آن سوی ناچاری تل آویو برای ترسیم مرزهای دریایی با لبنان؛ سلاح مقاومت به مثابه شمشیر داموکلس

0 173

مقدمه و طرح مساله

با وجود اینکه پیشینه رژیم صهیونیستی نشان می دهد که این رژیم از بدو تاسیس تاکنون بجز در موارد استثنایی چندان مایل به ترسیم مرزهای خود با دیگرکشورهای عربی همجوارنبوده است اما درخصوص لبنان در سایه رشد و گسترش مقاومت و دستیابی  آن به انواع سطوح بازدارندگی مجبور شده است علاوه بر ترسیم مرزهای زمینی برای ترسیم مرزهای دریایی نیز تمایل نشان دهد که این امر با توجه به تلاقی ترسیم مرزهای دریایی با اختلافات در حوزه های گازی و برنامه ریزی های این رژیم برای تبدیل شدن به یک بازیگر صادرکننده انرژی زمینه را برای ظهورعرصه جدیدی از بازدارندگی بین رژیم صهیونیستی و گروه های مقاومت ایجاد کرده است و برهمین اساس بلافاصله بعد از ورود موثر حزب الله به اختلافات لبنان و رژیم صهیونیستی در حوزه گازی کاریش و تغییر معادله به نفع لبنان، نشانه هایی از ورود گروه های مقاومت فلسطینی در غزه برای ورود به این عرصه نیز مشاهده می شود. گروه های فلسطینی در تجمعی اعتراض آمیز در بندر غزه‏ خواستار استیفای حقوق تضییع شده خود در استفاده از دریا بویژه حق استفاده از میدان گازی و پایان محاصره ظالمانه علیه ملت فلسطین شدند. گروه های فلسطینی همچنین بر حق فلسطین در گذرگاه دریایی و ضرورت شکستن محاصره دریایی تاکید کردند.  این تجمع اعتراض امیزدر فاصله ۳۶ کیلومتری از میدان گازی برگزارشد که ۲۱ سال پیش کشف شد‎؛ ظرفیتی که برای برطرف کردن نیازهای کرانه باختری اشغالی و نوار غزه به مدت ۲۵ سال کافی است اما تل آویو مانع استفاده فلسطینی ها از آن می شود . در سال ۲۰۰۰، بریتیش گاز میدان گازی غزه در فلسطین را کشف کرد. ذخایر گاز کشف شده ۱.۴ تریلیون فوت مکعب تخمین زده می‌شود، که می‌تواند نیازهای نوار غزه و کرانه باختری را برآورده کند. با وجود گذشت دو دهه، این میدان به دلیل امتناع اسرائیل هنوز توسعه نیافته است.

چرایی گریز اسرائیل از ترسیم مرز با کشورهای عربی همجوار

رژیم صهیونیستی در مقایسه با سایر دولت های جهان دو مشخصه متفاوت و متمایز دارد : یکی نداشتن قانون اساسی و دوم امتناع از تعیین دقیق مرزهای خود با دیگر کشورها و ملت های همجوار مگر در موارد خاص که البته هر دو ریشه در مشخص تمایلات و سیاست های توسعه طلبانه این رژیم دارد.

با وجود اینکه رژیم صهیونیستی با امضای توافقنامه های صلح با مصر و اردن مرزهای خود را مشخص کرده است اما همچنانکه در جریان طرح موسوم به معامله قرن در زمان ترامپ دیده شد به این توافقنامه ها نیز پایبند نیست و در صورت بدست اوردن فرصت به راحتی می تواند این توافقنامه ها را زیرپا بگذارد کما اینکه در مورد توافقنامه های امضاء شده با ساف و تشکیلات خودگردان به همین منوال عمل کرد و نه تنها از تحویل کرانه باختری و نوار غزه برای تشکیل دولت فلسطینی خودداری کرد بلکه به طرق مختلف مانند توسعه روز افزون شهرک سازی ، احداث دیوار حائل و ایجاد محدودیت های مختلف برای فلسطینی های ساکن کرانه باختری کوشید زمینه های الحاق این منطقه را به اراضی اشغالی ۱۹۴۸ موسوم به اسرائیل فراهم کند تا به زعم خود مرزهای فلسطین اشغالی را گسترش دهد.

درمورد سوریه هم با وجود اینکه رژیم صهیونیستی مناطق اشغالی جولان را همانند کرانه باختری علیرغم قطعنامه های ۲۴۲ و ۳۳۸ شورای امنیت زیر اشغال خود دارد بلکه در جریان اجرای پروژه براندازی در سوریه که خود یکی از معماران و مجریان این پروژه بود نهایت تلاش خود را بکارگرفت که بخش های دیگری از اراضی سوریه را نیز در جنوب این کشور به زیر اشغال خود در اورد که شکست این پروژه باعث ناکامی این رژیم شد .

