سینمای فلسطین؛ انتفاضه ای بر پرده نقره ای/فیلمسازی تحت نظارت!

0 2

خبرگزاری فارس ـ گروه سینما ـ علیرضا سپهوند: سینمای فلسطین در مقایسه با سینمای عرب در مجموع، نسبتاً نوپاست. بخش سینمای انتفاضه و مقاومت فلسطین از سال ۱۹۴۸ که به سال «نکبت» معروف است فعالیت خود را خارج از این سرزمین مقدس آغاز کرد و اغلب در مصر و بعضا در سوریه و عراق به ساخت فیلم و محتواهای ضد صهیونیستی می پرداختند که همچنان نیز ادامه دارد اما به تدریج سینماگران در داخل فلسطین نیز فعالیت های خود را بیشتر کردند. بخشی از فیلم‌های فلسطینی هم وجود داشته و دارد که با بودجه و حمایت اروپا و اسرائیل غاصب ساخته می‌شوند. این گونه فیلم‌های فلسطینی تنها به عربی ساخته نمی‌شوند و برخی از آن‌ها به زبان انگلیسی، فرانسوی یا عبری هستند.

اگر بخواهیم به مقایسه وضعیت فیلمسازی با روایت گری و به تصویر کشیدن جنایات چند دهه ای صهیونیست ها از یک سو و پروپگاندای هلوکاست (Holocaust) و فیلم ها و سریال های بسیاری که با این موضوع ساخته شده بپردازیم قطعا کفه ترازو به نفع تبلیغات صهیونیستی خواهد بود که در این میان برخی از این آثار همچون پیانیست (The Pianist) و فهرست شیندلر (Schindler’s List) و … توانستند جوایز بین المللی متعددی را به دست آورند. اگر هلوکاست (Holocaust) ساختگی مختص به یک بازه زمانی محدود و ۶ ساله جنگ جهانی دوم است اما تا به امروز در فضاهای مختلف هنری و رسانه ای، اعم از فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی و دیگر قالب های رسانه ای، در سراسر جهان همچنان حضوری پُررنگ داشته و دارد و این در حالی است که جنایات رژیم صهیونیستی و ستمی که به مردم فلسطین روا می شود پرونده ای باز است که همچنان ادامه دارد و در بحث تولید آثار در این زمینه قابل مقایسه نخواهد بود. این امر بیشتر دلیل اعمال فشار صهیونیست ها در صنعت فیلمسازی جهان بخصوص در هالیوود و اروپا را نشان می دهد و فیلمسازان فلسطینی همچون مردم ستم دیده سرزمینهای اشغالی و نوار غزه در مظلومیت و شرایطی بس دشوار به فیلمسازی مشغول هستند!

مطلب روزنامه صهیونیستی هاآرتس ۲۷ آوریل ۲۰۲۱ (ماه قبل) در مورد مهاجرت و فرار فیلمسازان فلسطینی از سرزمین های اشغالی خود دلیلی بر این مدعاست که می نویسد: ««تامین بودجه (برای کارگردانان فلسطینی سرزمین اشغالی) دشوار است، دادگاه ها مانع کار آنها می شوند، دولت مدام فیلمهای آنان را سانسور می کند، تولیدات مشترک به صفر رسیده و جهان عرب با سوءظن واکنش نشان می دهد بنابراین واقعیتِ غیرممکن پیش روی کارگردانان تحسین شده فلسطینی در اسرائیل آنها را مجبور به ترک اینجا(فلسطین اشغالی) می کند…سه ماه پیش، دادگاه منطقه ای اسرائیل حکم داد که فیلم مستند جنجالی «جنین ، جنین» دیگر در کشور نمایش داده نخواهد شد. یک قاضی حکم داد که تمام نسخه های فیلم – که نشان می دهد سربازان اسرائیلی در عملیات سپر دفاعی در جنین مرتکب جنایات جنگی شده اند – توقیف شود و به محمد باکری، کارگردان، دستور پرداخت ۵۴۰۰۰ دلار خسارت به یک سرباز ذخیره را نشان داد. اساساً دادگاه اسرائیل(رژیم صهیونیستی) می گوید روایت کارگردان فلسطینی- اسرائیلی نادرست است و اسرائیلی ها فقط مجاز به استفاده از به تصویر کشیدن واقعیت ها از نوعی دیگر هستند…»»

