دورنمای جنگ و صلح در جهان امروز(قسمت سوم)

0 169

علی اکبر اشعری: درگذشته غربی  ها می توانستند دریک بازده پنجاه ساله مردم و روشنفکران جهان سوم را به نفع خودشان مصادره کنند و بعد کارهای خود را پیش ببرند الان دیگر این‌طور نیست نه ایدئولوژی نیرومندی در غرب وجود دارد و نه  غرب همچنان یکه تاز است از یک طرف به قدرتهائی مثل چین به سرعت دارد در آفریقا فعالیت می‌کند این یک نکته، نکته دوم اینکه تاریخ را  دو گروه می‌نویسند یک گروه کسانی که محقق هستند واز بیرون یک محیط جامعه هستند و رخدادهای آن را مطالعه می‌کنند وکار کتابخانه‌ای انجام می‌دهند این‌ها حسنشان این است که چون خودشان درگیر مسائل نیستند بی‌طرفانه‌تر تاریخ را قضاوت می‌کنند ولی عیب آنها این است که با خیلی از جزئیات و ریزه‌کاری‌ها آشنا نیستند برعکس آن کسانی هستند که در داخل هستند و می‌نویسند هر چند با ریزه‌کاری‌ها آشنا هستند ولی چون خودشان درگیر مسائل هستند و موضع دارند چندان بی طرفانه قضاوت نمی کنند در بحث‌های سیاسی هم به نظر من تا حدی همین‌طوری است بازیگران سیاسی را به  چند دسته می توان تقسیم کرد در واقع از ترس آمریکا رفتار خود را تنظیم می کرده اند. در خفا یک جور دیگر هستند ودر جور دیگری. مقام معظم رهبر در دوران ریاست جمهوری خود فرمودند که من در اجلاس‌هایی که رفته بودم بعضی از سران به ما می‌گفتند خوش به حال شما راحت حرف می‌زنید از این حرف‌ها من زیاد شنیدم از بزرگان کشورهای مختلف از بحرین شنیدم از عمارات شنیدم خیلی جاها که می‌رفتیم می‌گفتند ولی طبعتا تابع فرامین غرب نیز بودند. عرضم این است که این مسئله هم توجه بکنیم که این نارضایتی از آمریکا در بین سران کشورهای دنیا و حتی زمامداران آنها وجود دارد هر چند که خیلی از آن‌ها آن روحیه استبداد را دارند در عین حال این‌جور نیست که از صمیم قلب حتماً موافق با آمریکا باشند آنچه مانع ایستادگی آنها در  مقابل غرب می شود ترس آنهاست. این دیوار ترس را چگونه می توان درهم شکست؟واین اشکال را باید چه کرد برای اینکه این دیوارترک بخورد وتهدید و به یک فرصت تبدیل شود. ما رفته بودیم عمارات یکی از شاهزاده‌ها آمد در گوشی به من می‌گفت که ما واقعاً بانام خلیج فارس مشگلی نداریم یا یکی دیگر از بزرگانشان ما را دعوت کرد منزلشان برای ناهار بعد آنجا گفت که من از شما معذرت می‌خواهم من نمی‌توانم آشکارا و در اداره با شما در ارتباط باشم ولی هروقت با من کاری داشتید شما به منزل ما بیائید به  این نکته هم بایدتوجه بکنیم یعنی این‌جوری نیست که هر کشوری درسازمان ملل دستش را بالا می‌برد و به نفع آمریکا رأی می‌دهد لزوماً شیفته و فریفته و علاقمند به آمریکا باشد اگر این دیوار ترس ترک  بخورد شرایط در جهان تغییر خواهد کرد.

محمد حسن زورق: آقای دکتر ولایتی با وزیر خارجه آلمان در اطاق وزیر خارجه آلمان جلسه خصوصی دو نفره داشتند وزیر خارجه آلمان سرش را در گوش آقای دکتر ولایتی می آورد و آهسته می گوید من در جنگ جهانی دوم  یک هواپیمای آمریکائی را با تیربار هدف گرفتم  وساقط کردم.  دکتر ولایتی به او می گوید در این اطاق که کسی نیست چرا در گوشی صحبت می کنی. جواب می دهد آمریکائی در این اطاق هم شنود دارند.

