پایش محیط فرهنگی(قسمت اول)

0 166

(میزگرد فرهنگی با شرکت علی اکبر اشعری،مهدی باقری،محسن چینی فروشان،سیدمحمدرضادربندی،حسین رویوران،محمدحسن زورق،احمدکاظم زاده)

 

محمدحسن زورق: پاره ای از نهادهای فرهنگی پیش از  انقلاب تاسیس شدند که در روشنگری  و پیدایش برای انقلاب  اسلامی موثر بودند بعنوان مثال دفتر نشر فرهنگ اسلامی از جمله نهادهایی است که در دهه ای متولد شد که زمینه اجتماعی لازم منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد از حدود دهۀ ۴۰ به بعد به  تدریج جامعه اسلامی از حالت انفعالی خارج شد دردهه ۴۰ جامعه تعلیمات اسلامی درست شد که کمیت خوبی داشت ولی کیفیت آن بالا نبود بعد مدرسه علوی درست شد که اتفاقا کیفیت بالائی داشت ولی کمیت آن محدود بود بعد مدارسی شبیه به مدرسه علوی درست شد در همان راستا در سال ۱۳۵۳ دفتر نشر فرهنگ اسلامی تاسیس شد پیش از آن حسینیه ارشاد درست شد و مجلاتی نظیر مکتب تشیع و درسهائی از مکتب اسلام  و نسل نو وفرصت در غروب بوجود آمدند مجله مکتب اسلام در جای خودش کارهای زیادی کرد با ۱۲۰ هزار نسخه مشترک در یک جامعه ۳۰ میلیونی و آیت الله مکارم این مجله را تاسیس نمودمجموعه کتابهای مجمع علمی نجات نسل جوان منتشر می گردید. گردانندگان مجله مکتب اسلام چراغ خاموش حرکت می‌کردند. ولی حرکت می کردند. از دهه پنجاه سخنرانی‌های دکتر شریعتی که بصورت کتاب هم منتشر می شد تاثیرات عظیمی برجای گذاشت تیراژ کتابهای دکتر شریعتی به یک میلیون نسخه رسید. مساجدی نظیر مسجد قبا پدیدار شدند این مجموعه اقدامات فرهنگی کم کم عصر روشنگری را در ایران پدید آوردند و مقدمه پیدایش انقلاب اسلامی شدند. این پدیدارها در انقلاب اسلامی نقش و سهم به سزا دارند و سزاوار است امروز نیز  ما که کار فرهنگی می کنیم محیط فرهنگی را رصد و پایش کنیم و نسبت به تحولات فرهنگی منفعل نباشیم. نظریه سیستم‌ها به ما می‌گوید که سیستم‌ها برای بقای خود یا باید محیط را با خود منطبق بکنند یا باید خود را با محیط منطبق کند.

