ریشه های تاریخی ناامنی و بحران درافغانستان

0 3

این واقعیت که لااقل در سه دهه اخیر افغانستان بشد ت در گیر بحران ونا امنی بوده است ،جای بحث ندارد.اما پرسش اصلی این است که چرا افغانستان دچار چنین سرنوشت شومی شده است.در مطلب پیش رو تلاش میشود درنگاهی تاریخی پاسخی برای این پرسش مهم بیابیم .فرض بر این است که سه دسته از عوامل در تشدید بحران وتداوم آن در افغانستان ایفای نقش کرده اند که میتوان آنهارا در واژه کلی رقابت در سه سطح درنظر گرفت.

الف = رقابت های قومی و ایدیو لوژیک در داخل

ب = رقابت های منابع منطقه ای قدرت

ج = رقابت های منابع جهانی قدرت

نشانه های تاریخی ،حکایت از آن دارند که بحران ونا امنی تداوم یافته در افغانستان بر بستری از واقعیت های درونی حرکت کرده ودر تداوم خود باعث بروز رقابت های منطقه ای وبین المللی شده است.رقابت هایی که در طول زمان بین منابع جهانی ومنطقه ای وجود داشته است ودر مقاطع مختلف تنها بازیگران آن جابجا شده اند.در عین حال یک واقعیت مهم تر در تداوم بحران ونا امنی تا به امروز در افغانستان را می باید در جغرافیای استراتژیک این کشور به عنوان ارتباط دهنده بین تمدنی سراغ گرفت .افغانستان در امتداد سه تمدن اسلامی، تمدن چینی وتمدن هندی شبه قاره هند قرار گرفته است. این وضعیت جغرافیایی موقعیت ویژه سوق الجیشی به افغانستان داده است که عامل مهمی در تحریک علایق منفعت طلبانه خارجی بوده است.جفرافیای طبیعی افغانستان نوعی خاص از جفرافیای انسانی را ایجاب میکرده است که در قالب تداوم قومی از کشورهای مجاور به عمق خاک این کشور محقق شده است،بطوریکه هر کدام از قومیت های اقلیت در افغانستان کانونهای مرکزی قومی بزرگتر در کشور مجاور دارند.فارسی زبانان در ایران ،ازبک ها در ازبکستان،ترکمن ها در ترکمنستان ،تاجیک ها در تاجیکستان،قرقیز ها در قرقیزستان، ایغورها در ایالت سین کیانگ چین وپشتون ها وبلوچ ها در پاکستان، با چنین وضعیت جمعیت قومی مواجه هستند.تداوم قومی کشورهای مجاور جغرافیای انسانی افغانستان را بغایت نا همگن ودر رقابت دایم برای کسب قدرت ومنزلت اجتماعی قرار داده است.امری که همواره عامل تحریک مطامع خارجی در این کشور بوده است و حاصل نهایی آن تهاجم نظامی مستقیم ویاجنگ های نیابتی سایر کشورهای رقیب منطقه ای ویا جهانی بوده است.

 

الف =رقابت های قومی

ساکنان امروز افغانستان را میتوان باز ماندگان دو نژاد دانست.

۱-ـ نژاد سفید.شامل پشتونها،تاجیکها،نورانستانی ها و…

۲ـ نژاد زرد.شامل ازبک ها،ترکمن ها،قرقیز ها ،مغول ها و… –(۱ ،-رفیعی،۱۳۸۱)

افغانستان مانند اغلب کشورهای جهان به لحاظ قومی متکثر است .حدود ۵۵ قوم و گروه اجتماعی در این کشور شناسایی شده اند.اما افغانستان شناس غربی(لوییس دوپره)۲۱ گروه نژادی را ساکن افغانستان میداند.(۲،ماگنوس ،ادن بی،۱۳۸۰)با این حال مهم ترین قومیت ها که همواره بر سر قدرت وارد رقابت شده اند ،عبارت هستند ازپشتون ها،تاجیک ها، ازبک ها وقومیت هزاره شیعه مذهب. به لحاظ مذهبی نیز حدود ۷۰ در صد جمعیت افغانستان سنی وحنفی مذهب و درحدود ۳۰ درصد آن شیعیان دوازده امامی ویا اسماعیلیان هفت امامی هستند( ۳،سجادی ۱۳۸۰) یک ویژگی مهم جغرافیای انسانی در افغانستان آن است که در همان حال که یک واحد قومی جغرافیای طبیعی خاص خود را دراختیار دارد،نوعی تداخل قومی نیز بمرور زمان شکل گرفته که بعضا در نتیجه جا بجایی جمعیت های قومی بومی وسیاست اعمالی حکومت ها ی قوم محور واز طریق کوچ ها ی اجباری صورت گرفته است.

در نگاهی تاریخی به رقابت های قومی  در افغانستان میتوان یک مقطع زمانی مهم را در نظر گرفت وآن حادثه قتل نادر شاه افشار در سال ۱۷۴۷م،در قوچان وپی آمد آن، خروج احمد خان ابدالی ومراجعه او به قندهاروتاسیس سلسله درانی مستقل از ایران است.(۴،مارسون،۱۳۷۹) احمد خان ابدالی مشروعیت قدرت خودرا ازاجلاس سران اقوام :لویه جرگه:دریافت کردوبنام احمد شاه با با قدرت قومی پشتون را بنیانگزاری کردکه در دو جهت شروع به پیشروی کرد.در شرق بطرف شبه قاره هند ودر شمال ومرکز بطرف حوزه قومی ترک تبارها ،تاجیک ها وهزاره ها.آنچه که تحت عنوان سیاست پشتونیزه کردن افغانستان ازآن یاد میشود وعامل اصلی بحران قومی وجنگ های خونین تا به امروز شده است ناشی از همین واقعیت تاریخی است.سیاستی که بدلایل متفاوتی در شبه قاره هند پیش نرقت ودولت درانی را با قدرت خاندان رانجیت سینگ در پنجاب وبعدا قدرت استعماری انگلیس مواجه ودر نهایت پس از سه جنگ مهم  وشکست انگلیس در صحنه نظامی ولی جبران آن از طریق سیاسی ،به تثبیت مرزها وانعقاد معاهده دیورند بین امپراطوری هند انگلیس وامیر عبدالرحمان خان، پادشاه وقت افغانستان در سال ۱۸۹۳م.منتهی شد وقبایل پشتون را بدو قسمت تقسیم کرد. این خط مرزی همان است که امروزه عامل اصلی آن چیزی شده است که افغانها ازآن بنام دخالت پاکستان در امور داخلی افغانستان وجنگ نیابتی پاکستان در افغانستان به عنوان وارث استعمار انگلیس یاد میکنند.مساله خط مرزی دیورند یکی از مسایل مهم در تاریخ افغانستان و در مناسبات منطقه ای وجهانی این کشور است که پس از تشکیل پاکستان در سال ۱۹۴۷م.عامل اصلی تنش ها میان افغانستان وپاکستان بوده است.(۵،نوابی،۱۳۹۱).

