کالبد شکافی جامعه شناختی اغتشاشات اخیر

0 136

اغتشاشات اخیر از جهات گوناگون توجه کارشناسان را به خود جلب نموده است. از منظر روابط بین الملل اغتشاشات اخیر نوع جدیدی از استعمار و کشور گشائی را نمایان می سازد که خاص قرن بیست و یکم است و در قرون گذشته سابقه و نظیر نداشته است.

در گذشته کشور های استعمارگر نظیر پرتقال و اسپانیا و هلند و انگلیس و… از طریق حمایت از رژیم های وابسته به امپریالیزم غرب ، کشور های مستضعف را استعمار می کردند . این نوع از استعمار متکی بر حمایت از رژیم حاکم و سرکوب مردم بوسیله سرکوب نرم نظیر مواد مخدر ، سکس ، عصبیت های ورزشی ، تئوری های القائی و نهایتا زندان و سرکوب خشن نظیر شکنجه و قتل و ترور بوده است.

در روش جدید استعمار می کوشد با تضییقات اقتصادی ، سیاسی و امنیتی برای رژیم های مستقل و آزادی خواه کارنامه و عملکرد آنان را تضعیف کرده و با درشت نمائی نقاط ضعف که خود در ایجاد آنها عامل تعیین کننده بوده ، سازماندهی عناصری که حاضرند نقش ستون پنجم را بنفع غرب بازی کنند و تبلیغات سنگین و پرفشار ، جای ظالم و مظلوم ، حامی مردم و دشمن مردم ، قانونگرا و قانون شکن ، خادم و خائن و… را عوض کند و مردم را به یک اشتباه و خطای راهبردی وادار نماید.

از نظر سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز این پدیده جای بحث و بررسی فراوان دارد . در این نوشته می کوشیم از منظر جامعه شناسی این پدیده را مورد واکاوی و کالبد شکافی قرار دهیم.

بنظر می رسد پدیده اغتشاشات اخیر نتیجه « برهم افتادگی » شش بحران در جامعه امروز ایران است که به ترتیب به بررسی آنها می پردازیم:

۱-بحران ادراکی:

در دانش ارتباطات پذیرش را نتیجه عبور از یک فرآیند پنج مرحله ای می دانیم. نخستین مرحله در فرآیند پذیرش مرحله آگاهی است. در این مرحله کافی است پیام دهنده اطلاعات به اندازه و در حد بهره هوشی پیام گیرنده در اختیار پیام دهنده قرار دهد و ضمنا رابطه پیام را با منافع پیام گیرنده روشن نماید تا فرآیند پذیرش اغاز گردد.

دومین مرحله ، مرحله جلب توجه است. ممکن است پیام با شرایط پیش گفته در اختیار پیام گیرنده قرار گیرد ولی پیام گیرنده به آن توجه ننماید و در نتیجه فرایند پذیرش در همین حد متوقف گردد.

عدم توجه پیام گیرنده به پیام ممکن است یکی از دلایل زیر را داشته باشد:

الف: پیام گیرنده بین پیام و منافع خود رابطه ای را نبیند.

ب: پیام گیرنده نسبت به پیام پیشداوری منفی داشته باشد.

ج: پیام گیرنده نسبت به پیام دهنده پیشداوری منفی داشته باشد.

تا این موانع ذهنی بر سر راه انتقال پیام وجود داشته باشد ، فرایند پذیرش وارد مرحله بعدی نخواهد شد.

سومین مرحله ، مرحله ارزیابی نظری است. در این مرحله پیام گیرنده از نظر ذهنی با پیام درگیر می شود و به آن فکر می کند و صحت و دقت و صداقت آن را از نظر ذهنی مورد ارزیابی قرار می دهد. در مرحله حتما پیام گیرنده پرسش هائی خواهد داشت که باید به آنها پاسخ داده شود تا فرایند پذیرش وارد مرحله بعدی گردد.

 

جمع آوری پرسش ها و توزین آنها از نظر فراوانی و اهمیت و پاسخ داده به آنها بر اساس اولویتی که بدست می آورند کار انتقال به مرحله بعدی را هموار می کند.

