حمله اسرائیل به غزه و مقایسه خسارتهای دو طرف

0 16

منتشر شده در نشریه فرهنگ اسلامی شماره ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

 

جنگ ۵۱ روزه سال ۲۰۱۴ رژیم صهیونیستی بر ضد مردم مظلوم غزه به علت گسترش دامنه آتش پاسخ مقاومت  اسلامی فلسطین به دشمن متجاوز ، ابعاد جدیدی یافت ومیزان خسارت های رژیم صهیونیستی را به طور بی سایقه افزایش داد ، به گونه ای که زیانهای این تجاوز از دو جنگ قبلی در سالهای ۲۰۰۸ و۲۰۱۲ فراتر رفت و ویژگیهای متفاوتی از لحاظ  میزان پیامدها پیدا کرد. در این جنگ در نتیجه تعطیلی های مکرر بنگاه های اقتصادی ، فرایند تولید اقتصادی متاثر شد وبخشهای خدماتی وتوریستی به علت نا امنی وسیع وبسته شدن مکرر فرودگاه بن گوریون صدمه دید و اینگونه دشمن صهیونیستی علاوه بر هزینه های مستقیم جنگ ، این بار متحمل هزینهای غیر مستقیم اقتصادی نیز گردید که دراین نوشتار تلاش خواهد شد تصور نزدیکی از خسارت های دشمن در این بخش ترسیم شود.

بودجه های غیر مستقیم جنگ برای رژیم صهیونیستی :

در این جنگ میزان احضار نیروهای ذخیره ارتش به خدمت وسیع تر از جنگ های گذشته بود ولاجرم این افراد ناگزیر به ترک محل کار یا خدمت فعلی خود می شدند واین اقدام عملا حجم نیروی انسانی شاغل را کاهش می داد . همچنین زدن مکرر اژیر جنگ به علت پرتاب وسیع موشکها از سوی مقاومت به فرار افراد به پناهگاه می انجامید وعملا توقف موقت خطوط تولید و تعطیلی مشاغل  را به دنبال داشت و نیز غیبت بسیاری از افراد به دلیل ناامنی مسیر های رفت و برگشت به محل کار، صدمه جدی به فرآیند تولید وارد کرد. برای کشف این زیان های احتمالی رژیم صهیونیستی، محاسباتی باید صورت گیرد . رژیم صهیونیستی تولید نا خالص ملی در سال ۲۰۱۴ را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده بود . که این حجم در سال ۲۰۱۳ بالغ بر ۲۹۱ میلیارد دلار بود و این رژیم پیش بینی کرده بود که  در سال ۲۰۱۴  به میزان۳% رشد داشته باشد . و اگر این حجم تولید را بر ۲۴۸ روز کاری در هر سال در رژیم صهیونیستی تقسیم کنیم ، در می یابیم که تولید نا خالص ملی در هر روز در اسرائیل بالغ بر ۱٫۲ میلیارد دلار است. با توجه به اینکه آتش مقاومت در این جنگ حدود ۸۰% جمعیت رژیم صهیونیستی را تحت پوشش قرار داده بود و روزانه چندین بار، این مناطق را زیر آتش قرار می داد ، می توان نتیجه گرفت که حدود ۱۰ تا ۲۰% از زمان تولید به دلایل رفتن کارگران به پناهگاه، دچار وقفه می شد و زیان این توقف حدود ۱۲۰ تا ۲۴۰ میلیون دلار در هر روز بر آورد می شود. اگر این میزان زیان در طول روز های کاری ۵۱ روز جنگ محاسبه شود(۳۷روز) ، در می یابیم که فرآیند تولید در رژیم صهیونیستی جمعا ۴٫۴ تا ۸٫۸ میلیارد دلار زیان تحمل کرده است

 

درخواست وزارت دفاع این رژیم برای افزایش بودجه آن در سال ۲۰۱۵ به میزان ۱۱ میلیارد شیکل اسراییل (۳٫۱۴ میلیارد دلار) نیز حجم هزینه های نظامی جنگ را نشان می دهد. در جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ این رژیم بر ضد لبنان، ارتش رژیم صهیونیستی ۸٫۲ میلیارد شیکل (۲٫۳۴۲ میلیارد دلار) و در جنگ ۲۲  روزه۲۰۰۸  مبلغ ۲٫۴۵ میلیارد شیکل (۷۰۰ میلیون دلار) و در جنگ ۸ روزه ۲۰۱۲ مبلغ ۲ میلیارد شیکل ( ۵۷۱ میلیون دلار) به عنوان بودجه های جبرانی به این ارتش متجاوز پرداخت شد.