درمورد لبنان نیزتا زمانی که جنبش مقاومت این کشور به رهبری حزب الله به قدرت بازدارندگی نرسیده بود رژیم صهیونیستی بخش های زیادی از اراضی این کشور را در جنوب  زیر اشغال خود داشت و هیچ قصد و نیتی هم برای بازپس دادن ان نداشت اما تقویت روزافزون جنبش مقاومت و تحمیل تلفات و شکست های روز مره در نهایت تل آویو را مجبور کرد که در سال ۲۰۰۰ میلادی بعد از ۱۸ سال به اشغال جنوب لبنان پایان دهد و متعاقب آن زمینه برای ترسیم مرزهای زمینی این کشور با رژیم صهیونیستی فراهم شود.

اما در مورد ترسیم مرزهای دریایی تا قبل از اکتشاف منابع انرژی در دریای مدیترانه و کشیده شدن بهره برداری از این منابع به حوزه های مشترک با لبنان باز هیچ تمایلی برای ترسیم این مرزها وجود نداشت تا اینکه به ناچار و با وساطت آمریکا گام در این مسیر گذاشت.

عوامل موثر بر تمایل اجباری تل آویو برای ترسیم مرزهای دریایی با لبنان در حوزه کاریش

مجموعه ای از عوامل ریشه ای و مقطعی در وادار کردن رزیم صهیونیستی به انعطاف در ترسیم مرزهای دریایی خود با لبنان موثر بوده است که در ذیل به آن ها اشاره می شود.

ورود مقتدارانه حزب الله به حوزه گازی کاریش و تغییر معادله دریایی: بعد ازآن که اسرائیل در اقدامی یکجانبه با جلو انداختن شرکت اروپایی انرژین به حفاری و استخراج در منطقه کاریش اقدام کرد تا از این طریق طرف لبنانی را در برابر عمل انجام شده قرار دهد، حزب الله سه پهپاد شناسایی غیرمسلح را برفراز کاریش به پرواز در اورد تا این پیام را به طرف صهیونیستی برساند که این سکو امکان دارد هر آن در معرض حملات پهپادهای انتحاری حزب الله قرار گیرد. با وجود اینکه رژیم صهیونیستی در ظاهر تبیلغات گسترده ای درباره هدف قرار دادن این پهپادها به راه انداخت اما همچنانکه منابع حزب الله تصریح کردند ماموریت این پهپادها تنها شناسایی بوده و اگر از نوع انتحاری بودند ماجرا فرق می کرد.

به نوشته رای الیوم تهدیدات ژنرال آویو کوخاوی رئیس ستاد ارتش اسرائیل مبنی بر اینکه در صورت هر گونه تعرض به حاکمیت « کشورش» و یا منابع و دارایی های نفت و گاز اسرائیل، پیامدهای آن را لبنان باید بپردازد، تهدید های پوچ و توخالی است و این تهدیدها یک ادعای شجاعت دروغین و بی اساس است که برای اطمینان بخشی به افکار عمومی وحشت زده درداخل اسراییل مطرح می شود. ژنرال کوخاوی به خوبی می داند که اگر سید حسن نصرالله تصمیم به آغاز حمله بگیرد و دکمه موشک ها را فشار دهد روزانه بیش از ۳۰۰۰ موشک و صدها پهپاد و اگر بیشتر نباشد، مانند باران بر سر شهرهای فلسطن اشغالی فرود خواهند آمد.
بر این اساس به نظر می رسد میادین گاز و نفت اشغالی لبنان در کاریش، بلوک نهم و قانا به صورت مسالمت آمیز و بدون جنگ در آستانه آزادی کامل هستند، همانطور که مناطق جنوب لبنان در آغاز قرن جاری با نیروی مقاومت آزاد شد.

لذا در پی عملیات شناسایی حزب الله، هم رژیم صهیونیستی عملیات حفاری را متوقف کرد و هم اینکه امریکا و دولت بایدن برای جلوگیری از بروز جنگ فعالیت های میانجی گری هوکشتاین را سرعت بخشید و درعین حال جانبداری آن ازتل آویو تا حدودی تعدیل شد. با اینحال همچنانکه رای الیوم خاطرنشان کرد اگر هدف از میانجی گری آمریکا خرید زمان بیشتر و طولانی شدن گفت وگوها تا زمان پس از انتخابات پارلمانی اسرائیل در اوایل ماه نوامبر آینده و نیز انتخابات میان دوره ای مجلس نمایندگان آمریکا باشد، سکوت حزب الله لزوما تداوم نخواهد داشت. انتخابات میان دوره ای مجلس نمایندگان آمریکا یک هفته پس از انتخابات اسرائیل برگزار خواهد شد.