سیاست پشتونیزه کردن افغانستان که بوسیله دو خاندان سدوزایی وبارکزایی پیگیری می شده است،در همان حال که با مقاومت سایر قومیت ها از جمله تاجیک ها به عنوان دومین قومیت مطرح روبرو بوده است ،از شکل گیری علایق ومنافع مشترک ملی جلوگیری میکرده است.درعین حال تضادهای قومی رادر درون دو گروه قومی پشتون غلجایی وسدوزایی بر سر تصاحب انحصاری قدرت تشدید میکرده است.تاجیک های مدعی قدرت در دو مقطع زمانی توانستند انحصار قومی قدرت پشتون رابشکنند.ولی در هردو مقطع نتوانستند حکومت با ثباتی بوجود بیاورند.یک مقطع قیام حبیب اله کلکانی ؛بچه سقا؛بود که علیه اصلاحات امان اله خان به پا خاست وتوانست کابل را فتح کند.ولی حکومت وی بیش از ۹ ماه دوام نیاورد وقبایل پشتون به رهبری نادر خان قیام کردند ومجددا پشتون ها قدرت را در کابل بدست گرفتنندوپادشاهی رادرخاندان محمد زایی،تیره ای از بارکزایی احیا کردند.به داوری مورخ افغان میر محمد غبار،حبیب اله کلکانی روستایی ساده دلی بود وپس از گرفتن قدرت در اولین سخنرانی اش خطاب به مردم افغانستان گفت:بیت المال را خرج مدرسه وصنایع نمی کنم وبه عسگر وملا خواهم دادکه دعا کنند.مالیات ،عوارض وگمرک نخواهم گرفت شما رعیت منید بروید وخوش بگذرانید.(۶،غبار ۲۳۵۹).مقطع دوم که تاجیک ها به قدرت رسیدند حکومت دو ساله برهان الدین ربانی بود که مطابق توافق پیشاورمجاهدین در پی سقوط رژیم مارکسیستی نجیب اله به قدرت رسید ،ولی با مقاومت پشتون ها روبرو شد وجنگ داخلی بین حزب اسلامی گلبدین حکمتیاروشورای نظار به فرماندهی احمد شاه مسعود را دامن زد.جنگی که به کشتار مردم وویرانی وسیع کابل منتهی شد وتقریبا همه گروه های قومی رادر گیر جنگ داخلی کرد.حکومت ربانی سر انجام بوسیله گروه طالبان پشتون ازقدرت کنار زده شد.کابل در روز ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ سقوط کرد وعبدالرحیم غفورزای معاون وزارت امور خارجه دولت ربانی در توجیه ترک کابل اعلام کرد که حکومت تصمیم گرفته است بطور موقت محل خودرا به شمال کشورببرد تا ازبروز حمام خون جلوگیری کند(۷،پویان۱۳۷۷)

۲ـ رقابت های ایدیولوژیک

رقابت های ایدیولوژیک شکل گرفته در افغانستان دومین عامل مهم داخلی در بروز بحران ونا امنی در این کشور است.اگر رقابت های قومی را بتوان در عمق تاریخ این کشور وحرکت قبایل پشتون از قندهار به سایر مناطقی که امروزه جغرافیای سیاسی افغانستان را تشکیل میدهند سراغ گرفت ،میتوان گفت که رقابت های ایدیولوژیک نسبتا تازه تر هستند وناشی از واقعیت های متفاوتری از سیاست پشتونیزه کردن افغانستان می باشند.این گونه رقابت ها در دو سطح مذهبی در درون جامعه اسلامی افغانستان وایدیولوژی چپ مارکسیتی قابل رد یابی میشوند.

۱ـ رقابت های مذهبی درون جناح اسلامی

قطع نظر از حضور دو جامعه بزرگ اهل سنت واهل تشیع در افغانستان که سابقه تاریخی کهن تری دارند.مکاتب فکری وفقهی اسلامی رقیب در افغانستان نسبتا جدید ترو عامل مهم تری در جنگ قدرت بین پیروان این گونه مکتب های فقهی وفکری بوده است.مکاتب فقهی وفکری رقیب در افغانستان از چند کانون متفاوت سر چشمه گرفته اند.

۱ـ مکتب اخوان المسلمین مصر

۲ـ مکتب دیوبندی شبه قاره هند

۳ـمکتب سلفی، وهابی عربستان سعودی

۴ـ مکتب تشیع

مکتب اخوان المسلمین مصر در پی سفر جمال عبد الناصربه افغانستان در سال ۱۹۵۵م.وتوافق برای اعزام محصلین افغانی به دانشگاه الازهر و اعزام تعدادی از مدرسین مکتب اخوانی به افغانستان وتدریس در دانشکده الاهیات کابل وارد افغانستان شد.رهبری اخوان المسلمن را در افغانستان عبد الرحیم نیازی بر عهده داشت و اعضای موسس آن عبارت بودند ازمولوی حبیب الرحمان.مهندس سیف الدین نصرت یار،گلبدین حکمتیار،مهندس حبیب الرحمان ،دکتر محمد عمر،برهان الدین ربانی وتعدادی دیگر از اساتید دانشکده الاهیات دانشگاه کابل (۸،مصباح زاده ۱۳۷۸م) .