«رشید مشهراوی» فیلمساز فلسطینی در نشست خبری سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر در تهران درباره رفتار رژیم صهیونیستی با هنرمندانی که درباره فلسطین کار می کنند، توضیح داد: با فیلم‌هایم حضور در جشنواره هایی چون تورنتو، ونیز و کن را تجربه کرده ام اما چون موضوع فیلم‌های من به فلسطین اختصاص داشته است و دارد، چالش های بسیاری از طرف رژیم صهیونیستی برای من ایجاد شده است. رژیم صهیونیستی هر سناریو، عکس، مستند و فیلم سینمایی با موضوع فلسطین را به شدت تحت نظارت قرار می دهد. این فیلمساز فلسطینی در این باره با ذکر مثالی توضیح داد: وقتی فیلم سینمایی «پاسپورت» را با موضوع زندگی مردم فلسطین ساختم، چند فستیوال جهانی تقاضا کردند تا برای نمایش فیلم در آن فستیوال ها شرکت کنم اما رژِیم صهیونیستی من را از فلسطین ممنوع الخروج کرد.

ازینرو این واقعیت وجود دارد که رژیم صهیونیستی با صرف هزینه های فراوان و لابی های صهیونیستی خود در هالیوود و اروپا نه تنها اکران فیلم های تولید شده در فلسطین را در جامعه یهودیان جهان بایکوت می کند بلکه تا کنون نیز توانسته باعث جلوگیری از فیلمسازی با موضوع فلسطین و مجاهدت های مبارزان مسلمان و شهادت و روایت گری آنها در مورد جنایاتشان شود. با این وجود فیلمسازان فلسطینی از پای ننشسته و تا آنجا که توانسته اند صدای مردم مظلوم خود را از طریق فیلمهایشان به گوش جهانیان رسانده اند. این حرکت و فعالیت در شرایط دشوار فیلمسازان فلسطینی به تدریج و طی سالیان نتیجه داد و بالاخره توانست حمایت هایی را از سراسر جهان به خود جلب کند که به دنبال آن جشنواره های متعددی با موضوع فلسطین و مقاومت در آمریکا و اروپا شکل بگیرد.

در مورد تاریخچه سینمای کشور فلسطین، اولین پیشگام سینمای فلسطین «ابراهیم حسن سرحان» بوده است. او برای اولین بار به عنوان یک فلسطینی در سال ۱۹۳۵  یک فیلم مستند کوتاه به مدت ۲۰ دقیقه در مورد سفر پادشاه سعود بن عبدالعزیز به فلسطین و سفر وی بین چندین شهر فلسطین از جمله بیت المقدس و یافا با همراهی حاج امین الحسینی، مفتی سرزمین های فلسطین ثبت شده است.

کسانی که در حوزه تاریخ سینمای فلسطین مطالعه می کنند می توانند بسیاری از تلاش های سینمایی در فلسطین قبل از سال ۱۹۴۸ را ملاحظه کنند، سالی که به سال «نکبه» شناخته می شود(مهاجرت دسته‌جمعی فلسطینی‌ها در سال ۱۹۴۸ (به عربی: الهجره الفلسطینیه) یا در اصطلاح رایج اعراب نکبت (به عربی: النکبه) هنگامی رخ داد که حدود ۷۲۵ هزار عرب فلسطینی در طول جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و جنگ داخلی پیش از آن، خانه‌های خود در سرزمین های اشغالی را ترک کردند یا اخراج شدند).

