فلسفه وجودی ناتوی عربی و بحران های امنیتی در منطقه

0 190

پیمان آتلانتیک شمالی به ظاهر یک پیمان نظامی برای مقابله با تهدید شوروی و کشورهای کمونیست اروپای شرقی بود ولی در واقع یک پیمان امنیتی برای حفظ رژیم ها اروپائی درمقابل هرگونه تهدید داخلی – ونه الزاما خارجی- بود.

وبگاه یک خبرگزاری روسی در یادداشتی نوشت زمزمه‌ها درباره تشکیل «ناتوی خاورمیانه» درحالی شروع شده که چنین اتحادی فاقد هدف یا حتی دشمن مشترک است.

بگزارش خبرگزاری فارس خبرگزاری «اسپوتنیک» در یادداشتی به قلم «ایکاترینا بلینووا» نوشت، «با شنیده شدن زمزمه‌های تشکیل یک ائتلاف نظامی در غرب آسیا، این سوال مطرح است که چه هدف یا دشمن مشترکی این کشورها را گرد هم خواهد آورد.»درحالیکه باید به پرسش عمیق تری توجه کرد وآن پرسش چنین  است:«چه تهدیدی این رژیم ها را دور یک میز جمع می کند؟»

در یادداشت ایکاترنیابلینووا به نقل از «هشام الغنام» محقق سعودی در مرکز مطالعات خلیج فارس در کمبریج آمده است: «با ایده جدیدی مواجه نیستیم. هنگامی که دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ و در اولین سفر خارجی به‌عنوان رئیس جمهور آمریکا به عربستان سعودی آمد، اصلی‌ترین هدفش بازیابی ایده ناتوی عربی تحت عنوان اتحاد راهبردی خاورمیانه بود».

در آن زمان خبرگزاری رویترز از قول منابع نامعلوم گزارش داد که کاخ سفید به دنبال ایجاد همکاری عمیق‌تر میان کشورهای منطقه در حوزه‌های دفاع موشکی، آموزش نظامی، مبارزه با تروریسم و همچنین روابط اقتصادی و دیپلماتیمک است. قرار بود این اتحادیه در برگیرندۀکشورهای قطر، عربستان سعودی، امارات، بحرین، کویت، عمان به‌علاوه مصر و اردن باشد تا اتحاد راهبردی خاورمیانه یا (MESA) را تشکیل دهند.و این دقیقا در شرایطی بود که گروههای تروریستی با بودجه و آموزش عربستان و تجهیزات آمریکا ولجستیک رکن دوم ارتش پاکستان برای حمله به  سوریه و عراق آماده می شدند.

بلینووا در یادداشت خود می‌نویسد، الغنام باور دارد که ریاض در آن دوره با جدیت به دنبال این طرح بود و قصد داشت رهبری آن را بر عهده بگیرد، به‌ویژه به این دلیل که سعودی‌ها آنچه که « خروج آمریکا از خاورمیانه» نامیده می شود را پیش بینی کرده بودند.

او به نقل از الغنام می‌نویسد: «کشورهای حاشیه خلیج [فارس] به‌ویژه پادشاهی [سعودی] با این طرح موافق بودند. اما به نظرم مشکل زمانی بروز کرد که این کشورها به ویژه سعودی‌ها متوجه شدند قرار است تمام بار ایحاد این اتحاد را به دوش بکشند.»

بلینووا به نقل از تحلیل‌گر سعودی می‌افزاید: «ایالات متحده نیز در اقدام عملی برای ایجاد این اتحاد جدی نبود. همچنین این فرض وجود داشت که سعودی‌ها قرار است هزینه کل این اتحاد را بپردازند» در حالیکه عربستان گرفتار یک جنگ در یمن بود. بنابراین این طرح عملی نشد و با شکست مواجه شد.

