پیروزی فاشیسم در انتخابات اسرائیل؛ استقبال سرد جامعه جهانی از بازگشت نتانیاهو به قدرت

0 7

مقدمه و طرح مساله

اسرائیلی‌ها روز سه‌شنبه  اول نوامبر۲۰۲۲ برابر با ۱۰ ابان ۱۴۰۱ در پنجمین انتخابات خود درطی چهار سال گذشته به پای صندوق‌های رأی رفتند. این انتخابات نیزمانند انتخابات مشابه قبلی خود با رقابتی پر تنش بین دو اردوگاه مختلف شکل گرفت؛ یکی مخالف نخست‌وزیر سابق بنیامین نتانیاهو و دیگری حمایت از تلاش او برای بازگشت به قدرت. در حالی که پیش از برگزاری انتخابات تصور می شد حزب” بلوک رسمی” بنی گانتس در رتبه سوم قرار خواهد گرفت و با قرار گرفتن در کنار ائتلاف لاپید زمینه را برای پیروزی مجدد ائتلاف حاکم فراهم خواهد کرد اما به طورغیرمنتظره اعلام شد که حزب صهیونیسم دینی و همپیمان آن “قدرت یهودی” خود را به جایگاه سوم رسانده و موجبات بازگشت نتانیاهو را به قدرت فراهم کرده اند.

هیچ کس از بازگشت نتانیاهو به قدرت خوشحال نیست

باوجود گذشت چند روز از اعلام رسمی نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی تاکنون هیچ مقامی به جز زلنسکی پیروزی نتانیاهو را تبریک نگفته است.

زلنسکی از یک سو بر مبارزه با اشغال و اشغالگری تاکید می کند اما از دیگر سو به کسی تبریک گفته که گوی سبقت را از اشغالگران ربوده و در پی تشکیل دولتی است که آرمانش اخراج باقیمانده فلسطینی ها از سرزمین مادری شان است.

زلنسکی با پیشگامی در تبریک به نتانیاهو ملاحظات و دل نگرانی های غرب را هم نادیده گرفته است. نتانیاهو رویکرد دولت ائتلافی لاپید – بنت را به دلیل جانبداری از غرب در برابر روسیه در جنگ اوکراین به باد انتقاد گرفته واین بدین مفهوم است که نتانیاهو با توجه به روابط شخصی و دوستانه ای که با پوتین دارد سعی خواهد کرد رویکرد دولت لاپید را در جنگ اوکراین تغییر دهد که این به ضرر اوکراین وحامیان غربی آن خواهد بود. به نظر می‌رسد یکی از نگرانی های غرب از نتایج انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی نیز دقیقا از همین تغییر رویکرد احتمالی تل آویو در جنگ اوکراین ناشی می شود.

البته جانبداری آشکاررژیم صهیونیستی از دولت کیف و غرب در جنگ اوکراین واکنش خشمگینانه مسکو را هم در پی داشت به گونه ایی که روسیه به تلافی این اقدام، فعالیت دفترآژانس یهود را در این کشور به حالت تعلیق در آورد تا مانع از انتقال یهودیان به فلسطین اشغالی و همچنین فراری دادن یهودیان روس تبار از جنگ اوکراین شود و در عین حال به تل آویو درباره انتقال سامانه های دفاعی به اوکراین هشدار داده است که امکان دارد نتانیاهو در این زمینه بازنگری کند.

نمایی از نتایج انتخابات کنست و چشم انداز تشکیل کابینه جدید به رهبری نتانیاهو 

طبق اعلام کمیته انتخابات رژیم صهیونیستی ۶۴ کرسی ائتلاف پیروز شامل: ۳۲ کرسی حزب نتانیاهو (لیکود)، حزب صهیونیسم دینی به ریاست بتسلئیل سموتریتچ و همپیمان با حزب “قدرت یهودی” به ریاست ایتمار بن غفیر ۱۴ کرسی، حزب “شاس” ۱۱ کرسی و “یهدوت هتوراه” ۷ کرسی است.

کرسی‌های احزاب دیگر نیز به این شکل تقسیم می‌شود: حزب “آینده‌ای‌ وجود دارد” (یش عتید) به ریاست لاپید ۲۴ کرسی، «بلوک رسمی» به ریاست بنی گانتس، وزیر جنگ این رژیم ۱۲ کرسی، حزب “اسرائیل خانه ما” به ریاست آویگدور لیبرمن، وزیر دارایی اسرائیل شش کرسی، پنج کرسی لیست مشترک عربی، پنج کرسی لیست جبهه عربی تغییر و حزب کارگر نیز چهار کرسی به دست آوردند.

در این انتخابات حزب چپ گرای مرتز برای اولین بار در سه دهه گذشته از کسب حد نصاب لازم  برای ورود به کنست بازماند ومرآو میخائیلی رهبر حزب چپگرای کارگر در نخستین موضع گیری خود پس از اعلان نتایج انتخابات ضمن حمله به لاپید وی را متهم کرد که در خلال انتخابات قصد داشت تا این حزب را از روی زمین محو کند.

در انتخابات روز سه شنبه، احزاب راستگرای تحت رهبری نتانیاهو در مجموع موفق شدند تا ۲٫۳۶۰٫۷۵۷ رای شرکت‌کنندگان در انتخابات را کسب نمایند و در جناح مقابل احزاب چپ-میانه‌رو تحت رهبری لاپید توانستند تا۲٫۳۳۱٫۶۲۰ رای را به سود خود اختصاص دهند. این بدین معناست که اختلاف آرای ۲ جناح به کمتر از ۳۰ هزار رای رسیده بود اما در این شرایط نتانیاهو موفق شد تا با کسب ۱۰ کرسی بیشتر از جناح رقیب صندلی نخست‌وزیری رژیم صهیونیستی را از زیر پای لاپید بیرون بکشد.

به این ترتیب «لیکود» به همراه احزاب مذهبی و راست افراطی که متحد نتانیاهو هستند، می‌توانند برای تشکیل دولت آینده اسرائیل اقدام کنند.