ابراهیم متقی: بحثی که من دارم این است که هر وقت بحرانی شکل می‌گیرد و جنگی به وجود می‌آید نشانۀ این است که معادلۀ قدرت و موازنۀ قدرت تغییر پیدا کرده است .یعنی آن جنگ و آن بحران پیامد وضعیت قبلی است که رابطه مستقیم دارد با تغییر معادله قدرت. سؤالی که وجود دارد این است که چرا روسیه این ریسک را کرد که حمله نظامی به اوکراین بکند. به این دلیل حمله کردکه احساسش این بود که آمریکا در وضعیت افول قرار گرفته است.وقتی که ما می‌گوییم افول به معنای سقوط نیست به معنای این است که قدرت نسبیش در نسبت با سایر قدرت‌های دیگر کاهش پیدا کرده و در نتیجه امنیت نسبی آن هم در مقایسه با قدرت‌های دیگر تغییر پیدا کرده و سوم ایدئولوژی نسبی آن هم افول پیدا کرده است.نکته‌ای که به  آن اشاره شد بسیار مهم است تغییراتی به وجود آمده است روسیه حساسیت‌های آمریکا را می‌دانست اما یک ریسک کُنش‌گری را به انجام رساند نکته بعدی که از نظر من وجود دارد این است که روسیه هم در حال افول قرار دارد چرا؟ چون روسیه اگرمی‌توانست به اهدافش از طریق غیر نظامی دست پیدا بکند حتما انجام می داد وقتی که شما هیچ ابزار دیگری به غیر از نظامی‌گری ندارید برای اینکه به هدفت برسی نشان دهنده این است که قدرتت موسع و گسترده نیست اینکه قدرت سیاسی ندارید و هیچ ابزاری جز ابزار نظامی ندارید نشان دهنده نوعی افول قدرت برای یک ابر قدرت است.بنابراین وقتی که مقام  معظم رهبری بحث تحول بنیادین در روابط بین‌الملل را مطرح می‌کنند بیانگر این واقعیت است که  موازنه قدرت در سطح جهانی تغییر پیدا کرده است. نکته سوم مسئله چین است. چین قبلاً در عرصه بین الملل ظهور آرام را داشت و نگاهش کنش تدریجی بود و هیچ وقت در برابر آمریکا چالش گری نمی‌کرد و هیچگاه در شورای  امنیت سازمان ملل قطعنامه‌های آمریکایی را وتو نمی‌کرد تا همین دو الی چهار سال قبل و این رفتار نشان می‌دهد که در شرایط کنونی چین یک ظهور جدی و در عین حال آرامی پیدا کرده است نکته بعدی این است که هیچگاه چینی‌ها به ما پیشنهاد همکاری‌های چند جانبه نمی‌دادند و امروز چنین پیشنهاداتی را دارند و ساخت قدرت در ایران باید ظرفیت آن را داشته باشد که بتواند خودش را با تحولات بین الملل تطبیق بدهد بویژه این انعطاف پذیری در ساخت سیاست خارجی یک امر قابل توجه است.

