چرا امارات به سمت علنی سازی رابطه اش با رژیم صهیونیستی رفت، با نگاه و رویکرد تحلیل داخلی

0 202

اقدام محمد بن زاید آل نهیان ولیعهد امارات متحد عربی  از یک سال پیش به علنی سازی و به تعبیر دیگرعادی سازی رابطه با رژیم صهیونیستی و اصرار و تلاش برای گسترش این رابطه با سرعت زیاد پرسشهای بسیاری را مطرح می کند. آیا ولیعهد امارات نمی داند که برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی یعنی به رسمیت شناختن اشغال فلسطین و پذیرش جنایات این رژیم در حق مردم مظلوم فلسطین است! آیا امارات که میزبان بیش از سیصد هزار آواره فلسطینی است نمی داند که این رژیم با آواره سازی مردم فلسطین و تحت سلطه گرفتن باقیمانده های این جامعه بر ویرانه های یک ملت تاریخ دار موجودیت غاصبانه خود را اعلام کرده است! آیا واقعا رهبران امارات بر اساس اهداف استراتژیک و نیازهای ملی به این اقدام دست زدند یا اینکه اهداف دیگری در این فرآیند تداخل دارد؟

زمانیکه شیخ زاید بن نهیان حاکم سابق امارات در سال  ۲۰۰۴ چشم از جهان فرو بست انتقال قدرت بر اساس سنت های رایج صورت گرفت و خلیفه پسر بزرگ شیخ زاید جانشین پدر شد. در عملیات انتقال قدرت  شیخ خلیفه فرزند حصه بنت محمد همسر اول شیخ زاید، حاکم امارات شد و قرار گردید وی یکی از برادران خود را به عنوان ولیعهد انتخاب کند. او برادر تنی خود را یعنی شیخ خالد بن زاید را به عنوان ولیعهد انتخاب کرد ولی  فاطمه بنت مبارک الکتبی سومین همسرشیخ زاید نسبت به این انتخاب اعتراض داشت و اعلام کرد که وی شش پسر( محمد،  طحنون ، عبد الله، حمدان، منصور و هزاع) از ۱۶ پسران زاید را دارد و باید یکی از آنان ولیعهد گردد. شیخ زاید  در حیات خود ده ازدواج رسمی داشت که حاصل این ازدواجها ۱۶ فرزند ذکور و ۱۲ فرزند دختر بود که محمد فرزند سوم ذکور از همسر سوم شمرده می شود. محمد در ازدحام وارثان حاکمیت  تلاش بسیاری کرد تا پدرش او را باور کند و در پلکان قدرت قرارش دهد که با فشار مادر با نفوذش فاطمه این اتفاق افتاد و او را فرمانده نیروی هوایی قرار داد. در سال ۲۰۰۵ یعنی یک سال پس از فوت شیخ زاید، شیخ خلیفه تحت فشار نامادریش فاطمه برادرش خالد را از ولایتعهدی کنار زد و محمد را به عنوان ولیعهد انتخاب کرد. از زمانیکه خلیفه حاکم شد و پست ولیعهدی به محمد رسید همواره از این ترس داشت که پس از مدتی برادر بزرگش خلیفه فرزند خود را ولیعهد اعلام کند و او را از قدرت دور سازد، کاری که پدرش قبلا انجام داده بود و برادرش آن را تکرار کرد. شیخ زاید در سال  ۱۹۶۶علیه برادرش شخبوط بن سلطان آل نهیان کودتا کرد و او را از قدرت حذف کرد و سلسله خود را بر این امارت حاکم ساخت.

در سال ۲۰۱۴ ناگهان خلیفه حاکم امارات دچار سکته سنگین مغزی شد به گونه ای که قادر به انجام کار خود نبود و این یک فرصت طلایی برای محمد پدید آورد تا با اختیارات مطلق موقعیت خود را تقویت کند. ابتدا او برادر تنی خود یعنی عبد الله  را به عنوان وزیر امور خارجه انتخاب کرد و سپس برادرش طحنون را مشاور امنیت ملی اعلام کرد تا روابط شخصی خود را با غرب تقویت کند. او به خوبی می داند که در کشوری مانند امارات رسیدن به قدرت تنها ازطریق غرب به ویژه امریکا و انگلیس صورت می گیرد و کسب رضایتمندی اینها گام نخست باقیماندن در قدرت است. در کشور امارات هیچ نهاد انتخابی وجود ندارد و این کشور فاقد قانون اساسی است و حاکم این کشور قدرت مطلقه دارد.

محمد ولیعهد در اولین گام آقای عتیبی را سفیر امارات در امریکا مامور کرد تا رابطه با ایالات متحده امریکا را به اوج برساند و بودجه سه میلیارد دلار برای این سفارت اختصاص داد تا با ریخت و پاش مالی و دادن هدایا به مسئولان و نمایندگان کنگره حمایت آنها را از محمد بن زاید جلب کند. در اواخر دوره ترامپ رئیس جمهور پیشین امریکا فردی لبنانی تبار به نام نادر از تیم کاخ سفید محاکمه و محکوم شد تنها به علت دریافت رشوه از سفیر امارات و تاثیر بر تصمیمات این کشور به نفع ابو ظبی.

در اواخر دوره ترامپ و به علت تغییر اولویت های سیاسی  امریکا از خاورمیانه به چین و روسیه و تصمیم امریکا برای خروج از افغانستان و کاهش حضور خود در خاورمیانه، به محمد بن زاید توصیه شد تا در حضور محدود امریکا در منطقه با رژیم صهیونیستی همکاری کند و امنیت خود را در سایه همکاری با این رژیم تامین کند. این فرایند که با حضور شخصی ترامپ و دامادش کوشنر پایه گذاری و استمرار یافت با دیکته مستقیم امریکا انجام گرفت. امارات با این تصور که صهیونیستها همه کاره امریکا هستند تلاش دارد تا با حفظ رابطه با این رژیم امنیت خود را حفظ کند.

 

حمله موشکی و پهبادی انصار الله یمن به ابو ظبی و دبی و الظفره در چند هفته اخیر نشان داد که رابطه امارات با رژیم صهیونیستی نه تنها هیچ امنیتی برای ابو ظبی به ارمغان نیاورده که تضادهای منطقه ای را با این کشور تشدید کرد. حمله یمنی ها به ابو ظبی به علت سیاست های تجاوزگرانه امارات علیه مردم یمن است اما حمله انصار الله به ابو ظبی در زمان دیدار رئیس رژیم صهیونیستی از امارات پیام روشنی را ارسال کرد که قطعا به ابو ظبی رسید. امروزه ابو ظبی با مردم خود به علت این سیاستها دچار مشکلات جدی است و راهی جز بازداشت و سرکوب و قلع و قمع مخالفان در پیش روی خود نمی بیند. همچنین سیاستهای تجاوزگرایانه منطقه ای تا کنون به نفع امارات نبود. به اعتقاد تحلیلگران سیاسی تا زمانیکه قران کریم در میان مردم امارات هست و خداوند در قران تاکید می کند که همانا دشمن ترین افراد با کسانی که ایمان آوردند یهودیان اند، مردم مسلمان امارات نمی پذیرند که مردم فلسطین با یمن دشمن اند و اسرائیلیها دوست آنها هستند و این نامعادله هیچ وقت پایدار نخواهد شد. محمد بن زاید بجای اینکه از طریق اسرائیل و غرب تلاش کند حضورش را در قدرت حفظ کند از طریق آشتی با ملتش وجامعه مسلمان منطقه راحت تر به این هدف نائل خواهد آمد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.