مکتب دیوبندی ازشبه قاره هند با سنت رادیکال جهادی ودر جریان جنگ های سه گانه انگلیس وافغانها در قرن ۱۹وارد مناطق قبایلی پشتون شدودر تحولات افغانستان وجنگ ایدیولوژیک ایفای نقش کرد.در شرایط کنونی مدعیان اصلی این مکتب که هنوز در جنگ قدرت درگیر باقی مانده اند وباور دارند ازطریق جهاد ،آنهم بصورت قهر آمیزقدرت را درکابل تصاحب نمایند، گروه طالبان،شبکه حقانی وحزب اسلامی حکمتیار می باشند.ورود مکتب دیوبندی به افغانستان درشکل رسمی تر آن به درخواست ظاهر شاه از علمای دیوبندی پاکستان باز میگردد،که ظاهرا در ارتباط با سیاست کلی دولت برای جلوگیری از مهاجرت طلاب افغان به پاکستان وتحصیل در مدارس مذهبی این کشور بوده است.هدف این سیاست مسدود کردن نفوذ  دستگاهای امنیتیی پاکستان به داخل افغانستان بوده است.(۹،احمد رشید ۱۳۸۳) جناح رادیگال مکتب دیوبندی درگیر جنگ قدرت درافغانستان در دوره جهاد با ارتش سرخ اتحاد شوروی سابق وحکومت حزب دمکراتیک خلق در پیوند با مکتب سلفی ،وهابی عربی قرار گرفت وهمواره یک طرف منازعه داخلی افغانستان تا به امروز باقی مانده است.

سابقه ورود مکتب سلفی ،وهابی به افغانستان به سال ۱۹۱۲م،بر میگردد که شیخ شارع محمد از اهالی مدینه به دره فرغانه آمد ودر آنجا آموزه های مکتبی سلفی،وهابی را آغاز کرد.(۱۰،سایت شفقنا).این مکتب بعدا به افغانستان رسیدو در چند منطقه قبایلی پشتون تا سطح تاسیس امارت های کوچک در کنر در ناحیه ؛آرگو؛در بدخشان،؛برگ متل؛در نورستان در دهه ۱۹۵۰ پیش رفت.(۱۱،سایت شفقنا)با این حال واقعیت آن است که این امارت کوچک با گرایش وهابی نه تنها بصورت امارت های منزوی در آمدند، بلکه به نوبه خودبا پیوندهایی که با قبایل رقیب پشتون ایجاد کرده بودند ،باعث شکاف وگاه جنگ مسلحانه بین طوایف هوادار ومخالف گردیدند.پس از آغاز جهاد در افغانستان این امارات کوچک وهابی بسرعت در جریان غالب هضم شدند.

مکتب تشیع در دوران تسلط خاندان های حاکم سدوزایی وبارکزایی بشدت تحت فشار مکتب دیوبندی اهل سنت وسیاست پشتونیزه کردن افغانستان قرار داشت. پیروان تشیع عمدتا در قومیت هزاره تمرکز دارند ولی اسماعیلیان، قزلباشها وسادات خارج از قومیت هزاره اقلیت شیعه را در این کشور تشکیل میدهند.در دوره قدرت امیر عبدالرحمان خان بشدت سرکوب شدند وبه کویته در بلوچستان ،سیستان ومشهد در ایران کوچ کردند.در دوره جهادبصورت گسترده علیه نیروهای اشغالگر روسی ورژیم مارکسیست وارد جنگ شدند. بعد از پیروزی جهاد با سازماندهی حزب وحدت در جنگ قدرت به رهبری عبدالعلی مزاری شرکت فعال پیداکردند، با جمعیت اسلامی ربانی وشورای نظار،با حزب اسلامی حکمتیار ودرنهایت با گروه طالبان برای تثبیت جایگاه خود کوشیدند. بعد از سال ۲۰۰۱ودخالت آمریکا وناتو در افغانستان ،درلویه جرگه قانون اساسی نقش مهمی ایفا کردند ومذهب شیعه را برای اولین بار در تاریخ افغانستان به عنوان مذهب رسمی در کنار مذهب حنفی در قانون اساسی رسمیت دادند.

ب-ـ رقابت های ایدیولوژیک

جنگ ایدیولوژیک شده قدرت در افغانستان بین دو جریان اسلامگرا وگروه مارکسیست به دوره سلطنت محمد ظاهر شاه باز میگردد که به دهه دمکراسی شهرت یافته است.چالش قدرت در این دوره بد لیل آنکه ظاهر شاه قانون احزاب مصوب مجلس ملی راامضا نکرد،بین جریانهای فکری بصورت غیر رسمی ولی نه چندان پنهان در گرفت.دراین چالش سه جریان درگیر شدند.

۱ـ جناح اسلامی

۲ـجناح مارکسیستی

۳ـجناح لیبرال

لیبرال ها که عمدتاً تا تحصیل کردگان غربی بودند اعتقاد به مبارزه مسلحانه نداشتند واهداف خود راازطریق مسالمت جویانه تعقیب مب کردند. به همین دلیل تا قبل از سال ۲۰۰۱ ودخالت آمریکا وناتو در افغانستان نتوانستند نقش چندان مهمی پیدا کنند. اما دو جریان دیگر در قالب جناح اسلامگرا وجناح مارکسیست ،چالش قدرت را بطرف برخورد نظامی وجنگ مسلحانه هدایت کردند.جنگ وجابجایی قهر آمیز قدرت در طی نزدیک به چهار دهه گذشته نتیجه بلا فصل همین روند است.در این جدال، کودتای نظامی سردار محمد داودخان در اوایل دهه پنجاه شمسی را میتوان نقطه آغاز بحران تداوم یافته ونا امنی درافغانستان در نظر گرفت.علت اصلی آن بود که در کودتای داودخان جناح پرچم حزب دمکراتیک خلق از طریق افسران ارتش وابسته به جریان چپ ،نقش مهمی ایفا کردند وهمین حزب بود که داودخان راترغیب به سرکوب جریان اسلامگرا کرد وزمینه نفوذ شوروی را درافغانستان فراهم ساخت. (۱۲،علیرضا ۱۳۸۹).

