الزامات تقویت روابط با همسایگان: بازنگری ساختاری در دستگاه سیاست خارجی وگفتمان سازی بر اساس ” الجار ثم الدار”

0 192

یکی از مزیت ها و فرصت های ایران داشتن همسایگان زیاد است که به ۱۵ کشور می رسد. ایران با هفت کشور: پاکستان، افغانستان، ترکیه، عراق، ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان مرز زمینی و با هشت کشور: کویت، قطر، امارات متحده عربی، بحرین، عمان، عربستان، روسیه و قزاقستان مرز دریایی دارد که از طریق خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزربا آن ها در ارتباط است. این کشورها روی هم رفته یک بازار وسیع بیش از ۶۵۰ میلیون نفری را در اطراف ایران تشکیل داده اند. با اینحال میزان استفاده ایران از این فرصت کافی به نظر نمی رسد. سهم ایران از واردات ۱۱۵۰ میلیارد دلاری کشورهای همسایه در سال ۱۳۹۹ در حدود ۲۰ میلیارد دلار یا به عبارت دیگر ۱.۸ درصد بوده است.  طی ۱۲ ماه سال ۹۹ حجم تجارت خارجی کشورمان با همسایگان از حیث وزنی بالغ بر ۸۲ میلیون و ۵۳۵ هزار و ۳۸۹ تن انواع کالا برابر با ۳۶ میلیارد و ۵۰۲ میلیون و ۳۱۵ هزار و ۸۶۹ دلار بوده است که از این میزان سهم صادرات محصولات کشورمان به کشورهای همسایه ۶۷ میلیون و ۸۴۱ هزار و ۲۱۳ تن برابر با ۲۰ میلیارد و ۳۵۷ میلیون و ۴۵۵ هزار و ۲۱۳ دلار است که ۶۰ درصد وزن و ۵۸ درصد ارزش کل صادرات غیرنفتی کشورمان به جهان را شامل می‌شود. هر چند نمی توان از نقش مخرب تحریم های حداکثری امریکا برایران و یا فشارهای وارده بر شرکای تجاری و اقتصادی ایران غافل بود اما در عین حال تاثیر برخی عوامل دیگر را نیز نمی توان نادیده گرفت. امروزه از اهمیت دیپلماسی اقتصادی دردستگاه وزارت امورخارجه سخن گفته می شود ولی ایران از خیلی سال ها پیش و بخصوص بعد از فروپاشی نظام دوقطبی که ساختاربندی جدیدی را اقتضاء می کرد، می توانست ساختار وزارت امورخارجه را به شکلی متحول و بازسازی کند روابط با همسایگان در اولویت قرار گیرد و بخشی تحت عنوان همسایگان تعریف و برای آن مسئول مشخص تعیین شود. الان هم که بناست روابط با همسایگان در اولویت و دستور کار قرار گیرد هیچ راهی جز ساختاربندی جدید در دستگاه وزارت امورخارجه نیست .