دفتر نشر فرهنگ اسلامی هم بعنوان یک سیستم از این قاعده مستثنی نیست. بعنوان مثال ما اینجا نشستیم ودرجه هوا در حدود بیست درجه سانتی گراد است و ما از نظر درجه حرارت مشکلی نداریم اگر  ناگهان دمای محیط ۱۰ درجه سرد بشود ما یا باید لباس گرم بپوشیم یا باید اتاق را گرم کنیم اگر بگوییم هیچ کدام را نمی‌کنیم بطور طبیعی سرما می‌خوریم وباید برویم آنتی بیوتیک بخوریم و اگر نخوریم ریه‌ها چرک می‌کند و بخطر می افتیم. پس ما یا باید خود را  با  محیط منطبق  کنیم یا  محیط را با خود منطبق نمائیم. نهادهای فرهنگی با محیط اجتماعی امروز جامعه ایران بایدتکلیف خود را مشخص کنند و یا تلاش کنند محیط را تغییر بدهد یا نهایتاً خود را با محیط منطبق می کنند و گرنه دوام نخواهند داشت و در نتیجه نمی توانند بعنوان یک سیستم فعالیت موفق سیستمی داشته باشند. حداقل نتیجه این پایش این است که گرفتار انفعال نمی شوند. امروز بسیاری از نهادهای فرهنگی گرفتار انفعال شده اند و اسم انفعال خود را همراهی با محیط گذاشته اند. اگر نهادی گرفتار انفعال ‌شود  اول دچارمرگ مغزی و بعد گرفتار مرگ فیزیکی می شود و این سرنوشت محتوم آن ها خواهد بود. بنابر این رصد محیطی فرهنگی یک امر حیاتی برای نهادهای فرهنگی است. مجموعه نهادهای فرهنگی که خود را  در برابر انقلاب اسلامی مسئول و متعهد می بینند باید بکوشند پایش محیط فرهنگی را بطور پیوسته در نظر داشته باشند و بر اساس پایش محیط فرهنگی برای کاهش ضعف ها ،افزایش قوت ها،استفاده از فرصت ها ومقابله با تهدیدات اقدام نمایند.رصدتحولات فرهنگی به معنی دیدن تمام  محصولات و اقدامات فرهنگی در سطوح مختلف و حداقل در سطح رسانه ای به معنی عام کلمه است و ارزیابی آنها از نظر میزان تاثیری که در تقویت یا تضعیف انقلاب اسلامی،قدرت ملی و هوشیاری فرهنگی و سیاسی می توانند داشته باشند: این کار البته وظیفه وزارت ارشاد وسازمانهائی  نظیر سازمان تبلیغات و در افق وسیع تر شورای عالی انقلاب فرهنگی است که بطور روز آمد گزارش هائی از پایش محیط فرهنگی داشته باشند ولی یک کنشگر فرهنگی نیز بطور فردی می تواند محیط فرهنگی را به اندازه و  سهم خود رصد نماید. بعنوان مثال وقتی که از جلوی پیش خوان روزنامه فروشی ها رد می شویدنگاه کنید تیتر اول روزنامه ها و روی جلد مجله ها را: چه  مسائلی درشت نمائی می شود؟ از چه  مسائلی به عمد یا به سهو غفلت می شود؟آیا شرکت های توزیع  نشریات واقعا همه نشریات را مانند هم توزیع می کنند یا گزینشی عمل می کنند؟ آیا کتابفروشی ها در ویترین خود کتب گزینشی را ارائه  می کنند یا ویترین آنها عادلانه همه آثار فرهنگی را ارائه می نماید؟ آیا روزنامه فروشی همه مطبوعات را ارائه می کنند یا بعضی ها را رو و بعضی ها را زیر می گذارند و یا ارائه نکرده بر می گردانند و می گویند این مطبوعات فروش ندارد. نگاهی به لباس فروشی بکنید آیا طراحان مد پوشش مورد علاقه مردم را در اختیار مردم قرار می دهند یا می کوشند بوسیله نوع پوشش تغییراتی را در ذائقه فرهنگی مردم بوجود آورند؟ بعنوان مثال برخی از پوشش ها می تواند هیجانات جنسی راتحریک کند. بعضی از پوشش ها می تواند سلسله اعصاب خود مختار  مصرف کنندگان را به  نفع زبان یک کشور استیلا گر که در صدد تصرف منابع اولیه  کشورهای ضعیف است شرطی نماید. بعنوان مثال حروف زبان انگلیسی را با رنگهای  شاد سرخ و زرد و آبی بر پارچه منعکس کند در حالیکه همین کار را با خط وزبان ملی  انجام نمی دهد.

یا اگر در کشوری در فیلم های سینمائی و سریال های خانگی و تلویزیونی ، انسان وطنی رابصورت  فردی زشت سیما،زشت خو،زشت رفتار ،احساساتی،بی منطق و … نشان دهند و برعکس انسان غربی  را خوب سیما،خوش اخلاق ،نیک رفتار ،معقول و منطقی و…. نشان دهند شمانباید انتظار داشته  باشید که در چنان  کشوری علائم غربزدگی ظاهر نشود و اشتیاق برای  مهاجرت به غرب وجود نداشته باشد و زبان ملی در مقابل زبان غربی عقب نشینی نکند و کم کم حتی تئوری های القائی و اغوائی غربی در آن کشور رواج نیافته و مورد عمل واقع نشود. فرض کنیدروی پیشخوان روزنامه‌ فروشی ها تعدادی مجله هست شما که یک کنشگر فرهنگی هستید یک روز تصادفا یکی از آنها را بخرید و بخوانید وببینید که چه لقمه ای برای ذهن جوانان کشور گرفته شده است وافکارعمومی به چه  سمت و سوئی هدایت می شود: به سمت آزادی یا وابستگی؟به سمت استقلال یا استعمار ؟ به  سمت انقلاب یا ارتجاع؟ به سمت پیشرفت یا عقب گرد و سقوط؟ من امروز یک مجله را تصادفا خریدم . یک دو ماهنامه است بیشتر برای طبقه متفکر جامعه ساخته و پرداخته و منتشر می شود و برای کسانی منتشر می شودکه خودشان را اهل اندیشه و فکر می‌دانند.

