جهاد تبیین در کشاکش تاریخ تا واقعیت

0 272

مقدمه:

جهاد تبیین از جمله مفاهیمی است که اخیرا و برای چندمین بار از سوی رهبر انقلاب تکرار شده است. جهاد به عنوان یک تکلیف عبادی در همه رساله های عملی مراجع مختلف شرح داده شده است اما چیزی تحت عنوان جهاد تبیین در آن دیده نمی شود. تاکنون در فرهنگ دینی متعارف دو نوع جهاد در اسلام مطرح بوده، جهاد اکبر که جهاد با نفس است و مهمترین ابزاری در زمینه سیر و سلوک و تکامل انسانی و اخلاقی در چارچوب اسلام شمرده می شود  و دوم جهاد دفاعی در برابر دشمن متجاوز است که جان، مال و ناموس افراد و جامعه را تهدید می کند. البته در نگاه مذهب شیعه در باره جهاد در غیاب امام زمان (عج) جهاد ابتدایی وجود ندارد. ( شیعه جهاد ابتدایی را تنها در زمان حضور امام معصوم واجب می داند) و در ایران اسلامی، مردم در جنگ تحمیلی صدام بعثی بر ضد انقلاب اسلامی ایران با آن اشنایی زیادی پیدا کرده و با بکارگیری آن موفق به شکست پروژه براندازی نظام  و انقلاب اسلامی از سوی دشمن و حفظ تمامیت ارضی کشور شدند. از این مقدمه ظاهرا در می یابیم که در فقه شیعی بحث های زیادی در باره جهاد تبیین به چشم نمی خورد و به نظر می رسد که بر اساس یکسری ضرورت این مفهوم مطرح شده است.

جهاد تبیین در کلام رهبری:

     مقام معظم رهبری به عنوان یک مقام سیاسی و معنوی اخیرا و در چند ماه در چند سخنرانی متوالی مفهوم جهاد تبیین را مطرح کردند و آن را یک ضرورت جدی برای جامعه امروز دانستند و توجه نخبگان را به این امر معطوف داشتند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بارها جهاد تبیین  را به عنوان فریضه مورد تأکید و اشاره قرار دادند. همچنین رهبر انقلاب می‌فرمایند ما باید بحث تبیین را نسبت ‌به حقایق انجام بدهیم و خیلی از حقایق باید تبیین شوند.  پرسش اصلی این است که آیا جهاد تبیین یک امر کاملا جدیدی است و شاید با مفهوم جدید جنگ نرم در ارتباط است یا اینکه در دین ما ریشه دارد و رهبری در پی احیای این اصل اسلامی است. واژه بیان و تبیان در آیات  قران تکرار شده است و نشان می دهد قران در صدد بیان بسیاری از حقایق بوده و جهاد تبیین خارج از این مفاهیم نمی تواند باشد. تا اینجا معلوم شد که این واژه یک مفهوم قرانی است و رهبری بر اساس ضرورت های جدید سیاسی یا اعتقادی در صدد احیای آن برآمده است. نکته بعدی که باید کشف گردد اینکه فعل بیان در چه شرایطی باید انجام گیرد. آیا مطلق است یا مقید؟ اگر مسائل به صورت طبیعی مطرح شده و مخاطب به راحتی به حقیقت آن دسترسی دارد  چه نیازی به تبیین وجود دارد. از اینرو به نظر می رسد بیان و تبیین زمانی ضرورت می یابد که اطلاعات و حقایق تحریف و از دسترس مردم دور نگه داشته شده و از شناخت راحت واقعیت جلوگیری می شود.

