استحکام اقتصادی و ساخت درونی قدرت ملی

0 8

بر اساس تجربیات انقلاب اسلامی، «باید سعی کنیم که از حیث اقتصادی قوی و بدون وابستگی باشیم.»[۱]          استحکام از یک منظر اشاره به پایداری دارد. پایداری درونی حاصل کارکرد و روابط پیچیده عناصر سیستم است و چون کم و کیف این عناصر از سیستمی به سیستم دیگر متفاوت است، کارکرد و در نتیجه آن پایداری سیستم ها نیز با یکدیگر تفاوت دارند. بعلاوه، پایداری درونی روابط پیچیده ای با پایداری بیرونی دارد که مساله را بسیار پیچیده می سازد. به عبارت دیگر، کارکرد عناصر درونی و پایداری آن، امکان پایداری بیرونی را فراهم می آورد و شرایط محیطی و پایداری بیرونی، روی کارکرد و پایداری درونی اثر می گذارد. در عین حال، پایداری مستلزم انطباق و در همان حال، انعطاف پذیری و همه جانبه گری و آینده مداری است.[۲] از منظری دیگر، استحکام ناظر بر صلابت و استواری در اصول است. به این معنا که در مولفه های بنیانی و پایه ای نظیر عدالت، حقیقت و مقولاتی از این دست که از مولفه های قدرتِ مشروع اسلامی هستند و شاهکله جامعه اسلامی را تشکیل می دهند، باید صیانت نمود و با استواری از این ارزش ها کوتاه نیامد و به مقابله با آسیب ها در این حوزه پرداخت. به عنوان مثال، شهید مطهری می فرمایند: «اسلام پاسدار درستى و حقیقت و عدالت است. اصلًا فلسفه اسلام این است، باید در این‏جور جهات صلابت و استحکام‏ داشته باشد.»[۳] در تعبیری دیگر، استحکام به مثابه صبر و ثبات است که نشان دهنده قدرت مقاومت روح و جسم مومن در برابر ناملایمات است. به این ترتیب، «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ. صبر در قرآن مجید به شهادت آیات خود قرآن به معناى ثبات و استحکام‏ و قدرت‏ مقاومت روح است‏.»[۴] علی رغم مباحث فوق، باید اذعات داشت که استحکام داشتن چیزی فراتر از خشونت و اجبار فیزیکی در امور است؛ در عین حال ناظر بر صلابت و استواری در برابر دشمنان نظام اسلامی و حاکمیت اسلامی است به گونه ای که هیچ هراسی در برابر قدرت های پوشالی و مادی جریان کفر وجود نداشته باشد. شهید مطهری در تعبیری زیبا، استحکام را به شمشیری صیقل داده شده تشبیه می کند که در عین صلابت در برابر جریان کفر، نرمش در برابر خودی ها دارد و نکته کلیدی استحکام را، نترسیدن از غیرخدا و سر تسلیم فرودآوردن در برابر الله می دانند. به اعتقاد ایشان، «یک شمشیر صیقل داده شده، نرمش دارد به گونه‏اى که مثل فنر تاب مى‏خورد، ولى درعین حال صلابت هم دارد. مسأله صلابت داشتن، استحکام‏ داشتن، شجاع بودن، نترسیدن از کسى غیر از خدا، غیر از مسأله خشونت  داشتن است. پیامبران در عین اینکه منتهای تواضع و نرمش را در برخوردها و گفتارها و در اخلاق خودشان با مردم داشتند اما در راه خودشان هم قابل انعطاف نبودند، جز خدا از احدى بیم نداشتند، از احدى نمى‏ترسیدند.»[۵] در یک جمع بندی از مفهوم استحکام باید اذعان داشت که دارای چند لایه مفهومی است که عبارتند از؛ استواری در اصول راهبردی، صلابت در برابر عوامل سست کننده، پیوند عمیق میان عناصر و مفصل ها، شجاعت و صبر در برابر ناملایمات، ایستادگی برای پاسداشت ارزشها و منافع، و نهراسیدن از غیرخدا.

استحکام بخشی ساخت درونی قدرت به معنای تقویت تمامی عناصر سخت افزاری و نرم افزای قدرت درونی در هر کشوری، از جمله بدیهیات اولیه برای مصون ماندن از تکانه ها و نوسانات بین المللی و همچنین، لازمه ای اساسی برای پیشبرد امور در هر مملکتی محسوب می شود. به بیان دیگر، همانگونه که در علم فیزیک از مفهوم جرم بحرانی  به عنوان حداقل انرژی لازم برای ادامه حیات و حفظ ساختار یک اتم نام برده می شود، در حوزه مسائل سیاسی – اجتماعی و اداره امور مملکتی نیز می بایست این جرم بحرانی موجود باشد که در ارتباط با بحث مملکت داری معادل همین مفهوم استحکام بخشی ساخت درونی قدرت است؛ بدین معنا که همانگونه که یک اتم برای حفظ ساختار خود به جرم بحرانی نیازمند است، یک مملکت نیز برای حفظ انسجام خود و انجام بهینه کارویژه های اساسی خود به حداقلی از انرژی و ظرفیت نیاز دارد که از آن به استحکام یافتگی ساخت درونی تعبیر می کنیم. بنابراین مشخص است که استحکام یافتگی ساخت درونی لازمه حفظ ساختار جامعه و پایه ای اساسی برای انجام کارویژه های حفظ همبستگی اجتماعی، تطبیق با شرایط متحول محیطی، دستیابی به اهداف، حل منازعه و غیره است که از آنها به عنوان کارویژه های اساسی نظام اجتماعی نام می برند. با این اوصاف، ساخت درونی قدرت متشکل از اجزا و واحدهای به هم پیوسته ای است که برآیند افزایش توان هر یک از این واحدها می تواند منجر به تقویت مقوله اقتدار ملی در یک کشور گردد.