پاسخ حزب الله لبنان همانطور که سید حسن نصرالله اعلام کرد نه با تهدید ها، بلکه با موشک ها و پهپاد ها و شاید باحمله به منطقه الجلیل در شمال فلسطین اشغالی و آزادسازی آن خواهد بود. کما اینکه شبکه المیادین به نقل از سید حسن نصر الله تصریح کرد:” رفتن به جنگ شرافتمندانه تر از مردن از گرسنگی است”.

دراغلب رسانه هاعلت اصلی اختلاف منابع گازی حوزه کاریش اعلام شده است که ۱٫۷ تا ۱٫۸ تریلیون فوت مکعب به همراه ۱۳ میلیون بشکه میعانات گازی براورد شده است اما این تمام ماجرا نیست بلکه قرار گرفتن کاریش در خط تماس مرزی ۲۹ است و لذا بحث و دعوای اصلی این است که آیا همچنانکه دولت لبنان خواهان آن است خط ۲۹ مبنای ترسیم مرز دریایی قرار بگبرد یا خط ۲۳ که مورد  درخواست رژیم صهیونیستی است.

لبنان در نامه اخیر خود به سازمان ملل درباره مذاکرات ترسیم مرزهای مشترک با رژیم صهیونیستی، خواستار تعیین خط ۲۹ به جای خط ۲۳ (به وسعت ۳۶۰ کیلومتر مربع) شده و بدین ترتیب منطقه مورد مناقشه میان دو طرف به ۱۴۳۰ کیلومتر مربع افزایش یافته است.

لبنان دارای ذخایر گازی و نفتی به ارزش ۶۰۰ میلیارد دلار است که می‌تواند همه مشکلات آن‌ را حل کند. استفاده از این ثروت گازی و نفتی می‌تواند سبب پرداخت همه بدهی‌های لبنان شود و مردم آن را از مردم کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم مرفه‌تر سازد.

در فوریه ۲۰۱۸، لبنان اولین قرارداد اکتشاف نفت و گاز فراساحلی خود را در بلوک‌های ۹ و ۴ با کنسرسیومی از غول‌های انرژی توتال، آنی و نواتک امضا کرد. لبنان در آوریل ۲۰۲۰ اعلام کرده بود که عملیات حفاری اولیه در بلوک ۴ آثار گاز را نشان می‌دهد، اما از نظر تجاری ذخیره مناسبی ندارد و اکتشاف در بلوک ۹ که بخشی از آن در منطقه مورد مناقشه واقع شده آغاز نشده است.

البته نباید ازاین واقعیت هم غافل شد که استفاده نشدن ازظرفیت های منابع گازی لبنان تنها به ترسیم نشدن مرزهای دریایی  آن با رژیم صهیونیستی در حوزه کاریش محدود نمی شود بلکه عوامل دیگری هم در یان زمینه تاثیرگذار است که شاید مهم ترین آن ها پنج مورد زیر باشد:

نخست: عدم توافق ارکان نظام حاکم درباره تقسیم منافع و سهم حاصل از فروش نفت و گاز؛

دوم: اختلاف ارکان حکومت درباره بلوک‌هایی که باید حفاری آن ها شروع شود. برخی خواستار شروع حفاری بلوک‌های جنوبی مملو از منابع نفت و گاز هستند و برخی برای پرهیز از درگیری با اسرائیل خواستار آغاز حفاری در بلوک‌های شمالی هستند؛

سوم: فشار آمریکا بر شرکت های حفاری غربی برای عدم شروع فعالیت در لبنان قبل از حل و فصل اختلاف ترسیم مرزهای دریایی با اسرائیل؛

چهارم: ارتکاب اشتباه از سوی نظام حاکم درخصوص تعیین خط شماره یک به جای خط شماره ۲۹ در ترسیم مرزهای دریایی لبنان با قبرس؛

پنجمین و شاید جدی‌ترین چالش عزم اسرائیل برای شروع تولید نفت و گاز از میدان کاریش است که بیش از یک سوم آن در منطقه انحصاری اقتصادی لبنان قرار دارد.