از آن زمان تعدادی از علاقه مندان به سینما شروع به تولید تعدادی فیلم و روزنامه و مجلات سینمایی کردند، از جمله مهمترین آنها: جمال الاسفار، خامیس شیبلاک و احمد هلمی الکیلانی، که در قاهره در رشته سینما تحصیل کرد و در سال ۱۹۴۵ فارغ التحصیل شد، به عنوان یکی از اولین ها شناخته می شود. فیلمسازان فلسطینی که هنر سینما را به صورت آکادمیک و سینما فراگرفتند محمد صالح الکیالی فلسطینی، که پس از تأسیس یک آتلیه عکاسی در یافا در سال ۱۹۴۰، به ایتالیا سفر کرده و در آنجا کارگردانی خوانده بود ، پس از آن به فلسطین بازگشت برای همکاری در سال ۱۹۴۵ با دفتر عرب در اتحادیه کشورهای عربی تحصیل کرد، که در آن زمان او را برای کارگردانی فیلمی با موضوع فلسطین دعوت کرده بودند.

با این وجود، تولیدات سینمایی فلسطین قبل از سال ۱۹۴۸، اندک و محدود بود. شرایط ناهنجاری که فلسطین در دهه های بیست، سی و چهل قرن بیستم شاهد آن بود، و موانعی که سد راه توسعه  تمدن فلسطین و مواجهه با امواج مهاجرت غیرقانونی یهودیان با هدف تصرف فلسطین مانع رشد و توسعه سیستم های خلاق این کشور و سینمای آن شد.

فیلمسازان فلسطینی پس از سال ۱۹۴۸

پس از فاجعه ای که در سال ۱۹۴۸ سر فلسطین آمد. فیلمسازان فلسطینی به چندین کشور عربی پناهنده شدند. ابراهیم حسن سرحان به اردن پناهنده شد. وی توانست فیلم «مبارزه در جراش» را در سال ۱۹۵۷ به اتمام برساند. «عبدالله کائوش» کارگردان نیز در سال ۱۹۶۴ فیلم «کشور من عشق من» دومین فیلم بلند فلسطینی را در اردن ساخت.

در سال ۱۹۶۹، «عبدالوهاب الهندی» کارگردان یکی از جوانان فلسطینی که در رشته سینما تحصیل کرده و از موسسه عالی فیلم قاهره فارغ التحصیل شده بود فیلم های «مبارزه برای آزادی» و «راهی به سوی بیت المقدس» را ساخت. دو فیلم بلند که داستان آنها درباره مسئله فلسطین و حول محور مبارزه آزادی خواهانه و قهرمانی فلسطینی ها علیه دشمن صهیونیستی بود.

سینمای فلسطین در حوزه مستند نیز آثاری شاخص و تاثیرگذار خلق کرد. «محمد صالح الکیالی»، پس از نکبت در ۱۹۴۸ به قاهره مهاجرت کرد و در آنجا موفق شد مجموعه ای از فیلم های مستند مستند در مورد فلسطین بسازد که مستند کوتاه «The Base of Aggression»(پایگاه تجاوز) در سال ۱۹۶۴ یکی از این آثار ماندگار است.

اما کیالی آرزوی اساسی خود را در خلق فیلم های بلند می دید، که به نظر می رسید دستیابی به آن در مصر دشوار است. بنابراین با توجه به اینکه در آن زمان شاهد خیزشی در تولید فیلم بود به فکر رفتن به سوریه یا لبنان افتاد. در سال ۱۹۶۹ موفق شد در سوریه فیلمی با عنوان «سه عملیات در داخل فلسطین» را کارگردانی کند، فیلمی داستانی که فیلمنامه آن را با همکاری «سمیر ناور» نوشت و گروهی از بازیگران مشهور آن زمان در آن بازی کردند، مانند: «خالد تاجا» و «هلا الشعرببی». به نظر می رسید که این یک آرزوی برای این کارگردان بود که هرچه می تواند در مورد فلسطین، اقدام چریکی و مسیر آزادی بیان کند.