اگر یک ساخت اداری -سیاسی خواسته باشد یک بحران بین الملل را حل کند وحرکتی داشته باشد که  متناسب با تغییرات قدرت و ساخت و شکل بندی جدید نظام بین الملل باشد باید بتواند از خود انعطاف نشان داده و انگیزه استفاده از فرصت ها را داشته باشد خیلی از گزارش‌ها و ادبیاتی که وازارت خارجه امروز به کار می‌گیرد هنوز مبتنی بر میراث گذشته است اینجاست که تصور می شود سیاست خارجی تاحدی ناهماهنگ و نامنسجم است وقتی یک دولت با  ضعف عمومی روبرو می شود که نیروهای آنبا هم همگرا نبوده  و خصوصیت هم  افزائی نداشته باشند حوزه سیاست خارجی حوزه منافع ملی در مقیاس بین الملل است و بحث امنیت ملی است سطح کار امروز وزارت خارجه در سطح روابط خارجی است ودر قالب‌های دو جانبه می‌توانند کار کنند در حالیکه در قالب چند جانبه هم بتوانند کار کنند قالب دو جانبه هزینه‌اش کم است سودش هم کم است مسئله مهم این است  که اگر می‌خواهی از فرصت ها استفاده کنی باید بتوانی در فضای چند جانبه کنش داشته  باشی است بنابراین نکته‌ای که من دارم این است که موازنه قدرت در سطح بین الملل تغییر پیدا کرده است . محسن رضایی درسال ۶۵ در نماز جمعه حرف دقیقی زد وگفت بخشی از ساخت نخبگی ایران هر موقع رها شود به سمت غرب می‌رود این ساخت نخبگی ما در فضائی است که در دوران معاصر شکل گرفته چرا؟ راه حل چیست؟ آیا رسانه ملی ما می‌تواند به نخبگان ما خوراک فکری بدهد و تولید هنجار داشته باشد؟ کنترل ذهن در جامعه روشنفکری ایران دردست رسانه های خارجی است.  من شرمنده ام که این حرف را می‌زنم که ایران اینترنشنال ۴۰ تا آدم خود فروخته رادر یک مدار قرار می دهد و می‌تواند یک جنگ روانی را در  فضای اجتماعی کشور ایجاد کند. سؤالی که وجود دارد این است که آیا ما بویژه استادهای دانشگاه های ما چکار توانستیم بکنیم؟ آیا رفتیم مقاومت را، مبارزه را، سیاست تولید قدرت را تئوریزه بکنیم یا نه؟ وقتی که نکردیم نتیجه‌اش این می‌شود که فردی که می‌رود در یک موقعیت سیاسی قرار می گیرد تفسیرش از واقعیت سیاسی نادرست است می گویند دامادی  به خواستگاری رفت لباس زیرش را هم با خود برد و گفت شاید بله را گفتند و همین  امشب به حجله رفتم بعضی  در مذاکرات بین المللی چنین احساسی دارند و تصور می کنند از  طریق مذاکرات معادلات قدرت تغییر می کند این‌ها هم با پیژامه رفتند فکر کردند همه پول‌ها را همین الان می‌خواهند  بدهند این‌ها بیایند یعنی ادراک از فضای مذاکره به نظر ما با واقعیت‌های سیاست راهبردی آمریکا هماهنگی ندارد. سیاست راهبردی آمریکا چی هست؟ آمریکا دنبال این است که ما را در وضعیت فرسایش قرار بدهد این راهبرد آمریکا است تاکتیکش چیست؟ تاکتیک شُل کن سفت کن است از یک طرف مذاکره از یک طرف دیگر سخت‌گیری و محاصره اقتصادی فضای ما چی هست؟ آمریکائی ها می گویند ایران درخواست های فرا برجامی دارد و  ایران می گوید که چنین نیست. پیامی که در پاسخ  آمریکائی ها داده می شود از موضع قدرت نیست.نظام قدرت جهانی دارد تغییراتی پیدا می‌کند یک شکاف در عرصه بین الملل ایجاد شده بحران اوکراین منجر به این شد که آمریکا و اروپا از همدیگر فاصله گرفتند نمونه‌اش وضعیت اقتصادی که ایجاد شده. امریکایی‌ها اصلاً دوست ندارند که اروپایی‌ها جایگاه داشته باشند. چرا انگلیس از اتحادیه اروپا خارج شد چون نگاهش فرا آتلانتیکی است چرا آمریکا قرداد فرانسه را که در استرالیا ۸۰ میلیارد دلار قرار داد بسته بود ملغی کرد؟ می‌خواهد بگوید آن منطقه، منطقۀ ماست منطقه آمریکا و انگلیس یعنی یک نوع رقابت ژئوپلتیکی جدی دارد شکل می‌گیرد. هم اروپا دارد در وضعیت افول قرار می‌گیرد. هم روسیه دارد در چنین وضعیتی قرار می‌گیرد و هم آمریکا و اینجاست که چالش‌های جدید شکل گرفته است و این چالش‌ها پایان پیدا نمی‌کند نظری که چینی‌ها دارند نظر کار با روسیه است نه به خاطر اینکه در برابر آمریکا قرار بگیرند برای اینکه آن هویت مقاومت و مبارزه‌ای که لازمۀ روانی تغییرات ساختاری است فراهم بشود دکترشریعتی کتاب دوزخیان روی زمین راترجمه کرده است درآن[ کتاب دوزخیان روی] زمین یک بحثی وجود دارد و دو چهره را معرفی می کند:چهره استعمارگر و چهره استعمار زده. در این کتاب فانون  می‌گوید استعمار زده تا شلیک نکند به استعمارگر اعتماد به نفسش را به دست نمی‌آورد و همواره دچار یک غده حقارت است.

