شهیدحسین سلامى: برای جهانى شدن اسلام به جبهه رفتم

0 2

شهیدحسین سلامى: برای جهانى شدن اسلام به جبهه رفتم

به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، «شهید»؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.

می‌خواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستاره‌ها، شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت… برگ سبزی، تحفه درویش، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

۳۱۷۲/ تبرک لحظاتمان با شهید حسین سلامى

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوندا! تو خود گواهى که من از روى شناخت و آگاهى که از اسلام و پیامبر و اهل بیت‌اش داشتم این راه را انتخاب کرده و تا مرز شهادت پیش می‌روم. پروردگارا! چنان کن سرانجام کارم که هستى عمرم در این راه به پایان رسد، توفیقم عطا فرما که موضعى بگیرم که موجب خشنودى تو و آمرزش گناهانم باشد و پیرو راه آن شهیدانى باشم که به عشق تو قدم استوار برداشتند و به دشمن هرگز پشت نکردند و بدون هیچ ترس و هراسى بی‌تزلزل شربت شهادت را نوشیدند.

بله عزیزان، من راه خود را آگاهانه انتخاب کرده‌ام زیرا شهادت مرگ و راهى نیست که بر شهید تحمیل کنند، شهادت انتخابى است آگاهانه که خود شهید خواستار آن است و آنها که شهادت را انتخاب نکرده‌اند مرگ با ذلت و پستى به سراغشان خواهد آمد اگر ما شهادت را نپذیرفتیم مرگ با ذلت خواه ناخواه ما را خواهد پذیرفت.

و اى مردم مبادا به خاطر جان و مال خود از اسلام و عقیده و هدف اعلاى زندگى که همان مبارزه در راه خداست دست بردارید و پستى و ننگ را به خاطر چند روز زنده بودن تحمل کنید که دیگر آن زندگى نیست، آن بردگى است و آن روز، روز مرگ شماست همچنین خداوند در قرآن در سوره منافقون آیه نهم به شما هشدار می‌دهد و می‌فرماید:

یا ایها الذین آمنوا لاتلهکم اموالکم و لااولادکم عن ذکرالله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون

اى مومنان به هوش باشید مبادا هرگز اندوخته‌ها و اموال فرزندانتان شما را از یاد خدا بازدارد که آنکه با دلبستگى به امور دنیا خدا و حق را به فراموشى بسپارید با گزیدن فانى محدود بر جاودانى نامحدود به حقیقت آنان زیانکارانند.

آرى من در راهى قدم گذاشتم که باید جان به جانان سپرد و می‌روم تا به نداى هل من ناصر ینصرنى فرزند زهرا(س) لبیک گویم و می‌روم جایى که یاران حسین(ع) با نیتى پاک جان خود را فداى اسلام و قرآن می‌کنند. جایى که مردان خدا از تمام وابستگی‌هاى دنیوى چشم‌پوشى کرده‌اند.

بارالها! تو می‌دانى که به یاد تو و به نام تو و به منظور احیاى دینم و تداوم انقلابم و به امر رهبرم به جبهه می‌روم نه به خاطر انتقام و نام و یا مقام و آن زمان که من این راه را شناختم و انتخاب کردم روز به روز که از عمرم می‌گذشت موفق‌تر و سرافرازتر زندگى گام برمی‌داشتم لذا اگر توفیق پیدا کردم و سعادت نصیبم شد و توانستم به آرزوى دیرینم که همان کشته شدن فى سبیل الله است برسم هیچکس مسئول مرگ من نیست.

از اقوام و آشنایان تقاضا دارم بر من اشک نریزند و سیاه نپوشند و اگر مرا دوست داشتید راهم را دوست داشته باشید که همان راه امام عزیز است و به نداى رهبرم لبیک گویید.

سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید اى امام عزیز جوانى ما مطرح نیست جهانى شدن اسلام و پیاده شدن احکام مطرح است و به امامم بگویید که ما عاشقان و پیرو جدت حسین(ع) هستیم همانطور که جد مظلومت حسین در روز عاشورا در سرزمین کربلا با یزیدان زمان خود مبارزه کرد و در مقابل کفر ایستاد ما هم با این جنایتکاران شرق و غرب و یزیدان زمان خود همان کار را خواهیم کرد که حسین(ع) در صحراى کربلا کرد.

اماما! به خون ریخته شده جد مظلومت سوگند که تا خون در بدن دارم لحظه اى از پاى نمی‌نشینم تا این جنایتکاران شرق و غرب و منافقین داخلى که همان وارثان ابن ملجم مرادى هستند را به زانو درآورم.

در پایان وصیتى هم با مردم دارم سفارش می‌کنم که مبادا این گوهر گرانبها را که خداوند تبارک و تعالى بر ما منت گذاشته و براى ما فرستاده در میان راه همچون کوفیان که حسین(ع) را در صحراى کربلا تنها گذاشتند، تنها بگذارید که به معصیتى بزرگ دچار خواهید شد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.