این یادداشت به  این نکته توجه می کند که، امارات متحده عربی و عربستان سعودی نیروی هوایی مجهزی دارند که در جنگ یمن بکار گرفته شد اما نیروی زمینی آن‌ها چندان قدرتی ندارد. مصر به نوبه خود نیروی زمینی قدرتمندی دارد اما این سوال مطرح است که چه کشوری آیا رهبری چنین اتحادی را بر عهده می‌گیرد.

بلینووا به نقل از یک استاد شعبه دانشگاه جورج تاون در قطر در این‌باره می‌نویسد، ناتوانی این کشورها و ارتش‌های این کشورهای عضو اتحاد فرضی ناتوی عربی جهت «همکاری موثر تحت یک فرماندهی و ساختار کنترلی یکپارچه» می‌تواند مانع تشکیل این اتحاد نظامی شود. در این بین اشتیاق اردن برای شکل‌گیری چنین اتحادی قابل درک است زیرا «اردن به‌عنوان کشوری کوچک و فقیر از نظر منابع، از تشکیل چنین اتحادهای بین‌المللی استقبال می‌کند زیرا برای این کشور منافع مادی، دیپلماتیک و امنیتی دارد».

این یادداشت به نقل از الغنام می‌نویسد: «ناتوی خاورمیانه در حال حاضر و بدون اشتراک گذاشتن مسئولیت‌ها به شکل مساوی، امکان‌پذیر نیست. نمی‌توان همه مسئولیت‌ها را به عهده ریاض گذاشت و انتظار داشت که ریاض همه کارها را انجام دهد. ایالات متحده به‌عنوان یک قدرت بزرگ جهانی باید با ارائه کردن قابلیت‌های فنی و فرایند آموزشی در آن مشارکت می کند و تمرکز آن نیز باید فقط بر روی مسائل سیاسی و امنیتی باشد».بنظر می رسد منظور از قابلیت های فنی نحوه سرکوب مخالفان داخلی رژیم هائی است که قرار است عضو ناتو عربی شوند.

این کارشناس مسائل سیاسی، خاطرنشان می کند که بازیگران منطقه در حال حاضر چند اتحاد منطقه‌ای از جمله اتحادیه عرب را در زمینه پروژه‌های مشترک و تلاش‌های اقتصادی، برنامه ریزی و غیره تشکیل داده‌اند اما «آنچه کم دارند، زاویه سیاسی و امنیتی است و اگر قرار است اتحادی شکل گیرد باید بر این مسئله تمرکز داشته باشد».چون بحران اصلی این رژیم ها بحران امنیتی است که نتیجه فقدان پذیرش اجتماعی از سوی مردم این کشورهاست.

بلینووا اشاره می کند که کارشناسان معتقدند همچنان یک مشکل دیگر نیز بر سر راه این اتحاد نظامی وجود دارد و آن، نبود درگیری نظامی عمده در منطقه است که در صورت وجود می‌تواند به‌عنوان عاملی برای ایجاد اتحاد این کشور‌ها عمل کند. با اینکه دهه‌ها قبل، ملت‌های عرب تحت عنوان مقابله با رژیم صهیونیستی متحد شدند، در طول این سال‌ها روابط آن‌ها با تل‌آویو دستخوش تغییر شده است و یکی یکی شروع به آشکار سازی روابط خود با رژیم صهیونیستی کرده اند.

این یادداشت به نقل از باسکان می‌نویسد: «عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر به عنوان بازیگران اصلی و همچنین اردن، روابط خوبی با اسرائیل دارند. حدس من این است که حتی اسرائیل آن‌ها را تشویق کند که گرد هم بیایند و حتی ممکن است خود در آن مشارکت کند».این حدس منطقی بنظر می رسد چون خود رژیم صهیونیستی نیز با بحران امنیتی روبروست.

گذشته از مبارزات جوانان عربی که در اسرائیل زندگی می کنند و گذشته  از انتفاضه ساکنان کرانه باختری رود اردن و نوار غزه،امروز یهودیان ناراضی تبدیل به یک مسئله امنیتی برای دولت اسرائیل شده اند.