تلاش تل آویو برای تبدیل ازیک واردکننده به صادر کننده انرژی: رژیم صهیونیستی تا ابتدای قرن ۲۱، وارد کننده محض انرژی بود. سوخت نیروگاه های برق و دیگر مصارف انرژی به‌ وسیله نفت و در دوره‌ای دیگر با زغال سنگ و نفت کوره، تامین می‌شده است. از همان روزهای اعلام موجودیت در اراضی اشغالی ۱۹۴۸ و متعاقب آن تحریم نفتی اعراب تامین انرژی به اولویت امنیت ملی این رژیم تبدیل شد. ازاین ‌رو اسرائیلی‌ها از دهه ۱۹۵۰ مجموعه اقداماتی شامل: اکتشافات هیدروکربنی، توسعه فن آوری انرژی تجدیدپذیر و حتی انرژی هسته ای را در دستور کار خود قرار دادند، اما در بکارگیری آن ها چندان توفیقی نداشتند و در عمل عمده واردات نفت از دولت وقت ایران تامین می شد. با تحریم مجدد نفت از سوی اعراب در سال ۱۹۷۳ و همچنین انقلاب اسلامی مردم ایران، رژیم صهیونیستی سوخت نیروگاه های تولید برق خود را به زغال سنگ تبدیل کرد. بیشتر زغال‌سنگ‌ موردنیاز ابتدا از آمریکا و با طی مسافت طولانی دردریا تامین می شد. همه این عوامل باعث می‌شد که امنیت انرژی همواره شکننده باشد و در عین حال به سختی و گران به فلسطین اشغالی برسد.

در دوسال آخر قرن بیستم، دو میدان گازی کوچک در نزدیکی بندر اشکون کشف شد و از سال ۲۰۰۴ گاز وارد چرخه نیروگاه های فلسطین اشغالی شد. بطوریکه در سال ۲۰۰۷، در تولید برق ۶۹% زغال‌سنگ، ۷% گازوئیل، ۳% نفت کوره، ۱% برق اولیه و ۲۰% گاز مورداستفاده قرار می‌گرفت.

درپایان سده بیستم، پس از این که شرکت‌های بین‌المللی نفت بر وجود گاز طبیعی در میدان‌های گازی واقع در آب‌های شمال اسکندریه مصر و بندر سعید تاکید کردند، نخستین اکتشافات گاز طبیعی در مناطق دریایی فلسطین اشغالی آغاز شد. اسرائیل در ابتدا با چالش گوناگونی روبرو شد و اکتشافات نخستین برای خودکفایی و امکان صادرات مهم نبود، ولی سپس در آب‌های شمالی دریای مدیترانه اکتشافات مهمی انجام شد. چنانچه در بین سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳، چند میدان گازی در آب‌های عمیق دریای مدیترانه کشف شد. مهمترین این میدان‌های گازی «تامار» و «لویاتان» و سپس یک میدان گازی به نام «کاریش» در حدود ۱۰ مایل دریایی با آب‌های منطقه لبنان بود. میدان گازی تامار در فاصله ۸۰ کیلومتری شهر بندری «حیفا» در دریای مدیترانه و اهمیتی راهبردی برای مقامات تل آویو دارد. این میدان در سال ۲۰۱۳ به بهره‌برداری رسید. همچنین میدان گازی لویاتان در فاصله ۱۳۰ کیلومتری بندر حیفا حدود ۵۱۰ میلیارد مترمکعب ذخیره دارد. به علاوه میدان های گازی دیگری همچون نوا ، ماری، دالیت، روت، حنا و … نیز کشف شده است. در همین راستا اسرائیل تلاش می‌کند با بخشی از ظرفیت میدان گازی لویاتان را به صادرات اختصاص دهد و با نگاهی به آینده بخشی را ذخیره و برای رسیدن به صادرات، در سال های آینده بزرگترین اکتشاف ها را انجام دهد. دراین بین هر چند رژیم صهیونیستی یکی از واردکنندگان انرژی بود و یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان گاز طبیعی در حوزه مدیترانه بود و پیش از سال ۲۰۱۳ تا حدود زیادی به واردات گاز از کشور مصر وابسته بود ( ۴۰ درصد از انرژی این رژیم را تامین می کرد) اما اندک اندک در سال ۲۰۲۰ به یکی از صادرکنندگان گاز تبدیل می شود. در واقع اسرائیل در صورتی که بتواند طرح های خود را در زمینه استخراج و فروش گاز به نتیجه برساند ظرف ۳۰ سال در حدود ۱۵۰ میلیارد دلار درآمد کسب خواهد کرد. در این میان برای رسیدن به آن گام های زیادی را برداشته شده است. در واقع اگر تمام برنامه‌های اسرائیل درست پیش بروند به یکی از صادرکنندگان مهم گاز در منطقه تبدیل خواهد شد. اما برای رسیدن به این منظور چالش های بسیاری فراروی خود دارد.

