شعر معروف شاعر کُرد اهل سنت درباره امام حسین(ع)| لافت از عشق حسین است و سرت برگردن است

0 5

شعر معروف شاعر کُرد اهل سنت درباره امام حسین(ع)| لافت از عشق حسین است و سرت برگردن است

به گزارش خبرگزاری فارس از سنندج، کردستان سرزمین فرهنگ و هنر، مسجد و مناره و سرزمین اختیارالدینی‌هاست، مردمانی که اهل سنت شافعی هستند، کسانی که ارادت ویژه‌ای به پیامبر و خاندان آن حضرت دارند و مصداق آن را می‌توان در شعر شاعران کُرد اهل سنت دید.

منابع مکتوب شاعران و نویسندگان اهل سنت گواه محکمی بر اثبات ادعای ارادت پیروان این مذهب به امام حسین(ع) است.

پیشوای مذهب تسنن شافعى درباره محبت اهل ‏بیت چنین فرموده است:

یا آل بیتِ رسول‏الله حبُّکُم‏      فَرضُ مِن الله فى القرآن أنزَلَهُ‏

یَکفیکُم من عظیم الفخرِ انکُم‏       مَن لَم یُصَلَّ عَلَیکُم لا صَلاه لهُ‏

اى خاندان رسول خدا، محبت و دوستى شما از طرف خداوند واجب شده و این فریضه‌‏اى است که در قرآن نازل فرموده است. همین افتخار بزرگ براى شما بس که هر کس بر شما صلوات نفرستد نمازش، باطل است.

در شعر دیگرى این‏گونه ارادت خود را به اهل ‏بیت(ع) بیان کرده است:

آلُ النبیّ ذَریعتی‏    وهُمو اِلیهِ وَسیلَتی‏

اَرجُوبِهِم أُعطى غَدا    بِیَدى الیَمینِ صَحیفَتى‏

خاندان پیامبر(ص) دستگیره و چنگ‏‌آویز من‌‏اند و هم ‏آنان وسیله‌‏ام به‏ سوى خدا هستند. امیدوارم که به عنایت و حرمت آنان فرداى قیامت نامه اعمالم به‏ دست راستم داده شود.

اگرچه شاعران زیادی از اکراد اهل سنت با سروده‌هایی ارادات خود به امام حسین(ع) را بیان کرده‌اند اما شعر شیخ‌رضا طالبانی شاعر پارسی‌گوی کُرد اهل سنت نیز بیشتر مطرح است.

لافت از عشق حسین است و سرت برگردن است      عشق‌بازی، سر به میدان وفا افکندن است

گر هواخواه حسینی، ترک سرکن چون حسین      شرط این میدان به خون خویش بازی کردن است

از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا        صد شرف دارد بر آن وادی، که گویند ایمن است

ای من و ای من فدای خاک پاکی کاندرو        نور چشم مصطفی و مرتضی را مسکن است

زهره زهرا نگین و خاتم خیرالوری        زور زهر مرتضی و حیدر خیبرکن است

سُنیم، سنی ولیکن حب آل مصطفی        دین و آیین من و آباء و اجداد من است

شیعه و سُنی ندانم، دوستم با هرکه او      دوست باشد، دشمنم آن را که با او دشمن است

این شاعر کردزبان اهل سنت همچنین در قطعه‌ای دیگر در وصف عاشورا روایت می‌کند..

در ماتم آل علی، خون همچو دریا می‌رود     تیغ است بر سر می‌زند، دست است بالا می‌رود

از عشق آل بوالحسن، این تیغ زن و آن سینه زن     داد و فغان مرد و زن، تا عرش اعلی می‌رود

از ابن سعد بی‌وفا، شامی و شمر پرجفا     بر آلِ و بیت مصطفی، چندین تعداد می‌رود

من سُنیم نامم رضا، کلبِ امام مرتضی    درویش عبدالقادرم، راهم به مولا می‌رود

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.