«ابراهیم ابونب»، در سال ۱۹۸۳ تولید و کارگردانی فیلمی با عنوان «عروس و جهیزیه» که یک فیلم ۲۸ دقیقه ای بود را ساخت. این فیلم تاثیرگذار روایتگر ناکامی صهیونیست ها در ژوئن سال ۱۹۶۷ برای اشغال کرانه باختری، از جمله بیت المقدس شرقی بود.

به این ترتیب، در می یابیم که فیلمسازان فلسطینی در چارچوب سینمای عرب به دنبال مجال و مکانی برای خود بودند تا بتوانند در این قلب هنری به مبارزه علیه رژیم صهیونیستی بپردازند و حق خود را به کشورشان ادا کنند. بنابراین فیلمسازان سهم محدودی داشتند. در حالی که هنرپیشه های سینما شرایط بهتری داشتند. هنرپیشه های فلسطینی مانند ادیب کادورا، یوسف حنا، غسان مطر، محمود سعید و بسام لطفی نیز در آغاز دهه هفتاد توانستند در سینمای سوریه و لبنان بازی کنند.

سینمای انقلاب فلسطین

 سینمای انقلاب فلسطین همراه با آغاز انقلاب مسلحانه فلسطین متولد شد و در اولین شب سال ۱۹۶۵ یعنی ۱۹۶۵/۱/۱ اعلام موجودیت کرد. طبق روایات گسترده تر، سینمای انقلاب فلسطین از طریق تشکیل بخش کوچکی برای عکاسی، که از اواخر سال ۱۹۶۷ برای عکاسی از برخی از سوژه های انقلاب و با ضبط تصاویر شهدای انقلاب فلسطین آغاز شد. گفته می شود که «سلفا مرسل»، فارغ التحصیل موسسه عالی سینما در قاهره / گروه عکاسی ، قبل از اینکه احساس کند نیاز به ایجاد یک بخش ویژه برای فیلمبرداری دارد ، این کار را از سال ۱۹۶۸ در خانه خود و به صورت مخفیانه و به صورت جداگانه انجام می داد و اولین فیلم سینمایی بود که توسط انقلاب فلسطین تولید شد. این فیلم با عنوان «نه به راه حل مسالمت آمیز»، یک فیلم مستند با مدت زمان ۲۰ دقیقه که در نتیجه کار گروهی از فیلمسازان فلسطینی به وجود آمد که از آن میان می توان به «صلاح ابوحنود»، «هانی جوهاریا»، و «سولافا مرسل» اشاره کرد.

در ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱، فیلم «با روح در خون» زیر نظر کارگردان «مصطفی ابوعلی» نیز ساخته شد و تقریباً همان گروه این فیلم را ساختند. در این فیلم تلاش برای ارائه و تحلیل وقایع سپتامبر خونین، از طریق صحنه های مستند زنده، آمیخته با صحنه های نمایشی درباره اتحاد بین امپریالیسم، صهیونیسم و ​​مرتجعین عرب به تصویر کشیده شده است.

پس از آن، فیلم های فلسطینی با توجه به در دسترس بودن توانایی های آژانس های تولیدی، که به طور کامل به چارچوب های تشکیلاتی جناحی وابسته بودند، با تأمین نیازها و بودجه خود، همگام با حوادث و مناسبت ها فیلم تولید می کردند. در آن زمان واحد فیلم فلسطین، وابسته به جنبش آزادیبخش ملی فلسطین/فتح، به عنوان آغاز واقعی تولید فیلم فلسطین تأسیس شد. این واحد به همت گروهی از فیلمسازان از جمله |«هانی جواریا»، «سولفا مرسل» و «مصطفی ابوعلی» تشکیل شد.