رژیم صهیونیستی به سرعت تلاش می‌کند تا جایگاه خود را به‌عنوان صادرکننده گاز به اروپا تثبیت کند. گاز نقش استراتژیک در امنیت ملی این رژیم ایفا می‌کند. در این راستا تل‌آویو حداقل سه محوروایده را دنبال می‌کند:

  • انتقال گاز به مصر و تبدیل آن به گاز مایع (LNG) و انتقال با کشتی به اروپا.
  • انتقال گاز به قبرس و از طریق یونان به اروپا؛
  • در نهایت انتقال گاز به ترکیه و از آن طریق به اروپا.

تقاضای سالانه اروپا برای گاز قبل از بحران اوکراین حدود ۴۰۰ میلیارد متر مکعب بود و روسیه بیش از ۴۰ درصد از این مقدار را تامین می‌کرد. رژیم صهیونیستی با توسعهٔ میدان گازی کاریش می کوشد در جایگاه صادرکنندهٔ گاز اروپا قرار گیرد است. در ماه ژوئن، رژیم صهیونیستی با مشارکت مصر، و اتحادیهٔ اروپا تفاهمنامه ی در مصر امضا کردند که طبق آن اسرائیل برای اولین بار گاز طبیعی به بلوک [اروپا] خواهد فرستاد. میزان گاز موجود در اعماق دریای مدیترانه قادر است پاسخگوی مصرف گاز کل اتحادیه اروپا برای ۷۶ سال باشد. بررسی‌های زمین شناسی موسسات آمریکایی می‌گوید این پهنه آبی حدود ۱۲۲ تریلیون فوت مکعب گاز و ۱.۷ تریلیون بشکه نفت خام در خود جای داده است.

میانجی گری های امریکا به واسطه یک تبعه و شهروند اسرائیلی : “آموس هوکشتاین» فرستاده آمریکایی در پرونده مناقشه مرزی لبنان و فلسطین اشغالی دارای «شهروندی اسرائیل» است و از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ در ارتش اسرائیل خدمت کرده است.همچنین گفته می شود که او مدتی از خدمت سربازی خود را در جنوب لبنان در دوران اشغال گذرانده و پس از پایان خدمت سربازی خود به واشنگتن نقل مکان کرده و در «کاپیتول هیل» آموزش دیده است. همچنین هوکشتاین یکی از برجسته‌ترین افرادی بود که در وزارت خارجه آمریکا برای اعمال و تشدید تحریم‌های آمریکا علیه ایران هم کار کرده است و مستقیماً با نخست وزیران سابق اسرائیل تعامل د اشت و همچنین با بنیامین نتانیاهو برای بهبود روابط انرژی با ترکیه، و پیش از این با شیمون پرز برای انعقاد قرارداد گازی بین رژیم اشغالگر و اردن نیز کار کرده بود. اکنون هوکشتاین به عنوان کارمند وزارت امور خارجه ایالات متحده به یکی از برجسته ترین مشاوران جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده تبدیل شده است.هوکشتاین در تنظیم توافق نهایی مساحت منطقه مورد مناقشه  را به ۸۶۰ کیلومتر مربع محدود کرد؛ حال آنکه در ابتدا گفته می‌شد که دو طرف بر سر منطقه دریایی به وسعت ۲۳۵۰ کیلومتر مربع اختلاف دارند. وی در مصاحبه ای که اواسط ماه ژوئن با شبکه الحره انجام داد خطاب به لبنانی ها گفت: به آنچه به شما داده می شود راضی باشید و لجاجت بس است. هیچ حق و حقوقی وجود ندارد، شما چیزی ندارید و هر توافقی برای شما بهتر از هیچ است.چنین اظهاراتی چندان هم از سوی هوکشتاین غیرمنتظره نبود.

مذاکرات لبنان و رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۰ اغاز شد و آن زمانی بود که دولت ترامپ و اوانجلیست ها و هواداران اسرائیلی حاکم بر آن با تقویت شدن احتمال یک دوره بودن دوره ریاست جمهوری ترامپ به چیدن به اصطلاح میوه این دوره شروع کردند و در این راستا به برقراری روابط میان رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای عربی در حوزه خلیج فارس و افریقا اقدام کردند. در این راستا مذاکرات میان لبنان و رژیم صهیونیستی با میانجی گری آموس هوکشتاین دیپلمات یهودی تبار وزارت خارجه امریکا اغاز شد و لذا در ان مقطع این تصور پدید آمد که این مذاکرات پوششی برای کشاندن لبنان به جرگه سازش است. اما ورود حزب الله به این مساله صحنه بازی را عوض کرد و نه تنها مانع از این شد که این مذاکرات به سمت عادی سازی بلغزد بلکه پشتوانه محکمی را برای دولت لبنان فراهم کرد که از موضع محکم و قاطع برای تامین حقوق خود در منابع انرژی کشف شده در شرق دریای مدیترانه وارد عمل شود.