کمیته مرکزی انتخابات اسرائیل تا ۹ نوامبر(۱۸ آبان) فرصت دارد تا آمار نهایی را منتشر کند و تا ۲۳ نوامبر( ۲ آذر) هم فرصت برای شکایت از نتایج انتخابات وجود دارد.رئیس اسرائیل تا ۱۶ نوامبر( ۲۵ آبان)مهلت دارد تا نام نماینده مامور به تشکیل کابینه را اعلام کند، پس از اعلام نخست‌وزیر مامور به تشکیل کابینه، هرتزوگ وی را به رئیس کنست معرفی خواهد کرد و نامزد پیشنهادی ۲۸ روز فرصت تشکیل کابینه دارد و اگر نیاز به زمان بیشتری داشته باشد، می‌تواند برای یکبار خواستار تمدید این مهلت به مدت ۱۴ روز دیگر شود.

به نوشته روزنامه القدس العربی، بنیامین نتانیاهو منتظر طی مراحل اداری و پروتکلی و مکلف شدن توسط اسحاق هرتزوگ، رئیس این رژیم به تشکیل دولت نمانده و بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات کِنست تلاش‌هایش را برای تشکیل یک دولت راستگرا آغاز کرده است. به گفته شبکه “کان” نتانیاهو از”یاریو لیون” مسئول مذاکرات حزب لیکود برای ائتلاف با دیگر احزاب خواسته است تا ارتباط و تماس با رؤسای بلوک راست ازجمله حزب “شاس”، حزب “صهیونیسم دینی” به ریاست بتسلئیل سموتریتچ و “یهدوت هتوراه” را آغاز کند.

دراین میان یدیعوت آحارانوت از سهم خواهی های زودهنگام خبر داده و نوشته:  نتانیاهو کار خود را آغاز نکرده، محوری در لیکود به رهبری، دیوید بیتان، دودی امسالم و اسرئیل کاتس سه عضو کنست برای کسب بالاترین امتیازات ممکن در یارکشی‌های کابینه علیه نتانیاهو شکل گرفته است. این سه عضو کنست برای کسب بالاترین پست‌های کابینه با یکدیگر همسو شدند. این سه نماینده کنست که از اعضای قدیمی لیکود محسوب می‌شوند، اعلام کردند در گذشته در زمینه کسب کرسی‌های کابینه دچار بی مهره شده بودند و این بار اجازه نخواهند داد این امر تکرار شود.

از دیگر سو سایت خبری “فلسطین الآن” ازترس و نگرانی نتانیاهو از تشکیل کابینه دست راستی خبر داده و نوشته: رئیس حزب لیکود تمایل ندارد با دادن پست‌های دولتی به نمایندگان راستگرای افراطی همچون “ایتمار بن غفیر” ریسک کند. نتانیاهو تلاش می‌کند دو رقیب انتخاباتی خود یعنی یائیر لاپید، نخست وزیر رژیم صهیونیستی و بنی گانتس، وزیر جنگ این رژیم را متقاعد کند به دولت وی بپیوندند تا دچار انزوای بین‌المللی نشود.گزارش‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد که دولت آمریکا و کشورهای اروپایی به نتانیاهو اعلام کرده‌اند که بن غفیر را به عنوان یک وزیر نمی‌پذیرند. همچنین کشورهای عربی به او نسبت به انتخاب بن غفیر به عنوان وزیر هشدار داده‌اند.

تقارن پیروزی فاشیست ها در انتخابات اسرائیل با سالروزصدور بیانیه بالفور

تقارن انتخابات اخیر با یکصدو پنجمین سالروز صدوراعلامیه بالفور نمی تواند تصادفی باشد. اعلامیه بالفور، یکی از بیانیه‌های ننگین تاریخ انگلستان و به عنوان پیش‌زمینه تاریخی برای ایجاد یک کشور ملی برای یهودیان در سرزمین فلسطین شناخته می‌شود.

این نامه تاریخی توسط آرتور جیمز بالفور، وزیر خارجه وقت بریتانیا در تاریخ ۲ نوامبر سال ۱۹۱۷، خطاب به والتر روتشیلد، سیاست‌مدار یهودی‌تبار و از شخصیت‌های شناخته شده صهیونیزم نوشته و در آن به یهودیان وعده ایجاد “میهن ملی” در سرزمین فلسطین داده شده است. این درحالی است که ساکنان یهودی در فلسطینی در آن زمان تنها پنج درصد بودند.

وزیر امور خارجه وقت بریتانیا در سومین سال از جنگ جهانی اول نامه‌ای خطاب به روچیلد، یکی از چهره‌های معروف جنبش صهیونیسم نوشت و در آن وعده تخصیص «یک وطن برای یهودیان» داد. این نامه سپس به عنوان بیانیه بالفور شناخته شد و یکی از نقاط عطف در تاسیس دولت اسرائیل به شمار می‌رود.

هدف از صدور این بیانیه که در پی نامه‌نگاری‌ متقابل بین بالفور و روتشیلد و پیشاپیش ورود آمریکا به جنگ جهانی شکل گرفت، جلب توجه لابی  یهودی در داخل این کشور بود. کسانی همچون مارک سایکس (نماینده انگلیس) معتقد بودند که تخصیص فلسطین به یهود، باید تحت حمایت انگلیس صورت گیرد.

در پی صدور بیانیه بالفور که در چارچوب کمپین “اسکان مردم در میهن بدون ملت” نوشته شده است، مهاجرت عظیم یهودیان به سرزمین‌های تاریخی فلسطین آغاز شد.

با برپایی این دولت تحت قیمومیت بریتانیا بین سال‌های ۱۹۲۰-۱۹۴۰ مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین شتاب بیشتری گرفت و متعاقب جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن برای یهودیان اروپا این مهاجرت ابعاد تازه‌ای یافت.

بیانیه بالفور پیامدهای درازمدت بسیاری داشته‌ است. صدور این بیانیه باعث افزایش چشمگیر حمایت از صهیونیسم در میان یهودیان سراسر جهان شد. این بیانیه، یکی از عناصر مرکزی در سند مؤسس قیمومت بریتانیا بر فلسطین بود که سرزمین تحت این قیمومت بعدها تبدیل به سرزمین‌های اشغالی شد. در نتیجه، بیانیهٔ بالفور یکی از علل اساسی منازعه فلسطین-رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.

