نیویورک‌تایمز: مسیر اشتباه آمریکا برای رویارویی با ایران/ مخالفت سلطنت‌های منطقه با درگیری نظامی

0 3

شفقنا- روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز در مطلبی با اشاره به تنش های فزاینده اخیر میان ایران و آمریکا،‌ نوشت:‌ کشورهای عرب در خاورمیانه به حدی ضعیف و دورافتاده از هم هستند که نمی توانند دولت ترامپ را برای مواجهه با ایران، همراهی کنند.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از نیویورک تایمز، در این مطلب آمده است: در تشدید سریع تنش ها و حملات میان تهران و واشنگتن طی یک ماه جاری، هر یک از طرفین اقدامی را انجام داد. مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا هدف این کشور را «مقابله و مهار» معرفی کرد. مقامات ایرانی گفته اند تا زمانی که ایالات متحده خاورمیانه را ترک نکند آنها راضی نخواهند شد. «مقابله و مهار» ایران ممکن است عاقلانه به نظر برسد اما آنچه در گذشته موثر بوده اکنون به همان شکل اثر نخواهد داشت. رییس جمهور ترامپ با خاورمیانه ای روبروست که با منطقه ای که روسای جمهور پیشین آمریکا با آن دست و پنجه نرم کردند، بسیار متفاوت است.

چندین دهه تلاش برای مهار ایران انقلابی بدون نتیجه مانده چرا که ایالات متحده به سلسله دیکتاتوری ها در (برخی) کشورهای عربی متکی بوده است. سپس ایالات متحده به عراق حمله کرده و صدام را از راس قدرت این کشور سرنگون کرد؛‌ فردی که جهان عرب برای مهار ایران به وی متکی بود. اکنون آمریکا عربستان و امارات متحده عربی را به این دلیل که به رنج و ناآرامی کمتری مبتلا هستند،‌ انتخاب کرده تا بتواند نظم قدیمی را به خاورمیانه بازگرداند. اما این پادشاهی های عربی برای تاثیرگذاری به کشورهای عربی بزرگتر نیازمند هستند؛‌ کشورهایی که اکنون در شرایط آشفته قرار دارند.

بدون آنها، این سلطنت ها فاقد توانایی نظامی برای کمک به آمریکا در مسیر تداوم تنش های چند ساله خود با ایران هستند، چه رسد به اینکه بتوانند با موفقیت با ایران روبرو شده و از نفوذ منطقه ای این کشور جلوگیری کنند. به عنوان مثال، تلاش سعودی‌ها برای قطع نفوذ ایران در یمن به غوغایی بزرگ تبدیل شده و ایران را قادر ساخته به جایگاهی در شبه جزیره عربستان دست پیدا کند. علاوه بر این، پادشاهی های خلیج فارس که آمریکا را به عنوان خط مقدم خویش در مهار ایران می دانند، علیه جمهوری اسلامی متحد نیستند.

امارات متحده عربی و عربستان سعودی با قطر در نزاع بوده و همین امر شکاف هایی را در میان پادشاهی های حوزه خلیج فارس ایجاد نموده است. موجب اختلاف میان سنی های منطقه شده و امیدواری آمریکا برای اتحاد آنها در برابر ایران شیعی را تضعیف کرده است. شورای همکاری خلیج فارس که آمریکا به امید یک چارچوب منطقه ای بزرگ علیه ایران به تشکیل آن کمک کرد، اکنون تنها در حد یک اسم وجود دارد. این شورا جلسه ای نه چندان دقیق درباره محاصره قطر توسط عربستان برگزار می کند و عمان و کویت را به عنوان تهدیدی فوری علیه عربستان سعودی می داند نه ایران را. برای قطر، عمان و کویت، ایران یک اهرم برای محافظت از آنها در برابر وزنه سنگینی بنام عربستان سعودی محسوب شده و ضروری است.