واکنش جریان اسلامگرا که هسته مرکزی آن در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل قرار داشت خصمانه بود ودر دوجهت امکان بروز یافت.

اول ـ برخورد خشونت آمیز بین هواداران مارکسیست ها واسلامگراها در دانشگاه کابل

دوم ـ تلاش برای کودتای نظامی علیه داودخان وشریک قدرت وی حزب پرچم.

در جریان برخوردهای خشونت آمیزدانشگاهیان مسلمان که عمدتا تحت تاثیر اخوان المسلمین بودندوهواداران حزب شعله جاوید ،یک دانشجوی چپ گرابنام سید آل کشته شد(۱۳،رشید احمد)این حادثه  باعث شد که داودخان برای کنترل اوضاع دخالت کند.چند تن از اساتید دانشگاه از جمله عبد الرحیم نیازی، رهبر اخوان المسلمین افغانستان دستگیر شدند.ولی تعدادی از آنها از جمله برهان الدین ربانی،گلبدین حکمتیارواحمد شاه مسعود موفق شدند به پیشاور پاکستان فرار کنند.(۱۴،ندای اسلام شماره ۴۹و۵۰)به باور یک محقق افغان ارتباط نهضت جوانان مسلمان همزمان شده بود با بالا گرفتن تنش میان جمهوری داود خان وپاکستان بر سر مساله پشتونستان.(۱۵،فیاض،۱۳۸۷).در پیشاور بود که احزاب جهادی بعدی در دوره قدرت حزب دمکراتیک خلق در کابل شکل گرفتند و به جنگ آزادی بخش تا پیروزی جهاد و شرکت فعال در جنگ داخلی پس از آن ادامه دادند.جناح اسلامی در دوره داود خان سه اقدام مسلحانه وکودتای نظامی را سازماندهی کرد.کودتای اول را مهندس حبیب الرحمان سازماندهی کردو با دستگیری پنج افسر در گیر با کودتا با شکست روبروشد.کودتای دوم در سال ۱۳۵۳ه،ش،بوسیله دکتر عمر وحکمتیار ونصرت یار، زمانی به اجرا گذاشته شد که احمد شاه مسعود با موافقت حبیب الرحمان که در زندان بودفهرست اسامی افسران هوادارو اسلامگرا را به حکمتیار داد این کودتا قبل از هراقدامی کشف وخنثی شد.کودتای سوم را حکمتیار درپیشاور طراحی کرد وبصورت یک قیام نا تمام در آمد .احمد شاه مسعود در دره پنجشیراقدام به خلع سلاح یک مرکز نظامی دولتی کرد. حرکت های مشابهی همزمان در لغمان ،ننگرهار وکابل پیش بینی شده بود که با حرکت سریع افسران چپ وابسته به حزب پرچم تحت کنترل درآمد.(۱۶،پیرزاده،۱۳۸۹).اهمیت این حرکت نظامی در آن بودکه شکست آن جناح اسلامی را به دوبخش رقیب بر مبناهای قومی تقسیم کرد.جمعیت اسلامی به رهبری برهان الدین ربانی وحزب اسلامی گلبدین حکمتیارشکل گرفتند .این تقسیم بندی بشدت تحت تاثیر عنصر قومیت قرار داشت وباعث وبانی جنگهای خونین بین این دو جریان درون اسلامی تا به امروز بوده واز استقرار صلح وثبات درافغانستان جلوگیری کرده است.قومیت گرائی همواره به صورت یک خنجر درسینه امت اسلامی فرو رفته و موجب خسارت های جبران ناپذیری شده است.

در عین حال حرکت های مسلحانه جریان اسلامگرا علیه دولت سردار داود خان عامل مهمی در نفوذ بیشتر افسران مارکسیست در ارتش افغانستان ودر نهایت کودتای ژنرال قدیر ونورمحمد تره کی وقتل عام خانواده داود خان بوده است.با کودتای حزب دمکراتیک خلق جنگ قدرت در افغانستان جنبه های کاملا ایدیولوژیک یافت، هم در درون جبهه چپ در قالب کودتاهای پی درپی وکشتار رهبران امکان بروز یافت وهم به اشغال افغانستان در دوره حکومت حزب پرچم به رهبری ببرک کارمل بوسیله ارتش سرخ شوروی منتهی شدوهم عامل اصلی شکل گیری جهادی شد که دنیای اسلام ودنیای غرب را بشدت درگیر آن کرد.جهادی که تا پیروزی احزاب اسلامی وشکست نظام مارکسیستی هوادار روس ها تداوم یافت.جریان چپ مارکسیستی درافغانستان درگیر جنگ قدرت بین دو شاخه اصلی اش حزب خلق پشتون وحزب پرچم عمده تا تاجیک شد.تقسیم بندی در حزب دمکراتیک خلق نیز مطابق نمونه جناح اسلامگرابر عنصر قومیت استوار است.محمد صدیق فرهنگ از انشعاب سومی در حزب دمکراتیک خلق یاد میکند که در ابتدا عنوان مشخصی نداشته ولی در افواه بنام ستم ملی شهرت یافته وبوسیله طاهر بدخشی رهبری میشده است.(۱۷،فرهنگ،۱۳۷۴).