با وجود تلاش فلسطینیان برای مقابله با مهاجرت یهودیان به سرزمین‌های شان، پایان قیمومیت بر این سرزمین و خروج از آن، کشور اسرائیل در سال ۱۹۴۸ که فلسطینیان از آن به عنوان سال نکبت یاد می‌کنند- تاسیس شد.

با برقراری دولت اسرائیل با هدایت بیانیه بالفور در سرزمین تاریخی فلسطین اخراج فلسطینی‌ها شدت بیشتری گرفت و خسارات مالی و جانی زیادی متحمل آنان شد که مجبور به ترک بیش از نیمی از سرزمین خود شدند. شبه نظامیان صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ حدود یک میلیون مرد، زن و کودک را از میهن خود اخراج کردند.

براین اساس بیانیه بالفور را می توان سراغاز بنیانگذاری یکی از نژادپرست ترین رژیم ها در جهان دانست که در طول بیش از یک قرن گذشته نه تنها باعث اوارگی و دربدری یکی از ملل کهن در تاریخ خاورمیانه شده بلکه این منطقه را وارد بی ثباتی و جنگ های پی در پی کرده و آن را از حق طبیعی خود یعنی رشد و توسعه پایدار محروم کرده است حال آن که خود انرژی و منابع طبیعی این منطقه به موتور محرکه جهان تبدیل شده است.

پیروزی تندروهای مذهبی و نژادپرست شاخص بارز انتخابات جدید

به نوشته القدس العربی هنوز گرد و غبار برگزاری انتخابات کنست رژیم صهیونیستی و شمارش آرا فروکش نکرده بود که مشخص شد بلوک نتانیاهو قدرت را در دست گرفته و فاشیم کاهانیسم (طرفداران خاخام نژاد پرست مائیر کاهانا) پیروز این انتخابات شده است. نتایچ این انتخاب بیانگر تحولات عمیق و ریشه‌ای در میان اسرائیلی‌ها دارد که مهم‌‌ترین آن ها افزایش قدرت جریان دینی افراطی و متعصب و جریان صهیونیسم نژاد پرست فاشیستی است.

نکته حائز اهمیت در مورد آرای جناح راست، افزایش خیره کننده و باور نکردنی آرای ائتلاف صهیونیسم مذهبی است که به سبب رویکردهای افراط ‌گرایانه و نژادپرستانه علیه فلسطینیان و اعراب شناخته می‌شوند.

به نوشته روزنامه لس انجلس تایمز در حال حاضر حدود ۶۲ درصد از یهودیان اسرائیل خود را راست افراطی می‌دانند، در حالی که در سال ۲۰۱۹ این آمار ۴۶ درصد بود. جریان راست در میان جوانان اسرائیل بیش از همه ریشه دوانده و حدود ۷۰ درصد از آن‌ها را شامل می‌شود. بن غفیر بین جوانان اسرائیل از جمله در تل‌آویو مقبولیت بالایی دارد.

ویژگی اصلی این انتخابات پیروزی ایتامار بن‌عفیر، افراطی جناح راست و حزب قدرت یهودی (Jewish Power) او است که به عنوان سومین بلوک از احزاب راست‌گرای دیگر، کرسی‌های کنست را در اختیار گرفتند. صرف نظر از تغییر مداوم سیاست تل‌آویو به راستگرایی در دو دهه گذشته، افراط‌ گرایی بن گویر تا همین چندی پیش فراتر از آن  (تغییر مداوم سیاست اسرائیل به راستگرایی) دیده می‌شد.
او ریشه در حزب آشکارا نژادپرستانه Kach دارد که توسط خاخام رادیکال آمریکایی مایر کاهانه تأسیس شد و به دلیل تحریکات نژادپرستانه و خشونت‌آمیز ممنوع شد.
بن‌عفیر زمانی «دیوید دوک اسرائیل» لقب گرفت و باروخ گلدشتاین، تروریست آمریکایی – صهیونیستی را که در سال ۱۹۹۴، ۲۹ نمازگزار فلسطینی را در الخلیل به شهادت رساند، بسیار مورد تحسین و توجه قرار داد. اما، در دولت نتانیاهو به عنوان سیاستمداری که آشکارا از پاکسازی قومی استقبال می‌کند مورد استقبال قرار گرفت. یوهانان پلسنر، رئیس مؤسسه دموکراسی اسرائیل، در گفت‌وگو با واشنگتن پست گفت: نتانیاهو درها را برای بن‌گویر برای مشارکت در جریان اصلی سیاست باز کرد. حالا او در حال تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ است.

به اذعان عیساوی فریج وزیر امورمسایل منطقه‌ای کابینه لاپید، اسرائیل امروز نژاد پرست تر ازهر زمانی شده است و بسیاری از اسرائیلی‌ها با انگیزه نفرت ازعرب‌ها رای خود را به صندوق انداخته‌اند از اینرو ما در پیچ خطرناک قرار نگرفته ایم بلکه در لبه پرتگاه هستیم.

به نوشته المانیتورآن دولت دست راستی که نتانیاهو وعده تشکیل آن را داده، دولتی اشتراکی با محافظه کارترین و واپسگراترین نیروهایی خواهد بود که در تاریخ اسراییل بر آن حکومت کرده اند.

چرایی پیروزی فوق تندروهای اسرائیلی

برخی بررسی ها و تحقیقات حاکی از این است که علت پیروزی غیرمترقبه احزاب فوق افراطی و نژادپرست در انتخابات فلسطین اشغالی از یک سو به تلاش ها و زدوبندهای نتانیاهو و از دیگر سو به اهمال یائیر لاپید در ایجاد انسجام و اتحاد بین احزاب چپ و به اصطلاح میانه برمی گردد.لاپید برای پیروزی درانتخابات تنها کافی بود تا زمینه تحقق دو اتحاد را در میان بلوک احزاب تحت رهبری خود فراهم می کرد: ۱-  اتحاد مرتز و کارگر۲- اتحاد احزاب عربی

ازجمله نتایج انتخابات اخیر کنست ناکامی حزب چپگرای مرتز به رهبری “زاهاواه گال-اون” در ورود به پارلمان است. این نخستین بار از زمان تاسیس این حزب در سه دهه گذشته است که نمایندگان مرتز از ورود به کنست باز می‌مانند. مرتز در صورت ائتلاف با دیگر حزب چپگرای حاضر در انتخابات یعنی حزب کارگر می‌توانست ضمن کسب حدنصاب لازم به منظور ورود به کنست، چهار کرسی از جناح نتانیاهو بکاهد تا بدین شکل مجموع آرای راستگرایان به ۶۰ کرسی تقلیل پیدا کند. در انتخابات اخیر تنها ۴ هزار رای بیشتر یک حزب در اردوگاه لاپید می‌توانست مانع از به قدرت‌رسیدن مجدد نتانیاهو و متحدانش شود و وضعیت را حداقل به سوی برگزاری ششمین انتخابات متوالی رهنمون سازد.