اخیرارسانه‌ها از آتش‌‌سوزی مهیب در چندین سازه صنعتی در یکی از خیابان‌های حیفا و شنیده شدن صدای انفجار خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری ها، اخیرا آتش‌سوزی بزرگی در چندین سازه صنعتی حاوی مواد خطرناک در حیفا رخ داد و بسیاری از منازل اطراف به دلیل پیش‌بینی شرایط اضطراری تخلیه شد.

بر اساس گزارش «عرب ۴۸»، تیم‌‌های امدادی از ساعات اولیه صبح در حال تلاش برای خاموش کردن آتش مذکور در سازه‌های لجستیک صنعتی در خیابان «بار یهودا» در شهر حیفا بوده اند.

صدای چندین انفجار نیز شنیده شده که دلیل آن وجود مواد خطرناک و سمی در برخی از سازه‌های مذکور است.

سازمان آتش‌نشانی و امداد و نجات رژیم صهیونیستی اعلام کرد، تیم‌های این سازمان چندین ساعت در حال تلاش برای خاموش کردن آتش و جلوگیری از سرایت آن به مناطق اطراف بویژه مناطق مسکونی بوده اند.

مقامات این سازمان تصریح کردند، این سازه‌ها و مخازن مشتعل نزدیک به ساختمان‌های مسکونی هستند و به همین دلیل بسیاری از منازل تخلیه شده‌اند. پرسشی که وجود دارد این است که چنین اتفاقی چرا در اسرائیل رخ می دهد؟نمی توان همه این اتفاقات را به عملیات چریکی فلسطینی ها نسبت داد. یک گمان چنین است:یهودیان ناراضی برای رهائی از این قفس که نام آن کشور اسرائیل است ،خود دست به کار شده اند.

یک دهه پیش یعنی درسال ۱۳۹۱مهدی شکیبایی ،کارشناس مسائل فلسطین اشغال شده طی تفسیری درمورد شرایط اجتماعی شکننده اسرائیل نوشت:

«در اولین سالگرد آغاز جنبش اعتراضی علیه نابرابری اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی در رژیم اشغالگر قدس  یک یهودی مهاجر ساکن شهر اشغالی حیفا به سبک شهروندان عربی در اعتراض به وضعیت بد معیشتی، خود را در برابر دیدگان سایر معترضان و ساکنان در پایتخت این رژیم شهر اشغالی تل آویو (بخوانید تل الربیع) به اتش کشید.
رسانه های صهیونیستی که در همراهی با حکومت غاصب صهیونیستی دور جدید اعتراضات ضد سرمایه داری در اسراییل را کاملا بایکوت خبری کرده بودند به ناچار لحظه سوختن این یهودی مهاجر را به تصویر کشیدند. روزنامه های یدیعوت احارنوت، جرزالم پست، معاریو، اسراییل الیوم  عکس نخست خود را به این حادثه بی نظیر در تاریخ تاسیس رژیم اشغالگر قدس اختصاص دادند و سایت های اجتماعی به طور گسترده به انتشار ویدیویی پرداختند که افکار عمومی جهان را به یاد روزهای آغازین انقلاب مردم تونس که یکماه بعد به فرار زین العابدین بن علی رییس جمهور مخلوع تونس انجامید  و پس از ان به جرقه ای برای وقوع سایر انقلابهای منطقه تبدیل شد ، انداخت.
موشه سیلمان مهاجر یهودی ۵۸ ساله که در شهر اشغالی حیفا ساکن است. پس از آنکه شرکت بیمه ملی اسراییل  آپارتمان او و سپس پدرش را به دلیل بدهی مصادره کرد تصمیم گرفت در تظاهراتی که به مناسبت اولین سالگرد وقوع اعتراضات علیه سیاست سرمایه سالاری حکومت صهیونیستی روز گذشته برگزار شد حاضر شود و خود را در برابر چشم دوربین های تلویزیونی به آتش بکشد تا شاید اینگونه عمق فاجعه درون رژیم صهیونیستی را تا حدودی فاش نماید.
او در وصیتی که پیش از به آتش کشیدنش در بین ساکنان تل اویو توزیع کرد نوشته است: ” اسراییل مراغارت کرد وهیچ چیز برای من باقی نگذاشت. حتی در خصوص اجاره خانه بمن کمک نکردند. دو کمیته وزارت مسکن علیرغم این حقیقت که من سکته کرده ام و توانایی کار کردن ندارم درخواست کمک مرا رد کرده اند. من همچنین شرکت بیمه اسراییل را مقصر می دانم. من بنیامین نتانیاهو ویوفال اشتاینتز ( وزیر دارایی) را بخاطر حقارت مداوم اسراییلی ها مقصر می دانم. آنها از فقرا می گیرند و به ثروتمندان می دهند.من نمی توانم از عهده هزینه های پزشکی و اجاره خانه برآیم ولی مجبور شدم صدهاهزاردلار مالیات بدهم. من در ارتش خدمت کردم و خدمت زیادی به اسراییل کردم من بی خانمان نخواهم شد. به همین دلیل به اینجا آمده ام تا علیه اقدامات مقامات اعتراض کنم”.