واحد فیلم فلسطین در تأسیس گروه سینمایی فلسطین در سال ۱۹۷۳ که به مرکز تحقیقات فلسطین پیوست کمک کرد. این واحد، فیلم «صحنه هایی از اشغال در غزه» ساخته مصطفی ابوعلی را ارائه داد. این یک فیلم کوتاه مستند (۱۲ دقیقه) است که به واقعیت تلخی که نوار غزه پس از سقوط در چنگال اشغال صهیونیست ها شاهد آن است، می پردازد.

«واحد فیلم فلسطین» با نام «فلسطین فیلم / موسسه فیلم فلسطین» در چارچوب رسانه ای واحد سازمان آزادیبخش فلسطین ظاهر شد. از برجسته ترین فیلم های ساخته شده وی می توان به فیلم مصطفی ابوعلی «ارقوب» ساخته مصطفی ابوعلی، فیلم «تجاوز صهیونیست ها» در ۱۹۷۳، «تروریسم صهیونیستی» و «شب فلسطین» ساخته «سمیر نمر» در ۱۹۷۳ اشاره کرد. در سال ۱۹۷۴ فیلم «ما گل رز می کاریم؟ چرا ما اسلحه حمل می کنیم؟»  توسط «قاسم هاول»، در جشنواره بین المللی جوانان GDR، شرکت داده شد.

در آن دوره از سینمای انقلاب فلسطین، فیلم هایی از جمله «چهار روز جنگ» ساخته سمیر نمر در سال ۱۹۷۳، «آنها دیگر وجود ندارند» ساخته مصطفی ابوعلی در ۱۹۷۴، «کف شوبا» ساخته سمیر نمر ساخته شد. در سال ۱۹۷۵ فیلم «جنگ در لبنان» ساخته سمیر نمر در ۱۹۷۷، «فلسطین در دیده ها» توسط مصطفی ابوعلی ۱۹۷۷، «چشم اندازهای فلسطین» ساخته عدنان مدنات در ۱۹۷۷، «از آنجا که ریشه ها نمی میرند» ساخته نبیها لطفی در ۱۹۷۷، و «آواز آزاد» ساخته ژان چمون ۱۹۷۸ ازجمله از فیلم هایی هستند که از نظر اهمیت، تأثیر، سطح هنری و بلوغ محتوایی متفاوت بودند.

در دهه هفتاد، نهادهای سینمایی سازمانی جناحی ظاهر شدند، از جمله: «کمیته فنی رسانه مرکزی»، در جبهه دموکراتیک آزادی فلسطین، که اولین فیلم های خود را در سال ۱۹۷۳ با فیلم «راه» و «Guns United»(سلاح های متحد) ساخته رفیق حجار آغاز کرد، سپس فیلم های «مه فلسطینی ها» در ۱۹۷۴، «انتفاضه» در ۱۹۷۵، «متولد فلسطین» در ۱۹۷۵، «اخبار تل الزیتار» ساخته عدنان مدنات در ۱۹۷۶ و «مقابله با محاصره» ساخته قیس الزبیدی در ۱۹۷۸ با حمایت این کمیته ساخته شدند.

پس از آن، «کمیته هنری جبهه مردمی آزادی فلسطین» نیز ظهور کرد و تعدادی فیلم تولید کرد. از کارگردانانی که در چارچوب این واحد کار می کردند می توان از «قاسم هاول» کارگردان عراقی نام برد که تعدادی فیلم مستند را کارگردانی کرد از جمله: «نهر البارد» ۱۹۷۱، «غسان کنفانی / کلمه ونیزی» ۱۹۷۳، «خانه های کوچک ما» ۱۹۷۴، «اسلحه ها سکوت نخواهند کرد» ۱۹۷۴، «تل الزئاتار» ۱۹۷۸ و کارگردان گابریل عواد با ساخت فیلم های «برلین تله» ۱۹۸۲، و «صبح بخیر بیروت» ۱۹۸۳ و علی فوزی با فیلم «جوانی از فلسطین» در سال ۱۹۷۹ و فواد زانتوت با فیلم های «در راه انقلاب فلسطین» ۱۹۷۱، و «برگهای سیاه» در سال ۱۹۷۹، و «خیانت»در سال ۱۹۸۰.

