از استراتژی و ذهنیت تا تاکتیک و عینیت (قسمت سوم)

0 204

حسین ریوران: یک نویسنده عرب کتابی درباره سیره  امام علی(ع ) نوشته و این پرسش رامطرح می کند که چرا حضرت علی(ع) فتوحات را کنار گذاشت چون نوع نگاهش این است که ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ در حالی که نگاه دیگران زنده کردن حماسه سازی‌های قبیله‌ای گذشته، غارتگری‌های قبیله‌ای تحت عناوین اسلامی بود، جالب‌تر این است که خیلی‌ها این وضعیت را اسمش را گذاشتند فتوحات اسلامی این فتوحات اسلامی نبود تحت عنوان اسلام جهان ستانی و  کشور گشائی کردند یک جاهایی هم این ها آمدند مانع از این شدند که مردم مسلمان بشوند برای اینکه بتوانند جزیه بگیرند این نویسنده آمده این تحلیل را به صورت شُسته و رُفته در چارچوب مفاهیم علمی مطرح کرده و به نظرم بسیار موفق بوده زاویه بحثی که انتخاب کرد حالا دعوای مذهبی بیش از هزار سال است وجود داردکتاب هم در این باره زیاد نوشته شده ولی اینکه در یک چارچوب مفهومی علمی کار شود به نظرم کار بزرگی است کتاب هم خیلی گران سنگ است.

اتفاقا ارزش خواندن و بحث کردن دارد به عنوان یک الگو در چارچوب مفاهیم و اندیشه ها در جهان اسلام به نظرم ارزش دارد خیلی‌ها کتاب نوشتند ولی واکنش داشت و مشکل درست کرد درگیری ایجاد کرد زیاد هم اتفاق افتاده اما این کتاب به نظرم یک ادبیات خاص داردکه به ما الگو می‌دهد که چگونه بتوانیم وارد سخت‌ترین بحث‌ها شویم ولی در یک چارچوب آرام مفهومی به نظرم کار مهمی است.

علی اکبر اشعری: به نظر من روی این موضوع صحبت کنیم که سیاست ما در مورد تبلیغات برون مرزی چگونه باید باشد.

احمدکاظم‌زاده: این خلاء فرهنگی که فرمودید کاملاً درست است که وجود دارد ولی چشم‌اندازی هم برای حل این مشکل دیده نمی‌شود به دلیل آن دوری مسافت ها و فاصله ها،از عراق اسم برده شد. عراق با قرابت فرهنگیش وتجانس مذهبیش شرایط بسیار مساعدی برای تعاملات  فرهنگی و اجتماعی با ایران دارد ولی بسیاری از کشورها بویژه کشورهای آمریکای لاتین شرایط متفاوتی دارند کشورهای آسیای میانه بویژه افغانستان قرابت  و اشتراک فرهنگی و تاریخی با ما دارند در واقع ادبیات ما یکی است چون در مورد فرهنگ وقتی صحبت می‌کنیم شاخص‌هایی دارد مثلاً زبان یک شاخص است.  همچنین ادبیات ،شعر،موسیقی از جمله شاخص ها هستند .ما در آسیای مرکزی بویژه در افغانستان،تاجیکستان و حتی ازبکستان و پاکستان این شاخص ها را مشاهده می کنیم ایران با افغانستان بوسیله زبان در واقع پیوند خورده  است.