چهارمین مرحله ، مرحله آزمون عملی است . تا این مرحله اطلاعات لازم و کافی و در حد بهره هوشی پیام گیرنده ، در اختیار پیام گیرنده قرار گرفته و رابطه نیاز پیام گیرنده با پیام برای پیام گیرنده آشکار شده و پیام گیرنده  نسبت به پیام دهنده و یا پیام پیشداوری منفی نداشته و به تمام پرسش های نظری او نیز پاسخ قانع کننده [چه به شیوه منطقی و ارشادی و چه به شیوه اغوائی که موضوع کار بخش بین الملل رسانه های غربی است] داده شده است و حالا پیام گیرنده می خواهد بداند که آیا این پیام عملا نیز نتیجه مثبت داشت است یا خیر؟

اگر پیام قابل آزمایش بوسیله پیام گیرنده باشد ، در این صورت خود به آزمون پیام می پردازد و در صورت اخذ نتیجه مطلوب ، آن را می پذیرد ولی اگر چنانچه پیام قابل آزمایش بوسیله پیام گیرنده نباشد در این حالت بگزارشهای بالینی و یا روایت های رسانه ای در باره آزمون پیام مراجعه می کند و بر اساس آنها یا به پذیرش می رسد و یا به عدم پذیرش .

نکته اینجاست که مهم نیست که پیام در عمل موفق باشد و یا نباشد ، مهم این است که درک پیام گیرنده از موفقیت پیام چه باشد.

اگر پیام در فضای واقعی موفق باشد و در فضای ادراکی نیز موفق باشد در این صورت یک وضعیت طبیعی وجود خواهد داشت و درک پیام گیرنده از موفقیت پیام با واقعیت موفقیت پیام تطابق خواهد داشت.

اگر پیام در فضای واقعی نا موفق باشد و در فضای ادراکی نیز ناموفق باشد در این حالت نیز یک وضعیت طبیعی وجود خواهد داشت.

اگر پیام در فضای واقعی موفق باشد ولی در فضای ادراکی ناموفق باشد در این صورت یک وضعیت غیر طبیعی وجود خواهد داشت که ممکن بصورت مسئله ، یا چالش و یا حتی بحران ظهور وبروز پیدا کند ، چون آنچه منشاء اثر در افکارعمومی است ادراک مردم از واقعیت هاست ، نه الزاما خود واقعیت ها.

اگر پیام در فضای واقعی ناموفق باشد ولی در فضای ادراکی موفق باشد در این حالت نیز یک وضعیت غیر طبیعی بوجود خواهد آمد که البته نمی تواندبرای همیشه پایدار باشد.

بحران ادراکی در ایران در وضعیتی بوجود آمده که انقلاب در فضای واقعی موفق بوده و در فضای ادراکی شکست خورده است . دلایل زیر در شکست انقلاب در فضای ادراکی می تواند قابل ذکر باشند:

۱-ضعف دانش در دو حوزه مدیرت و ارتباطات  بویژه ضعف دانش ارتباطی و معلومات ارباب رسانه ها در حد ترجمه های متون دم دستی و مجاز که تحت عنوان متون علمی ارتباطی در دانشگاهها تدریس می شوند.

۲-رقابتهای کور کورانه جناحی و نقد بی رحمانه و اغلب غیر منصفانه رقیب که در نهایت منجر به پیدایش پیشداروری منفی نسبت به عملکرد کل انقلاب در افکار عمومی شده است.

۳-مدیریت غیر سیستمی و گاه شخصی و یا  باندی که موجب کاهش کارآمدی می شود.

۴-حضور عناصر ناراضی و گاه نفوذی در قسمت های عملکردی سیستم های ارتباطات انبوهی.

۵-جنگ روانی غرب علیه انقلاب اسلامی.

۶-عدم رعایت ضرورت موازنه بین امکانات ملی و توقع عمومی

۷-خطای راهبردی مراکز تصمیم گیری استراتژیک که در اثر تئوری های القائی رخ داده و موجبات خسارتهای چشمگیری در حوزه اقتصاد ، فرهنگ و امور اجتماعی شده است.

مجموعه این عوامل موجب پیدایش بحران ادراکی می شود و در حالیکه آمار و ارقام و واقعیت های بالینی حکایت از موفقیت های چشمگیر انقلاب دارند ولی افکار عمومی احساس ناکامی ، یاس و درماندگی می کند.

۲- بحران حقوقی:

در امور حقوقی در سطوح مختلف فلسفی ، قضائی ، سیاسی و بین الملل و…می توان بحث کرد . امور حقوقی از جمله مسائلی هستند که همه در باره آنها اظهار نظر می کنند و البته قانونا حق اظهار نظر هم دارند. معیار قضاوت در امور حقوقی برای اغلب مردم طرازی است که بعنوان حقوق شخصی خود قائل هستند .