ب ـ رقابت منابع منطقه ای قدرت

در ارتباط با تحولات افغانستان وبروز وتداوم بحران ونا امنی در این کشور یک واقعیت مهم آن است که افغانستان محل مناقشه قدرت های بزرگتر منطقه ای بوده است.بطوریکه هر وقت رقابت قدرت های بین المللی رو به کاهش گذاشته است، قدرت های منطقه ای بسرعت جایگزین شده وتضادها ورقابت های خود را در افغانستان پی میگرفته اند.در نگاهی مقدماتی میتوان گفت در ارتباط با بحث امنیت افغانستان دو نظر وجود دارد.

۱ـ افغانستان ومساله نا امنی هسته مرکزی امنیت در منطقه است.

۲ـ افغانستان در حاشیه امنیت منطقه است ونا امنی از خارج به این کشور منتقل میشود.

در نگاه اول امنیت افغانستان از دو ناحیه قابل حصول خواهد بود.

۱ول ـ محدود ساختن شبکه مواد مخدر وتروریسم

دوم ـ پایان دادن به رقابت های قومی پشتون وتاجیک (۱۸،تحقیقات استراتژیک،۱۳۹۰)

هرگاه عوامل داخلی بحران امنیتی درافغانستان رافرع بر عوامل دیگر بدانیم در آن صورت در سطح منطقه ای سه گروه از عوامل را میتوان برجسته تر یافت.

۱ ـ رقابت هند وپاکستان

۲ـ نقش عربستان سعودی وتا حدی ترکیه

۳ـ رقابت ها مرتبط با آسیای مرکزی

رقابت های هند وپاکستان

رقابت های هند وپاکستان بر سر نفوذ درافغانستان به سال ۱۹۴۷ واستقلال شبه قاره هند ازاستعمار انگلیس باز میگردد.استراتژی جهادی ارتش پاکستان در کشمیر اصلی ترین عامل شکل گیری وتداوم رقابت هند وپاکستان در افغانستان بوده است.هند وپاکستان بی ثباتی در افغانستان رایک فرصت جنگی در جهت استراتژی خودارزبابی کرده اند وازدرگیری های قومی در این کشور در جهت منافع خود بهره گیری کرده ودر گیر نوعی جنگ نیابتی شده اند.در واقع میتوان گفت که استراتژی جهادی ارتش پاکستان سه هدف اصلی را پیگیری میکند.

۱ ـ تجزیه کشمیر تحت کنتل هند والحاق آن به پاکستان

۲ـ گسترش نفوذ در افغانستان وتامین عمق استراتژیک در مقابل هنداز طریق استقرار حکومتی کاملا هماهنگ با سیاست پاکستان در افغانستان وبدور از نفوذ هند

  • ۳-ـ جلوگیری از استقلال پشتونستان
  • استراتژی هندوستان در مقابله با استراتژی ارتش پاکستان همواره در جهت نفوذ
  • در افغانستان وخنثی کردن استراتژی آن بوده است.به عبارت روشن تر هندوستان با نفوذ درافغانستان تلاش دارد که پاکستان را از عمق استراتژیک اش درافغانستان محروم کند وموازنه قدرت را بسود خودش تغییر دهد.(۱۹، واعظی ۱۳۹۰) پاکستان در عین حال حضور هند در افغانستان را از دو نظر دیگر به زیان منافع راهبردی و امنیت ملی اش تلقی میکند.
  • اول ـ تکمیل محاصره پاکستان در مرزهای طولانی افغانستان وپاکستان در امتداد خط مرزی دیوراند.
  • دوم ـ تلاش هند برای تحریک جدایی طلبی قومی پشتون ها وبلوچ هادر ارتباط با طرح پشتونستان بزرگ وبلوچستان بزرگ که گفته میشودبه نوعی مورد حمایت غرب قرار داشته است.
  • نقش، عربستان سعودی وترکیه
  • رقابت ها بین عربستان سعودی، پاکستان وترکیه در افغانستان بیشتر جنبه ایدیولوژیک دارد.علت واقعی آن است که این سه کشورهرکدام به گونه ای مدعی ارایه الگوی قدرت اسلامی شده اند وبر این باورند که الگوی اسلامی آنها میتواند در سایر کشورهای اسلامی راه استقلال، پیشرفت وتوسعه سیاسی،فرهنگی،اقتصادی وعلمی را بگشاید. رقابت های عربستان سعودی با ایران عمدتا در دوره اشغال افغانستان بوسیله اتحاد شوروی سابق ابعاد گسترده تری یافت.عربستان سعودی ازگروه های اهل سنت مستقر در پیشاور پاکستان حمایت کرد. این رقابت هاباعث شد که گروه های هفت گانه اهل سنت در پیشاور شکل بگیرند و هشت گروه شیعی موجودیت بیابند.در مقطع پیروزی جهاد درافغانستان این رقابت ها به شکست حکومت مجاهدین در کابل کمک کرد. جمهوری اسلامی ایران در جنگ داخلی مجاهدین طرف دولت ربانی را گرفت وتلاش کرد از قدرت کرفتن عوامل مورد حمایت غرب و عربستان سعودی در کابل جلوگیری کند.(۲۰،روآ،۱۳۸۲) عربستان سعودی درکنار پاکستان قرار گرفت و به ایجاد و تقویت طالبان پرداخت.این رقابت ها همچنان امکان تداوم یافته است.طالبان مورد حمایت عربستان سعودی وپاکستان باقی مانده اند وسیاست رسمی ایران در افغانستان حمایت از دولت مرکزی خارج از تعلقات قومی ولی با حضورموثر نیروهائی که از استقلال افغانستان در مقابل غرب حمایت می کنند جهت گیری کرده است. عامل دیگر ترکیه است که مدعی دیگر الگوی قدرت اسلامی است و اگر آنرا به این معادله رقابت آمیز اضافه کنیم میتوان تصورکرد که ترکیه از طریق تشویق پان ترکیسم در قومیت های ترک تبارافغانستان، در تحولات آتی این کشور ایفای نقش کند.
  • رقابت های مرتبط باآسیای مرکزی درافغانستان

کشورهای آسیای مرکزی هرچند در گذشته بدلیل تسلط شوروی نقش حاشیه ای در افغانستان داشته اند ولی در شرایط کنونی به تحولات افغانستان از دوجهت توجه دارند.

