انسانیت طبقاتی

0 195

خبر ناگوار افتادن رایان کودک مغربی به چاهی عمیق در یکی از شهرهای شمالی مراکش و تلاش نیروهای امدادگر این کشور برای نجات این کودک، چند روزی از طریق گیرنده های تلویزیونی میهمان چشمان مردم در جهان عرب بود و همبستگی گسترده مردم با این داستان غم انگیز نشان داد که مردم همچنان حس انسانی خود را دارند و در مقابل چنین حوادثی حاضر به ایثار و از خود گذشتگی هستند و در فضای مجازی دعا برای نجات رایان به یک ترند جهانی تبدیل شد. در این داستان که پنج روزی طول کشید مردم لحظه به لحظه پیشرفت کار نیروهای امدادی در تزریق گاز اکسیژن به چاه و یا تامین خوراکی برای بچه و همچنین باز کردن کانال انحرافی برای نجات این کودک را دنبال می کردند و با دعا و نیایش از خداوند نجات این کودک را طلب می کردند. اما مشیت الهی تقدیر دیگری داشت و  سرانجام کودک طاقت تحمل تنهایی را نداشت و عملیات نجات به نتیجه مطلوب نرسید. تا اینجا همه چیز طبیعی به نظر می رسد بلکه حس انسانی نیز قابل ستایش است اما اینگونه نیست و نشان دهنده اشکال اساسی در رفتار انسانی است.

 

۱- شکی نیست که رایان استحقاق همبستگی داشت و کاش که تلاش بیشتری انجام می گرفت و نجات می یافت. کودکان گل سرسبد زندگی انسانی هستند و جوامع بشری باید به آنها توجه بیشتری داشته باشد و محیط زندگی را برای آنان ایمن تر سازند تا در معرض آسیب قرار نگیرند.

۲- چرا توجه به یک کودک مغربی اینگونه گسترده صورت می گیرد ولی نسبت به کشتار یک ملت در یمن و شهادت دهها تن از آنها به صورت روزانه  با بمباران  بی رحمانه عربستان سعودی و امارات واکنشی دیده نمی شود. چرا مردن صدها کودک یمنی که به علت سوء تغذیه و گرسنگی ناشی از محاصره سعودی فراموش شده اند. چرا کودکان فلسطین که هر روز از سوی رژیم صهیونیستی مورد حمله و سرکوب و بازداشت قرار می گیرند، توجه کسی را جلب نمی کند. چرا کودکان سوریه و عراق که در نتیجه جنایات داعش و گروه های تکفیری یتیم شدند و به علت نبود سرپرست خانواده یا به نیروی کار یا متکدی تبدیل شدند کنجکاوی رسانه ها را بر نمی انگیزاند.

۳- حادثه رایان به خوبی نشان داد که مردم همچنان به عنوان مخاطب واکنش نشان می دهند و با مسایل انسانی عمیقا ارتباط برقرار می سازند. بی تفاوتی مردم نسبت به حوادث منطقه برمیگردد به ضعف تحرک رسانه و نه ضعف احساسات عمومی .

۴- پرسش مهم این است که چرا رسانه به وظیفه اطلاع رسانی خود عمل نمی کند . حادثه ریان توان تحریک افکار عمومی از طریق تصویر را به خوبی نمایان ساخت و در اینجا باید به انگیزه رسانه ها پرداخت. متاسفانه امروزه رسانه ابزاری برای رسیدن به حقیقت مطلق نیست بلکه ابزاری برای ارائه حقیقتی  است که صاحبان رسانه اراده کردند. به عبارت دیگر حقیقت امروز قربانی سرمایه داران رسانه ای است .

۵- چرا رسانه های گوناگون و به ظاهر متعارض همه به موضوع رایان پرداختند اما کشتن کودکان یمن را فراموش کردند. دلیلش این است که پرداختن به موضوع رایان پرداختی امن و کنترل شده از سوی رسانه است اما پرداختن به کودکان یمن نا امن و احتمال اسیب رسانی به سیاست های تجاوزگری برخی کشورها را در سطح منطقه در آن محتمل است.

۶- حادثه رایان این حقیقت را نمایان ساخت که پول می تواند بسیاری از حقایق را تغییر دهد. گفته نه چندان دور بانکیمون دبیر کل سابق سازمان ملل در اینکه او می داند که عربستان سعودی در یمن مرتکب چه جنایاتی می شود اما نمی تواند نام این کشور را در لیست ننگ قرار دهد. چرا؟ به این علت که عربستان هر ساله یک میلیارد دلار به این سازمان کمک می کند و این یعنی کشورهای پولدار معاف از هرگونه مسئولیت اند و دست آنها باز است تا به هر جنایتی دست بزنند.

۷- حادثه رایان یک فرصت ویژه برای رسانه های سیاست زده و خود فروخته پدید آورد تا از طریق پرداختن به این موضوع انسانی خود را تطهیر کنند و برای چند صباحی لباس دلسوزی برای کودکان را بر تن کنند در حالیکه این رسانه با چشم پوشی خود نسبت به جنایت علیه هزاران کودک در جاهای دیگر همچنان جنایت می کند.

حادثه رایان نشان داد که سنجش حس انسانی در منطقه همچنان خوب و امید بخش است اما به کارگیری حوادث انسانی از سوی یک اقلیت اندک بی وجدان، این احساسات عمومی را در محاصره قرار داده و گاه آن را مشکل دار می نماید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.