از استراتژی و ذهنیت تا تاکتیک و عینیت (قسمت دوم)

0 190

میزگرد سیاسی و فرهنگی با شرکت: علی اکبر اشعری،حسین رویوران،محمد حسن زورق و احمدکاظم زاده(قسمت دوم)

 

زورق: قدرت های غربی‌ها روی ذهن مردم جهان کار می‌کنند. کار روی ذهن تاثیرات دراز مدتی دارد ،مقام معظم رهبری در مورد شبیخون فرهنگی هشدار دادند هم چنانکه در مورد تهاجم فرهنگی هشدار دادند ودر مورد ناتوی فرهنگی نیزهشدار دادند ظاهراً در جائی هم فرمودند که از حالت انحصاری که تدریس زبان انگلیسی دارد خارج شویم اما چون نفوذ غرب در ذهن نخبگان نفوذ ذهنی عمیقی است وزارت آموزش و پرورش آمده اعلام کرده من به خاطر شکستن انحصار تدریس زبان انگلیسی زبان فرانسه را درس می‌دهم یعنی باز همان سلطۀ فرهنگی غرب اگر آمده بود و گفته بود من توسعه می‌دهم تدریس زبان عربی یا اردو را هم در دستور کاردارم بعد از این در دوره دکترا کسی زبان عربی را خواست امتحان بدهد اشکالی ندارد آدم می‌فهمید که حرف رهبری را متوجه شده اند اما می‌گوید اگر می گوئید انگلیسی به تنهائی زبان نباشد خیلی خوب، کنارش فرانسه درس می‌دهیم بعد زبان‌های احتمالی دیگری که گفتند اسپانیایی است پرتقالی است دیگه آخرش روسی است یعنی زبانهای غربی است. آدم حسابی زبان عربی زبان قرآن است دو میلیارد مسلمان به آن عشق می ورزند صدها میلیون نفر به این زبان صحبت می‌کند ویا زبان چینی زبان ۵/۱ میلیارد آدم است ویا زبان مالایی زبان ۴۰۰ میلیون مسلمان است زبان اردو زبان نزدیک به ک میلیارد انسان مسلمان است تو همه را گذاشتی کنار رفتی سراغ زبان فرانسه! چرا این حادثه اتفاق می‌افتد چون که ما توجه نداریم که اصلاً سطح استراتژی سطح ذهنیت است غرب ذهنیت نخبگان ما را به تصرف خود در آورده  است.استراتژی غرب ذهن را درگیر خود کرده است .در یک تقسیم‌بندی کلی اگر بخواهیم نظر بدهیم تغیرات در سطح استراتژیک در عرصه ذهن ظاهرمی‌شود و تاکتیک گاهی فقط عین را تغییر می دهد باید مسئولین جمهوری اسلامی مخصوصاً به طور ویژه بفهمند که اولاً هر پولی که خرج کنند در سطح تاکتیک اگر پشتوانه استراتژیک نداشته باشد پول دور ریختن است ریشه ندارد این یک نکته، نکته دوم اینکه آمریکای لاتین الان به شدت بحران معنا و بحران معنویت دارد بحران فلسفه دارد .