حق حیات ، حق آموزش ، حق اشتغال ، حق مسکن از جمله حقوق اساسی هر شهروند است . قانون اساسی ایران حقوق اساسی شهروندان را به بهترین وجهی برسمیت شناخته و دولت را مکلف به رعایت آنها کرده است.

از طرف دیگر شعارزدگی ، تبلیغات انتخاباتی ، رقابت های کورکورانه جناحی در تصوری که مردم از خود و رابطه خود با دولت و حکومت دارند تاثیر گذار بوده  و کفه ترازوی داوری را بنفع خود و به ضرر دولت و حکومت سنگین کرده است.

از طرف دیگر تئوری های القائی  نظیر تاچریسم و تمایلات بعضی از عناصر طبقه حاکمه در برخورداری از مواهب قدرت و خلاء های قانونی و پدیده هائی نظیر رانت خواری ، خصوصی سازی ، حقوقهای نجومی و…  در مجموع عدم توازن ترازوی داوری اجتماعی بین فرد و حکومت را تشدید کرده به گونه ای که هرکه مسئولیت دارد – ولو اینکه شخص خادم و فداکاری نیز باشد – فرصت طلب ، نان به نرخ روز خور و در صورت امکان اختلاس کننده اموال و بودجه عمومی تصور می شود و این شرایط عملا یک بحران حقوقی را می تواند بوجود آورد که روی بحران اول وقتی قرار بگیرد موجب تشدید آن می شود و بنظر می رسد که این شرایط تا حد « غیر قابل صرف نظر کردن » ی بوجود آمده است..

۳- بحران اجتماعی:

جامعه یک ارگانیسم زنده است که برای حفظ تعادل خود از خود عمل و عکس العمل نشان می دهد. میل اصلی جامعه حرکت در مرز تعادل است. جامعه سالم جامعه ای که در هر زمینه از حیات خود با تعادل همراه باشد . هر حرکت افراطی که در جامعه بصورت طبیعی و یا مصنوعی بوجود آید ، زمینه اجتماعی برای ایجاد یک حرکت تفریطی در مقابل آن بوجود می آید.

با پیروزی انقلاب اسلامی حرکت بسوی تعادل در جامعه شتاب گرفت . گروههای لائیک و سکولار که گرفتار پیشداوری منفی نسبت به اسلام و نهاد های دینی شده بودند و دین را عامل تخدیر و جمود و  رکود می پنداشتند کوشش کردند که این پیشداوری های منفی را کنار بگذارند و برای شناخت دین بدون نگاه با عینک پیشداوری های منفی بکوشند . آثار دکتر شریعتی در جهت زدایش پیشداوری های منفی نسبت به دین نقش بارزی ایفا کرد. کنفرانس« پدر! مادر! ما متهمیم!» یکی از این گونه آثار بود که می کوشید پیشداوری منفی نسبت به دین را از میان بردارد.

علت اصلی ستیزش محافل غربی با آثار دکتر شریعتی و گروهکهای وابسته همین نقشی  بود که این آثار در زدودن پیشداوری منفی نسبت به دین ایفا می نمود.

از طرف دیگر با پیروزی انقلاب اسلامی اقشار متدین نیز کوشیدند با مواهب تمدن جدید در عرصه هنر و فرهنگ بیشتر آشنا شوند . کسانی که پیش از انقلاب روزنامه نمی خواندند بعد از انقلاب صاحب روزنامه شدند . کسانیکه قبل از انقلاب سینما نمی رفتند کوشیدند فیلم های سینمائی فاخر نظیر فیلم « گاو » بر اساس نوشته ای از نویسنده چیره دست غلامحسین ساعدی [ که تحت عنوان عزاداران بیل  در سال ۱۳۴۸ منتشر شده بود ]    و با بازی سنجیده و هنرمندانه علی نصیریان ، عزت الله انتظامی ، جمشد مشایخی و پرویز فنی زاده ، ساخته شده بود را ببینند و یا از تماشای «سفر سنگ» به کارگردانی مسعود کیمیائی و نویسندگی بهزاد فراهانی و بازی سعید راد ، گیتی پاشائی ، فرزانه تائیدی ، محمدرضا فاضلی ، حسین گیل ، امرلله صابری ، جعفر والی ، علی محزون ، حمید طاعتی ، محمدولی احمدلو ، سعید پیردوست ، اکبر معززی ، و آرش تاج تهرانی لذت ببرند.

