کوچه به کوچه برای پیدا کردن نیازمندان/ بانوی اردبیلی که از ۱۴۰۰ خانوار دستگیری کرد

0 4
کوچه به کوچه برای پیدا کردن نیازمندان/ بانوی اردبیلی که از 1400 خانوار دستگیری کرد

خبرگزاری فارس- اردبیل|کبری عزیزی: فرحناز قصه ما، قدم زدن در کوچه پس کوچه‌های اردبیل را انتخاب کرد تا بوی مهربانی و محبت را در کوچه‌های گِلی، حاشیه‌ شهر اردبیل به مَشام کودکان برساند. این بانوی خیر، کوچه به کوچه از محلات محروم اردبیل می‌گذرد تا دست افتاده‌ای را بگیرد.

فرحناز حسین‌زاده، فردی از دل محلات محروم و محرومیت است، او که می‌گوید طعم فقر را می‌داند حال مَرهم زخم‌های نیازمندان شده و روایت قصه وی، روایت چتر مهربانی و بندگی است. روایتی که می‌خواهد مشقِ شب کودکان را «بابا نان آورد» بکند.

 این بانو، با دستان سخاوتمندش، امید را به زندگی خانواده‌های بی‌بضاعت بخشیده است. در حال حاضر بیش از هزار و ۴۰۰ خانوار مناطق محروم و حاشیه‌ شهر اردبیل را تحت حمایت خود دارد و تلاش می‌کند در کنار حمایت‌ها، زمینه‌های اشتغال را نیز برای این خانواده‌ها فراهم کند.

متولد سال ۵۷ و دارای یک پسر ۱۷ ساله است. در کنار وظیفه مادری، مادر بسیاری از کودکان نیازمند شده و برای نشاندن لبخند بر روی چهره آن‌ها بی‌وقفه و بدون خستگی هر زودتر مشتاق‌تر از دیروز ادامه می‌دهد.

بعد از ایجاد موسسه مذهبی، برای کمک‌رسانی بیشتر به نیازمندان، موسسه خیریه جهادی «سردار سلیمانی» را راه‌اندازی و بعد از آن نیز کارگاه قالی‌بافی ایجاد کرده است. همه این‌ کارها را در محله‌ای که به‌دنیا آمده و بزرگ شده انجام می‌دهد تا کمک حال افراد نیازمند باشد.

بسیج‌دانش‌آموزی راهی برای دستگیری از نیازمندان شد

فارس: فعالیت اجتماعی خود را از چه‌سالی و چگونه شروع کردید؟

حسین‌زاده: از کلاس اول راهنمایی که وارد بسیج دانش‌آموزی شدم، تاحدودی شخصیت اجتماعی من شروع به شکل‌گیری کرد. با توجه به اینکه به شعر و ادبیات علاقه داشتم در همان دوران راهنمایی شروع به نوشتن شعر کردم و بعدها همان اشعار خود را سر صف مدرسه، برای دانش‌آموزان می‌خواندم.

بعد از حضور در بسیج دانش‌آموزی به‌رغم فعالیت، به‌عنوان سرگروه انتخاب شدم همین سرگروهی باعث شد تا بیشتر با وظایف بسیج دانش‌‌آموزی آشنا شوم. همزمان با فعالیت در مدرسه به‌خاطر علاقه به قرائت قرآن، برای آموزش ترتیل قرآن در محله خودمان کلاس آموزشی ثبت‌ نام کردم.

در سومین جلسه کلاس ترتیل قرآن کریم، زمانی‌که شروع به قرائت کردم مربی از تسلط من به قرائت قرآن متعجب شد و همین باعث شد تا مرا به‌عنوان کمک مربی انتخاب کند و خوشبختانه در کم‌تر از یک‌ماه، به‌عنوان مربی مشغول به‌کار شدم. آن زمان به لحاظ سن کم بین مربیان، عنوان کم سن‌‌‌و‌سال‌ترین مربی را به خود اختصاص داده بودم و این‌گونه شد که از سال ۷۶ به‌عنوان عضو بسیج دا‌نش‌آموزی وارد فعالیت‌های حوزه مقاومت بسیج شدم.

همان سال به‌عنوان مربی روخوانی قرآن در دارالقرآن سازمان تبلیغات اسلامی شروع به فعالیت کردم، در سال ۷۸ در دو سطح تربیت معلم قرآن قبول شدم و همزمان با مدرک تربیت معلمی قرآن، مجوز هیأت مذهبی مکتب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) را هم به همراه چند تن از دوستان گرفتیم، در ابتدا هیأت مذهبی را با ۵۰ نفر از اعضا افتتاح کردیم و به فعالیت‌های اجتماعی و امور خیریه در محلات محروم و کم‌برخوردار پرداختیم.