ادیان ابتدایی که در جریان استعمار از بین رفته ادیانی که سرخپوست ها داشتند وما هم زیاد اطلاعی نداریم اینکاها، ازتکها معابد بزرگی که داشتند ما نمی‌‌دانیم که آن‌ معابد چه جوری می‌توانسته سرچشمه الهام برای انسان سرخ‌پوست باشددیگر اینکه جامعه امروز آمریکای لاتین جامعه سرخ‌پوست هم نیست یک دست نیست کلی مهاجرت شده یعنی یک جامعه آمیخته است از نظر نژادی، سوم اینکه استعمار با پرچم کلیسا وارد قاره آمریکا شد منتهی کلیسای فاسدی که خود استعمارگرها آن را ساخته اند اصل مسیحیت این‌طور نیست مسیحیت دین خداست ولی این‌ها یک جوری کلیسا را درست کردند که تامین کننده نیازهای سلاطین اروپا باشد و این‌ کلیسا نمی‌تواند مردم را ارضا کند یک مدت شدیداً به اصطلاح گرایش‌های مارکسیستی و سوسیالیستی در آمریکای لاتین جاذبه ایجاد می‌کرد که آن هم خاموش شد الان فوق‌العاده زمینه آماده است برای گسترش یک دیدگاه فلسفی که به زندگی انسان معنی بدهد و آن فلسفه ای است که در انقلاب اسلامی ایران وجود دارد منتها مسئول اقتصادی ما که دارد می‌رود مذاکره می‌کند یا مسئول نفتی یا چیزهای دیگر اصلاً فارغ هستند از این دغدغه‌ها و معمولاً ۲ گرایش درونشان به وجود می‌آید یک گرایش به اصطلاح منفعلانه است که می‌گویند اصلاً چرا ما برویم دنبال حکومت‌هائیکه انقلابی اند و ثبات ندارند ما با غرب ببندیم غرب ثبات دارد بهتر می‌توانیم منافع خود را تامین کنیم یک قشر هم که انقلابی هستند می‌گویند باید با این‌ها پیوند داشته باشیم منتهی اگر پیوند اقتصادی مبتنی بر یک پیوند فلسفی و اعتقادی نباشد نمی تواند پایداری استراتژیک داشته باشد هر جا که مرکز اسلامی ساختیم و نماینده ولی فقیه رفته آنجا یک کار قرص و محکم شکل گرفته نمونۀ آن نیجریه است در نیجریه البته خود شیخ ابراهیم زاکزاکی یک آدم خاص است کسی است از جنس سید حسن نصرالله و از جنس سید عبدالملک حوثی.او آدم خاصی است نیجریه الان بزرگ‌ترین کشور قاره آفریقاست از نظر جمعیت ۱۰۰ میلیون جمعیت دارد میلیون ها نفر در نیجریه شیعه شده اند.

از نظر جمعیت نیجریه یکی از بزرگترین کشورهای قاره آفریقاست از مصر جمعیتش بیشتر است میلیون ها نفر در نیجریه شیعه شده اند و طرفدار انقلاب اسلامی هستند و این یک تغییر مهم در سطح استراتژیک است.

آنجایی که نگاه استراتژیک هست آنجا موفقیت بیشتری هست یعنی هزینه‌ای که ما بابت نیجریه کردیم یک پنجم هزینه نیکاراگوئه هم نمی‌شود بهره‌ای که در نیجریه داشتیم ۱۰۰ برابر بیشتر از نیکاراگوئه است این به این معنی است که مسئولین جمهوری اسلامی ایران باید یک دید استراتژیک پیدا بکنند نسبت به روابط بین‌الملل و در این نگاه باید سطح استراتژیک را زیربنا بدانند اگر یک مثلث در نظر بگیریم قاعده‌اش می‌شود سطح استراتژیک، یعنی ایجاد تغییرات مطلوب در ذهن و رأسش می‌شود تحولات اقتصادی و مبادلات تجاری الان چرا ما با عراق ۱۱ میلیارد مبادله اقتصادی داریم چون بر پایه استراتژیک استوار است اشتراک مذهبی سبب شده که کلی از مسائل ما حل بشود چنانچه این پایه وجود نداشت ما نمی‌توانستیم این ثمره را داشته باشیم بنابراین توازون در روابط اقتصادی و فرهنگی یک اصلی است که گاهی در سیاست خارجی ایران نادیده گرفته شده است.

اشعری: تجربه ۴۰ سال حکومت اسلامی نشان می‌دهد که اتفاقاً ما باید روابط فرهنگیمان را جدای از دولت‌ها ببینیم با دولت‌های دیگر خود شما اشاره کردید که هر جایی که نهاد رهبری نقش فرهنگی دارد ایفا می‌کند ما به شدت موفق هستیم همان‌طور که شما اشاره کردید دولت کاری نکرده یعنی آن رابطه‌ای هم که وجود دارد از طرق نهاد مذهب و نهاد حوزه و نهاد رهبری دارد اتفاق می‌افتد منهای دولت من اتفاقاً فکر می‌کنم اگر دولت پایش را بگذارد وسط کار خراب می‌شود در بحث‌های فرهنگی، برای اینکه نه آدمش را دارد هر روز هم دولت‌ها تغییر می‌کنند هر دولتی با یک سلیقه‌ای می‌آید در میدان کار خراب می‌شود اگر به نهاد حوزه و به نهاد رهبری در واقع اکتفا بشود کار، یک کار مستدام و یکنواختی پیش خواهد رفت امروز در آمریکای لاتین غوغایی است از نظر گرایش به اسلام.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.