مجله پر و پیمانی است با حروف ریز هم چاپ شده حالا ببینیم رویکرد این قبیل مجله ها و این مجله چیست؟ این شماره‌ که من تصادفا گرفتم بیشتر متمرکز شده روی رابطه ایران و روسیه می دانیم که ایران در قلب محور مقاومت اسلامی قرار گرفته است و نیز می دانیم روسیه نیز بخاطر وحشت از خطر تروریسم و تکفیری ها با محور مقاومت اسلامی همکاری می کند. پرسشی که وجود دارد این است رویکرد این مجله به نفع کیست؟ به نفع محور مقاومت اسلامی و ایران؟که قطعا نیست. بنفع روسیه؟ آن هم منتفی است به  نفع آمریکا و انگلیس است؟ وحشت اصلی آمریکا و انگلیس و اسرائیل از محور مقاومت اسلامی است و هرگونه تضعیف آن در حقیقت خدمت به آمریکا و اسرائیل و انگلیس است. آمریکا ابرقدرتی است که قدرت جهانی آن منشوری است که سه ضلع اقتصادی،نظامی و ایدئولوژیک دارد. قدرت اقتصادی آمریکا به اندازه ای است که تولید ناخالص ملی آن معادل ۲۰ درصد تولید ناخالص جهانی است . از نظر نظامی آمریکا ارتش جهانی دارد که در سراسر جهان پادگان ،سرباز،زندان و حاکمان دست نشانده دارد و ضلع سوم این مثلث ایدئولوژی آن است که تحت عنوان لیبرالیسم و با ترکیبی از تئوری های القائی بصورت یک ایدئولوژی جهانگیر در آمده است. امروز همگرائی روسیه،ایران و چین به معنی همگرائی جاذبه ایدئولوژی اسلام ناب محمدی و قدرت اقتصادی چین و قدرت نظامی موجود در این سه کشور است و می تواند یک قطب جدید در قرن بیست و یکم بوجود آورد. امروز می توانیم بفهمیم که اگر گورباچف به پیام امام  خمینی پاسخ  مثبت داده بود نیازی به  متلاشی ساختن شوروی نبود بلکه شوروی می توانست با عنوان اتحاد جماهیرمسیحی و اسلامی یک قدرت بزرگ بین المللی در قرن بیست و یکم باشد و هیچ یک از متصرفاتش را نیز از دست ندهد. امروز پوتین حق دارد که از عملکرد یلتسین خشمگین باشد.انقلاب اسلامی ایران چنان وضعیتی را دارد که هر حرکتی در خاورمیانه و شمال آفریقا و اصولا ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی به وجود می آید راست یا دروغ پسوند اسلامی دارد درحالیکه۶۰ سال پیش پسوند ملی داشت ۵۰ سال پیش پسوند سوسیالیستی داشت. امروز اسلام با قرائت امام خمینی الهام بخش مسلمانان در سراسر جهان است . آینده پژوهان می پذیرندکه  اگر انقلابی در آینده در شبه  جزیره ایبری رخ دهد،به احتمال زیاد بازگشت به روح اسلامی این شبه جزیره خواهدداشت.بنابر این همگرائی ایران و روسیه و چین می تواند یک قطب جدید در مقیاس جهانی بوجود آورد و می بینیم که کسانی که نگران افول قدرت غرب در جهان هستند دقیقا این همگرائی را هدف گرفته اند و سیاست واگرائی کیسینجر در مقابل چین و شوروی را امروز به صورت دیگری پیگیری می کنند. ما امروز روزانه مقدار قابل توجهی بشکه نفت به چین صادر می کنیم و بدینوسیله  تحریم های ظالمانه غرب را بی تاثیر می کنیم ولی متاسفانه با سوء استفاده از آزادی که  در ایران هست علیه آزادی اقدام می کنند ودر جهت تضعیف انقلاب اسلامی کار می کنند پایش محیط فرهنگی به  ما کمک می کند که حرکت دشمن را رصد کنیم و دست دشمن را در آستین کسی که باصطلاح دوستی می کند ببینیم. ممکن است کسانی با شعارهای ناسیونالیستی و لیبرال ظاهرا برای کشور دلسوزی کنند ولی در واقع چاقوی غرب را برای ذبح استقلال و آزادی کشور تیز می کنند.این مجله که من تصادفا آن را خریدم اعلام کرده، یک: مستقل به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست دو: دفاع از فرهنگ و تمدن و تاریخ ایران و زبان فارسی سه: مجله‌ای است فکری که تداوم حیات ایران را در تجدد می‌داند و باور دارد که راه تجدد از توسعه ایران می‌گذرد اما تجدد و توسعه را در تعارض فرهنگ و سنت ایران زمین نمی‌داند بنابر این مواضعش را این‌جور مشخص کرده خوب دیگر بحثی از اسلام در این‌ مجله نیست من همین چند دقیقه قبل، فهرست آن را نگاه کردم از جمله مسائلی که مطرح کرده پیروزی لیبرالیزم برفاشیسم است پس شما اگر لیبرال نباشید و تابع غرب نشوید حتما فاشیست  خواهید بود. بگونه ای گوئی هر حرکت استقلال طلبانه و آزادیخواهانه و مبارزه با استیلای غرب و اصول گرائی نوعی از فاشیسم است.