سطرهای این وصیت نامه نشان از عمق فاجعه اقتصادی در رژیم صهیونیستی است. این البته مربوط به حوزه اقتصادی است و دقیقا سران تل اویو می کوشند به اعتراضات صرفا جنبه اقتصادی ببخشند. حقیقت آن است که چندی است اسراییل از درون به خودخوری افتاده است. نیازی به دشمن بیرونی نیست. اگرهم در درون اسراییل تلاش برای دشمن تراشی می شود صرفا برای جمع جورکردن بحرانهای داخلی است چه اینکه با وجود این بحرانها که هریک به تنهایی می تواند اسراییل را از درون مضمحل کند نیازی به دشمن و یا تهدید خارجی نیست. ذکر تیتر وار وضعیت امروز اسراییل برای شناخت ماهیت حقیقی آنچه سران رژیم صهیونیستی از ان تنها به عنوان اعتراضات اقتصادی و نه سیاسی یاد می کند خالی از لطف نیست. وضعیتی که این روزها از آن به خودخوری تل آویو تعبیر می شود.
– وقوع این تظاهرات رو به گسترش زمانی است که کشورهای عرب هم پیمان رژیم صهیونیستی با موج انقلاب مردمی فرو پاشیده و یا در معرض فروپاشی است . هم پیمانان اروپایی تل اویو نیز با انقلاب های مشابهی روبروهستند.
– شباهت حکومتهای مستبد عربی منطقه با حکومت صهیونیستی این است که هر دو بجا مانده از دوران پس از جنگ جهانی دوم بودند و هردو وابستگی شدید به غرب داشتند
– دعوای اشکنازی ها – یهودیان غربی تبار- و سفاردی ها – یهودیان شرقی تبار- بر سر کسب قدرت و رفع تبعیض همچنان در لایه های زیرین جامعه صهیونیستی ادامه دارد و به بهانه وضعیت بد اقتصادی این روزها به سطح کشیده شده است .
– درگیری میان لائیک ها و باصطلاح دیندارها از دیگر چالش های پیش روی رژیم اسراییل محسوب می شود. اسراییل به تعبیری واضح تر ” رژیمی شدیدا سکولار با شعارهایی شدیدا مذهبی»! است.  رژیم غاصب اسرائیل اگرچه با شعار دین ایجاد شد اما از زمانی که تاسیس شد تلاش کرد تا از دخالت مذهب در اداره حکومت جلوگیری کند و در عین حال سران صهیونیست همواره بنام این که بازگشت! یهودیان به اسرائیل یک وظیفه دینی است به گسیل یهودیان به فلسطین مبادرت ورزیده اند و این موضوعی است که امروزه به یک مسئله اساسی تبدیل شده است. حکومت اسرائیل عمیقا بر بنیان های غیرمذهبی استوار است و نسل جدید این رژیم هم بشدت سکولار بوده و علاوه بر آن علاقه چندانی به موجودی با هویت ایدئولوژیک و نژادپرستانه بنام اسرائیل ندارد.
– تغییر شرایط جهانی امروز اسراییل را میان دو انتخاب ناگزیر قرار داده است. این رژیم باید میان دولت ایدئولوژیک- تاکید بر ارزش های صهیونیزم- و دولت رفاهی یکی را انتخاب کند و حال آن که انتخاب هر کدام به نابودی اسرائیل منجر می شود چرا که غلبه بر اسرائیل غیرایدئولوژیک بسیار آسان است و ایدئولوژی هم اینک در میان یهودیان طرفدار چندانی ندارد.
بااین چالش های عمیق پیش روی اسراییل که آرام ارام  تل اویو را به خودخوری وادار کرده است خودسوزی یک یهودی مهاجر که با رویای رسیدن به یک زندگی رفاهی بهتر از کشور مبدا خود به فلسطین اشغالی مهاجرت داده شد این رژیم راناخواسته وارد مرحله جدیدی کرده است. مرحله ای که بدون شک در کوتاه مدت به سقوط کابینه اسراییل و در میان مدت به بروز بحث و جدل های جدی درباره آینده نظام و ساختار اسراییل در درون منطقه اسلامی خاورمیانه خواهد انجامید و در بلند مدت آنگونه که اخیرا پایگاه النهار به نقل از  یک سازمان اطلاعاتی آمریکا گزارش داد احتمال  فروپاشی رژیم صهیونیستی به طور کامل در سال ۲۰۲۵  وجود خواهد داشت. در گزارش این سازمان اطلاعاتی آمده است: یهودیان به کشوری که از آنجا به اسرائیل آمده اند باز می گردند و حدود نیم میلیون آفریقایی به کشورهای خود بر می گردند و این طی ده سال آینده رخ خواهد داد.