به نظر می رسد بدون ایجاد تحولات ساختاری در بدنه دستگاه دیپلماسی ، توجه صرف دیپلماسی اقتصادی به تنهایی نمی تواند تامین کننده انتظارات موجود در این زمینه باشد هرچند که استفاده بهینه از دیپلماسی اقتصادی نیز خود مستلزم بکارگیری اقداماتی جدی است.ازجمله این اقدامات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تعریف و تبیین نقش ایران به عنوان قطب تجارت منطقه (با توجه به سابقه تاریخی و موقعیت جغرافیایی با کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب و دسترسی به دریاهای آزاد و همچنین رفع تدریجی موانع سیاسی و تجاری ناشی از تحریم­ها) و استفاده از کلیه پتانسیل­های حمل و نقل و ترانزیت کالا، به ویژه جهت ارائه خدمات به کشورهای محصور در خشکی شمال و شمال-شرق ایران. مشارکت در توسعه زیرساختارها جهت توسعه حمل و نقل زمینی/هوایی/دریایی و ترانزیت کالا از طریق ایران
  • ایجاد شبکه ‌ای از روابط راهبردی با محوریت کشورهای دوست و خصوصا همسایگان با توجه به بسترهای مشترک تاریخی و فرهنگی؛
  • استفاده از بستر سازمان‌ها و نهادهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در جهت ارتقاء تعامل اقتصادی با کشورهای همسایه؛
  • استفاده ازپیمان‌های دوجانبه تجاری و ارزی و ایجاد بازار بین بانکی معاملات ریالی و ارزی با کشورهای منطقه؛
  • استفاده از ظرفیت رسانه ‌ای و بهره ‌مندی از شبکه ‌های برون ‌مرزی برای نشان دادن توانمندی‌ های تجاری واقعی ایران به ملت‌ های منطقه؛
  • ایجاد زمینه‌ سرمایه ‌گذاری ‌ها از طریق تبلیغ ظرفیت‌ های اقتصادی ایران در کشور میزبان؛
  • تقویت دیپلماسی عمومی و شرکت فعال بخش خصوصی واقعی (کارآفرینان، صنعتگران و بازرگانان متعهد و مسئول) در بازار کشورهای همسایه؛
  • تدوین سند یکپارچه دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر مشارکت نخبگان و پژوهشگران در طراحی ادبیات دیپلماسی اقتصادی.
  • حمایت از صادرات و حضور فعال شرکت های صادرکننده ایرانی در بازارهای کشورهای منطقه (اعطاء جوائز و مشوقهای صادراتی،  برگزاری نمایشگاه های تجاری و موارد مشابه).
  • سرمایه­گذاری مستقیم/مشترک ایران در امتداد زنجیره تولیدات صنعتی داخلی در کشورهای همسایه جهت صادرات کالاهای صنعتی و دسترسی به بازارهای آنها و صادرات
  • سرمایه­گذاری شرکت­های ایرانی جهت تولید/فرآوری بخشی از مواد اولیه در کشورهای همسایه برای صادرات به ایران (به عنوان مثال پنبه جهت مصرف صنایع نساجی کشور)
  • حمایت از ترویج برندهای ایرانی و توسعه شبکه توزیع (عمده­فروشی و خرده­فروشی) آنها در سطح منطقه

تقویت روابط اقتصادی و تجاری با همسایگان به نفع این کشورها هم است و ان هارا نیز از بازار بزرگ ایران منتفع می سازد ضمن اینکه این مسئله به تقویت همگرایی در منطقه نیز کمک می کند. افزون بر این امروزه خیلی از مسائل و چالش ها به ابرچالش تبدیل شده اند که مقابله با آن ها از حد و توان یک کشور گذشته و همکاری منطقه ای را به یک ضرورت اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است. از جمله این مسائل می توان به تغییرات زیست محیطی و مشکلات ناشی از آن همچون کم ابی و یا ریزگردها اشاره کرد که همکاری منطقه ای و حتی فرامنطقه ای را می طلبد و مستلزم ارائه تعریف جدید و چند ضلعی ازامنیت است. برای مثال  در حال حاضر ۲۲ استان کشور با شدت و ضعف های متفاوت، تحت تأثیر این پدیده قرار دارند. مناطق واقع در بین النهرین از مناطق عمده تولید گردوغبار هستند. عمده ترین علل وقوع پدیده گرد وغبار به ویژه در جنوب و غرب ایران را می توان ناپایداری جوی در صحراهای عربستان، عراق، کویت و سوریه، وقوع خشکسالی های متوالی با شدت و وسعت بالا در فقدان پوشش گیاهی دانست. ترکیب پدیده اقلیم با فعالیت های انسانی و الگوهای سکونت آنها موجب افزایش تخریب خاک، فرسایش بادی، بیابان زایی، تخریب مواد مغذی موردنیاز گیاهان ،موجب تشدید طوفان های گردوغبار می گردد. تجربیات دیپلماسی آب در ایران نمایانگر آن است که هروقت با همسایگان خود روابط سیاسی مناسبی داشته، مسئله بهره‌برداری از آب‌های مشترک نیز تحت تأثیر این روابط قرار گرفته و پیشرفت‌هایی در این امر حاصل شده است و درمواقعی که شاهد اختلافات سیاسی بوده، اختلافات آبی نیز به دنبال آن ایجاد شده است. لذا نیاز است که مسئله بهره ‌برداری از منابع آب مشترک بین ایران و همسایگانش در فضایی کاملاً غیرسیاسی حل و فصل شود تا امکان تغییر یا رد نتایج حاصل از این مذاکرات، حتی با تغییر حکومت‌های سیاسی نیز وجود نداشته باشد. دراین میان، حوزه انرژی و استفاده از منابع مشترک ابعاد و زوایای دیگری ازهمکاری میان ایران و کشورهای منطقه را بخصوص در حوزه خلیج فارس به تصویر می کشد. در فلات قاره خلیج فارس، ایران  دارای ۲۸ میدان نفتی و گازی است که در برخی از ان ها با همسایگان مشترک است. از جمله این میادین مشترک می توان به میادین: دهلران، پایدار غرب ، آزادگان، یادآوران با عراق؛ میادین فروزان( در عربستان مرجان شناخته می شود)، آرش، اسفندیار، فرزاد A  و B  با عربستان؛  نصرت( در امارات فاتح شناخته می شود)، مبارک، فرزام، سلمان، سازند دهرم( با ابوظبی)، سازند یاساها( با شارجه) با امارات؛  هنگام با عمان ؛  پارس مشترک با قطر؛ میدان قدیر با کویت؛ میدان گازی گنبدلی با ترکمنستان اشاره کرد.