براساس ساختار انتخابات درسرزمین‌های اشغالی احزاب سیاسی مجازند تا با امضای توافق‌نامه‌هایی قبل از برگزاری انتخابات زمینه‌ای را فراهم آورند تا خرده آرای اضافه خود را با یکدیگر تجمیع نمایند تا در صورتی که مجموع آرای اضافه دو حزب به میزان یک کرسی رسید بتوانند تعداد صندلی‌های خود را در کنست افزایش دهند. این امر در نهایت به هر جناح کمک می‌کند تا از حداکثر آرای کسب‌شده خود به شکلی بهینه استفاده و از هدررفت آن جلوگیری کند.

همچنین در صورت ائتلاف هرسه فهرست عربی حاضر درانتخابات یعنی «رعم»، «بلد» و «فهرست مشترک عربی» تعداد کرسی‌های احزاب عربی از ۱۰ کرسی کنونی تا ۱۳ کرسی افزایش می یافت.

بی میلی حزب «بلد» به رهبری «سامی ابوشهاده» به منظور امضای پیمان تجمیع آرا با «فهرست مشترک عربی» به رهبری «ایمن عوده» و «احمد طیبی» سبب شد تا علاوه بر آنکه بلد نتواند حدنصاب لازم را به منظور حضور در کنست کسب کند، آرای اضافه احزاب عربی از جمله تمامی ۱۳۸ هزار رای هواداران حزب بلد عملا به هدر رود و به حساب اردوگاه رقیب واریز شود.

حزب بلد در عین حال برای ورود به کنست تنها به کسب ۲۱ هزار رای بیشتر نیاز داشت تا بتواند مجوز ورود به کنست را به دست آورده و ۴ کرسی کنست را به خود اختصاص دهد. در صورت ائتلاف حزب بلد با فهرست مشترک عربی احتمال می‌رفت این اتحاد بتواند به جای ۵ کرسی، ۸ کرسی را از آن خود سازد تا بدین شکل تعداد صندلی های جناح نتانیاهو را در پارلمان رژیم صهیونیستی سه کرسی دیگر کاهش دهد.

پیروزی احزاب فوق افراطی و نژادپرست عامل انسجام یا فروپاشی داخلی؟

هرچند امکان دارد پیروزی احزاب دست راستی برای خود این احزاب و حتی نتانیاهو خوشحال کننده و دلگرم کننده باشد اما بی تردید برای احزاب و گروه های غیرمذهبی و همچنین دولت های غربی حامی آن ها نگران کننده و مایوس کننده است. هیچ کس در بین اپوزیسیون به نتانیاهو به عنوان یک رهبر نگاه نمی‌کند. ازاینرومقامات این رژیم درباره خطر فروپاشی درونی به خاطر گسست داخلی و اختلافات بین یهودیان ارتدکس و جریان های سکولار و صهیونیست هشدار داده اند. عیساوی فریج  وزیر امور مسایل منطقه‌ای کابینه لاپید در گفتگو با رادیو اسرائیل گفت: اسرائیل امروز نژاد پرست‌تر از هر زمانی شده است و بسیاری از اسرائیلی‌ها با انگیزه نفرت از عرب‌ها رای خود را به صندوق انداخته‌اند. از این‌رو ما نه در پیچ خطرناک، بلکه در لبه پرتگاه هستیم.

سیاست اعلام‌شدۀ بلوک راستگرای حامی نتانیاهو، گسترش شهرک‌های یهودی‌نشین در مناطق فلسطینی، تغییر در سیستم قضایی به‌خصوص کارکرد دیوان عالی و افزایش امتیازات جامعۀ مذهبی ارتدوکس است و همۀ این سیاست‌ها، یهودیان سکولار را در داخل و خارج اسرائیل تا سرحد نفرت از دولت آیندۀ نتانیاهو منزجر می‌کند. این انزجار بدون تردید آن ها را به مقابلۀ با بلوک راستگرا و تبدیل خیابان‌هابه صحنۀ تظاهرات علیه نتانیاهو ترغیب خواهد کرد و دولت راستگرا را تحت فشار شدید قرار خواهد داد.

صهیونیست ها در حالی چشم امید به نتانیاهو دوخته اند که به گزارش المیادین وی پیش از ترک پست نخست وزیری، زمینی سوخته را پشت سر خود جا گذاشت. اظهارات و رفتارهای او باعث وخامت تنش‌ها در گفتمان عمومی در بین اسرائیلی‌ها و افزایش تحریک و تفرقه در میان بخش‌های بزرگ شهرک‌نشینان شد؛ او حتی تلاش کرد کسانی را که با او موافق نبودند، از جمله رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران بدنام کند. او همچنین سعی کرد همه کسانی را که با او مخالف بودند ساکت کرده و از آن‌ها مشروعیت‌زدایی کند؛ نتانیاهو جمع اشغالگران را بین «ما» و «آنها» (یعنی همه کسانی که با او مخالف بودند) تقسیم کرد. او در این بین حتی نزدیکان و دوستان خود را نیز موزد حمله قرار می‌داد. نتانیاهو بودجه عمومی تل‌آویو را تابعی از نیازهای شخصی خود قرار داد و به مقاماتی که برای محافظت از «منافع عمومی» منصوب کرده بود، به دلیل جرات انتقاد از او و حمایت از تحقیقات علیه او حمله کرد. او ده‌ها وعده و قول به دوستان و رقبای خود داد و هرگز به هیچ یک از آن‌ها عمل نکرد؛ به همیت خاطر جای تعجب نیست که اکثر سیاسیون اسرائیلی دیگر هرگز به وعده‌های او ایمان نمی‌آورند.