همه بحث‌های آلبرکامو و ژان پل سارتر و به ویژه کسانی که روشنفکران فرانسوی عصر جوانی ما بودند در چنان فضائی شکل گرفت در دانشگاه قبل از انقلاب این فضا ایجاد شده بود.چینی که همیشه اگر مخالف بوده رأی ممتنع می‌داده چینی که آمریکایی‌ها در بلگراد سفارت آنها را زدند و  هیچ واکنشی نشان ندادند این چین امروز فراتر از آن وضعیت قبل قرار گرفته بخشی مربوط به تغییر موازنۀ قدرت است. بخشی مربوط به ادبیات مقاومت است ایران در اداره امور داخلی خود ضعف دارد اما یک نکته وجود دارد: پیام انقلاب اثر خود را در بسیاری از جاها بجا گذاشته در آمریکای لاتین بجا گذاشته در آمریکای مرکزی بجا گذاشته یک نشانه‌ای از فضای مقاومت جدی به وجود آمده قابلیت‌های تکنیکی ایران هم در حوزه نظامی این مسئله را مزید بر علت کرده است. از زمانی که آمریکا ظهور پیدا کرد ازجنگ سال ۱۸۹۸ تا به امروز همیشه آمریکا در امور دیگران مداخله کرده. آمریکا ترور کرده. آمریکا زده. آمریکا گردنکشی کرده. آمریکا جنگ کرده. آمریکا همه کار کرده اینکه تو بروی پایگاه آمریکا را بزنی و بگویی آقا من این پایگاه را در فضای انتقام متقابل می‌زنم اینکه آمریکایی‌ها دو پیشنهاد به شما بدهند مبنی بر اینکه تو دو کار بکنی یک آن که خط اضطراری منطقه‌ای برای اینکه یک اهداف اشتباه نشود ایجاد کنی چون آن مدل بحران موشکی کوبا که بین آمریکا و شوروی شکل گرفت امکان پذیر است و دوم اینکه دو کشور تعهد بدهند که مقامات قبلی و موجود را هدف‌گیری نکنند این بحث‌ها انعکاس پیدا می‌کند و ایران این دو پیشنهاد را قبول نمی‌کند این‌ها در سیاست جهانی انعکاس پیدا می‌کند و سیاست جهانی را تحت تاثیر خود قرار می دهد.بنابراین به نظر من معادلات قدرت و سیاست جهانی در حال تغییرات است در چنین شرایطی دولت باید قوی عمل کند. اصول گرایان که هشت سال از قدرت دور بوده اند باید با هم در حالت هم افزائی قرار بگیرند.نکته بعدی مسئله تصمیم گیری ها است در چنین شرایط شوک اقتصادی می تواند جامعه را در موقعیت ضعیف قرار دهد.