امکان بده و بستان پشت پرده بین غرب و تل آویو درباره ترسیم مرزهای دریایی لبنان و رژیم صهیونیستی: این احتمال وجود دارد که بین ایجاد گشایش نسبی در ترسیم مرزهای دریایی لبنان با رژیم صهیونیستی با پشت پا زدن امریکا و اتحادیه اروپا به تعهدات خود در قبال احیای برجام ارتباطی وجود داشته و بین آن ها مصالحه ای صورت گرفته باشد.  با این توضیح که این رژیم درازای خوش خدمتی دولت بایدن و تروییکایی اروپایی حاضر شده باشد انعطافی هرچند ظاهری و تاکتیکی نشان دهد تا با جلوگیری ازامکان عملی شدن تهدید حزب الله زمینه برای بهره برداری حداکثری از ذخایر گازی دریای مدیترانه و تزریق آن به بازارهای مصرف در اروپا جهت مقابله با بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین فراهم شود. آن چه این احتمال را تقویت می کند این است که ابراز خوش بینی آموس هوکشتاین نماینده امریکا در مذاکرات حل اختلافات دریایی لبنان و رژیم صهیونیستی درست در همان روزی صورت گرفت که تروییکای اروپایی با پشت پا زدن به  تعهدات خود بیانیه ضد ایرانی منتشرکردند.

نشانه های توافق احتمالی میان لبنان و رژیم صهیونیستی

با وجود اینکه هنوزاطمینان جدی درباره توافق نهایی درباره ترسیم مرزهای دریایی لبنان و رژیم صهیونیستی وجود ندارد اما در سایه تحولات جدید برخی نشانه ها در این باره دیده شده است. 

خوش بینی مقامات لبنانی در ترسیم مرزهای دریایی با رژیم صهیونیستی: به نوشته روزنامه رای الیوم «عبدالله بوحبیب» وزیر خارجه در دولت موقت لبنان بعد از دیدار با «نجیب میقاتی» نخست وزیر این دولت اعلام کرد که «هوکشتاین پیشنهادات جدیدی ارائه داده و پیشرفت هایی حاصل شده اما هنوز نهایی نیست.  لبنان به خط ۲۳ و کل میدان قانا پایبند است».مهم‌ترین نکته در سخنان «خوش‌بینانه» عبد الله بوحبیب این بود که وی به نقل از هوکشتاین میانجی آمریکایی گفت که «جو بایدن رئیس‌جمهور آمریکا با یائیر لاپید نخست‌وزیر اسرائیل تلفنی صحبت کرده و از او خواسته است تا توافق ترسیم مرزهای دریایی با لبنان را در این ماه یا ماه آینده نهایی کند». این بدان معناست که دولت آمریکا به خوبی می داند که سید حسن نصرالله در مورد تهدیدات خود جدی است و به مهلت آتش بسی که به اسرائیلی ها داده که آن هم در عرض چند روز آینده به پایان می رسد، پایبند است و از طرفی جو بایدن می داند که شعله ور کردن آتش جنگ منطقه ای در خاورمیانه در حالی که غرب درگیر جنگی جهانی در اوکراین است، منطقی و عقلانی نیست.

البته این روزنامه نکته مهمی را در ارتباط با خوش بینی مقامات لبنانی متذکرشد و نوشت: این اظهارات همچنین ما را به یاد سخنان مشابهی می اندازد که همواره در طول ده ماه گذشته از طرف سخنگویان اروپایی در مورد نزدیک شدن به توافق درباره برنامه هسته ای ایران و آمریکا مطرح شده است.
شبکه خبری المیادین نیزبه نقل ازحاییم رامون، تحلیلگر سیاسی شبکه ۱۳ تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت: فشارهایی از سوی آمریکا وجود دارد. گفتگوی تلفنی اخیر میان یائیر لاپید، نخست وزیر اسرائیل و جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا بیشتر درباره موضوع ترسیم مرزهای دریایی بود. طرف آمریکایی به شدت خواهان این توافق است و من معتقدم که این توافق برای اسرائیل حیاتی است.

همچنین المیادین ۲۰ شهریور به نقل از یک منبع مطلع اعلام کرد: آموس هوکشتاین، میانجی آمریکا در پرونده ترسیم مرزهای دریایی میان لبنان و اراضی اشغالی مختصات محل قرار گرفتن شناورهای دریایی برای ترسیم خط آبی را به مقامات لبنان تحویل داده است. عباس ابراهیم، مدیرکل امنیت لبنان در مصاحبه با شبکه الجدید لبنان گفت: ما درباره چند هفته یا چند ماه صحبت نمی کنیم بلکه درباره چند روز صحبت می کنیم. تنها چند روز با حل و فصل این پرونده فاصله داریم. باید به نتیجه ای برسیم. این به نفع همگان است که این پرونده حل و فصل شود. وی در نشست های مقامات لبنانی با عاموس هوکشتاین میانجی آمریکایی حاضر بود.