البته در کنار محاسبه زیان های بخش تولید ، تخریب ساختمان ها ، راه ها ، کارخانه ها ، وحتی کشتزارها نیز وجود دارد که به سختی قابل بر آورد است، چرا که دشمن هرگونه اطلاع رسانی در زمینه  اصابت موشک های مقاومت وحجم تخریب انها را قدغن اعلام کرده بود .البته وزارت دارایی رژیم صهیونیستی در ۷ ژولای ۲۰۱۴ اعلام کرد که تا کنون چند هزار پرونده برای زیان دیدگان جنگ تشکیل شده است وتا زمان اعلام این خبر پنجاه میلیون شیکل (۱۴ میلیون دلار)  به بخشی از این افراد پرداخت کرده واحتمال دارد که حجم این زیان ها  تا مرز ۷۵۰ملیون شیکل (۲۱۴میلیون دلار )برسد .

پیامدهای سیاسی هزینه های جنگ :

        یکی از مهم ترین پیامد های مستقیم جنگ ، افزایش میزان کسری در بودجه عمومی این رژیم است. چرا که کاهش تولید از یک طرف و افزایش بودجه ها به ویژه در ابعاد نظامی و کاهش درآمد های مالیاتی از طرف دیگر، این کسری را اجتناب ناپذیر ساخت وطبق اعلام مسئولان اقتصادی این رژیم ، جنگ اخیر حد اقل بودجه  سال ۲۰۱۴ را با ۲% کسری مواجه ساخت. گفتگو برای تنظیم بودجه سال ۲۰۱۵ که از ۳۱ ژولای ۲۰۱۴ آغاز شده بود ، پس از جنگ ادامه یافت و این بحث به درگیری های جدی و جنگ سیاسی میان نتانیاهو نخست وزیر و لپید وزیر دارایی تبدیل شد. جالب اینجاست که وزارت جنگ اسراییل پس از اعلام آتش بس ، مبلغ ۳٫۵ میلیارد دلار افزایش بودجه به وزارت دارایی تحویل داد که در اسراییل مسئول تنظیم بودجه عمومی سالانه است. وزیر دارایی این درخواست را به علت محدودیت بودجه از یک سو وعدم امکان کاهش خدمات اجتماعی از سوی دیگر رد کرد و با اعلام حمایت نخست وزیر از درخواست یعلون وزیر دفاع عملا کابینه دچار اختلاف وتقابل گردید ودر آن نوعی قطب بندی پدید آمد. این اختلاف به حدی بالا گرفت که نخست وزیر این رژیم راهی جز عزل لپید از وزارت دارایی و همپیمان او خانم لیونی از وزارت دادگستری در پیش روی خود ندید و در نهایت با اخراج این دو وزیر، کابینه از اکثریت افتاد و اکثریت پارلمانی خود را همزمان از دست داد و نتانیاهو ناچار به انحلال پارلمان گردید و اعلام انتخابات زودرس پارلمانی که قرار است در ۲۶ اسفند ماه آینده برگزار گردد. اهمیت این تحولات سیاسی در این است که این پیامد ها به دنبال مدیریت تبعات جنگ و تجاوز اخیر به غزه به وجود آمده و این نشان می دهد که هزینه های سیاسی و اقتصادی جنگ از میزان هزینه های نظامی آن بیش تر و گسترده تر است. البته اختلاف بر سر بودجه های جنگی در درون رژیم صهیونیستی سابقه طولانی دارد . در دهه هفتاد قرن بیستم، بودجه نظامی ۳۰% بودجه عمومی بود و این وضعیت  ناهنجار بودجه بندی مورد اعتراض بسیاری از گروه های سیاسی داخلی قرار داشت ، ولی به علت حاکمیت اکثریتی حزب کار بر صحنه سیاسی در آن هنگام ، هیچ ترتیب اثری داده نشد. بودجه نظامی ۳۰%  علیرغم جنگ ها ونا آمنیها در سر تا سر جهان در هیچ کشوری سابقه نداشته است . در دهه هشتاد میلادی ، بودجه های نظامی بین ۲۰ تا ۲۵% از بودجه عمومی را به خود اختصاص می داد، ولی به علت گسترش اعتراضات مردمی به ویژه در چند سال اخیر، بودجه نظامی در چند سال اخیر به ۶% از کل بودجه عمومی تنزل پیدا کرده  است. در اعتراضات اجتماعی گسترده در سال ۲۰۱۲ عمده شعار های اعتراض کننده های میلیونی بر ضد بودجه های نظامی بود و آنها اعلام کرده اند که این بودجه های سرسام آور یک شکاف جدی میان ملت و ارتش ایجاد کرده است و ارتش از امکانات رفاهی بسیار بالایی برخوردار است  که جامعه فاقد انها است. بر پایه اعلام بانک جهانی در سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳، اسراییل علیرغم کاهش بودجه ، چهارمین رژیم از لحاظ حجم بودجه بالای نظامی در سطح جهان است. جالب اینجاست که هزینه های نظامی آمریکا به عنوان بزرگترین قدرت بین المللی در سال ۲۰۱۳ بر پایه آمار بانک بین المللی، تنها ۳٫۸ % و انگلیس و فرانسه ۲٫۳% از بودجه عمومی این کشور هاست و حجم بالای هزینه های نظامی در رژیم صهیونیستی نشان می دهد نگرانی های این رژیم از مقاومت مردم فلسطین  و چالش های منطقه ای، چه حجمی از هزینه ها را بر آن تحمیل کرده است.