او حتی زمانی که در مقام رهبری معارضان حضور داشت به این رفتار ادامه داد؛ گروهی از اعضای کنست و اعضای حزب لیکود به تشویق او ادامه دادند و طرفداران و حامیان مسیر او را دنبال کردند تا گفتمان و نظام سیاسی تل آویو را بیشتر آلوده کنند. به گفته برخی از مخالفان، «نتانیاهو قواعد فاسدی را وارد سیاست اسرائیل کرده است که نظام سیاسی تل‌آویو برای رهایی از آن‌ها باید سخت تلاش کند». نتانیاهو ملاحظات شخصی خود را مطرح کرد و در طول سال‌های نخست وزیری‌اش ثابت کرد که «برای همه محدودیت‌هایی اعمال می‌کند» و نیازهای رژیم را به نفع خود حذف می‌کند. نتانیاهو برای اینکه بتواند در قدرت بماند در عرض ۳ سال «اسرائیل» را به برگزاری ۵ دوره انتخاباتی کشاند و در تمام مدت به گفتمان تنش‌زای خود دامن زده و وضعیت رژیم را آلوده‌تر کرده است. او دوست و پسرخوانده‌اش «نفتالی بنت» نخست‌وزیر قبلی تل‌آویو را متهم کرد که به «پارانوئید» میل نامحدود به قدرت مبتلاست و «آمادگی دارد تا کشور را بفروشد”.

پرونده های فساد، پاشنه آشیل نتانیاهو

با بازگشت نتانیاهو به قدرت احتمال  اینکه پرونده های فساد نتانیاهو دوباره از حاشیه به متن آورده و در سیبل توجه قرار گیرد وجود دارد. درمیان تمام ابزارهایی که مخالفان «نتانیاهو» دراختیار دارند، پرونده های فساد او مهمترین ابزاری است که روی آن حساب باز می کنند. «نتانیاهو» دارای ۴ پرونده فساد در سیستم قضایی رژیم صهیونیستی است که به پرونده های ۱۰۰۰ تا ۴۰۰۰ هزار مشهورند. این پرونده ها شامل استفاده از خدمات دولتی در مصارف شخصی، دریافت هدایای گرانبها به عنوان رشوه و پرونده خرید غیرقانونی زیردریایی از آلمان است.

بر اساس پرونده ۱۰۰۰ نتانیاهو به کلاهبرداری، فریب کاری و خیانت در امانت متهم شده است. این پرونده درباره دریافت غیرقانونی هدیه از بازرگانان خارجی را شامل می‌شود.

پرونده ۲۰۰۰ درباره سوء استفاده از قدرت و جایگاه خود جهت تحت فشار قرار دادن «آرنون موزس» صاحب‌امتیاز نشریه «یدیعوت آحارونوت» برای ارائه پوشش بهتر از اخبار نخست‌وزیری است. در پرونده ۲۰۰۰ نتانیاهو متهم است که  با روزنامه «یدیعوت آحارونوت» زد و بند کرده تا در ازای پوشش مثبت از فعالیت هایش در این روزنامه، رقیب آن یعنی روزنامه «اسرائیل هیوم» را تحت فشار قرار دهد.

نتانیاهو همچنین در «پرونده ۳۰۰۰» که به «رسوایی زیردریایی اسرائیل» نیز شهرت دارد، درگیر است. این پرونده درباره زد و بند در جریان قرارداد دو میلیارد دلاری برای خرید سه زیردریایی با سوخت اتمی و چهار کشتی نظامی از آلمان است.

درپرونده موسوم به «۴۰۰۰۰» نتانیاهو به «شائول ایلوویچ» مالک شرکت «بِزِک» میلیون‌ها دلار تسهیلات مالی پرداخت کرده تا پایگاه خبری «واللا» وابسته به این سرمایه‌دار صهیونیست از او و همسرش حمایت رسانه‌ای بهتری داشته باشد.

درخارج از فلسطین اشغالی هرچند امکان دارد پیروزی احزاب دست راستی در انتخابات کنست تاثیر روانی بر تقویت موقعیت جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره ای کنگره برجای بگذارد اما دست‌کم تا زمانی که بایدن و دموکرات ها برسرکار است تنش ها و چالش ها بر روابط تل آویو و واشنگتن بازخواهد گشت و دوره ماه عسل بایدن و لاپید به پایان خواهد رسید.

همچنین درصورتی که نتانیاهو بخواهد وعده انتخاباتی خود مبنی بر ملغی کردن توافقنامه ترسیم مرزهای دریایی با لبنان را عملی کند دراین صورت علاوه بر اینکه زمینه های تنش و درگیری را فراهم خواهد کرد بلکه چه بسا واکنش وخشم اروپا رانیز برخواهد انگیخت به دلیل اینکه اروپا برای عبور از زمستان سخت پیش رو حساب خاصی روی نفت وگاز دریای مدیترانه و اجرای توافقنامه ترسیم مرزهای دریایی لبنان و اسراییل باز کرده است.

ازاین جهت اقدام نتانیاهو مشابه اقدام بن سلمان در نشست اخیر اوپک پلاس خواهد بود که علیرغم رایزنی های دولت بایدن با افزایش سقف تولید نفت موافقت نکرد و لذا دولت بایدن آن را به بازی کردن در زمین پوتین متهم کرد و همین اتهامات و بگو و مگوها موجب ایجاد تنش در روابط ریاض و واشنگتن شده است.

علاوه براین، تجربه نشان داده است در مقاطعی که احزاب دست راستی در فلسطین اشغالی برسرکارمی اید کشورها و مجامع جهانی وبخصوص غربی آزادی عمل بیشتری برای مقابله با سیاست‌های توسعه طلبانه وضد صلح رژیم صهیونیستی پیدامی کنند و حداقل جلوی تلاش های دیگر کشورها سنگ اندازی نمی کنند. از این دید زمینه برای تقویت فضای ضد صهیونیستی در جهان بیشتر می شود.