سلطنت ها ـ عربستان، قطر،‌ امارت، کویت و عمان ـ می توانند پایگاه نظامی در اختیار آمریکا قرار دهند،‌ اما در حمله موشکی اخیر به تاسیسات نفتی عربستانی کاملا واضح بود که این سطلنت ها به خودی خود هیچ رقابتی با ایران ندارند. بعلاوه اینکه، آنها به دلیل نگرانی از تاثیر جنگ بر اقتصاد خود تلاش می کنند تا از خود(در برابر آسیب نظامی) محافظت نمایند. امارات متحده عربی به منظور کاهش تنش ها با ایران،‌شبکه های ارتباطی با این کشور گشوده است.

به گفته عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق، هنگامی که سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران توسط پهپاد آمریکایی در خاک عراق به شهادت رسید،‌ وی در حال انعکاس پاسخ ایران به پیامی بود که عربستان سعودی از طریق وی برای تهران ارسال کرده بود. سلطنت های عربی از فشار آمریکا علیه ایران حمایت خواهند کرد اما آنها همچنین تلاش خواهند کرد که تنش های خویش را با تهران کاهش دهند؛ گودال هایی که آمریکایی ها به آن امید بسته اند.

ایران همان چالشی نیست که استراتژیست های آمریکایی بتوانند در اوج با آن دست و پنجه نرم کنند. ایران همانقدر که واشنگتن تصور می کند ضعیف نیست و ترور سردار سلیمانی نیز تنها موجب تقویت مقامات این کشور شده است. آنها(آمریکایی ها) شاهد جمعیت عظیمی بودند که برای تشییع و عزاداری سردار سلیمانی به خیابان ها آمدند و این اعتماد خود را فریاد زدند که می توانند در مقابل آمریکا بایستند. ترامپ این مساله را درک نکرده که موقعیت ایران امروز، قوی‌تر از آن است که وی بتواند تهدیدات خود را اجرایی کند.

ایران دارای پیوندهای فرهنگی عمیق با مسلمانان شیعه منطقه بوده که در رسیدن به قدرت در نظم جدید منطقه ای، درپی دریافت حمایت از تهران هستند. این کشور همچنین مدت هاست که برای جلوگیری از فشارهای آمریکا از شبکه ای از شبه نظامیان و هوادان خویش در منطقه برخودار است. ایران اکنون می تواند شبه نظامیان را سرمایه های استراتژیک خود در منطقه محسوب کرده و از این طریق، به انجام جنگ های نیابتی در عراق، سوریه و یمن بپردازد.

در اقدامی دیگر، رییس جمهور ترامپ در سال ۲۰۱۸ موفقیت آمریکا در کنترل برنامه هسته ای ایران را از دست داد و واشنگتن را از توافق هسته ای چندملیتی سال ۲۰۱۵ ایران خارج نمود. اکنون ایران در حال بازگشت به برنامه هسته ای (سابق) خویش است و همچنین سرمای گذاری کلانی بر برنامه موشکی، هواپیماهای بدون سرنشین و فعالیت های سایبری انجام داده است. حمله به تاسیسات نفتی سعودی ها به وضوح به آمریکا نشان داد که ایران هنوز تیرهایی برای شلیک دارد.

آنچه اکنون ما از ایران انتظار داریم این است که :‌ اینک ایران تهدید آمریکا را از هر آشوب دیگری در منطقه، جدی تر می داند. از نظر ایران حتی حکومت دولت اسلامی(تروریست های داعش) و طالبان که بخش‌های بزرگی از خاورمیانه و جنوب آسیا را کنترل می کنند در مقایسه با آمریکا،‌ چندان بد به نظر نمی رسد. بنابراین اگر آمریکایی ها قصد ماندن در خاورمیانه را داشته باشند ناچارند با بی ثباتی، جنگ های نیابتی، تروریسم، بحران پناهندگی، بحران های سیاسی در گستره افغانستان تا سوریه، روبرو شوند. اوباما به درستی فهمید که عاقلانه تر آن است که تنش ها با ایران کاهش یابد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.