همزمان به‌عنوان مبلغ مذهبی در سازمان تبلیغات اسلمی استان مشغول تحصیل شدم و ۸ سال به‌عنوان ائمه جماعت در مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان مشغول به‌کار بودم، البته سال ۸۰ نیز کانون گلشن و خانه قرآن را در محله میراشرف اردبیل راه‌اندازی کردیم.

طعم فقر را می‌دانستم و نمی‌توانستم بی‌تفاوت باشم

فارس: هیأت مذهبی را با چه هدفی افتتاح کردید؟

حسین‌زاده: با هدف انجام فعالیت‌های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، مناسبتی و امور خیریه قدم در این مسیر گذاشتم، هیأت مذهبی را که در محله خودم یعنی میراشرف ایجاد کردیم در واقع اولین موسسه مذهبی محله میراشرف بود. استقبال اهالی از کلاس‌های قرآنی خیلی خوب بود که همین استقبال و مشارکت مردم باعث شد تا بعدها اردوهای فرهنگی، آموزشی و همچنین کتابخانه عمومی را هم راه‌اندازی کنیم.

اعتقاد داشتم دستگیری از نیازمندان وظیفه هر فرد مومن و مسلمان است و همیشه دوست داشتم به هم‌نوعان خود و افراد نیازمند کمک کنم چرا که خودم هم طعم فقر را می‌دانستم و واقعا نمی‌توانستم بی‌تفاوت باشم. محله میراشرف به لحاظ اینکه در حاشیه شهر اردبیل واقع شده نیاز به رسیدگی دارد.

در راستای کمک به اهالی با مشارکت مربیان هیأت مذهبی، موسسه قرآنی و نهادهایی مختلف که در کمک و دستگیری از نیازمندان و اقشار کم‌برخوردار جامعه تلاش می‌کردند، با تهیه بسته معیشتی، ارائه خدمات فرهنگی و پزشکی فعالیت کمک دوستانه خود را آغاز کردیم. فعالیت ما به‌طوری بود که محله به محله افراد نیازمند را پیدا و در حد توان کمک حالشان می‌شدیم.

 بیش از هزار خانوار تحت پوشش داریم

فارس: از خانوارهای تحت پوشش خود بگویید؟

حسین‌زاده: برای اینکه بتوانیم افراد نیازمند را شناسایی کنیم به‌صورت میدانی وارد کار شدیم به‌طوری‌که محلات مختلف را بررسی و خانوارهای نیازمند را شناسایی می‌کردیم، این‌کار به ما کمک می‌کرد تا نیازمندان واقعی را پیدا کنیم، تا اینکه طی چهار سال، یعنی سال ۸۱ بیش از ۳۰۰ خانوار نیازمند در مناطق محروم اردبیل شناسایی شد.

در طی آن سال‌ها و به‌لحاظ اینکه افراد نیازمند زیادی را شناسایی کرده بودیم و هر از گاهی بسته‌های معیشتی و خدمات فرهنگی و پزشکی ارائه می‌دادیم، به اتفاق چند تن از دوستان، چهار سال پیش موسسه خیریه گروه جهادی سردار سلیمانی را در محله میراشرف اردبیل راه‌اندازی کردیم و فعالیت‌های خیرخواهانه خود را از طریق این موسسه ادامه و گسترش دادیم.

ارائه خدمات متفاوت به‌قدری در طی این سال‌ها زیاد بود که آمارشان خاطرم نیست ولی بدون وقفه و تعطیلی برای کمک به نیازمندان تلاش کردیم و همچنان هم کمک می‌کنیم. در حال حاضر بیش از ۱۴۰۰ خانوار تحت پوشش موسسه خیریه ما هستند و از بین تعداد ۷۰۰ خانوار نیازمند به‌لحاظ موقعیت اقتصادی و اجتماعی در اولویت اول قرار دارند.

من خودم هم اهل محله میراشرف هستم و با توجه به اینکه در این منطقه به دنیا آمدم و بزرگ شدم به‌خوبی با مشکلات و معیشت مردم این محلات آشنایی دارم و از طرفی چون اکثر محلات و کوچه‌ها را می‌شناسم همین‌کار باعث شد تا شناسایی خانواده‌های محروم زیاد سخت نباشد.