پُل‌ها را ادیبان بوجود آورده اند همین که شعر یا موسیقی مشترک داریم این‌ها کاملاً خود به خود در واقع همدیگر را تغذیه می‌کنند همین این طرف آن طرف را وآن طرف این طرف را تغذیه می کند بسیار مهم است غیر از مسائل دولتی مردم در واقع با همین راههای فرهنگی ارتباط برقرار می‌کنند و همین در واقع تسهیلات زبانی زمینه را اتفاقاً برای اقتصاد و تجارت فراهم می‌کند من چند وقت پیش در تبریز رفته بودم یک جایی کسی می‌گفت پسرم رفته افغانستان گفتم چطور این همه راه، گفت آره برای کار رفته ،کارش هم جوشکاری است من آنجا متوجه شدم اگر زبان ما با آنها مشترک نبود یک آدم جوشکارکه یک سواد آنچنانی هم ندارد نمی‌توانست از این فرصت استفاده بکند و برای کار از  آذربایجان به  افغانستان برود ولی همین زبان خودش ریل گذاری می‌کند یک ریل گذاری اتوماتیک است یا ما در عراق قشر بیشتری از افرادی که حالا به واسطه آشنایی با قرآن و زبان عربی دارند این هم یک پُل‌هایی است که اثر گذار بوده یا در واقع از این طرف با این قشر از همسایگان ارتباط برقرار کنیم ما در مورد آمریکا لاتین هیچ کدام از این‌ رابطه ها را نداریم نه تنها ما نداریم بلکه مثلاً انگلیس ،آمریکا که این‌ها دنیا را فتح کردند یک مقطعی یا خود فرانسه در یک مقطعی به خاطر حالا آن فاز اول امپریالیسم که این مسلط شده بر فضازی مجازی باز این‌ها خودشان در ارتباط با آمریکای لاتین مشکل دارند چرا؟ به خاطر اینکه آمریکای لاتین بیشتر زبانش اسپانیایی است یا پرتقالی است خود کشورهای مثل فرانسه و انگلیس و آمریکا که سرآمد امپریالیسم سرمایه‌داری یا استعمار هستند خودشان هم نتوانستند آن جوری که باید و شاید اگر زبان آن‌ها انگلیسی بود این‌ها خیلی راحت می‌توانستند آنجا نفوذ پیدا بکنند این واقعیت ها نشان می دهد که چقدر زبان مشترک اهمیت دارد. اسلام یک دین جهانی است که لطف خداوند به بشریت است و بهترین پل ارتباطی بین ما و تمام مستضعفین جهان می تواند باشد بنابر این در کنار کمک هائی که از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی به مستضعفین جهان می کنیم باید در اندیشه معرفی اسلام ناب محمدی به آنان نیز باشیم .احساس خطر غرب و دشمنان اسلام بیشتر از جهت گسترش اسلام ناب محمدی در جهان است و دشمنی آنها با انقلاب اسلامی ایران نیز دقیقا به همین دلیل است .

آنها از قدرت نرم و قدرت سخت به موازات هم برای استثمارکشورها استفاده می نمایند و با ابزار نرم  با ابزار سخت با هر نفوذی که در واقع احساس کنند در آمریکای لاتین دارد صورت می گیرد]حالا چه جانب ایران باشد وچه روسیه باشد وچه چین باشد[ شدیداً مقابله می‌کنند به خاطر همین بود که دردهه گذشته تقریباً اکثر قریب به اتفاق دولت‌هایی که در آمریکای لاتین سر کار بودند از احزاب چپ بودند. برزیل و بولیوی یا خود چاوز و چپ نو در واقع آنجا داشت ظهور می‌کرد منتها غربی ها سریع رفتند جلوش را گرفتند هر دو حزب آمریکا وارد شدند زمان اوباما و کلینتون با ابزارهای نرم ،سخت جلوی این فرایند را گرفتند چاوز آدمی نبود که مثلاً به این زودی سکته کند ناگهان سریع مریض شد و از دنیا رفت.

حسین ریوران: ترور بیولوژیکی شد.

احمد کاظم‌زاده: ترورشد منتها ترور بی‌سر و صدا یا آن رئیس جمهور برزیل آقای دیسیلوا آن هم همین‌طور او هم قشنگ عمل کرد خیلی خوب داشت برزیل را داشت رشد می‌‌داد ولی او را نیز تضعیف کردند.

حسین ریوران: الان کاندید است.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.