  • ۱ـ افراطی گرایی مذهبی وتروریسم
  • ۲ـقاچاق مواد مخدر
  • عامل قومی وامتداد قومیت های تاجیک وازبک درافغانستان بر علایق کشورهای آسیای مرکزی می افزاید.با این حال توجه این کشورها به افغانستان را میباید در ارتباط بااستراتژی روسیه وتوجه مجدد به باز سازی قدرت شوروی سابق در این منطقه حساس از جهان مورد توجه قرار داد.در این استراتژی روسیه ایجاد واتحاد در اورآسیارا مد نظر قرار داده است.این استراتژی در نگاهی تاریخی با اندک تفاوت هایی همان استراتژی شوروی واستراتژی روسیه تزاری است که فرصت طلبانه ،ابزاری وسود جویانه است(۲۱،آریانفر۱۳۹۱) اما جدا ازاین واقعیت نگرانی اصلی کشورهای آسیای مرکزی پیوند نهضت های اسلامگرا با سازمان القاعده وطالبان افغانستان است که در فکر جنگ مسلحانه برای ساقط کردن حکومت های حاکم واسلامی کردن قدرت در آسیای مرکزی ونیز جدا ساختن ایالت سین کیانگ از چین وتاسیس کشور ترکستان شرقی خاص قومیت ایغور میباشند. از همین زاویه است که پای چین نیز به مساله امنیت در افغانستان بازمیشود.در هرحال واقعیت آن است که بحران وناامنی درافغانستان چالش امنیتی برای آسیای مرکزی ببار میاورد ودر راس آن افراطی گرایی مذهبی وتروریسم قرار دارند.(۲۲،عابدی) تروریسمی که بی تردید به صورت یک ابزار نیرومند در اختیار سیاست های غرب در آسیای مرکزی قرار گرفته اند.

ج ـ رقابت های منابع جهانی قدرت.

افغانستان طی دو قرن اخیردر کانون توجه منابع جهانی قدرت قرار داشته است وبه عنوان کشور حایل مطرح بوده است.هرکدام از منابع جهانی قدرت اهداف استراتژیک خود را در این کشور پیگیری میکرده اند که نتیجه آن شکل گیری رقابت های فشرده بوده که بر سر تسلط ونفوذ در افغانستان پیدا میکرده اند.در این راستا میتوان از سه مقطع مهم زمانی در تشدید رقابت ها یبن منابع جهانی قدرت در افغانستان یاد کرد.این سه مقطع زمانی رامیتوان چنین خلاصه کرد.