هزینه های جنگ برای مردم غزه:

سطح زندگی و فرآیند های اقتصادی در نوار غزه به علت سیاست های اشغال و سپس محاصره  وجنگ های مکرر دشمن صهیونیستی همواره در آخرین رده بندی های جهانی بوده است. رژیم صهیونیستی  در این جنگ ها همواره با حمله به تاسیسات زیر بنایی ،  مردم این منطقه را از یک زندگی انسانی محروم کرده است.در غره ۱٫۷۶ میلیون انسان در منطقه محدود ۳۶۲ کیلومتر مربع زندگی می کنند و میزان تراکم ۴۸۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع دارد که از لحاظ رده بندی ، سومین حجم تراکم جمعیتی در جهان به شمار می رود. تاسیسات زیر بنایی این منطقه مانند آب و برق و سوخت در شرایط طبیعی محدود و ناکافی است و هیچ تناسبی بین امکانات زیر بنایی و جمعیت موجود به چشم نمی خورد. قبل از جنگ روزانه ۷ تا ۸ ساعت برق قطع می شد و آب آشامیدنی گاه تا یک هفته توزیع نمی گردید و بیکاری در منطقه نیز بیداد می کند و به مرز ۴۵% در سه ماهه دوم ۲۰۱۴ رسیده بود که چند ماه قبل از آغاز تجاوزات بود و در میان جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله ، میزان بیکاری بالغ بر ۲۸% است. در غزه فرآیند تولید ضعیف و محدود است و درآمد های سرانه سالانه بین ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ دلار متغیر است. بانک جهانی در سال گذشته اعلام کرد که اسراییل در رتبه ۳۲ و غزه در رتبه ۱۷۴ قرار دارد و طبیعی است که درآمد سرانه در اسراییل (۳۶۰۰۰ دلار) ۴۲ برابر غزه (۱۵۰۰ دلار) است. در باریکه غزه ، ۳۹% از مردم زیر خط فقر زندگی می کنند. این خط فقر بر پایه درآمد ماهانه ۶۵۵ دلار برای یک خانواده ۵ نفره تعیین شده است. در غزه، ۲۱% مردم از فقر ریشه دار وعمیق رنج می برند و درآمد آنها روزانه از ۴ دلار تجاوز نمی کند. البته محاصره غزه و قطع کمک های بین المللی و ناتوانی دولت فلسطینی در پرداخت حقوق کارکنان خود؛ این شرایط را تا حد زیادی تشدید کرده است. البته امتناع اسرائیل از پرداخت مالیات فلسطینیان به دولت خود گردان فلسطین ، این دولت را به مرز ورشکستگی برده وممکن است در آینده نزدیک از پرداخت  نا تمام حقوق کارکنان خود در غزه و نیز کرانه باختری ناتوان گردد.