نفاق مهمترین پدیده ای که اسلام از ابتدا تاکنون با آن مواجه شد

تقریبا همه مورخین اسلامی معتقدند که جامعه جزیره العرب با مفهوم نفاق آشنا نبوده ولی با ظهور اسلام این پدیده نیز شکل گرفت و عملا جامعه در صدر اسلام از دو گروه مشخص تشکیل می شد. گروه اول کسانی که با جان و دل و همه ادراکات و اعتقادات خودشان به اسلام ایمان آورده و در راه اعتلای اسلام از جهاد و دفاع  کوتاهی نمی کردند ودر هر آن تسلیم ولی زمان خود یعنی پیامبر اکرم (ص) بودند و گروه دوم کسانی که اسلام را رو به گسترش می دیدند و به دلایل مختلف از جمله فشارهای اجتماعی و فرصت یابی برای آینده خود وارد این دین شدند. تاکید قران بر واژه نفاق و منافقین نشان از صحت این برداشت اجتماعی از آن مقطع تاریخی است و یکی از مهمترین دلایل رد حدیث (اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم) اینکه همه اصحاب پیامبر(ص) مانند ستارگان هستند و از هرکدام تبعیت کنید هدایت خواهید شد، از سوی شیعیان به این مساله یعنی تاکید قران بر حضور منافقین در میان مسلمانان بر می گردد. شیعه بر خلاف برادران اهل سنت عصمت ضمنی همه صحابه را به شدت رد می کنند و رضایت الهی از آنها را در مقطع زمانی خاصی می داند. یکی از سوره های قران کریم به نام منافقین نامگذاری شده است که خداوند به طور اختصاصی ویژگیهای این گروه منحرف را مطرح کرده است. اگر این مقدمه را قبول کنیم به خوبی در می یابیم که جهاد تبیین زمانی ضرورت می یابد که در برابر بیان انحرافی گروه منافقین قرار گرفته می شود که تلاش دارند اسلام را در خدمت اهداف انحرافی خود قرار دهند. نتیجه دیگری که اجالتا می توان گرفت اینکه همه ائمه اطهار علیهم السلام درگیر نظامهای سلطه باطل و شرایط نفاق حاکم بودند و همگی در چارچوب بیان حقایق اسلام با ابزار جهاد تبیین در صدد اصلاح دینی و اجتماعی بودند.

 ائمه معصومین همه در فرآیند جهاد تبیین پیشتاز بودند

نیازی به توضیح نیست که با رحلت پیامبر اکرم (ص) در سال دهم هجری حوادثی رخ داد که وصیت پیامبر در غدیر در باره جانشینی امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نادیده گرفته شد و در نهایت ما شاهد اقدام حضرت زهرا علیها السلام در تبیین حقایق در مسجد النبی بودیم. استدلال حضرت زهرا این بود که مقوله مطرح شده اینکه انتخاب خلیفه باید بر اساس قران شورایی باشد ( وامرهم شوری بینهم، آیه۳۸ سوره شوری)  و اینکه رد کردن انتخاب سقیفه بمعنای تهدید کردن کیان و نظام اسلامی است، استدلال نادرستی است چرا که با بیعت غدیر در تعارض است و نقض عهد با خدا و پیامبر شمرده می شود و اینکه با آخرین وصیت پیامبر همخوانی ندارد که برخی از صحابه در آنجا حضور داشتند و از نوشتن آن ممانعت به عمل آوردند. این وصیت پیامبر ( انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهم لن تضلوا بعدی ابدا) بر پایبندی به کتاب و عترت اهل بیت تاکید دارد که شیعه و سنی صحت این حدیث را قبول دارند. یکی از مهمترین استدلال های بضعه پیامبر همین حدیث بود. حضرت زهرا احساس تکلیف می کرد که حقایق را تبیین کند و پیام حق را به همه برساند تا فردای قیامت کسی نگوید که حق به گوش او نرسیده است. در کربلا نیز ما شاهد این واقعیت بودیم که امام حسین (ع)  با تبیین انحرافات یزید و امویان تلاش داشت دین انحرافی و اموری را رسوا کند و دین جدش را پالایش و اصلاح کند و از انحرافات و بدعت ها  پاکسازی نماید و حاضر شد تا مرز شهادت خودش و بهترین یاران و اهل بیتش، وظیفه جهاد تبیین را زمین نگذارد. حضرت امام سجاد و حضرت زینب علیهما السلام نیز در طول سفر اسارت از کربلا به شام چیزی جز تبیین حقایق و رسوا سازی جریان انحراف و نفاق انجام ندادند و تقریبا می توان گفت که همه ائمه معصومین علیهم السلام در شرایط عادی نبودند و به علت رویارویی با نفاق قدرت های سلطه یافته بر جوامع اسلامی هر کدام به تناسب شرایط زمانی خود درگیر جهاد تبیین بودند.