وقتی که شما می‌آیید شوک درمانی را انجام می‌دهی جامعه را ضعیف می‌کنی به لحاظ اقتصادی یک جامعه ضعیف شده به لحاظ اقتصادی نگاهش این است که برو امتیاز بده و مسئله را حل کن شوک درمانی هر کشوری که انجام داده با بحران روبرو شده است. از زمانی که ما شوک اقتصادی انجام دادیم زبان آمریکایی‌ها روی ما درازتر شده آیا بایدن حرف‌هایی که در این یک ماه گذشته زده و یا مقامات آمریکایی زدند آیا چهار ماه پیش پنج ماه پیش هم همین را می‌گفتند؟ به هیچ وجه! در برخی مواقع اتصال ساخت قدرت و ساخت اجتماعی به خاطر یک سیاست‌گذاری نادرست کاهش پیدا کرده و در نتیجه فضایی به وجود می‌آید که بالاخره یک توافق ناپایدار جدید را در آینده با آمریکایی‌ها رقم خواهد زد. حالا سؤالی که وجود دارد این است که درک ما از ساخت قدرت در«نظام بین‌الملل در حال تغییر» چی هست آیا این تغییر  و تحول که در ساختقدرت جهانی در حال رخ دادن است را باور داریم؟اعتماد ما آیا به چین  یا روسیه بیشتر است یا به غرب؟بهکدام سو ساخت نخبگی ما تمایل دارد؟دردیداری که آقای رئیسی  با پوتین دارد. پوتین می‌گوید که:« سلام ما را به رهبر جمهوری اسلامی برسانید ما در خیلی از مواقع با همدیگر تماس تلفنی داریم» نیکسون در کتاب جنگ واقعی صلح واقعی در صفحه اولش می‌گوید، می‌گوید بزرگترین مخاطرۀ کشور ما ناشی از این است که یک تصمیم را یا یک سیاست را با تأخیر به انجام برساند بحثش، بحث موازنه با اتحاد شوروی ومعادلات قدرت جهانی  بود که باید یا نباید در برابر اتحاد شوروی سکوت کرد براساس همین نظرکتاب نیکسون شکل گرفت یعنی یک اندیشه‌ای پشت سرش بود. تأخیر در درک تحولات جهانی در  جامعه نخبگی و کارشناسی ما وجود دارد و این تأخیر آفت است تاخیر بخشی از فرهنگ است می‌گوییم: « ببینیم چی می‌شود»ویا« از این ستون تا آن ستون فرج است» از این ستون تا ستون بعدی در شرایط بحرانی نمی توانی این کار را بکنی فرصت‌ها از دست می‌رود بنابراین فضای فعلی عدم شناخت شرایطی است که دردوران ما موجود است ونیز عدم تطبیق پذیری با شرایط است. به لحاظ جهت‌گیری کسانی خط می‌دهند که ریشۀ آن‌ها همان ریشه قالب‌های ذهنی و ادراکی دوره گذشته است بعد این فضا منجر به یک نوع تکامل سه چهار جانبه شده است.اشکال کاری که ما داریم می‌دانید چیست؟ در همه مواقع می‌خواهیم هزینه ها را حساب کنیم هزینه زمان را محاسبه نمی کنیم.

نظام جهانی نظام در حال گذار است نظامی است که به قول معروف آمریکا قابلیت تثبیت جهت‌گیریش را از دست داده امکان‌پذیری اعاده ساختار دو قطبی که آمریکا دنبال این هم هست  وجود ندارد و نکته سوم اینکه دارد یک وضعیت ساختاری جدیدی ایجاد می‌شود قبلاً می‌گفتند موازنه قدرت نظام موازنات در چندین مرحله تاریخی از ۱۶۴۸ تا ۱۷۸۹ از ۱۸۱۵ تا ۱۹۱۴ نظام موازنه قدرت داشتیم فردی به نام کار کتابی نوشته به عنوان ۲۰ سال بحران یعنی از ۱۹۱۹ تا ۳۹ امروز وضعیتی که ما داریم وضعیت یک نظام جدیدی است که مبتنی بر موازنه قدرت هم نیست مبتنی بر موازنه تهدید است ویژگی این نظام چیست؟ جنگ‌های منطقه‌ای چالش‌های منطقه‌ای. در این شرایط درگیری بزرگ حاصل نمی‌شود ولی درگیری‌های منطقه‌ای وجود دارد روسیه به صورت اجتناب ناپذیر از طریق حوزه‌های سرزمینی و زمینی دسترسی به شبه جزیره کریمه پیدا می کند.

نکته‌ای که وجود دارد این است که ترکیه اینجا چه کار می‌کند. ترکیه رفیق دزد و شریک قافله است هم با روسیه کار می‌کند هم با ناتو کار می‌کند هم با اوکراین هم با اسرائیل کار می‌کند هم به لحاظ اقتصادی با همه ارتباط دارد.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.