سازمان «صاعقه پیشتازان جنگ آزادیبخش خلق / نیروهای صاعقه» از کادر فنی تلویزیون عربی سوریه برای ساخت فیلم های «دفتر خاطرات یک فدائی» در ۱۹۶۹ و «با پیشتازان» در ۱۹۷۰ استفاده کرد.

«قیس الزبیدی» کارگردان عراقی چندین فیلم برای بخش اطلاعات و فرهنگِ سازمان آزادیبخش فلسطین تولید کرد از جمله، «صدایی از اورشلیم» ۱۹۷۷، «کشور سیم های خاردار» ۱۹۸۰، «مقابله با محاصره» ۱۹۷۸، «مردم فلسطین» ۱۹۸۴، «مقابله» ۱۹۸۳ و «پرونده قتل عام» ۱۹۸۴.

دپارتمان فرهنگ و اطلاعات سازمان آزادیبخش فلسطین در دهه نود به تولید فیلم ادامه داد. از جمله این فیلم ها می توان به «علامت سوال» جمال شموت در سال ۱۹۹۰، «بلوط همیشه سبز» ساخته مجدی العماری و نصیری حاجیج اشاره کرد.

از سال ۱۹۹۴، با ظهور تشکیلات خودگردان فلسطین، این نهاد اساساً به «وزارت فرهنگ فلسطین» تبدیل شده است که «بنیاد سینمای فلسطین» را به عنوان یکی از بخشهای وزارت فرهنگ و اطلاعات دوباره تأسیس کرد و بسیاری از تولیدات خود را به تلویزیون فلسطین ، تلویزیون ماهواره ای فلسطین و همچنین بسیاری از بخشهای وزارتخانه های دیگر مانند وزارت بهداشت، آموزش و پرورش و بخشهای آمار منتقل کرد. از برجسته ترین کارگردانان می توان به «محمود السوالمه»، «سعید البیتار» و «مروان الغول» اشاره کرد.

جای تأسف دارد که امروز می توانیم با گذشت نزدیک به سه و نیم دهه از زمان تولد سینمای انقلاب فلسطین و به دنبال تحولاتی که در صحنه فلسطین رخ داد، بگوییم این سینما گام های بلندی در مسیر ناپدید شدن و افول پیش نهاده است.این در صورتی است که روند سینمای اسلامی فلسطین، چه توسط حماس و جهاد اسلامی تولید شود، چه از طریق واحدهای تولیدی سینمایی مستقل و چه توسط کارگردانان مستقل، در چارچوب آنچه ما از سینمای انقلاب فلسطین می دانیم، نه تنها در شکل قدیمی، بلکه در ماهیت، گفتمان و محتوای آن نیز با سیری نزولی مواجه هستیم.

سینمای نوین فلسطین

در سال ۱۹۸۳، «مای الماسی» کارگردان، تدوینگر و فیلمبردار فلسطینی موفق شد اولین فیلم خود را پس از بازگشت از آمریکا به پایان برساند. وی تحصیلات فیلم خود را در سانفرانسیسکو به پایان رساند. شروع سینمایی او از طریق فیلم «زیر آوار» بود. یک فیلم مستند (مدت زمان ۴۰ دقیقه) که روایتی از بیروت و لبنان سال ۱۹۸۲ در معرض حمله صهیونیست ها است.

لازم به ذکر است که «مای المصری»، با پروژه سینمایی خود، آغاز گذار و تناقض در سینمای غالب فلسطین در آغاز دهه هشتاد یعنی سینمای انقلاب فلسطین را شکل داد. همانطور که علی رغم حضور مای المصری در بیروت و با وجود تجربه و کار «ژان چمون» در سینمای انقلاب فلسطین، با این حال، «مای الماسی» با پروژه سینمایی خود، در سینمای انقلاب فلسطین کار نمی کرد، نه اینکه تسلیم گفتمان آن نمی شد، یا شعارها، روش ها و مکانیسم های عمل آن را از بین می برد بلکه در لحظات شکل گیری اولیه، در آن زمان، در سرزمین اشغالی فلسطین، به سینمای جدید فلسطین نزدیکتر به نظر می رسید.