بزرگنمایی تهدیدها و هراس افکنی رمز موفقیت نتانیاهو

به گزارش المیادین،  طبق تلقین نتانیاهو، در شرق دریای مواج «تروریسم فلسطینی» وجود دارد و پشت آن جهنم بمب ایران ایستاده است؛ در حالی که امواجی هم از سوی غرب می‌آیند. نتانیاهو قدرت خود را به هیچ وجه از توانایی خود برای مقابله با این خطرات نمی‌گیرد، بلکه او فقط در بزرگ نمایی تهدیدات برای صهیونیست‌ها موفق عمل می‌کند. جالب آنکه جنگ او با توافق هسته‌ای ایران بر اساس معیارهایی که خود نتانیاهو تعیین کرده است، به شدت شکست خورده است. حتی سرنوشت «راه‌حل‌هایی» که دولت‌های متوالی نتانیاهو به مردم فلسطین ارائه کردند و تحت عنوان «امنیت» و مبارزه با «تروریسم» نامیده می‌شوند، امروز کاملاً به شکست انجامیده‌اند؛ در اصل، مبارزه با ایران و توافق با فلسطینیان، روندی نبود جز مجموعه تیترهای پر زرق و برق که عمدتاً در دستورکار رسانه‌ها قرار گرفته بود. بنابراین، نتانیاهو «سرمایه سیاسی» خود را با تلاش برای حل مشکلات نمی‌سازد، بلکه با تبدیل همه آن‌ها به «تهدیدات وجودی» جمع‌آوری کرده است. برای نتانیاهو حتی اگر تهدیدی وجود نداشته باشد، باید مدام در جستجوی آن تلاش کرد؛ تهدیداتی مانند بمب هسته‌ای ایران، داعش و اخیراً با «نازیسم فلسطینی» و مقایسه فلسطینیان با نازی‌ها و داعشی‌ها که قطعاً این روندی اتفاقی نیست. این‌ها نیروهایی هستند که نه تنها برای «اسرائیل» بلکه برای فرهنگ مدرن غربی نیز تهدید تلقی می‌شوند؛ نتانیاهو یاد گرفته که روی این محورها مانور دهد تا بماند.

اما به نوشته رای الیوم اسرائیلی که نتانیاهو به قدرت در آن بازگشته، اسرائیلی نیست که او در زمان ترک قدرت، دیده بود. جهانی که نتانیاهو در زمانی که در عرش قدرت بود، با جهان اکنون متفاوت است. مدافع آن، یعنی آمریکا غرق در جنگ فرسایشی بی‌سابقه در اوکراین است و ولودیمیر زلنسکی تا کنون نزدیک به یک پنجم زمین‌های کشورش را از دست داده و پایتخت آن، کی‌یف، به دلیل بمباران موشکی روسیه به تلافی حمله به ناوگان روسیه در کریمه، از برق و آب محروم است.

به گفته عبد الباری عطوان ، نتانیاهو دوست صمیمی همتای روسی، یعنی ولادیمیر پوتین است؛ اما این دوستی قبل از جنگ اوکراین عمیق‌تر شد و اکنون وضعیت تغییر کرده است و نتانیاهو باید بین آمریکا و روسیه یکی را انتخاب کند و هیچ راه میانه‌ای وجود ندارد. مهم نیست مانورها و تلاش‌های او برای فرار و گمراه کردن چقدر طول بکشد، در نهایت باید یکی را انتخاب کند؛ هر انتخابی که بکند، او خود متضرر اصلی خواهد بود.

تاثیرپیروزی احزاب فاشیستی و دست راستی صهیونیستی بر فلسطینی ها

به نوشته رای الیوم در حالی که توسل به طرح ابتکاری صلح عربی به عنوان راهکار نهایی قضیه فلسطین، مهمترین تصمیم نشست سران اتحادیه عرب در الجزائر بود، پاسخ صهیونیست‌ها به این امر، سریع بود و آن بازگرداندن بنیامین نتانیاهو و ائتلاف مذهبی نژادپرست و ضد عرب لیکود به قدرت در رژیم اشغالگربود. صهیونیست‌ها در انتخابات کنست، به احزاب مذهبی راست افراطی و نژادپرست معروف به تنفر از عرب‌ها و اتخاذ سیاست‌هایی که خواستار کشتار و اخراج آنها از تمام فلسطین اشغالی و تقدیس هویت یهودی-صهیونیستی این کشور اشغالگر است، رأی دادند.

نتانیاهو قول داده است که دولتی کاملاً راستگرا با حضور حزب صهیونیست مذهبی و دو حزب ارتدوکس شاس و یهودیت توراتی تشکیل دهد. از این روی احتمال دارد که این حزب، دو وزارتخانه مهم یعنی امنیت جنگ و امنیت داخلی را به دست گیرد؛ در این صورت در بیشتر تصمیمات جنگی مورد انتظار، حرف آخر را خواهد زد. رهبر این حزب که برجسته‌ترین شریک سران عرب امضاکننده توافق نامه‌های صلح ـ چه قدیم و چه جدید و آینده خواهد بود ـ خواستار کشتار، طرد و کوچاندن عرب‌ها و پیچاندن پیکرهای شهدا در پوست خوک است.

حزب صهیونیست مذهبی که به نژادپرستی در بین یهودیان معروف است، طمع مهارناپذیری به بلعیدن کرانۀ باختری رود اردن دارد و بدون تردید برای گسترش بی‌سابقۀ شهرک‌های یهودی‌نشین در دلِ مناطق فلسطینی به نتانیاهو اعمال فشار خواهد کرد.

شرکای تندروی نتانیاهو، یعنی بن گویر و اسموتریچ، بی گمان هیچ سازشی نخواهند کردشرکای نتانیاهو درخواست خواهند کرد که علیه ساکنان کرانه باختری، اقدامات شدیدی انجام شود. بن غفیردر توئیتی نوشت: “اکنون وقت آن رسیده که به آن ها نشان دهیم چه کسی رییس است.”

به نوشته رای الیوم کابینه ائتلافی و افراطی جدید رزیم صهیونیستی به محض تشکیل دو گام اساسی را برخواهد داشت:

نخست: بازگشت به احیای اجرای معامله قدرت، الحاق کرانه باختری، تبعید اغلب فلسطینی‌ها به اردن، به عنوان وطن جایگزین.