البته فعالیت ما تنها به محله میراشرف محدود نشد بلکه اکثر محلات محروم شهر اردبیل را پوشش می‌دهیم. تلاش می‌کنیم نیازمندان و خانواده‌های کم‌برخوردار سایر محلات را از طریق هیئت امنای مساجد شناسایی و در راستای خدمت‌رسانی اقدام می‌کنیم.

در این راه مردم و خیرین استان اردبیل ما را همیشه یاری کردند و ما هم تلاش می‌کنیم با شناسایی نیازمندان واقعی، افراد زیادی را تحت پوشش خود قرار دهیم.

تار و پودی که گره باز می‌کند

فارس: شما برای دستگیری از این خانواده‌ها دست به ایجاد کارگاه فرش‌بافی کردید؟

حسین‌زاده: بله درسته، زمانی که دیدم با ارائه بسته‌های معیشتی و کمک‌های کم نمی‌توانیم خیلی به اقتصاد خانواده‌ها کمک کنم تصمیم گرفتم در کنار موسسه جهادی، کاری دیگر را شروع کنم و با توجه به اینکه قالی‌بافی شغل پدری ما بود، همین کار را گسترش دادم.

تا قبل از فوت مادرم، کارگاه قالی‌بافی پدرم همچنان پابرجا بود و چندین نفر در این کارگاه به فرش‌بافی مشغول بودند اما بعد از فوت مادرم کارگاه تقریبا راکد ماند. تا اینکه برای دستگیری بهتر از نیازمندان و ایجاد زمینه‌های شغلی کارگاه را دوباره احیا کردم و در کنار اینکه راه و کار پدرم را دوباره زنده کردم، افراد شاغل را نیز را از بین همان نیارمندان شناسایی شده انتخاب کنم.

کارگاه قالی‌بافی در همان محله میراشرف زیر نظر موسسه گروه جهادی در یک ساختمان سه طبقه واقع شده است که دارهای قالی در ابعاد مختلف وجود دارد و بانوان با حضور در کارگاه به کار خود مشغول می‌شوند.

این کارگاه دو سال پیش راه‌اندازی شد و علاوه‌ بر اینکه تعدادی از بانوان در کارگاه مشغول فرش‌بافی می‌شوند، تعدادی از بانوان نیز در خانه‌های خود به این‌کار مشغول هستند.

بانوان محلات محروم جهت کمک به اقتصاد خانواده، مشتاق انجام کارهای آبرومند هستند و برای همین تلاش می‌کنم کارگاه فرش‌بافی را بیش‌ازپیش‌ گسترش دهم تا افراد زیادی را وارد کار کنم. قطعا اگر حمایت‌هایی از کارگاه صورت گیرد ما ظرفیت ایجاد شغل برای ۳۰۰ نفر را هم داریم.

هر روز بیشتر از دیروز برای کمک به دیگران مشتاق‌ می‌شوم

فارس: کمک به نیازمندان را تا کی می‌خواهید ادامه دهید؟

حسین‌زاده: قطعا تا روزی که توانایی دستگیری از نیازمندان را داشته باشم در این راه قدم خواهم برداشتم، هر روز بیشتر از دیروز برای کمک به دیگران مشتاق‌ می‌شوم و دوست دارم برای نشاندن لبخند بر چهره افراد بی‌بضاعت و قشر محروم جامعه هر کاری که در توانم باشد، انجام دهم.

خوشحالی، رضایت و مهم‌تر از همه دعای افرادی که کمک حال‌شان می‌شویم زیباترین و بهترین هدیه و دستمزد من در این دنیا است. ای کاش توان و قدرت این را داشتم که به تمام افراد محروم در حاشیه‌ شهر کمک کنم.

در این بین زمانی که نمی‌توانیم خواسته کسی را به هر دلیلی تامین کنیم، به شدت ناراحت و مضطرب می‌شوم چرا که هدف من در این راه تنها و تنها خوشحالی دیگران است بنابراین دادن خبر بد برای افرادی که دست کمک به سوی ما دراز می‌کنند به‌شدت دردآور است.

وقتی گرهی از مشکلات بندگان خدا باز می‌شود روح انسان به آرامش می‌رسد، گم شدن در روزمرگی زندگی و تلاش تنها برای رفاه خود انسان را متکبر و از خدا و خوبی دور می‌کند بنابراین هر چقدر بتوانیم به سمت خوبی‌ها پیش برویم همان‌قدر روح انسان پویا خواهد شد.