جالب آنکه  برخی بعنوان جذب قشر خاکستری  به همین قبیل تبلیغات خاکستری دامن می زنند حال ببینیم قشر خاکستری کیست و چیست؟ در این مجله با اصرار  زیاد این اندیشه در ذهن خواننده ایجاد می شود که با تعارضی که بین روسیه  و غرب وجود دارد بیشتر بر ناراستی های روسیه تاکید می شود تا غرب و تلاش می شود به  اشکال گوناگون غرب در ذهن خواننده آراسته و برجسته شود.مطالبی از قبیل: پوتین جاسوسی که تزار شد،رفیق بد ،استعمار روسی،رفتار شوروی پس از فتح خرمشهر،سرشت ضد روسی ایرانیان! در حالیکه بسیاری از زمامداران غرب سابقه  نظامی و اطلاعاتی داشته اند و غرب هرگز برای ما رفیق نبوده که از نوع خوب یا بدش باشد و پس از فتح خرمشهر غرب به صدام سلاح شیمیائی داد تا آن فجایع عظیم رخ دهد. اگر بناست یک نشریه هدایت کننده باشد باید تمام حقیقت را بگوید و گزینشی عمل نکند تا این تصور بوجود نیاید که این مجله به سفارش غرب مطالب خودش را تهیه و منتشر می کند و شگفت آور آنکه چنین مجلاتی براحتی  عرضه می شوند و بفروش می رسند و اردوگاه رسانه ای غرب در داخل و خارج کشور در کنار آنهاست و برخی هم بعنوان اینکه می خواهند قشر خاکستری را جذب کنند همین قبیل مطبوعات را توزیع می کنند و بجای آنکه قشر خاکستری را جذب کنند مروج اندیشه آنان می شوند.

غرب با چندین اسلحه به قلب ایمان مردم ما شلیک کرده است:لیبرالیسم،کمونیسم و …. آخرین اسلحه ای که در دست غرب مانده و با آن به قلب ایمان مردم ما شلیک می کند سکولاریزم است. دوستانی که خود را در جبهه انقلاب  می دانند باید بدانند هر نوع خوش خدمتی به سکولاریسم در عرصه فلسفه،هنر،سیاست ،جامعه شناسی و …. بکنند به اسلام و ایران جفا کرده اند .

یک شبکه توزیع نیرومند دارد این اندیشه ها را در کشور توزیع می کند ما با این امکانات محدود نباید خود را در حاشیه این هجوم فرهنگی قرار دهیم بلکه مانند شهید بهشتی «راست قامت» در مقابل این تهاجم فرهنگی که ترکیبی از ناراستی هاست بایستیم و از انقلاب اسلامی که امروز از همه طرف مورد هجوم قرار گرفته است دفاع کنیم . (ادامه دارد)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.