ارتش رژیم صهیونیستی از عامل همگرایی به ابزار واگرایی

0 97

امروزه تقریبا در همه جای جهان دولتها، ملت محوراند و نظامهای مردم سالار و حتی غیر از آن نیز تلاش دارند تا به صورت واقعی و ظاهری پایگاه مردمی خود را گسترش دهند اما اندک رژیم هایی هم هستند که بقای آنها همچنان فقط به نیروی نظامی آنها بستگی دارد و بدون تعارف اعلام می کنند که ستون فقرات آنها ارتش است و نه ملت است.

یکی از نمونه های بارز این مساله رژیم صهیونیستی است که وجودش به ارتش و برتری آن ارتباط مستقیمی دارد. علت این وابستگی شدید علیرغم ادعای دمکراسی ، برگزاری انتخابات و جابجایی قدرت بر می گردد به نبود یک ملت متحد و همبسته حقیقی است. همه می دانند که صد سال پیش و حتی هزاران سال پیش چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه جنوب غرب آسیا وجود نداشت ولی این رژیم با کمک استعمار انگلیسی که پس از جنگ جهانی اول در قرن گذشته بر فلسطین  سلطه یافت به وجود آمد و به علت دادن وعده بالفور به سران جنبش صهیونیستی از سوی دولت بریتانیا این پروژه را به اجرا گذاشت و صدها هزار صهیونیست از سراسر جهان را به سرزمین فلسطین سرازیر کرد و یک دولت جعلی با نام اسرائیل پدید آورد. اولین نهادی که در این رژیم تشکیل شد گروه های مسلح بودند که توسط انگلیسی ها آموزش نظامی دیده و مسلح شدند و ابتدا حفاظت از کیبوتص ها( تعاونیهای کشاورزی) را بر عهده گرفتند . گروه های مسلحی مانند هاگانا، اشترن، بالماخ و چندین گروه دیگر از جمله اقدامات سرکوبگرانه در فلسطین اشغال شده است. این اقدام تنها برای آن نبود تا با عقب نشینی انگلیس، صهیونیستها به رهبری بن گوریون قدرت را به دست بگیرند بلکه به عنوان نهاد یکسره ساز در آواره سازی ملت فلسطین و جایگزین کردم مهاجران یهودی بجای آنها و سپس اعلام موجودیت رژیم غاصب اسرائیل در سرزمین فلسطین بود. این گروهای مسلح صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ میلادی نزدیک به ۸۰۰ هزار فلسطینی ۶۰۰ روستا و نزدیک به بیست شهر را آواره کردند و به کشورهای همجوار ( لبنان،سوریه،اردن، نوار غزه، و کرانه باختری)  کوچ اجباری دادند. این آوارگان فلسطینی علیرغم گذشت ۷۴ سال از این فاجعه انسانی همچنان در صدها اردوگاه با شرایط غیر انسانی زندگی می کنند.

از لحاظ علمی در همه جوامع جهان، ملت ها بر دولت ها و نهادهای نظامی پیشی دارند و این مردم هستند که با قرارداد اجتماعی یک ارتش و دولت برای حفظ و استمرار وجود خود پدید می آورند. اما در باره رژیم صهیونیستی ما در مقابل یک ساختار وارونه هستیم چرا که ابتدا  اساسا ملتی وجود نداشت و گروهای مسلح که زیر ساخت ارتش اسرائیل در مرحله بعد شد ابتدا زمین را غصب کرد و سپس با سلطه یافتن بر زمین مهاجرت دیگر یهودیان صورت گرفت و به شکل یک جامعه در آمد. دادن وظیفه تولید ملت به ارتش رژیم صهیونیستی این واقعیت را کاملا نمایان می سازد و گذشت زمان این وضعیت ناهنجار را به حالت عادی و طبیعی برنگرداند.

یکی دیگر از وظائف تعریف شده برای ارتش صهیونیستی عمل کردن به عنوان دیگ جوش یا ذوب مهاجران برای تولید یک ملت یهودی یک دست صهیونیستی است. برای تحقق این هدف برای اولین بار یک ساختاری به وسعت یک جمعیت پدید آمد که در هیچ کشور جهان تجربه نشده بود. رژیم نوپای صهیونیستی دو نهاد ارتش تاسیس کرد یکی ارتش کادر که با نام ارتش دفاع نامگذاری شد و دیگری ارتش ذخیره نام گرفت و همه شهروندان موظف به خدمت سه ساله در ارتش کادر شدند و سپس مردان تا سن ۵۰ سالگی و زنان تا سن ۴۵ سالگی موظف اند تا سالی یک ماه در ارتش ذخیره خدمت کنند. البته در زمانی که دولت شرایط فوق العاده اعلام کند همه افراد ذخیره موظف به حضور خدمت زیر پرچم هستند.

این ساختار که جامعه پادگانی نام گرفت تنها در رژیم اسرائیل دیده می شود و هدف اصلی آن استمرار فرایند ملت سازی توسط ارتش در طول زمان است. جالب است بدانید که این دو نهاد ارتش در رژیم صهیونیستی علیرغم همکاری وسیع اما کاملا از یکدیگر جدا هستند و امکانات نظامی آنها مستقل از یکدیگر است.