انتشارغیررسمی جزئیات توافق: تاکنون هیچ سند رسمی دال بر اینکه توافقی درباره ترسیم مرزهای دریایی لبنان و رژیم صهیونیستی صورت گرفته باشد منتشر نشده است وهرآنچه که گفته شده مطالب پراکنده ای است که در لابه لای اخبار رسانه ها منتشر شده است.

از سال قبل «آموس هوکشتاین» فرستاده آمریکا پیشنهادی برای رفع منازعه آماده کرد. او تضمین داد که میدان گازی قانا به طور کامل سهم لبنان شود و در مقابل کاریش به اسرائیل برسد. پس از چندماه مذاکره، لبنان و اسرائیل با میانجی‌گری آمریکا به طور رسمی به نتیجه‌ای نرسیدند. با اینحال رسانه‌های غربی و صهیونیستی در گزارش‌های پرشمار ادعا می‌کنند نتیجه نهایی میانجی گری دیپلمات یهودی – آمریکایی این بوده است که بیروت پذیرفت در ازای کنترل کامل میدان گازی قانا، توسعه و استخراج کامل در میدان گازی کاریش را به اسرائیل واگذار کند.

گفته می شود ایالات متحده، ایجاد یک مرز اقتصادی دریایی به شکل S را بین دو طرف  به عنوان راه‌حل سازش پیشنهاد کرده‌است. بر اساس این پیشنهاد، تمام میدان «کاریش» به اسراییل و بیشتر میدان «قانا» نیز که پتانسیل گاز تجاری قابل اتکایی دارد، به لبنان خواهد رسید.

العربیه چندی پیش از توافق قریب الوقوع لبنان – اسراییل برای کنترل میدان نفتی«کاریش» خبر داد، براساس این توافق کنترل کاریش در دست اسرائیل باقی خواهد ماند، و گازی که در میدان نفتی «قانا» تولید می شود منحصرا به لبنان خواهد رفت. به گفته برخی منابع کمپانی یونانی-فرانسوی نفت و گاز PLD انرژان که در حال حاضر مسؤولیت تولید گاز میدان «کاریش» را به عهده دارد، همچنین مسؤولیت ادارهٔ میدان «قانا» را هم به عهده خواهد داشت.


تل آویو پیشنهادی به لبنان ارائه داده که می تواند بر اساس آن در منطقه مورد منازعه به عملیات استخراج گاز اقدام کند و در مقابل رژیم صهیونیستی نیز حق فعالیت در این منطقه را داشته باشد. به گفته یک مقام لبنانی پیشنهاد جدید ارائه شده کل میدان گازی قانا را به لبنان اختصاص داده است که ممکن است حاوی منابع بزرگی از نفت و گاز باشد، این منطقه نیز از خط ۲۳ مرزی که ابتدای مذاکرات تعیین شده بود، فراتر است و بدست آوردن کامل میدان قانا دستاوردی مهم برای لبنان محسوب می شود.

“اما الخلیج الجدید” به نقل از منابع رسانه‌ای لبنان اعلام کرد؛ سند محرمانه‌ شامل نقشه راهی است که توسط “عاموس هوکشتاین”، میانجی گر آمریکا در مذاکرات ترسیم مرزهای میان لبنان و اراضی اشغالی و مشاور وزیر خارجه این کشور در امور انرژی، طی سفر فوریه وی به لبنان مطرح شده است. طبق این سند، موضع آمریکا با موضع رژیم صهیونیستی درباره مناطق مرزی مورد مناقشه میان تل‌آویو و بیروت در میدان گازی “کاریش” و خط “۲۹” همسو است و واشنگتن معتقد است که این مناطق خارج از محدوده آب‌های منطقه‌ای لبنان قرار دارند و در سند  به عنوان راه حلی که هر دو طرف را راضی می‌کند، پیشنهاد شده است که منطقه مورد منازعه به دو بخش تقسیم شود. طبق گفته هوکشتاین، در این سند همچنین اعلام شده است که هیچ یک از بحث و بررسی‌های داخلی لبنان درباره خط مرزی ۲۹ ارزشی ندارد و از طرف آمریکا به رسمیت شناخته نمی‌شود. به نوشته الخلیج الجدید میانجی گر آمریکا همچنین به مسئولان لبنان گفته است که بیروت حق مخالفت با هیچ گونه مساحتی در جنوب خط مرزی ۲۳ را ندارد و از مسئولان و مقامات لبنان خواسته شده است که نباید هیچ بحثی درباره خط مرزی ۲۹ داشته باشند. طبق این سند، همچنین واشنگتن به مقامات لبنان گفته است که منطقه واقع میان خط ۱ و خط ۲۳ تماما لبنانی نخواهد بود و باید بخشی از آن به رژیم اشغالگر داده شود. دراین گزارش همچنین آمده است؛ پافشاری هوکشتاین بر اعطای بخش تعیین شده توسط وی به رژیم صهیونیستی به این معنا است که مقادیر قابل توجهی گاز در این منطقه وجود دارد.