اجزای ساخت درونی قدرت هم در حوزه های نرم افزاری و هم در حوزه های سخت افزاری با تکیه بر ظرفیت های بومی و توانمندی های داخلی قابل تعریف هستند. این رویکرد به مقوله اقتدار ملی در برابر نظریات وابستگی و وابستگی متقابل قرار دارد و اگر چه به ظاهر تابعی از درون گرایی است اما در پی ایجاد موازنه برای تعاملات استراتژیک به منظور گریز از رویکردهایی است که تغلب قهریه را ترجیح می دهند. در دنیای امروز اگر چه وانمود می شود که اقتدار ملی کشورهای مختلف تابعی از قوه قهریه نیست اما کشورهای مقتدر به نحو هوشمندانه ای با ترکیب قدرت های سخت و نرم به دنبال همان غلبه قهری سنتی هستند. از این رو، ساخت بیرونی قدرت نیز تهدید محور می باشد و نقظه عزیمت خود را تهدید مشخص و معین قرار می دهد و برای مقابله با آن، منابع و آمادگی های لازم را تمهید می کند و همین امر سبب پر هزینه و انفعالی بودن این رویکرد نسبت به قدرت می گردد. این در حالی است که در ساخت درونی قدرت، صرفاً یک تهدید مشخص مورد توجه نیست بلکه به منابع راهبردی توجه می شود تا امنیت سازی و قدرت سازی به وجود آید.[۶]  یکی از بخش هایی که اقتصاد مقاومتی باید امنیت سازی نماید، تحریم های بیرونی و ایجاد توانمندی قدرت ملی در برابر چالش های درونی است.

اتکا به داخل و نیروی های خودی برای توسعه و ساخت قدرت درونی از خواسته های دینی است که به وفور می توان برای آن از آیات و روایات استناد کرد. آیاتی نظیر آیه مبارکه نفی سبیل و طریق برای سلطه کفار بر مسلمانان، آیه «واعدولهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل» و غیره در راستای ساخت درونی قدرت و کاهش از وابستگی به بیرون بسیار پرکاربرد هستند. دلایل اتخاذ این رویکرد به شرح زیر می باشد:

  • مغایرت وابستگی با استقلال و عزت ملی
  • وجود نظام سلطه و سلطه جویی و استثمارگری قدرت های غربی
  • اعتماد به کفایت و کارایی نیرو‌ها و ظرفیت های داخلی
  • نگاه به تجربه عواقب وابستگی سایر کشور‌ها به غرب
  • نگاه به تجارب موفق کشورهای متکی به فرهنگ و ظرفیت های داخلی
  • ضرورت ایجاد توان کنش و واکنش مقتدرانه در برابر فشارهای دولت های قدرت محور
  • حفظ پرستیژ و توان الهام بخشی به سایر ملت ‌ها و دستیابی به هدف بلند تمدن سازی بویژه در بین کشور‌ها و ملت های برخوردار با سابقه تمدنی
  • ضرورت توازن قوا و تداوم توسعه قدرت به نفع نظام با استفاده از ظرفیت های درونی.

در این میان، نقش انقلاب اسلامی در ظهور و تقویت ایده استحکام بخشی ساخت درونی قدرت عبارت است از؛ ایجاد اعتماد به نفس در ملت و جامعه، بازگشت به هویت اسلامی و ایرانی و ضرورت استکبارستیزی و مقاومت مغایر با پذیرش سلطه و هژمونی قدرت ها، اثبات کارایی تفکر متکی به ساخت درونی قدرت، الهام بخشی به دیگران مبنی بر مقدور بودن اتکا به خود و عبور از ایده اتکا به قدرت بیرونی، تکرار و تعمیم مدل اتکا به درون در عرصه ‌ها و حوزه های مختلف و تثبیت آن(مقابله با بحران های امنیتی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی، پیشرفت علم و فناوری)، ارائه مدل عملیاتی استحکام بخشی به ساخت درونی قدرت در قالب مدیریت جهادی، مرکزیت بخشی و تبدیل شدن ارزش‌های انقلاب اسلامی به کانون الهام بخش در منطقه و جهان.

[۱]. صحیفه امام، جلد ۱۷، ص۳۳٫

[۲]. شمس السادات زاهدی و غلامعلی نجفی، «بسط مفهومی توسعه پایدار»، فصلنامه مدرس علوم انسانی، دوره دهم، شماره چهارم، ۱۳۸۵، ص۶۶ و حسین دری نوگورانی و اصغر صالح اصفهانی، اقتصاد مقاومتی در جمهوری اسلامی ایران، پیشین، صص۲۳۲-۲۳۱٫

[۳]. مجموعه آثار شهید مطهری، جلد۲۱، ص۵۹٫

[۴] . مجموعه آثار شهید مطهری، جلد۲۲، ص۳۷۶٫

[۵] . مجموعه آثار شهید مطهری، جلد۱۷، ص۳۵۶٫

[۶]. سیدمحمدجواد قربی و حسین ظریف منش، «نقش همدلی در استحکام ساخت درونی قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران»، همایش استحکام ساخت درونی قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران، دانشگاه عالی دفاع ملی،۱۳۹۴ و معاونت امور راهبردی و اشراف فرماندهی، ساخت درونی قدرت ملی؛ الگوی سه لایه ای و رمز گشایی از پیچیدگی مرکب(ویراست مقدماتی)، تهران، معاونت امور راهبردی و اشراف فرماندهی، حوزه معماری دانا،۱۳۹۳، صص۱۵-۱۴٫

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.