تعریف جهاد تبیین از زبان قرآن و امام صادق (ع)

خداوند متعال در قران کریم می فرماید (فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه.سوره آل عمران .آیه ۷) آنهایی که در قلب شان انحراف است در پی مسایل متشابه اند برای فتنه انگیزی. این کلام نشان می دهد که خداوند متعال خبر می دهد که جریان نفاق با استفاده از عرصه تشابه دینی می کوشد آن را دستاویزی برای فتنه انگیزی را قرار دهد.

همچنین روزی یکی از مؤمنین خدمت امام صادق علیه السلام آمد و از ایشان خواست تا دعایی به ایشان بیاموزد تا در ایمانشان ثابت قدم باشند و منحرف نگردند. امام به ایشان فرمود این دعا را زیاد بخوان     ( اللهم ارنی الحق حقا فاتبعه و الباطل باطلا فاجتنبه و لا تجعلهما علی متشابها) ، بار الها حق را برایم حق بنما تا از آن تبعیت کنم و باطل را باطل بنما تا از آن پرهیز کنم و آنها را نزد من شبیه به یکدیگر قرار ندهید.

 

کلام الهی و نیز کلام معصوم نشان می دهد حوزه فعالیت فتنه گران در زمینه متشابهات است که حق و باطل را به هم می آمیزند و باطل را به رنگ حق عرضه می کنند و مردم را از راه حق و ایمان منحرف می سازند و هدف آنها چیزی جز فتنه نیست و به نظر می رسد جهاد تبیین در همین محدوده معنا پیدا می کند. به عبارت دیگر جهاد تبیین برای مهارهرگونه تلاش برای فتنه است از طریق تبیین حقایق در فضای غبار آلود یک رنگ سازی حق و باطل است تا افراد توان تشخیص و تفکیک را پیدا کنند و انتخاب واقعی در چنین شرایطی انجام پذیرد.

جهاد تبیین در منطقه و جهان

امروزه جهاد تبیین در خارج و داخل ایران شرایط کاملا متفاوتی پیدا کرده است. در خارج به ویژه در منطقه جنوب غرب آسیا، فتنه انگیزان، سیاست ایران در حمایت از اسلام اصیل و ناب محمدی و پشتیبانی از مردم مظلوم فلسطین، لبنان، سوریه، یمن و عراق را دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر و یک نوع سلطه طلبی تاریخی ایرانیان و گسترش ناامنی در منطقه عنوان می کنند در حالیکه واقعیت این است که ایران بر اساس اصول اسلامی عمل می کند و بر پایه تعاریف روابط بین الملل از این رابطه و حمایت سیاسی و تسلیحاتی، منافع مادی کسب نمی کند بلکه به فریضه الهی عمل می کند و با پرداخت هزینه های زیادی به این جوامع امکان دفاع از خود در برابر تجاوز را می دهد.

در فلسطین به عنوان نمونه یک فاجعه انسانی از ۷۳ سال پیش تاکنون رخ داده و می دهد. تعدادی مهاجر صهیونیست از هشتاد کشور جهان با حمایت غرب به این مردم یورش بردند و سرزمین آنها را غصب کردند. جامعه فلسطینی در نتیجه این تجاوز نیمی از آنها آواره شدند و در شرایط غیر انسانی در اردوگاه ها در کشورهای اطراف زندگی می کنند و نیم دیگر در سرزمین خود باقی ماندند اما در شرایط رقت بار اشغال و یا محاصره و یا در معرض رفتارهای نژاد پرستانه. اکنون نظام بین المللی نه تنها از  ملت مظلوم فلسطین در برابر یورش صهیونیزم حمایت نمی کند بلکه به علت حمایت غرب از اسرائیل و سلطه صهیونیزم بر رسانه تلاش می شود صحنه را وارونه نشان دهند که این ایران است که موجودیت اسرائیل را تهدید می کند و تلاش دارد یک عضو سازمان بین الملل را از صحنه روزگار از بین ببرد. رژیم صهیونیستی در چند دهه اخیر با عنوان کردن هولوکاست و کشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی به دور از صحت و سقم این ادعا،  تلاش دارد سیاست ایران را ادامه سیاستهای فاشستی نازیها قلمداد کند که ادعا می شود در صدد کشتار یهودیان بودند. اما هیچ کس نمی گوید که آیا طبق همین منطق آیا کشتار و آواره سازی ملت فلسطین مجاز است! البته طبق منشور سازمان ملل نیز این سئوال مطرح است که آیا مردم فلسطین مانند دیگر ملت های جهان حق تعیین سرنوشتشان را دارند یا خیر و آیا در برابر کشتار روزانه صهیونیستها، حق دفاع از خود دارند یا ندارند و اینکه چرا سیاست های نژادپرستانه و آپارتاید که در همه جای جهان محکوم است، در اینجا نه تنها آزاد است که از طرف غرب نیز حمایت می شود. مصداق جهاد تبیین در اینجا این است که صحنه برای مردم شفاف سازی شود تا مردم حق و باطل را بشناسند و از حق حمایت کنند. حمایت ایران از مبارزات مردم فلسطین به علت وضوح صحنه است و نه آنطوری که گفته می شود به علت جنگ طلبی است.