دوم: تشدید حملات و یورش‌ها به مسجد‌الاقصی و تقویت سیطره یهود علیه آن و محو هویت عربی و اسلامی آن. با توجه به رهبران این ائتلاف نژادپرست، هیچ بعید نیست که نخستین گام تقسیم مسجدالاقصی مشابه آن‌چه در خصوص مسجد ابراهیمی در الخلیل صورت گرفت، برداشته شود و گام دوم تخریب آن و برپا کردن معبد ادعایی بر روی ویرانه‌های آن باشد.

به نوشته یدیعوت آحارانوت ارتش اسرائیل انتظار دارد در کوتاه مدت روند عملیات ضد اسرائیل در مناطق مختلف کرانه باختری شدت بیشتری به خود گرفته و شرایط امنیتی بدتر شود. به همین منظور ارتش اسرائیل ۲۵۰۰ جلیقه ضد گلوله جدید برای نظامیان خود که در کرانه باختری و به ویژه در بخش شمال کرانه باختری حضور دارند، تهیه کرده است. این جلیقه‌ها میلیون‌ها شیکل برای ارتش هزینه برده است در حالی که مجبور شده است حدود ۵۰ خودرو زرهی نیز در اختیار نیروهای امنیتی حاضر در این منطقه قرار دهد تا نظامیان از گلوله، سنگ و دیگر اشیای پرتاب شده علیه آنها در امان بمانند.

ریاض منصورنماینده فلسطین در سازمان ملل بازگشت نتانیاهو به قدرت  را در رژیم صهیونیستی “بازگشت فاشیسم” توصیف و خاطرنشان کرد این مسئله اقتضا می‌کند جهان بی تفاوت باقی نماند و فلسطینی‌ها را برای تعیین سرنوشت خود در مقابل اسرائیلی‌ها تنها نگذارند. جهان با تمام قدرت باید مداخله کند و این قدرت فاشیستی جدید را از اراضی اشغالی اخراج کند تا فلسطینی‌ها از آزادی و کرامت در کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف برخوردار باشند.

مصطفی البرغوثی، دبیرکل جنبش ابتکار ملی فلسطین، اوج گرفتن فاشیسم را خطرناک‌ترین نتیجه انتخابات رژیم صهیونیستی دانست که نشان می‌دهد، سیستم حاکم در تل آویو از نژادپرستی افراطی به نژادپرستی جنایتکارانه سوق پیدا کرده است.به گفته وی، نتیجه انتخابات و بازگشت نتانیاهو به معنای نهادینه کردن نهایی سیستم نژادپرستی و مرگ قطعی آنچه که “تشکیل دو کشور” نامیده می‌شود و همچنین، نهادینه کردن واقعیت یک کشور واحد با نظام نژادپرستی است.

به اذعان واشنگتن پست، توافقنامه ابراهیم، که بین تل‌آویو و تعداد کمی از حکومت‌های عربی منعقد شد، احساس بیگانگی فلسطینی‌ها را عمیق‌تر و چشم‌انداز ضعیف تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی را بیش از پیش دورتر جلوه داد. برای سال‌ها، تشکیلات خودگردان به عنوان یک ضامن امنیتی برای تل‌آویو و ایالات متحده عمل کرده است. در حالی که شهرک‌های یهودی در بخش‌هایی از کرانه باختری گسترش داده شده و منتقدان آن را «الحاق خزنده» سرزمین‌های فلسطینی توصیف می‌کنند، (تشکیلات خودگردان) یک تماشاگردرمانده بوده است. این سازمان درزمینه عملیات امنیتی با تل‌آویو هماهنگ و از طرف این رژیم حملات و دستگیری‌های (مخالفان فلسطینی) را انجام می‌دهد.

این اقدامات موجب شده کرانه باختری که بنا بود به کانون سازش تبدیل شود اکنون با ظهور گروه های چون عرین الاسود یا بیشه شیران به کانون مقاومت تبدیل شود که به کابوسی برای صهیونیست ها تبدیل شده است. به نوشته روزنامه القدس العربی در سایه انسداد افق سیاسی در اسرائیل، نتایج انتخابات احتمالا منجر به شدت گرفتن مبارزه ملت فلسطین در دو سوی خط سبز خواهد شد و شرایط به سوی بالکانیزه شدن و حتی لغزش به سوی جنگ داخلی پیش خواهد رفت شرایط این منطقه به نقطه انفجار رسیده است  و فقط منتظر کشیدن کبریتی است که اوضاع را به سوی نقطه صفر آن یعنی سال ۱۹۴۸ بازگردانده و فلسطینیان در دو سوی خط سبز خود را بیش از هر زمان دیگری در مقابل ساختارتبعیض نژادی و آپارتایدی قرار دهند.

براین اساس با پیروزی احزاب فاشیستی و نژادپرست در فلسطین اشغالی  شکاف ها و درگیری ها میان صهیونیست ها و فلسطینی ها تشدید خواهد شد و زمینه بیشتری برای فعالیت و عرض اندام این گروه ها فراهم خواهد شد. به نوشته رای الیوم هیچ بعید نیست که این نژادپرست‌ترین حکومت به نابودی رژیم اشغالگر و پایان اجتناب‌ناپذیر آن شتاب دهد. البته نه به دست ارتش‌های کتک خورده عربی، بلکه به دست مردان مقاومت فلسطین و متحدان عرب و مسلمان آن‌ها، موشک‌هایشان، پهپادها و عملیات‌های مقاومتی. ما اینجا از “عرین الاسود” (بیشه شیران) سخن می‌گوییم که دامنه سیاسی و نظامی خود را گسترش داده و اقبال مردمی از آن قوی‌تر و محکم‌تر می‌شود. روزی نیست که کادرهای جوان این گروه، یک عملیات کماندویی در نقاط مختلف کرانه باختری انجام ندهند؛ عملیاتی چه با زیر گرفتن صهیونیست‌ها، چه چاقو زدن یا شلیک گلوله‌های واقعی. تا دیروز در نابلس و جنین بود و امور به الخلیل رسیده و فردا در رام‌الله و پس فردا در مناطق اشغالی سال ۱۹۴۸ و این مسیر ادامه دارد. شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی در گزارشی  با اذعان به این مسئله گفت : نهادهای امنیتی (رژیم صهیونیستی) از انتشار موج (مقاومت) از شمال کرانه باختری به مناطق جنوب آن به شدت نگران هستند. ما این روزها شاهد شکل‌گیری گروهی مسلح در الخلیل همانند گروه عرین الاسود (بیشه شیران) در نابلس هستیم، دو عشیره بزرگ الخلیل یعنی الجعبری والعویری هم اختلافات خود را کنار گذارده و اعلام کردند، سلاح خود را از این پس فقط به سوی اسرائیل نشانه خواهند رفت.

