقدرت ها زیان بار نیست. بر همین اساس می توان گفت رأی یک طرفه « ژنرال آلتای» نه بر مبنای ملاحظات شخصی، بلکه بازتابی از سیاست های کلان انگلستان برای تضعیف مسلمانان آسیای غربی است. بهر حال و بنا به هر دلیلی، حکمیت تعیین خط مرزی ایران و افغانستان توسط فخرالدین آلتای نماینده دولت ترکیه به زیان ایران انجام گرفت و حداقل نزدیک به نهصد وشصت کیلومتر مربع از خاک ایران جدا و به قلمرو افغانستان ضمیمه گردید.

بدین ترتیب دولت رضا خان که قسمتی از شمال غرب ایران را به ترکیه واگذار کرده بود قسمتی از شرق کشور را هم به افغانستان بخشید و بعدها پسرش بحرین را نیز در دست انگلستان رها نمود.

 

منابع:

  مهندس مخبر، محمدعلی، مرزهای ایران، تهران: کیهان. ١٣٢۴

مکی، حسین ، تاریخ بیست ساله ایران »استمرار دیکتاتوری رضاشاه پهلوی، تهران، نشر امیرکبیر، ج .۶ ، ١٣۶٢

مجتهدزاده، پیروز، امیران مرزدار و مرزهای خاوری ایران، ترجمه: حمیدرضا ملک محمدی نوری،تهران، ١٣٧٨

متولی حقیقی، یوسف ، افغانستان و ایران، پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد. ١٣٨٣

فرهنگ، میرمحمد صدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، تهران، عرفان. ١٣٨۵

بهمنی قاجار، محمدعلی، ایران و افغانستان از یگانگی تا تعیین مرزهای سیاسی، تهران، مرکز اسناد و تاریخ

دیپلماسی،  وزارت امور خارجه. ١٣٨۵

حافظ نیا، محمدرضا ، هیدروپلیتیک هیرمند و تأثیر آن بر روابط سیاسی ایران و افغانستان، فصلنامه مدرس علوم انسانی، سال ‌١٠شماره  ٢  ،  تهران. ١٣٨۵

بهمنی قاجار، محمدعلی، تمامیت ارضی ایران: سیری در تاریخ مرزهای ایران، تهران، موسسه مطالعات و      پژوهشهای سیاسی. ١٣٩٠

نعمتی، نورالدین، اداوی، مظهر، روابط فرهنگی ایران و افغانستان در دوره ی پهلوی دوّم ( ١٣٢٠- ١٣۵٧)  مجله پژوهش های تاریخی ایران و اسلام، دوره  ٧شماره  ١٣بهار و تابستان، صص .١۵٠-١٢۵، سال  ١٣٩٢

دکتر اطهری مریان ، اسدالله و دکتر لکزی، مهدی، مجله پژوهش های تاریخی ایران و اسلام شماره ٢۴  

                                                                        بهار و تابستان ١٣٩٨

٢۵۵برگ از اسناد سال های: ١٣٠۶-١٣٠٧-١٣٠٨-١٣١٢-١٣١٣-١٣١۴ ، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی.

Dikshit, Ramesh Dutta (1995), Political Geography the Discipline and

Its Dimension, Tata McGraw Hill Publishing Company Limited.

Mirheidar, Dore (1990), Principles of Political Geography, 15th

Edition, SAMT Publications, Tehran [in Persian].

Mojtahedzadeh, Pirouz (2000), Political Geography and Geopolitics,

SAMTPublications, Tehran [in Persian].

Muir, Richard (2011), Political Geography A New Introduction,

Translated to Persian by: Dorreh Mirheidar and Seyed Yahya Safavi,

Armed Forces Geographical organization Publications,Tehran (in Persian).

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.