  • ۱ـ مقطع زمانی شکل گیری رقابت بین دو امپراطوری استعماری انگلیس وامپراطوری تزاری روسیه
  • ۲ـ مقطع زمانی شکست دو امپراطری تزاری روس در جنگ جهانی اول وانقلاب کمونیستی ۱۹۱۷ وامپراطوری انگلیس هند بعد از جنگ جهانی دوم وانتقال رقابت ها به اتحاد شوروی وآمریکا.
  • ۳ـ مقطع زمانی فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱م. وشکل گیری تدریجی رقابت ها بین روسیه، چین وآمریکا وادامه آن تا زمان حاضر.
  • اگر بخواهیم بصورت اختصار این سه مقطع زمانی راکه قدرت های مطرح روز بر سر تسلط ونفوذ در افغانستان وارد چالش شده اند،از نظر بگذرانیم میتوان گفت شاخص محوری ومشترک ،اشغال افغانستان بوسیله هر سه قدرت انگلیس، روسیه و آمریکا بوده است.رقابت امپراطوری های روس وانگلیس درقرن ۱۹م،آغاز سه جنگ مهم وشکست نظامی انگلیس بود.علت آن بود که روس وانگلیس به اهداف یکدیگر مشکوک بودند وبه اصطلاح در بازی بزرگ در گیر شدند.(۲۳کوردووز، هریسون ۱۳۷۹).حفظ هندوستان از دستبرد روسیه وفرانسه در اولویت سیاست انگلیس قرار گرفت وپیشروی روس ها در آسیای مرکزی خطری جدی تلقی شد.از طرف دیگر نگاه روس ها به افغانستان تلاش برای رسیدن به آبهای گرم اقیانوس هند بود.در همین تلاش بود که در مقطع زمانی دوم که آمریکا وشوروی جایگز ین روس وانگلیس شده بودند ،اتحاد شوروی به بهانه حفظ نظام مارکسیستی هوادار خود درکابل در سال ۱۳۵۸ ه،ش،افغانستان را به اشغال خود درآورد.در مقابل آمریکا ومتحدان منطقه ای و بین المللی اش نیروهای جهادی را تقویت کردند و درنهایت وسیله شکست قطب شوروی رافراهم کردند.اما مشکلی که رقابت های قدرت های خارجی به ملت افغان تحمیل کرد ،بسیار سنگین بود.جدا ازکشتار ها و تخریب زیر ساخت های این کشور ،ضرورت شکل گیری نظام های سیاسی مطابق با انتظا رات کشور اشغالگر بود. درواقع نظام های سیاسی افغانستان معاصر تحت تاثیر رقابت های بین المللی شکل گرفت ودر ابعاد گسترده ای بی ثبات ونا آرام باقی ماند.(۲۴،نبی زاده)در دوره تسلط انگلیس بر منطقه ،نظام سیاسی درافغانستان سلطنت، در دوره نفوذ روس ها نظام مارکسیستی ،لنینیستی ودرشرایط کنونی وتسلط آمریکا نظام سیاسی حاکم مطابق نظر ومنافع آمریکا در نوعی ابتدایی از دمکراسی لیبرال سازماندهی شده است.جالب توجه تر اینکه افغانستان تمامی اشکال نظام های سیاسی شناخته شده، حتی امارت اسلامی طالبان را تجربه کرده ودر همه آنها شکست خورده است.در تمام این دوره ها جابجایی قدرت ،جز کودتای داودخان در بقیه موارد همواره با جنگ وخشونت واشغال خارجی امکان پذیر میشده است.  در شرایط کنونی که سومین تهاجم نظامی واشغالگری افغانستان بوسیله آمریکا وناتو در آستانه ناکامی قرار گرفته است ،افغانستان همچنان در معرض رقابت و تهاجم سه منظومه قدرت قرار دارد.
  • ۱ـ روسیه ومتحدانش در آسیای مرکزی.
  • ۲ـ چین ومتحدش ،پاکستان.
  • ۳ـ آمریکا ومتحدانش ناتو، بویژه انگلیس واسراییل (۲۵،آریانفر)
  • البته تفاوت شرایط کنونی با گذشته در ارتباط با افغانستان در آن است که رقابت ها درشکل نظامی واشغالگری تمام عیار، دیگر امکان پذیر نیست وگرایش به به نفوذ سیاسی واقتصادی پیدا کرده است.لا اقل در مورد چین میتوان گفت که نفوذ سیاسی واقتصادی در محور اهداف این کشوردرافغانستان قرار گرفته است.علاوه بر این ورود عنصر رادیکالیسم اسلامی اهل سنت که تحت عنوان کلی تروریسم بر هم زننده ثبات وعجین شده با مواد مخدرتعریف میشود،دنیای غرب به رهبری آمریکا ،روسیه دوران پوتین را به نوعی از رقابت که میتوان از آن بنام جنگ نیابتی یاد کردخواهد کشاند.نشانه هایی از نزدیکی چین به برخی از گروهها در افغانستان برای زمین گیر کردن آمریکا درافغانستان وجود دارد.تصور میشود که این امر در راستای مصون سازی ایالت سین کیانگ چین از دست اندازی های آینده آمریکا وغرب از طریق حمایت احتمالی از نهضت اسلامی ترکستان شرقی قومیت مسلمان ایغور باشد.همچنانکه پیشروی مجدد روس ها به آسیای مرکزی
  • در ارتباط با نگرانی از نفوذ آینده نهضت های اسلامی آسیای مرکزی وچچن است که با سازمان القاعده پیوند خورده اند.بنا براین میتوان تصور کرد که عنصر رادیکالیسم عامل مهمی در تشدید رقابت های سه جانبه چین،روسیه وآمریکا در آینده در افغانستان خواهد بود.
  • منتها دراین باره که افغانستان در دور جدید رقابت های قدرت های جهانی با چه سرنوشتی روبرو خواهد شد ،چندان روشن نیست.ساختار قدرت هم اکنون بحثی جدی است.آمریکا برای خروج امن ازافغانستان که تلقی شکست از آن نشود برنامه های خاص خودرا بدون توجه به منافع ملی مردم افغانستان پی میگیرد.واگذاری جفرافیا به طالبان در مناطق پشتون نشین افغانستان شایبه تجزیه قومی این کشور راتقویت می کند وازآنجایی که چنین طرحی، کل منطقه رادرگیرآن خواهد کرد.پی آمدهای احتمالی چنین طرحی با این خطر روبرو است که ترکیبی ازرقابت منابع جهانی وقدرت های منطقه ای افغانستان را به دو منطقه نفوذ مبدل سازدوایران ،هندوستان وروسیه را بطرف حمایت ازشمالی ها در مقابل پشتون ها که بطور سنتی با پاکستان مرتبط هستند تشویق نماید.در چنین شرایطی قابل درک است که افغانستان در آینده ای قابل پیش بینی همچنان در کانون توجه رقابت آمیز منابع جهانی قدرت باقی بماند.با این حال تجربه تاریخی لااقل درطی دو قرن اخیر که افغانستان درکانون توجه قدرت های جهانی بوده است،این واقعیت راثابت کرده است که اشغال نظامی این کشور بوسیله قدرت های خارجی امکان پذیر است ولی ادامه اشغال افغانستان در بلند مدت غیر ممکن می باشد.از این رو میتوان گفت که احتمال رقابت قدرت ها در شکل سیاسی واقتصادی برای نفوذ درافغانستان تشدید شود، ولی احتمال اشغال نظامی تا حدی کاهش بیابد.درعین حال صلح وثبات افغانستان همچنان در گرو همکاری منابع داخلی قدرت، منابع منطقه ای ومنبع جهانی قدرت است ومادامی که این همکاری سه جانبه شکل نگیرد ،افغانستان به صلح وثبات لازم نمیتواند دست یابد وهمچنان منشا نا امنی در منطقه وبا ظرفیت تاثیر گذاری بر جهان ازطریق افراطی های جهاد گرباقی خواهد ماند.
  • جمع بندی.
  • امنیت وثبات سیاسی وتوسعه فرهنگی ،اقتصادی واجتماعی افغانستان در گرو همکاری سه جانبه داخلی ،منطقه ای وبین المللی است.همچنانکه بحران ونا امنی در این کشور بستگی تامی با تداوم رقابت ها درهر سه سطح داخلی ،منطقه ای وبین المللی دارد.در شرایط کنونی وتا آینده ای قابل پیش بینی بنظر میرسد که افغانستان در معرض رقابت ونفوذ قدرت های خارجی باقی بماند.بنابر این قابل تصور است که ترکیبی ازاستراتژی های نوین منابع جهانی ومنطقه ای قدرت، افغانستان را همچنان در کانون توجه واهداف استراتژیک قدرت های خارجی نگاه دارد.اهدافی که یک محقق افغان ازآن بنام راندمان یاد میکند.از نگاه این محقق افغانستان میدان رقابت چند راندمان است.
  • ۱ـ راندمان آمریکا ،انگلیس واسراییل بسوی آسیای مرکزی
  • ۲ـ راندمان روسیه بسوی آبهای گرم
  • ۳ـ راندمان چین بسوی خلیج فارس،آسیای میانه وایران
  • ۴ـ راندمان پان اسلامیستی کشورهای عرب بسوی آسیاس مرکزی
  • ۵ـ راندمان پان ترکیستی بسو آسیاس مرکزی(۲۶آریا نفر،۱۳۹۱).
  • اگر چنین برداشتی درست باشد کلام آخر آن خواهد بود که افغانستان درسطح بین المللی در آینده ای قابل پیش بینی میدان رقابت سه جانبه سه قدرت روسیه، چین وآمریکا با قی بماند. واین درحالی خواهد بود که در سطح منطقه ای رقابت های سنتی هند ،پاکستان، عربستان سعودی وترکیه ادامه خواهد داشت وتحت تاثیر این عوامل خارجی جنگ قدرت در داخل تا مدت ها میتواند افغانستان رااز ثبات لازم محروم ومانع توسعه پایدار سیاسی واجتماعی، فرهنگی وعلمی این کشور شود.
  • منابع