در صحنه لبنان نیز داستان همان است با شرایطی متفاوت. اکنون رسانه های غربی ، عبری و عربی جنبش حزب الله لبنان را تروریستی می نامند و آن را وابسته به ایران و تهدیدی برای دولت رسمی لبنان قلمداد می کنند و به علت اینکه دولت در دولت ایجاد کرده طبق قطعنامه ۱۵۵۹ خواهان خلع سلاح آن هستند. اما واقعیت چیست؟ رژیم صهیونیستی بر اساس سیاست گسترش طلبانه خود در سال ۱۹۸۲ بر خلاف موازین جهانی به لبنان حمله کرد و نیمی از خاک این کشور را اشغال کرد. گروهی از مردم این کشور برای دفاع از سرزمین و ملتشان دست به سلاح بردند و در برابر اشغالگر مقاومت کردند. این گروه که اکنون با نام حزب الله شناخته شده اند با مقاومت پیگیر موفق شد اشغالگران صهیونیست را از کشورشان اخراج کنند و از آنجا که ارتش لبنان همچنان ضعیف است و قادر به دفاع از سرزمین این کشورنیست، این گروه بدون هیچگونه حقوق و مواجب مادی و ایثارگرانه برای دفاع از این کشور در صحنه جهاد باقی ماندند و در جنگ همه جانبه ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ نیز نشان دادند که شایسته عنوان بهترین حامیان این سرزمین اند. پرسش اصلی این استکه آیا اگر ارتش یک کشور به علت عدم انسجام دینی و یا قومی و نبود اجماع سیاسی ضعیف بود، مردم این کشور حق دفاع از جان و مال خود را دارند یا خیر؟ و آیا حزب الله لبنان که همواره نمایندگی مردم در پارلمان را داشته و دارد می تواند گروه تروریستی باشد! چگونه  انتخابات آزاد در لبنان تروریست پرور است و انتخابات در غرب دمکراسی پرور است!. همچنین چگونه منتخبین مردم در لبنان تروریست و منتخبین غرب فرشته دمکراسی هستند و اینکه چگونه حزب اللهی که بر اساس نظام مردم سالاری لبنان در پارلمان حضور دارد و در راس ائتلاف اکثریت ( ائتلاف ۸ مارس)  قرار گرفته و دولت تشکیل می دهد، تهدیدی برای دولت می تواند باشد در حالی که او بخشی از آن است! این مسائل تناقض گفتمان رسانه های عربی- عبری را نمایان می سازد و این افشاگری چیزی جز جهاد تبیین حقایق نیست.

 