فیلم گاو از سوی امام خمینی بعنوان یک اثر فرهنگی آموزنده مورد تائید قرار گرفت و از سوی صاحبنظران بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شد و فیلم «سفر سنگ» بویژه از جهت متن شجاعت آمیز آن و شخصیت پردازی های هنرمندانه که بدور از شعار زدگی صورت گرفته بود مورد توجه بسیار واقع شد . این فیلم در آستانه آغاز انقلاب اسلامی در ایران بنمایش در آمد.

همان طور که یاد شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی جامعه بسوی یک وضع متعادل و طبیعی حرکت می کرد و بدین ترتیب می توانست از تمام ظرفیت های خود با شایستگی استفاده کند. جامعه ای که در آن قشری و قرتی جای خود را به شهروندان با فضیلت و روشن بین بدهند و تدین و تجدد در کنار هم قرار گیرند و یکدیگر را درک کنند و با هم حرکت کنند و «مسجد و سینما» و «حوزه و دانشگاه» و «فرنگ رفته» و «کربلا رفته» همه دست در دست هم در خدمت  ایجاد یک کشور اسلامی ، نیرومند و پیشرفته قرار گیرند و این البته برای استعمار خطر کوچکی نبود و نیست.

لباس فرم بخش خواهران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سپیده دم پیروزی انقلاب ، مانتو و روسری با رنگ فرم لباس سپاه پاسداران بود. در تمام نهاد های انقلابی خواهران و برادران انقلابی در کمال سلامت و صلاح در خدمت اسلام و ایران قرار گرفتند . خواهران عموما مانتو و روسری داشتند و برادران عموما با کت و شلوار که لباس عموم مردان ایرانی بود در ادارات و نهاد ها ظاهر می شدند و این وضع البته برای استعمار وضع قابل قبولی نبود و باید به صورتی این وضع را به حالت قبل از انقلاب بر می گردانیدند تا قشری و قرتی در مقابل هم ، متدین و متجدد در نفرت کامل از هم ، فرنگ رفته و کربلا رفته در ستیزش با هم ، مسجد و سینما در وضعیت تنفر و انزجار از هم قرار بگیرند و نیروهای اجتماعی بجای آنکه با هم در جهت منافع ملی و آرمانهای انقلابی همگرا باشند در وضعیت واگرائی و خنثی سازی توان عینی و ذهنی یکدیگر قرار بگیرند ، ولی چگونه؟! بوسیله ایجاد گروههای تندرو در هر جریان اجتماعی بصورتی که بجای نفی دشمن خارجی و تحکیم وحدت نیروهای اجتماعی ، به نفی نیروهای داخلی و تضعیف قدرت انقلاب بپردازند.

۴- بحران روانی:

چهارمین بحران که جامعه ما امروز با آن روبروست ، بحران روانی است. جنگ روانی که کشور ما از سپیده دم انقلاب با آن روبرو شده یک جنگ کامل و بی همانند است. سیاه نمائی باندازه ای رواج پیدا کرده که بسیاری جهت هم آوائی با جمع فقط نقاط سیاه را می بینند چون در غیر این صورت با آنها همدلی نمی شود. منفی بافی تقریبا عادت ثانویه بسیاری از مردم شده است. بنا بر ،این است که هیچ نقطه مثبتی در هیچ مورد در تمام تاریخ این انقلاب دیده نشود و علت اصلی همه مشگلات کشور اولا در سوء مدیریت و ثانیا در قطع رابطه با آمریکا دیده شود بگونه ای که اگر انقلاب شرایط آمریکا را بپذیرد و در مقابل امپریالیزم غرب تسلیم شود و از حمایت از مردم فلسطین و لبنان و سوریه در مقابل توسعه طلبی های اسرائیل صرف نظر کند و چشم بروی رفتار رژیم های غربگرا در مقابل مردم یمن و بحرین که موجب مظالم بسیاری شده است ببندد ، آن گاه ایران دوباره کشور گل و بلبل خواهد شد و دلار بر سر و روی مردم خواهد بارید . اگر این چنین است و اگر انقیاد در مقابل غرب موجب رفاه و آبادانی می شود چرا در کشور مصر که با سر بسوی غرب دوید نشد؟ چرا پاکستان و هند تبدیل به اروپای دوم نشدند؟ در مورد اندونزی چطور؟ آیا سادات و مبارک و بن علی و سوهارتو توانستند کشور های خود را به سطح قابل قبولی از رفاه و حل مشگلات زندگی مردم برسانند؟

ایران ، اسلام و انقلاب اسلامی در مقابل این جنگ روانی تنها مانده است . حتی گاهی نخبگانی که دستی در امور داشته اند بیشتر منتقدند تا مدافع و بیشتر سیاهی ها را نشان می دهند تا روشنائی ها را و این وضعیت یک بحران اجتماعی را پدید آورده است.