 

از وظایف نهادهای نظامی از زمان اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی در ۱۹۴۸ تاکنون تلاش برای ایجاد همبستگی ملی میان مهاجرانی است که از بیش از ۷۰ کشور جهان آمده بودند. از این رو ارتش رژیم صهیونیستی نهادهای فرهنگی- سیاسی در ارتش پدید آورد تا در کنار فعالیت های رزمی این وظیفه را نیز انجام دهند. البته کندن افراد از خانواده تا سن ۵۰ سالگی آنهم سالی یکبار برای ادامه این آموزشها مفاسد زیادی به همراه داشت از جمله تفکیک کیان خانواده به علت غیاب پدر یا مادر، نارسائیهایی در فرآیند تربیت فرزندان از سوی والدین، و گسترش ارتباطات نامشروع جنسی خارج از خانواده است که در چند سال اخیر صدها افسر ارتش ذخیره به جرم سوء استفاده از موقعیت خدمت احتیاط برای آزار جنسی محاکمه شدند. اما علیرغم همه این مسائل به بهانه استمرار فرآیند ملت سازی این ساختار همچنان استمرار دارد و از آن دفاع می شود.

با انتخابات اخیری که دو ماه پیش در رژیم صهیونیستی برگزار شد و جریان راست افراطی ۶۴ کرسی از ۱۲۰ کرسی پارلمان به دست آورد، اظهار نظرها در باره آینده ارتش و نقشی که ایفا می کند مطرح گردید و نگرانیهای بسیاری در این زمینه اظهار گردید. علت  این اظهار نظرها بر می گردد به ائتلافی که قرار است قدرت را در دست گیرد و دولت تازه را تشکیل دهد. حزب لیکود به ریاست نتانیاهو که ۳۲ کرسی به دست آورد زمانی به عنوان بزرگترین حزب برنده می تواند دولت تشکیل دهد که ائتلافی با سه حزب عظمت یهودی، یهودا هاتورات و شاس تشکیل دهد. در این میان حزب شاس حزب سفردیمها ( یهودیان شرقی) است و مطالبه سیاسی  این قشر اجتماعی را دنبال می کند ولی حزب عظمت یهودی یک حزب افراطی دینی است که پاکسازی کرانه باختری ( که رژیم صهیونیستی آن را یهودا و سامره می نامد) از سه میلیون فلسطینی و گسترش شهرکسازی برای افزایش جمعیت یهودی در این بخش که از نگاه بین المللی سرزمین اشغالی است دنبال می کند. همچنین حزب یهودا هتورات یک حزب حریدیمی و دینی است که اجرای شریعت به ویژه در روزهای شنبه را خواستار است. این حزب خواهان تعطیلی همه مشاغل در این روز مقدس است از جمله نیروگاه های تولید برق و رفت و آمد خودروها و اتوبوس ها و فعالیت فرودگاه هاست.

در گفتگوهای تشکیل  کابینه، حزب افراطی عظمت یهودی خواهان پست های وزارت جنگ، امنیت داخلی، و حزب یهودا هاتورات وزارت آموزش و پرورش و حمل و نقل اند تا سیاست های خود را پیاده کنند. اگر نتانیاهو برای کسب قدرت با این سیاستها همراهی کند رژیم صهیونیستی در آستانه فروپاشی قرار خواهد گرفت. چرا چون سپردن  وزارت های امنیتی به کسانی که به علت افراطگرایی و تهدید انسجام نهادهای نظامی، از ارتش اخراج شدند، یک نوع خود کشی سیاسی است و مقوله های “ارتش کل ملت” و “ارتش مظهر ملت سازی” و “دیگ جوش و یکپارچه سازی” به چالش کشیده می شود و به ارتش بخشی از جامعه و ابزار افراطگرایان تبدیل خواهد شد. همچنین دادن وزارتخانه های آموزش و پرورش و حمل و نقل به یک حزب دینی حریدیمی و توراتی برای اجرای منویات خود شکاف عمودی اجتماعی را تعمیق خواهد داد و اشکنازهای سکولار ( یهودیان غربی) را که متدین نیستند و در روزهای شنبه در کنار سواحل مدیترانه به هر کار غیر دینی می پردازند تحت فشار قرار می دهد و به مهاجرت به بیرون ترغیب خواهد کرد.

بسیاری از کارشناسان صهیونیست اکنون هشدار می دهند که نتانیاهو برای فرار از محاکمه در چهار پروند فساد و کسب مصونیت سیاسی چه بهایی حاضر است بپردازد؟ آیا او حاضر است به بهایی نابودی اسرائیل از داخل و بردن این جامعه به مرز جنگ داخلی، اختارات وسیعی به راستگرایان افراطی دینی و سیاسی واگذار کند و دولت ائتلافی را با راستگرایان افراطی تشکیل دهد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.