در یمن نیز امروزه حمله بی سابقه به گروه انصار الله و دولت ملی در صنعا می شود و اینها را جنگ طلب، تروریست، تهدید کنندگان امنیت انرژی جهان و وابسته به ایران می نامند. واقعیت این است که در سال ۲۰۱۱ که بیداری اسلامی یا بهار عربی در کشورهای مختلف آغاز شد در یمن نیز مردم در پی سرنگونی استبداد رژیم علی عبد الله صالح بودند که ۳۳ سال بر این کشور مستبدانه حکومت  کرد. اما عربستان و شورای همکاری خلیج فارس سد راه مردم یمن شدند. غرب نیز که از چنین جنبش اجتماعی در تونس، لیبی ، و مصر حمایت کرد و تحت همین عناوین از همه تروریستهای تکفیری جهان برای براندازی نظام سوریه نه تنها حمایت کرد که بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار بودجه به آنها اختصاص داد، در یمن حاضر به پذیرش حقوق این مردم نشد. تحت فشار قیام مردم یمن، علی عبد الله صالح استعفا داد و قدرت را به معاونش عبد ربه منصور برای اداره دولت انتقالی به مدت دو سال واگذار کرد تا در این مدت قانون اساسی تدوین و انتخابات برگزار شود و قدرت به منتخبین مردم واگذار گردد. اما عبد ربه منصور خواست بر ضد مردم کودتا کند  و از ارتش خواست تا مردم صنعا را سرکوب کنند ولی ارتش به مردم پیوست و او ناچار به کناره گیری و استعفا شد.

او با لباس زنانه از صنعا به عربستان فرار کرد و جنگی که از هفت سال پیش از سوی عربستان بر ضد یمن اعلام شده و تاکنون ادامه دارد گفته می شود بر اساس درخواست منصور هادی رئیس جمهور قانونی! یمن است و جالب اینجاست که سازمان ملل نیز با صدور قطعنامه ۲۲۱۶ دولت عبد ربه منصور را دولت قانونی اعلام و مردم یمن را و دولت صنعا را تروریست قلمداد کرده است که بر اساس قطعنامه های سازمان ملل باید خلع سلاح شوند. کجای این روایت عربی- غربی با واقعیت اجتماعی یمن همخوانی دارد. ده سال از انتخاب عبد ربه به عنوان دولت انتقالی دو ساله می گذرد  و همچنان او دولت قانونی است! شورای امنیت سازمان ملل که پس از جنگ دوم جهانی برای جلوگیری از جنگ شکل گرفته، چرا از جنگ عربستان بر ضد یمن حمایت می کند! و چرا رفتار کنونی غرب در حمایت از اوکراین در یمن دیده نشد! همه این شاخص ها نشان می دهد که یک نوع تزویر در جهان و جود دارد که با جهاد تبیین باید افشا گردد. هفت سال است که مردم یمن احساس مظلومیت می کنند و تنها  در برابر تجاوز و متجاوز مقاومت می کنند در حالیکه عربستان و امارات همه زیر ساخت های این کشور را حتی مدارس و بیمارستانها را نابود کردند. آیا این مردم در برابر این همه ظلم، و ویرانی همه امکانات یک جامعه حق دارند منابع نفتی دشمن متجاوز را مورد حمله قرار دهند یا نه. آیا این مردم طبق منشور سازمان ملل حق دفاع مشروع در برابر تجاوز را دارند یا نه! آیا مردم یمن حق دارند از جانشان و مالشان و ناموسشان دفاع کنند یا نه!

 

البته شرایط درکشورهای دیگر منطقه مانند عراق ، سوریه، بحرین و لیبی تفاوت چندانی با فلسطین و لبنان و یمن ندارد و همه قربانی توطئه های غربی اند هر چند که غرب آنها را نتیجه شرایط داخلی معرفی میکند. برای دوری از اطاله مطلب از این نمونه ها می گذریم تا بر مفهوم جهاد تبیین تمرکز لازم داشته باشیم. در جمعبندی فضای سیاسی منطقه ای می توان گفت که در گذشته نفاق سیاسی در منطقه بیداد می کرد و برخی کشورها که به دروغ در دفاع از مردم فلسطین یقه پاره می کردند اکنون در صف رژیم  صهیونیستی قرار دارند. عواملی که این شفاف سازی را موجب شد صداقت محور مقاومت و توان  این محور در شکست دشمن و گسترش دولت های هوادار این محور در سطح منطقه است. توان ایستادگی محور مقاومت در منطقه در چند دهه اخیر در برابر جنگ ها و توطئه های گوناگون کسانی که می گفتند که ارتش اسرائیل شکست ناپذیر است و توان مقابله با این دشمن را ندارند تا حد زیادی افشا شدند و شفاف سازی را بر پیروان نفاق و جماعت چند رنگ را تحمیل کرد و اکنون کشورهایی که چند دهه با رژیم صهیونیستی همکاری پنهان داشته اند ناچار شدند این رابطه با دشمن را علنی کنند. این شفاف سازی برای مردم منطقه بسیار مفید است تا مردم آزادانه و به دور از تزویر، حقیقت را ببینند و انتخاب خود را انجام دهند.