لبخند دخترک برای بهبود مادرش بهترین خاطره شد

فارس: خاطره‌ای از این چند سال دارید که همیشه به یاد داشته باشید؟

حسین‌زاده: به‌خاطر حضور فیزیکی در میدان و ارتباط با مردم به‌خصوص اهالی حاشیه شهر، خاطرات زیادی در ذهنم جای گرفته است که هر از گاهی با یک تلنگر کوچک دوباره برایم زنده می‌شوند. یکی از اتفاقاتی که این اواخر افتاد و به‌عنوان یک خاطره و اتفاق خوب همیشه در ذهنم ماند، مربوط به یک مادر و دختر است.

حدود سه یا چهار ماه قبل در شناسایی افراد و خانوارهای نیازمند، با دختر بچه‌ای آشنا شدم که به اصرار از ما خواست تا مادرش را ببینیم و کمک کنیم. زمانی‌که در جریان زندگی این مادر و دختر قرار گرفتم متوجه شدم پدر خانواده از دنیا رفته و مادر نیز به‌خاطر بیماری و عدم توانایی مراجعه به پزشک دچار تشنج‌های مکرر می‌شود.

در حال حاضر مادر و دختر نیز نظر موسسه خیریه ما هستند و سعی می‌کنیم تا حد امکان مسائل پزشکی مادر را به نحوه احسن پیش ببریم، خوشحالی دختر کوچک با بهبودی مادرش و لبخندهاش برایم بهترین خاطره در طی این مدت بود.

برای اشتغال ۱۴۰۰ خانوار تلاش می‌کنم​

فارس: خواسته و آرزویتان چست؟

حسین‌زاده: آرزوی من فراهم کردن زمینه‌های اشتغال برای تمام ۱۴۰۰ خانوار شناسایی شده توسط تیم خودمان است. با توجه به شناختی که از این خانوارها و بانوان مناطق محروم دارم می‌دانم که برای رهایی از فقر حاضر هستند کاری آبرومند را در خانه یا حتی خارج از خانه شروع کنند برای همین تمام خواسته‌ام فراهم کردن شغل برای این افراد است.

خیلی تلاش کردم با تهیه وام و تسهیلات زمینه‌های اشتغال را حداقل برای بخشی از این خانواده‌ها تامین کنم ولی متاسفانه مسؤولان وعده دادند و عمل نکردند.

دوست دارم ۳۰ نفر شاغل در حوزه قالی‌بافی را به ۳۰۰ نفر تبدیل کنم و قطعا این پتانسیل را هم داریم ولی متاسفانه به ‌علت عدم حمایت از سوی مسؤولان فعلا نتوانستم مجموعه بزرگی را راه‌اندازی کنیم، همچنان به‎‌دنبال تامین منابع مالی برای راه‌اندازی کسب‌وکار جدید هستیم که بتوانم افراد تحت پوشش را وارد بازار کار کنم.

خواسته‌ام این است که هم مسؤولان و هم مردم دست ما را در کمک به خانواده‌های نیازمند بگیرند و هر چیزی که خیر و صلاح ما است، در این مسیر انجام دهند تا خانواده‌های بیشتری را بتوانیم تحت پوشش قرار دهیم.

تنها زمانی در این مسیر احساس خستگی می‌کنم که نمی‌توانم احتیاجات افراد نیازمند را تامین کنم و به‌راستی در این لحظه بسیار خسته و دل‌شکسته ‌می‌شوم.

مرهمی برای زخم‌های نیازمندان شویم

به گزارش خبرگزاری فارس، فرحنار حسین‌زاده، با تمام فراز و نشیب‌هایی که لمس کرد هم‌چنان برای کمک به دیگران استوار است، او با وجود اینکه همسر و مادر یک خانه است ولی مرهم زخم‌های نیازمندان مناطق محروم شهر اردبیل شده است. شخصیتی که سال‌هاست با کار خیر، عجین شده و دستگیری از نیازمندان را اولویت زندگی خود قرار داده است.

بدون شک دست‌هایی که از نیازمندان دستگیری می‌کند ارزشمند و قابل تقدیر هستند و حقیقتا که اگر انسان‌ها به همدیگر کمک نکنند و به یاری نیازمندان نشتابند، از لطف و محبت خداوند محروم خواهند شد.

به‌راستی همه انسان‌ها شایسته یک زندگی خوب هستند پس بیایید به تقسیم این موهبت کمک کنیم. تقسیم شادی، لذتی است که می‌تواند نصیب هر انسانی شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.