مشکلاتی که اسراییل را از درون می جود حالا مهاجران نگون بخت را به خودسوزی واداشته است، با توجه به شرایط منطقه ای – فروپاشی هم پیمانان عربی-  و تغییرات جهانی – وقوع بحران مالی و اقتصادی غرب در نتیجه پیروی از مکتب سرمایه داری- چه بسا اسراییل را به کام مرگ بکشاند. براین اساس نیازی به تهدید خارجی برای رژیمی که در چنبره بحرانهای درونی گرفتار امده نیست. اسراییل خود به خود دست خودکشی خواهد زد.»

آنچه مهدی شکیبائی یک دهه پیش در مورد اسرائیل نوشت را می توان امروز بعنوان شرحال تهدید مشترک رژیم های مرتجع عرب و رژیم اسرائیل دانست. فلسفه وجودی ناتوی عبری-عربی-غربی مقابله با این تهدیدات داخلی است. آنها برای توجیه سرکوب ملت های منطقه احتیاج به یک جنگ هم دارند. جنگی که بتواند بروی تمام تمهیدات سرکوبگرانه آنها سرپوش بگذارد.از طرف دیگرگزارشات در مورد «موج خودسوزی یهودیان شرقی در اسرائیل متعدد بوده است.»که ضرورت مشارکت اسرائیل در پیمان ناتوی عربی را از زاویه دیگری مطرح می کند و آن استفاده اسرائیل از ظرفیت رژیم عربی مرتجع برای حفظ امنیت خود در پی خودسوزی موشه سیلمان یهودی مهاجر ۵۸ ساله ساکن در شهر اشغالی حیفا در جریان تظاهرات ضددولتی در تل اویو که به برپایی بزرگترین تظاهرات در شهرهای مختلف فلسطین اشغالی انجامید دو یهودی مهاجر در شهرهای اشغالی بئرالسبع وبتاح تکفا دست به خودسوزی زدند. این خودکشی ها نیز در سال ۱۳۹۱ رخ داد.یعنی در دهه ای که در آن اندیشه ایجاد ناتوی عربی هر روز بیش از روز پیشین قوت گرفته است.