 

در سطح بین المللی نیز حادثه حمله اخیر نظامی روسیه به اوکراین حقیقت نظام غربی را تا حد زیادی نمایان ساخت. غربی که در سوریه حاکمیت یک کشور مستقل و عضو سازمان ملل را نقض کرد و با بسیج همه عوامل تروریست خود در صدد براندازی نظام اسد بود اکنون از ضرورت احترام گذاشتن به حاکمیت و استقلال دولت اوکراین و عدم دخالت در امور داخلی دولت های دیگر صحبت می کند! امروز غربی ها  که حاضر به پذیرش پناهندگان افغانستان و سوریه و عراق نبود و موافق غرق شدن پناهجویان در آبهای مدیترانه بودند ، اکنون از پذیرش میلیونها پناه جوی چشم آبی اروپایی صحبت می کند. همین غرب که اجازه داد چشم آبی های بوسنیایی به دست جلادان صرب کشته شوند نشان داد تا چه حد نژادپرستی در وجودش ریشه دوانده و با اسلام دشمنی و ستیز دارد. غربی که هفت سال حمله نظامی عربستان سعودی به یمن و کشتار صدها هزار نفر از مردم این کشور و ویرانی مدارس و بیمارستانها و مناطق مسکونی این مردم برایش بی معنی بود، و نه تنها در برابر فاجعه یمن سکوت کرد که به عربستان سعودی انواع سلاح های پیشرفته را نیز تقدیم کرد اما اکنون از کشته شدن چند هزار اوکراینی اعتراض می کند و سیاستهای دوگانه رفتاری خود را علنی می نماید. در برابر این حقایق قاطع و شفاف مردم منطقه بیش از هر زمان با واقعیت غرب آشنا شده اند که این شفافسازی همان جهاد تبیین است.

جهاد تبیین در ایران و اولویت های آن

در داخل ایران متاسفانه ضعف رسانه های داخلی و سرمایه گذاری وسیع دشمن در ایجاد شبکه های لندنی و آن ور آبی فضای شناخت حقایق را تا حد زیادی غبار آلود می سازند.  فعالیت در فضای مجازی و سرمایه گذاری دشمن در این عرصه کاملا بی قید و بند  حق و باطل را به رنگ یکدیگر در می آورد. این شرایط موجب شده که بسیاری از  تحریف ها انجام گیرد و مردم از درک حقایق دور بمانند و گاه باطل را به رنگ حق ببینند.

شبکه های لندنی با تطهیر رژیم گذشته می کوشد شرایط قبل از انقلاب را ایده آل مطرح کند در حالیکه نظام گذشته از بالا تا پایین فاسد بوده و مردم ایران به همین دلیل قیام کردند. ارتش این رژیم حتی چند روز تاب تقابل با اشغالگر انگلیس و روس را نداشت در حالیکه فرزندان غیور ایران پس از انقلاب هشت یال از کشور دفاع کردند و حتی یک وجب از خاک آن را به دشمن واگذار نکردند. این شرایط گاهی چنان بر برخی از جوانان فشار وارد می سازد که از خود و کشورشان بی زار شوند و حتی از خودشان نیز بدشان بیاید و به فکر مهاجرت بیفتند. وجود فساد در بخشی از بدنه هر نظام نمی تواند همه آن نظام را زیر سئوال ببرد مگر اینکه نظام از بالا به پایین به فساد کشیده شده باشد. چرا که اینگونه ناهنجاریها کم و بیش در همه نظامهای سیاسی بوده و هست و حتی دولت عدالتخواه امام علی علیه السلام نیز دچار برخی نا هنجاری بوده و نامه های گلایه آمیز حضرت به والیان در بصره و اهواز این واقعیت را نمایان می سازد. وجود جامعه معصوم از گناه در هیچ جا وجود ندارد ولی همه تلاش می کنند تا حجم مفاسد به حد اقل برسد. شکی نیست که با فساد باید مبارزه کرد و آن را ریشه کن ساخت اما اینکه فساد را به حدی بزرگ کنیم که گویا قابل علاج نیست کار صحیحی نمی تواند باشد. گرایش برای فرار و مهاجرت نیز قطعا راه حل مناسبی نمی تواند باشد و نشان ضعف افراد در برابر چالش ها و سختیها است. جهاد تبیین در ایران یکی از مهمترین وظایف سیاسی – دینی است که باید نا امیدی را از بین ببرد و به جامعه انژی لازم برای حرکت به پیش بدهد. واقعیت این است که انقلاب اسلامی ایران علیرغم توطئه های عظیم جنگ تحمیلی، محاصره اقتصادی ، توطئه ترور رهبران آن و ضربه خوردن از مفسدین داخلی موفق به تغییر شرایط اجتماعی در ایران در ابعاد مختلف بوده است. حجم تحولات در ایران بسیار زیاد است اما دشمن می کوشد شرایط را به گونه دیگری به تصویر بکشد و امید را از مردم بگیرد و این شرایط اهمیت جهاد تبیین را نمایان می سازد.