جمعبندی :

درست است که رژیم صهیونیستی در این جنگ کشتار سستماتیک فلسطینیان و ویرانی برنامه ریزی در غزه مد نظر داشته است  وتعداد ۲۲۳۷انسان بیگناه کشته و۱۰۸۷۰ نفر دیگر زخمی ساخته است وحدود ده هزار خانه مسکونی به طور کامل یا جزیی تخریب کرده است ، اما علیرغم این تلفات وسیع وخسارات هنگفت همبستگی در میان جامعه فلسطینی به مراتب بالاتر از جامعه صهیونیستی بود و این واقعیت برمی گردد به اختلاف فاحش میان میزان توقعات و مرز رضایت مندی در دو طرف معادله است .

با توجه به شرایط جامعه فلسطینی در می یابیم که زیان های اسراییل از جنگ قابل قیاس با مردم غزه نیست. و یکی از دلایل اعتراضات اجتماعی گسترده در طرف اسراییلی وهمبستگی فراگیر در میان جامعه فلسطینی علاوه بر بحث ایمان به پروردگار و حقانیت آرمان ازاد سازی فلسطین ، به شرایط اجتماعی و اقتصادی برمی گردد. بسیاری از فلسطینیان در زمان جنگ اعلام می کردند که آنها چیزی برای از دست دادن ندارند و اینگونه اظهارات ، برخی از تحلیل گران غربی را وادار ساخت تا پیشنهاد توسعه غزه را زیر نظر سازمان ملل را مطرح کنند. این افراد اعلام کردند که توسعه  سواحل غزه وبهره برداری از ذخایر قابل توجه گاز کشف شده در ساحل غزه می تواند بر میزان پایداری این جامعه تاثیر بگذارد از نگاه این کارشناسان وجود حجم وسیع مراکز تولیدی در هر جامعه در زمان جنگ ، در صورت فقدان امکانات بازدارندگی دفاعی ، در ورود آنها به جنگ تردید ایجاد می کند. این کارشناسان معتقدند که جامعه فلسطینی فاقد ابزارهای بازدارندگی است از این رو دلیل اسراییل توانست بخش وسیعی از مناطق مسکونی ومردم غزه را از بین ببرد و افزایش وابستگی  این جامعه به در آمد بنگاه های اقتصادی ، آن جامعه را  در مقابل اسراییل اسیب پذیر خواهد کرد.

منابع :

  • سمیر جبور ، الازمه الاقتصادیه فی اسرائیل مراحلها وانعکاساتها ، (بیروت ، موسسه الدراسات الفلسطینیه ، ۲۰۱۳)
  • حسین ابو النمل ، الاقتصاد الاسرائیلی ، (بیروت ، مرکز دراسات الوحده العربیه ،۲۰۰۴)
  • جمیل هلال ، استراتیجیه اسرائیل الاقتصادیه للشرق الاوسط ، (بیروت ، موسسه الدراسات الفلسطینیه ،۱۹۹۶ )
  • نفوذ اقتصادی اسرائیل در منطقه ، (تهران ، موسسه اندیشه سازان نور ، ۱۳۸۸)
  • فضل النقیب ، اقتصاد فلسطین در کرانه غربی ونوار غزه ، ترجمه موسسه تحقیقات و پژوهشهای علمی ندا، (تهران انتشارات امیر کبیر ،۱۳۸۳)
  • فضل النقیب ، اقتصاد اسرائیل ، ترجمه موسسه تحقیقات و پژوهشهای علمی ندا ، (تهران انتشارات امیر کبیر ،۱۳۸۳)
  • Aljazeera.net
  • albankaldawli.org
  • irna.ir
  • nedains.com
  • eqtesadia.ps/category/israeli-economy
  • i24news.tv

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.