همچنانکه ملاحظه می شود اخبار و گزارش های منتشره متناقض است. برخی از اخبار و گزارش ها حاکی از این است که طبق طرح پیشنهادی آموس هوکشتاین میانجی امریکایی حوزه گازی کاریش به رژیم صهیونیستی و حوزه قانا به لبنان تعلق می گیرد اما برخی دیگر از اخبار و گزارش ها حاکی از این است که حوزه قانا به لبنان واگذار می شود و حوزه کاریش نیز به طور مشترک بهره برداری می شود و همان شرکت انرژین که مسئولیت حفاری و استخراج در بخش اسرائیلی را برعهده داشته در بخش لبنانی نیز به فعالیت ادامه خواهد داد.

چرخش مواضع  تل آویو از تهدید به تعدیل: بنی گانتس وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در ۲۲ آگوست هشدار داد که حمله حزب الله به کاریش ممکن است به جنگ جدیدی بین این رژیم و حزب الله لبنان منجر شود.   وی سپس به همراه “یائیر لاپید»، «بنی گانتس» و «کارن الهرار»، وزرای خارجه و انرژی رژیم صهیونیستی در پی دعوت لبنان از «آموس هوکشتاین» میانجی آمریکایی برای سفر به بیروت جهت تکمیل مذاکرات ترسیم مرز‌های دریایی، با انتشار بیانیه‌ای مدعی شدند که میدان گازی «کاریش» در سرزمین‌های اشغالی واقع شده است. در این بیانیه تلکید شد که تل آویواهمیت فوق‌العاده‌ای در حفاظت از دارایی‌های استراتژیک خود می‌بیند و آماده حفاظت از آن‌ها و دفاع از زیرساخت‌های خود است. اما بنی گانتس بعدا در کنفرانسی در سازمان ملل با حضور گلعاد اردان، نماینده این رژیم در این سازمان گفت: در پایان امروز، دو دکل در طرف اسرائیلی و لبنانی قرار خواهند گرفت و سوال این است که آیا ما در این میان خواستار دفاع از خودمان از طریق نیروی نظامی خواهیم شد؟ ساخت دکل حفاری در طرف لبنانی به نفع این کشور است؛ چراکه ملت لبنان از مشکلات و بحران اقتصادی عمیق رنج می برند. مذاکرات باید پیش برود و در نتیجه آن ثبات و رفاه در منطقه تقویت شود و همچنین از تشدید تنش جلوگیری شود؛ چراکه این تنش قبل از هر چیز به ملت لبنان و دولت این کشور آسیب می رساند.

چشم انداز:

دربرآیند نهایی آن چه که درباره توافق بر سر ترسیم مرزهای دریایی لبنان و اسرائیل گفته می شود با اما و اگرهایی همراه است. بعد از سفرجدید «آموس هوکشتاین» فرستاده آمریکایی در پرونده ترسیم مرزهای دریایی لبنان و فلسطین اشغالی به بیروت و گفتگوهایی که با مقامات لبنانی در این زمینه داشت اطلاعات ضد و نقیضی درباره تحولات مربوط به این پرونده منتشر می شود؛ به طوری که از یک سو آمریکایی ها معتقدند که شاخص های زیادی از توافق قریب الوقوع لبنان و اسرائیل در این پرونده وجود دارد و واشنگتن همه تلاش خود را برای به نتیجه رساندن آن به کار گرفته و «جو بایدن» رئیس جمهوری ایالات متحده نیز مستقیما وارد این خط شده است. از طرف دیگر رسانه های صهیونیستی گزارش می دهند که هنوز شکاف های زیادی در این پرونده وجود دارد و رسیدن به توافق زمانبر بوده و ممکن است به بعد از ماه نوامبر موکول شود. از اینرو با وجود ابراز خوش بینی مقامات لبنانی، هنوز تردیدهای جدی درباره تمایل واقعی تل آویو برای ترسیم دائمی مرزهای دریایی خود با لبنان و پایبندی به توافق احتمالی در این زمینه وجود دارد مگر اینکه سلاح مقاومت به مثابه شمشیر داموکلس همیشه بالای سرآن حفظ شود.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.