در ابعاد آموزشی، ایران پس از انقلاب اسلامی در زمینه تامین نیروهای متخصص در همه زمینه ها بسیار موفق بود در حالیکه در رژیم سابق از پزشک و پرستار و مهندس و تکنسین، به خارج نیاز داشت . ایران در گذشته مصرف کننده علوم غربی بود اما اکنون تولید کننده علم است و طبق گزارشهای سازمانهای بین المللی اولین کشور جنوب غرب آسیا در تولید علم ست.  در ابعاد نظامی، ایران وارد کننده سلاحها از غرب بود که معمولا با مجموعه ای از مستشاران داده می شد در حالیکه امروز ایران نه تنها در این زمینه خود کفا است که سلاح به خارج صادر می کند. دیروز ایران به عنوان ژاندارم غرب در منطقه و فرمان بردار غرب بود و تنها  از منافع آنها در منطقه حمایت می کرد در حالیکه امروز ایران در راس یک محور به نام محور مقاومت قرار دارد و از منافع خود و امت اسلامی حمایت می کند. در زمان قبل از انقلاب حتی اختیار هواپیماهای جنگی خریداری شده را نیز نداشتیم و امریکا هواپیماهای جنگی خریداری شده را بدون اجازه نظام به ویتنام و کمبوج اعزام می کرد در حالیکه امروز همه فرایند تصمیم گیری سیاسی و نظامی کاملا در داخل صورت می گیرد و اگر بزرگترین قدرت جهان یعنی امریکا یک فرمانده ایرانی مانند شهید سلیمانی را ترور کند باید منتظر پاسخ و موشکباران ایران باشد.

در بسیاری از رشته های پزشکی به ویژه کشت اعضا و سلولهای بنیادین، نانو، کشتی سازی، پتروشیمی، موشکهای فضایی، و قرار دادن ماهواره در فضا، ایران جزو چند کشور اول جهان است. در ابعا اقتصادی و معیشتی مردم ایران اکنون بسیار مرفه تر از گذشته هستند و اکثر خانواده ایرانی از خودرو به عنوان نمونه برخوردار اند در حالیکه کمتر از بیست  در صد جامعه در قبل از انقلاب وسیله نقلیه داشتند. همچنین بیش از هفتاد در صد مردم اکنون خانه دار هستند در حالیکه این رقم در گذشته از بیست و چند در صد تجاوز نمی کرد. وجود زاغه ها و حلبی آبادها در جنوب شهرها در قبل از انقلاب واقعا بی عدالتی  و تفاوت طبقاتی را نمایان می ساخت که اکنون دولت در حد توان با ساخت خانه های مهر  تلاش دارد به اینگونه شرایط غیر انسانی پایان دهد.

 

واقعا تغییرات در شرایط معیشت مردم در ایران و امکانات در اختار آنها  در چند دهه اخیر کاملا محسوس است و هر انسان منصف با یک پرسش از پدر یا پدر بزرگ خود در باره شرایط گذشته می تواند به این واقعیت برسد اما حجم نارضایتی مردم در ایران بالاست و انتظارت مردم از دولت اسلامی منتخب آنها بسیار گسترده است. البته مردم به گفته امام ولی نعمت همه مسئولین هستند و هر کاری که شده وظیفه آنهاست اما فهم نارضایتی علیرغم درک شرایط اجتماعی جنگ و محاصره اهمیت زیادی دارد. یافتن پاسخ این سئوال اهمیت کلیدی دارد در اینکه چرا مردم تا این حد ناراضی هستند.