ایران و انتخابات فلسطین اشغالی

بن کاسپیت درمقاله ای برای المانیتور نوشته است: نتانیاهو موضوع  ایران را مرتبا در مباحثات پشت پرده مطرح می کند. همدستانش می گویند که وی به محض ورود دوباره به دفتر نخست وزیری، این موضوع را کاملا در مرکز توجه قرار خواهد داد اما چه کاری در این زمینه مانده که او انجام دهد؟ دولت کنونی اسراییل، مانع احیای توافق هسته ای قدرت های جهان با ایران، شده است کاری را که نتانیاهو، شش سال پیش به رغم همه تلاشهایش نتوانست انجام دهد، نفتالی بنت و یائیر لاپید موفق به انجام آن شدند.
در سیاست عملیاتی در برابر ایران هم، موردی نیست که نتانیاهو بتواند تعیین تکلیف کند. بنت پیش از این سیاست اسراییل را چرخش داد و آن را از تعهداتش به قدرت های جهانی آزاد کرد و اجازه داد که در داخل ایران عملیات انجام شود. نتانیاهو تقویت نظامی برای یک حمله احتمالی نظامی به ایران را رها کرد اما دولت بنت- لاپید آن را با اختصاص بودجه های چشمگیری احیا کرد.

با این حال به باور برخی دیگر از کارشناسان، اسرائیلی ها تلاش می کنند به جای اینکه مسئله اشغال فلسطین، مسئله اول خاورمیانه و جهان باشد مسئله ایران (هسته ای یا هولوکاست یا موشکی یا پهپادی یا … ) در صدر قرار گیرد تا موضوع فلسطین در حاشیه بماند. در نتیجه رژیم صهیونیستی چند هدف را در مقابله با ایران دنبال خواهد کرد: جلوگیری از احیای برجام یا هر گونه توافق سیاسی برای حل و فصل برنامه هسته ای ایران و برداشته شدن تحریم ها ، تلاش برای افزایش تحریم های امریکا علیه بخش های پهپادی و موشکی و … ایران و تشویق امریکا برای هدف قرار دادن گروه های نزدیک به ایران در سوریه و عراق.

تاثیر انتخابات اسرائیل بر توافقنامه مرزهای دریایی با لبنان

پیش از برگزاری انتخابات ، بنیامین نتانیاهو در گفتگو با رادیو ارتش رژیم صهیونیستی تهدید کرده بود در صورت پیروزی در انتخابات کنست پیش رو، اولین کاری می‌کند، لغو توافق مرزی با لبنان است. وی تصریح کرد در صورت پیروزی و تشکیل کابینه، همان رفتاری را با این توافق خواهد کرد که با توافق اسلو شده بود، زیرا این یک توافق تسلیم شدن دیگر است.

اما به نوشته المانیتور بعید است که نتانیاهو، توافق گازی با لبنان را عملا لغو کند چرا که به رغم تبلیغات انتخاباتی در مشروعیت زدایی از این توافق، فهم ژئوپولیتیکی نتانیاهو سر جایش هست. او به خوبی می داند که این توافق برای اسراییل خوب است. می فهمد که لغو آن به امنیت ملی اسراییل، منافع اقتصادی، آینده استخراج گاز از مدیترانه و اعتبار آن آسیب می زند. نتانیاهو همچنین از واکنش احتمالی واشنگتن در صورت آسیب دیدن این توافق، آگاه است؛ توافقی که دولت بایدن به سختی برای حصول آن میانجیگری کرد. بنابراین احتمالا از این توافق انتقاد خواهد کرد و از اصلاح آن سخن خواهد گفت اما آن را ملغی نمی کند.

نتیجه گیری

نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی نشان می دهد که جامعه صهیونیستی روزبه روز افراطی ترمی شود و کسانی که از حل بحران حمایت می کردند روزبه روز در اقلیت قرار می گیرند و حتی همانند حزب مرتز از کنست بیرون انداخته می شود. این روند دست صهیونیست های افراطی را برای اجرای طرح هایی که از سال ها پیش درکمین آن نشسته اند باز می گذارد. از جمله این طرح ها می توان به طرح تشکیل دولت خالص یهودی اشاره کرد که  اخراج فلسطینی های ساکن اراضی اشغالی سال ۱۹۴۸ موسوم به اسرائیل و همچنین الحاق شهرک های یهودی نشین واقع در کرانه باختری به فلسطین اشغالی را مورد هدف قرار می دهد. از دیگر طرح ها می توان به تخریب مسجد الاقصی و بنا گذاشتن معبد سلیمان به جای آن اشاره کرد. این اقدامات و تحرکات طبعا فلسطینی ها را به واکنش واخواهد داشت و زمینه را برای عرض اندام گروه های مقاومت بخصوص گروه های نوظهور همچون عرین الاسواد یا بیشه شیران فراهم خواهد کرد. دراین میان حداقل تا زمانی که دولت جمهوریخواه درامریکا برسرکار نیامده است به نظر می رسد دست دولت بایدن برای حمایت از تل آویو و دولت جدید این رژیم بسته خواهد شد هرچند که حمایت های امریکا از سوی کنگره  و سایر نهادها کماکان ادامه خواهد یافت. پیروزی احزاب فوق افراطی و نژادپرست درفلسطین اشغالی از منظر جنگ اوکراین نیز امکان دارد برای غرب و امریکا چالش برانگیز باشد به دلیل اینکه امکان دارد دولت ائتلافی جدید در جانبداری این رژیم از اوکراین تجدید نظر کند. برای اروپا نیز نتیجه انتخابات بیشتر از این جهت چالش برانگیز خواهد بود که امکان دارد  دولت جدید صهیونیستی در توافقنامه ترسیم دریایی با لبنان تجدید نظر بکند که این اقدام می تواند دورنمای عبور اروپا از کابوس زمستان سخت را بیش از پیش مبهم تر سازد.

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.