۵- بحران وجودی:

پنجمین بحران ، بحران وجودی است. با انقلاب اسلامی ، فیض الهی بر ایران بارید . زنجیر ۲۵۰۰ سال بردگی و ستم شاهی و انقیاد شکسته شد . مردم از حالت «رعیت»  خارج شدند و بصورت «ملت» در آمدند . زمام امور در دست مردم قرار گرفت . بگذریم از اینکه برخی تا در مصدر امورند می گویند رشته امور در دست مردم است و اگر کنار بروند و دیگر کاره ای نباشند می گویند مردم هیچ کاره شده اند . در همه زمینه ها کشور با کار و کوشش و رنج فراوان شهروندانش پیشرفت کرد و البته از طرف مقابل هم امپریالیزم  ضربات سنگینی بر کشور وارد آورد و هشت جنگ تروریستی ، روانی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، نظامی ، سیاسی و بین المللی را بر ایران تحمیل کرد که کوچکترین آنها از نظر کمیت و بودجه زمانی جنگ تحمیلی هشت ساله است ولی بهر حال مردم استقلال و آزادی را بصورت کاملا محسوس و عملی تجربه کردند   و در مقابل این نعمت عده ای «شاکر» شدند و رتبه وجودی خود را ارتقاء دادند و دارای روح لطیف و قلب سلیم و اراده قوی گردیدند و از میان آنها شخصیت های ممتازی نظیر شهید سلیمانی ظهور کردند و عده ای نیز «کافر» شدند و منکر تمام دستاورد های انقلاب گردیدند و طرفدار بازگشت ارتجاع و حاکمیت مجدد امپریالیزم بر کشور گردیدند تا مجددا بتوانند از سکر و سکس تا اندازه ای که دوست دارند و می توانند بهره ور شوند و در نتیجه سقوط کردند و دارای روح خشن و قلب بیمار و اراده ضعیف در مقابل هوا و هوسهایشان گردیدند و این وضعیت آنها را و تا حدی جامعه را در یک شرایط بحرانی قرار داده است.

۶- بحران نفوذ:

به پنج بحران مذکور اضافه کنید بحران نفوذ را. کسانی که دروغ می گویند ، دروغ شناس هم می شوند و به این دلیل است که کسی نمی تواند امثال عمرو بن عاص را فریب دهد ولی کسانی که به خود و خدا و مردم دروغ نمی گویند  نمی توانند درک کنند که تا چه اندازه می توان دروغ گفت و این چنین است که مسلم عوسجه در مقابل معقل شکست می خورد و معقل می تواند مسلم بن عوسجه را فریب دهد و با فریب او به خانه هانی و مخفی گاه مسلم بن عقیل راه یابد .

کشور ما اگر مسلم عوسجه زیاد داشته باشد ، معقل هم کم ندارد . کلاهی و کشمیری  دو معقلی بودند که چون دست به انفجار و ترور فیزیکی زدند زبانزد شدند ولی آنها که دست به تخریب سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی می زنند چه بسا باین زودی ها شناخته نشوندو یا شاید هرگز شناخته نشوند. فقط این پرسش را نپرسید که نفوذی ها کجاها هستند . این پرسش مهم هست ولی کافی نیست ، ببینید کجاها نیستند! آیا جای مهمی هست که از خطر  نفوذ در امان بوده باشد؟

 

چاره جوئی :

این شش بحران بتدریج بوجود آمده و تشدید شده اند و راه حل آنها نیز نمی تواندبصورت فوری باشدو زمان بر است  ولی باید برای حل آنها دست به اقدامات زیر زد:

۱- شناخت هر یک از این بحرانها و زمینه ها و نتیجه های آنها و مسائل ناشی از آنها و چاره جوئی برای تک تک این مسائل.

۲- آموزش نیروهای انقلاب برای رویاروئی اثر بخش با این شش بحران

۳-ارتقاء اطلاعات عموم مردم در زمینه این شش بحران جهت آمادگی عمومی برای مقابله با این شش بحران.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.