تغییرات در روستاها و شهرهای کوچک ایران در مرحله پس از انقلاب  واقعا عمیق و گسترده بود. تقریبا اکثر روستاها در ایران از نعمت برق، آب آشامیدنی، و گاز محروم بودند در حالیکه در حال حاضر بیش از ۹۰% از این امکانات برخوردار شده اند. امنیت غذایی کشور علیرغم دو یا سه برابر شدن جمعیت  یک گام مهمی در جهت حفظ امنیت غذایی شمرده می شود. خارج شدن اقتصاد از حالت تک محصولی و گسترش صادرات غیر نفتی و تلاش برای کاهش خام فروشی و افزایش ارزش افزاده در بسیاری از بخشها، خودکفایی را در کشور گسترش کرد و امنیت ملی را به گونه ای ارتقا داد که تحریمهای سنگین و حد اکثری امریکا توان تحقق اهداف خود را پیدا نمی کند.

حقیقت این است که دستاوردهای نظام در ابعاد مختلف گسترده بود  اما نباید فراموش کرد که فشار سنگین و مستمر دشمن اجازه نداد همه مشکلات اجتماعی برطرف گردد و به علت این فشارها پدیده های بیکاری را در میان نسل جوان افزایش داده و فرایندهای تشکیل خانواده را در کشور مختل کرده و آسیب جدی به قشر فقیر جامعه وارد ساخته است. این شرایط بخشی از واقعیت اجتماعی است که باید به وجود آن اعتراف کرد. این پدیده کم و بیش در بسیاری از کشورهای در حال توسعه دیده می شود اما حجم نارضایتی از این شرایط در ایران بالاست. دلیل این پدیده تلاش رسانه های لندنی و فضای مجازی در افزایش این توقعات است و البته سیاست های نادرست برخی دولتمردان داخلی و گسترش اشرافیگری در ادارات دولتی نیز در این فرآیند نیز مؤثر بوده است. رقابت های ناسالم انتخاباتی و مزایده یارانه پرداختی، این یا آن نامزد انتخابات، در ایجاد این شرایط ناهنجار کمک کرده است. شکی نیست که تحریم یک سلاح ناجوانمردانه است که کل یک جامعه به ویژه مردم فقیر را تحت فشار قرار می دهد و اخیرا شاهد بودیم اقتصاد چند برابری روسیه چگونه در برابر تحریم های غرب به سرعت و در چند هفته دچار مشکل شد، حال ایران در طول ۴۰ سال گذشته در چنین شرایطی قرار داشته است.

 

جمع بندی

از مجموعه صحبت هایی که شد در می یابیم جهاد تبیین یک ضرورت سیاسی- اجتماعی است برای دفاع از امنیت ادراکی جامعه آنهم زمانی که دشمن با آمیخته کردن حق و باطل می کوشد حقایق را تحریف نماید و امید را از جامعه بگیرد. امروز با گسترش رسانه و ماهواره و استفاده از فضای مجازی و بهره گیری از جلوه های هنری در فرایند قلب حقایق بیش از هر زمان جهاد تبیین ضرورت و وجوب عینی پیدا می کند و با ارایه یک گفتمان منطقی و مستدل باید به جنگ فریب و تزویر رفت و به مردم کمک کرد تا حقایق را آنگونه که هست ببینند. امروزه نظام باید بداند توپ و تانک و موشک تنها مظهر قدرت نیستند بلکه حضور حد اکثری و آگاهانه مردم در کنار نظام بزرگترین سلاح امنیت ساز به شمار می رود. در اینجا می توان ادعا کرد که جهاد تبیین امروزه در داخل و خارج و در همه رسانه و عرصه های علمی باید به عنوان ابزار دروغ سنج و کشف حقیقت و رسوا کننده دروغ و فریب استفاده کرد و فضای اجتماعی را برای مردم به گونه ای شفاف سازد تا چشمها به خوبی ببیند و نه گوشها به تنهایی حرف بشنود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.