می توان گفت «می المصری» به عنوان یک فیلمساز فلسطینی، که در خارج از کشور زندگی می کند یکی از اولین فیلمسازان فلسطینی بود که به لزوم ارائه یک سینمای جدید فلسطین تاکید داشت که در فضای داخلی فلسطین ظاهر شود که حالا «سینمای جدید فلسطین» نامیده می شود.

گرچه «مای المصری» از نظر سینمایی با مسئله لبنان آمیخته است (و این منطقی است) با این حال، به نظر می رسید که مسائل و علایق و دغدغه های فلسطین، اصلی ترین وسواس سینمایی وی باشد، حداقل از اوایل دهه ۱۹۹۰، زمانی که او فیلم برجسته خود «بچه های کوه آتش» در سال ۱۹۹۱ به پایان رساند. با این وجود، وی مایل بود بین بیرون و داخل، بین بیروت و نابلس، بین اردوگاه شتیلا و اردوگاه دایسه حرکت کند.

در سرزمین اشغالی فلسطین، طبیعی بود (به دلیل شرایط غیر طبیعی موجود در آن) که شاهد روند تولید سینمایی معمول فلسطین تا پایان دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد نباشیم یعنی تقریباً چهل سال بعد از سال موسوم به «نکبت»، سینمای نوین فلسطین در اوایل دهه هشتاد و با تلاش هنرمندان فلسطین اشغالی، که توانستند برای تحصیل یا کار به اروپا یا آمریکا بروند، آغاز شد. برخی از آنها قادر به تأمین بودجه ساخت فیلم توسط شرکت های تولید فیلم یا کانال های تلویزیونی اروپا شدند. تجربه میشل خلیفی، کارگردان فلسطینی، که از سال ۱۹۸۰ در فیلم «حافظه بارور» آغاز شد ، آغاز و لحظه تولد واقعی سینمای جدید فلسطین بود.

«میشل خلیفی» یک فیلمساز اهل ناصره است. وی از سال ۱۹۷۵ تحصیل در رشته سینما را در بروکسل بلژیک آغاز کرد و پس از فارغ التحصیلی در آنجا اقامت گزید. او در آنجا سینما تدریس می کند. در واقع او بنیانگذار واقعی سینمای جدید فلسطین است، و پس از او، نسل هایی از فیلمسازان فلسطینی به میدان آمدند.

در میان فیلم هایی که در متن انتفاضه بزرگ ظاهر شدند  «خاطرات فلسطین» در سال ۱۹۹۱، که نتیجه یک کارگاه شش ماهه است که توسط «بنیاد بیت المقدس برای تولید فیلم» ساخته شد. این کارگاه شامل سهیر اسماعیل، نازیه دروازه و عبدالسلام شهاده بود. قابل ذکر است که عبدالسلام شهاده هنرمند از ابتدای دهه نود در تحقیقات بسیاری از فیلم های فلسطینی به عنوان عکاس، دستیار کارگردان و کارگردان کار کرده است.

دهه ۱۹۹۰ شاهد ظهور تعدادی از نام های جدید در زمینه سینمای جدید فلسطین بود از جمله، «عمر کتان»، کارگردان فیلم «رویاهای در خالی» در سال ۱۹۹۱ و سپس فیلم «بازگشت» ۱۹۹۵، صبحی زبیدی کارگردان «علی و همرزمانش» و «نور در انتهای تونل»  را ارائه دادند.