به گزارش خبرگزاری قدس به نقل از منابع خبری، شهر اشغالی بئرالسبع شاهد خودسوزی یک اسراییلی دیگر در برابر ساختمان شهرداری این شهر بود. این فرد پس از آنکه بر روی خود بنزین ریخت بلافاصله با روشن کردن کبریت خواست خود را به آتش بکشد که با دخالت نگهبانان ساختمان شهرداری این تلاش او راه به جایی نبرد و دستگیر شد.
شهرداری بئرالسبع با تایید این خبر گفت: فرد یاد شده را می شناسد چون در ماههای اخیر با شرکت عمیدار که در واقع صاحب خانه اوست درگیری بوجود آورده بود. شرکت یاد شده به دلیل ناتوانی این فرد در پرداخت بدهی های خود او را مصادره کرده بود.
در همین پیوند رسانه های اسراییلی از تلاش برای خودسوزی یک شهرک نشین صهیونیست ساکن شهرک آریئیل در برابر دفتر شرکت ارتباطات تلفن همراه “اورانگ ” در شهر بتاح تکفا خبر داد. ظاهرا بدهی های این فرد به شرکت یاد شده اختلافاتی را میان او و این شرکت ایجاد کرده بود. او که در دست خود بطریهای آتش زا داشت پیش از آنکه مبادرت به خودسوزی بکند از سوی نگهبانان شرکت دستگیر و تحویل پلیس داده شد.

این دو خودکشی ناموفق بود در حالیکه در یک دورۀ زمانی محدود ۱۳ یهودی شرقی با خود سوزی به زندگی پایان دادند.
بطوری که باشگاه  خبرنگاران جوان نوشت :«یهودیان معترض دست از خودسوزی‌ برنمی دارند»

به گزارش سرویس بین المللی باشگاه خبرنگاران  به نقل از روزنامه صهیونیستی هاآرتص ؛ یک مرد ۴۸ ساله در بیمارستانی در “پردسیای” اسرائیل خود را به آتش کشید . وی که از بیماران این بیمارستان بوده ، در برابر بخش پرستاران، اقدام به خودسوزی کرده است.

 

براساس این گزارش ، فرد مذکور دچار سوختگی ۶۰ درصد شده و سپس به مرکز درمانی در “تل آشمور” انتقال داده شده است.

لازم به ذکر است ، این هشتمین مورد از خودسوزی‌هایی است که تا تاریخ هفتم مرداد  ۱۳۹۱در اعتراض به ساختار حاکم بر اسرائیل و بی‌عدالتی موجود در سرزمین‌های اشغالی انجام شده است و پس از آن هم سریال خودکشی یهودیان شرقی در اسرائیل ادامه یافت.

“موشه سلمان” اولین معترض یهود بود که با به آتش کشیدن خود نهایت اعتراض خود را نسبت به بی عدالتی های اجتماعی رژیم صهیونیستی به نمایش گذاشت . درمان ها در مورد وی کارساز نبوده و سرانجام  در بیمارستان جان باخت .

بعقیده ناظران سیاسی رسانه های اسرائیلی امروز از علنی شدن فجایع دیگری که در اثر بحران اجتماعی در اسرائیل رخ می دهند جلوگیری می کنند و گرنه همچنان ناآرامی های اجتماعی  در اسرائیل ادامه دارد همانطور که در،عربستان سعودی،و اردن نیز ادامه دارد.در عربستان وضعیتی وجود دارد که رژیم سعودی را وادار کرد در یک روز بیش از هشتاد نفر را گردن بزند.

پرسشی که امروز مطرح است این سئوال است :«آیا ناتوی عبری-عربی قادر به حل مشگلات امنیتی رژیم هائی که عضو آن خواهند بود،می شود»برخی کارشناسان خوش بینانه می گویند ناتوی عربی بعلاوه یک جنگ منطقه  ای چنین توانی را دارد ولی آنها که این اندازه خوش بین نیستند نظر دیگری دارند و می گویند ناتوی عربی ناتوانی خود را عملا در جنگ یمن بنمایش گذاشته است.

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.