۱ـ رفیعی،عبداله،افغانیان سقوط طالبان ،نگاه به آینده ،سازمان عقید تی ،سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران ،دفتر سیاسی،تهران ،۱۳۸۱،ص ۳۸

۲ـ رالف اچ ،ماگنوس، ادن بی،افغانستان،روحانی، مارکس،ترجمه قاسم ملکی،دفترمطالعات سیاسی وبین الملل،تهران ،۱۳۸۰ ص۱۴

۳ـ سجادی ،عبدالقیوم جامعه شناسی سیاسی افغانستان،قوم،مذهب،حکومت، موسسه آموزش عالی باقر العلوم ،قم،۱۳۸۰

۴ـ مارسون،پیتر،طالبان جنگ ،مذهب ونظام جدید در افغانستان،ترجمه کاظم فیروزمند،نشر مرکز،تهران ۱۳۷۹،ص۳۵

۵ـ نوابی ،اکبر،بیایید با خط مرزی دیوراند عاقلانه برخورد کنیم،به آدرسhttp//afghanistan2002.blog fa.com/post/53

۶ـ پویان ،رسول،افغانستان قربانی تقابل قطب های منطقوی وجهانی .۱۳۹۲ به آدرسwww.khawaran.com

۷ـ غبار،میر غلام محمد،افغانستان در مسیر تاریخ ،قم ،۱۳۵۹، ص۸۲۵

۸ـ  پهلوان،چنگیز،افغانستان عصر مجاهدین وبر آمدن طالبان،نشر قطره،تهران ۱۳۷۷،ص۲۱۷

۹ـ  رشید ،احمد،کابوس طالبان ،ترجمه گیلدا ایروانلو،موسسه فرهنگی ،هنری غزال پویا،هوای رضا،تهران،۱۳۸۳،ص۸۱

۱۰ـ نگاهی اجمالی به جریان های فکری وسیاسی افغانستان. com www.shafaqnet .

۱۱ـ  نگاهی اجمالی به جریان های فکری وسیاسی افغانستان،رواق اندیشه،همان

۱۲ـ علیرضا ،همان

۱۳ـ علیرضا،همان

۱۴ـ افغانستان تاریخ فراز وفرودها،ندای اسلام،فصلنامه دینی فرهنگی اهل سنت ایران ،سال سیزدهم،شماره ۵۰

۱۵ـ فیاض، محمد اسحاق،پشتونستان چالش سیاسی افغانستان وپاکستان،انتشارات معصومین،قم،۱۳۷۸،ص۱۳۷

 

۱۶ـ  پیرزاده غزنوی،ابوذ ر،تاریخ سیاسی افغانستان معاصر،کودتای ۲۱ سرطان ۱۳۵۲ وجمهوری داودخان،نشر احسان،تهران، ۱۳۸۹،ص۲۵۵

۱۷ـ فرهنگ، میرمحمد صد یق،افغانستان در پنج قرن اخیرانتشارات وفایی،قم،۱۳۷۴،ص۶۲۱

۱۸ـ  مرکز تحقیقات استراتژیک ،گروه مطالعات آسیا ،ضرورت همکاری منطقه ایدر بحران افغانستان،چالش ها ومزایای این همکاری،به آدرسwww.csr.irdepartmentsaspx?ing=fa8depid=448semid.970

۱۹ـ مرکز تحقیقات استراتژیک،همان

۲۰ـ روآ،اولیویه،افغانستان ازجهاد تاجنگ های داخلی،ترجمه علی عالمی کرمانی،ناشرمحمد ابراهیم شریعتی افغانستانی،تهران،۱۳۸۳،ص۱۲۳

۲۱ـ آریانفر،عزیز،نقش قدرت های بزرگ ومنطقه در ریخت یابی بحران سر درگم متا جیو پلیتیک افغانستان،خراسان زمین،۱۳۹۱ به آدرس

id=1439 ?php read ww.khorasanzameen.net/7php/

۲۲ـ عابدی،عفیفه،افغانستان وچشم انداز آینده بازی بزرگ موسسه چشم انداز توسعه وامنیت،به آدرسwww.idsp.ir/fa/pages17cid=9390

۲۳ـ دیه گو کوردووز،سلیک اس،هاریسون،پشت پرده افغانستان،ترجمه اسد اله شفایی،انتشارات بین المللی الهدی،تهران،۱۳۷۹،ص۱۳

۲۴ـ  نبی زاده ،محمد عوض،تاثیر رقابت های جهانی در شکل گیری درلت های معاصر افغانستان،به آدرسwww.wahdatnews.com/farsi/?p=68

۲۵ـ آریانفر،عزیز،همان

۲۶ـ آریانفر،عزیز،همان

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.