 

طبق برآوردهای انجام شده ۸۸ درصد از نفت موجود در دریاها در محدوده صلاحیت ملی فلات قاره قرار دارد. فلات قاره در کل جهان دارای مساحتی برابر با ۱۵ میلیون کیلومترمربع است که در این میان خلیج فارس با دارا بودن ۶۰ درصد ، دریای شمال ۱۰ درصد و مکزیک ۹ درصد منابع و مخازن هیدروکربن فلات قاره( میادین مشترک نفتی)به ترتیب  در جایگاه اول تا سوم قرار دارند. منطقه خلیج فارس با دارا بودن حدود ۶۶درصد نفت خام و بیش از ۳۵ درصد از گاز طبیعی جهان با ۸ کشور ساحلی در گوشه غربی اقیانوس هند قرار گرفته است. ایران، عراق، کویت، عربستان، عمان، قطر ، بحرین و امارات متحده عربی کشورهای ساحلی خلیج فارس هستند. از آنجایی که عرض خلیج فارس در هیچ نقطه ای به بیش از ۴۰۰ مایل دریایی نمی رسد، لذا تمام پهنه آبی در محدودیت صلاحیت ملی کشورها قرار داشته و کشورهای ساحلی دارای فلات قاره مشترک هستند.

درمجموع ازهرمنظر که به موضوع نگاه شود هیچ تردیدی برای تقویت روابط و همکاری ها میان ایران و همسایگان آن باقی نمی ماند وبرای رفع و جبران کاستی ها نیاز به برنامه ریزی جامع و تقویت دیپلماسی با همسایگان است و این روابط برخلاف روابط با سایر مناطق جهان باید جامع الاطراف باشد و تنها به ابعاد اقتصادی و تجاری محدود نشود و دیگر ابعاد اجتماعی را نیز شامل شود به گونه ایی که زمینه را برای همگرایی منطقه ای فراهم کند. از همه مهم تر اینکه تقویت این روابط با تقویت احساس مسئولیت جمعی و امنیت جمعی همراه باشد همراه باشد. حاکم شدن یک چنین نگرش و ذهنیتی اولاروابط ایران و همسایگان را از دایره تنگ نظرانه و رقابتی خارج می کند که بر تعریف محدود از منافع ملی استوار است و همین در عمل باعث رقابت و در مواردی تعارض می شود و در نهایت مانع همکاری می شود که همه همسایگان برای عبور از ابرچالش های کنونی و اینده به آن نیاز دارند دوم اینکه سمپاشی های ذهنی که دشمنان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی طی بیش از چهار دهه گذشته در روابط میان ایران و همسایگان بعمل آورده و سعی کرده اند ان ها را به ایران بدبین و بی اعتماد سازند بتدریج تضعیف می کند و جای خود را به دوستی و رفاقت می دهد و زمینه ای را فراهم می کند که همه همسایگان در برابر یکدیگر احساس مسئولیت کنند.

 

سوم که شاید در مقطع کنونی مهم تر باشد به ابعاد و اهمیت اقتصادی آن مربوط می شود که دست کم دو نکته در این زمینه قابل توجه است: نخست اینکه طبق آمارهای موجود همسایگان ایران در سال های اخیر بیش از یک تریلیون دلار واردات داشته اند که سهم ایران کم بوده است دوم اینکه در سال های اخیر مناطق آزاد در استان های همجوار رشد و رونق پیدا کرده و در جهت افزایش صادرات سامان دهی شده اند و بنابراین اولویت بندی سیاست خارجی بر اساس همسایگان می تواند به این روند سرعت و شتاب ببخشد و بازتعریف آن بر اساس ” الجار ثم الدار” گفتمان جدیدی را در روابط میان ایران و همسایگان حاکم می کند و زمینه های تقویت اعتماد متقابل را فراهم می کند و الگوی به مراتب فراتر از تنش زدایی ارائه می دهد.

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.