«الیا سلیمان» کارگردان فلسطینی را می توان موفق ترین فیلمساز فلسطینی قلمداد کرد. او برای ساخت فیلم «یک دست الهی» در سال ۲۰۰۲ برنده «جایزه ویژه هیئت داوران» جشنواره بین المللی فیلم کن  و اسکار بهترین فیلم خارجی را به دست آورد.
فیلم «عمر» در آخرین دوره جشنواره سینمایی کن، ماه می ۲۰۱۳، جایزه ویژه هیئت داوران را در بخش «نوعی نگاه» از آن خود کرد. نمایش عمومی فیلم در فرانسه و برخی کشورهای اروپایی نیز با استقبال خوبی از جانب تماشاگران و همچنین منتقدان سینمایی روبرو شد. این فیلم پیام سیاسی خود را در لفافه یک درام عاشقانه روایت می کند که سرگذشت کارگری جوان نانوا به نام عمر با بازی «آدم بکری» است که هر از گاهی خطر کرده و زیر رگبار گلوله از دیوار امنیتی عبور می‌کند و برای دیدن نامزدش به کرانه باختری می‌رود.
آخرین موفقیت فیلم سینمایی «عمر» ورود آن به فهرست پنج نامزد نهایی اسکار بهترین فیلم زبان خارجی بود. فیلم به عنوان نماینده «فلسطین» برای جایزه اسکار نامزد شد.

از سال ۲۰۰۰ به بعد رواج فیلم های فلسطینی در عرصه بین المللی بیشتر شد و کارگردانانی چون «ایاد الداود» شایدبرجسته ترین کارگردان در میان فیلمسازان فلسطینی باشد که همه کارهای او در کانالهای ماهواره ای عربی در چند بار تکرار نشان داده شده است.

در سال ۲۰۰۳ رونق سینمای فلسطین در رویدادها و جشنواره های عربی بیشتر شد و برخی از آنها جوایز طلایی جشنواره های عربی، به ویژه در قاهره را از آن خود کردند.

فرش قرمزی برای پاهای فلسطین

جشنواره «رد کارپت» فلسطین سیاسی ترین جشنواره فیلم جهان است. به فیلم هم زیاد مربوط نمی شود بلکه بیشتر پیامش سیاسی است. از آغاز سال ۲۰۱۷، گروهی خاص که بودجه خود را از سازمانی حقوق بشری بین المللی به دست می آورند، جشنواره «رد کارپت» فلسطین را برگزار می کنند که در آن در طول سه روز این رویداد مردم عادی بر روی فرش قرمز راه می روند. مردمی که همواره زیر آتش و بمباران های رژیم صهیونیستی هستند. ابیته در این رویداد هرساله حدود ۲۰ فیلم سینمایی و مستند با موضوع مقاومت نیز اکران می شود.

ناپدید شدن بایگانی فیلم ، ۱۹۸۲

سازمان های مختلف، یک آرشیو برای فیلم های فلسطینی ایجاد کردند. بزرگترین آرشیو از این دست توسط بنیاد فیلم PLO / واحد فیلم فلسطین اداره می شد. در سال ۱۹۸۲، وقتی سازمان آزادیبخش فلسطین مجبور به بیرون رفتن از بیروت شد، بایگانی در انبار (در بیمارستان هلال احمر) بود، که با حمله رژیم اشغالگر ساختمان این آرشیو تخریب و محتواهای آن توسط صهیونیست ها به سرقت رفت.

 میشل خلیفی، رشید مشاروی، علی ناصر، الیا سلیمان از کارگردانان برجسته سینمای نوین فلسطین هستند.

یک تلاش بین المللی در سال ۲۰۰۸ برای بازگشایی سینما جنین، سینمایی واقع در اردوگاه پناهندگان جنین آغاز شد.

در سال ۲۰۱۰، حماس، مرجع حاکم در نوار غزه، خبر از اتمام فیلم جدید داد. این فیلم با عنوان «آزادی بزرگ»، نابودی اسرائیل غاصب توسط فلسطینیان را به تصویر می کشد.

در حال حاضر در نوار غزه، همه پروژه های فیلم قبل از اکران عمومی در وزارت فرهنگ حماس تأیید می شوند.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.