خودسازی، جامعه پردازی، و تمدن سازی در گام دوم انقلاب اسلامی (مجله شماره ۶۴-۶۳)

85,000 ریال

قانون بازتابهای شرطی اولین بار به وسیله ایوان پتروویچ پاولف، فیزیولوژیست و عصب شناس روس مطرح شد. اصطلاح شرطی سازی کلاسیک ویا شرطی شدن واکنشی اصطلاحی است که…

دسته: برچسب: , , ,

توضیحات

رسانه ها و تبلیغات شرطی

قانون بازتابهای شرطی اولین بار به وسیله ایوان پتروویچ پاولف، فیزیولوژیست و عصب شناس روس مطرح شد. اصطلاح شرطی سازی کلاسیک ویا شرطی شدن واکنشی اصطلاحی است که به دنبال آزمایشات پاولف رواج پیدا کرد.

پاولف می دید که هربار به طرف سگش برای غذا دادن می‌رود بزاق دهان سگ ترشح می شود  و متوجه شد که دستگاه عصبی خودمختار سگ تحت تاثیر  این رخداد قرار می گیرد و در حقیقت بین او وغذا نوعی رابطه برقرار می کند. حتی اگر غذایی همراه نداشته باشد باز هم بزاق دهان سگ منتشر می‌شود.

پالوف تصمیم گرفت در این زمینه دست به یک آزمایش بزند. او هر بار که به سگ تحت شرایط کنترل شده غذا می داد میزان بزاق ترشح شده در دهان سگ را اندازه گیری می نمود و به یک حد نصاب نسبتاً  مشخص – از نظر میزان ترشح بزاق در دهان سگ – در شرایط آزمایشگاهی رسید. پس از آن همراه با دادن غذا به سگ در شرایط آزمایشگاهی زنگی را به صدا درآورد و این کار را تکرار کرد و به مرحله ای رسید که اگر حتی بدون غذا زنگ را به صدا در می آورد بازهم بزاق در دهان سگ ترشح می شد ولی به میزان کمتر. که به این حالت، شرطی سازی در سطح اول می گویند. پالوف تصمیم گرفت که در ادامه آزمایشهایش دست به شرطی شرطی‌سازی دستگاه عصبی خودمختار سگ به وسیله یک محرک شرطی بزند. بدین ترتیب که با به صدا را درآوردن زنگ، چراغی نیز روشن کند و پس از تکرار متوجه شد که به تدریج دستگاه عصبی خودمختار سگ نسبت به نور چراغ بوسیله صدای زنگ با شدت کمتر شرطی شده و مقداری بزاق با روشن شدن چراغ ترشح می شود به این حالت شرطی سازی در سطح دوم گفته می‌شود.  از همین جا پاولوف متوجه یک قانون شده و آن قانون چنین است که هرچه سطوح شرطی افزایش پیدا می‌کند شدّت شرطی سازی کاهش پیدا می‌کند تا به صفر برسد. باید توجه داشت که شرطی سازی نوعی یادگیری نیست. یادگیری عملی ارادی است که به وسیله مغز صورت می پذیرد در حالیکه شرطی سازی یک عکس العمل غیر ارادی است که در دستگاه عصبی خودمختار اتفاق بیفتد. مرکز عملیات در یادگیری  مغز و در شرطی سازی مخچه است. برخی از نویسندگان مارکسیست کوشیده اند شرطی سازی را نوعی یادگیری تلقی کنند که از نظر علمی کاملا خطا و اشتباه است.

***

 امروزه از قانون بازتابهای شرطی در رسانه ها به طور وسیعی استفاده می‌شود. بعنوان مثال اگر در آگهی‌های تبلیغاتی یک زن زیبا و برهنه به تبلیغ یک کالا بپردازد. زیبایی و برهنگی او برای مخاطبین مخصوصاً جنس مخالف یک محرک غیر شرطی محسوب می‌شود. در صورت تکرار پخش آگهی تبلیغاتی به تدریج دستگاه عصبی خودمختار مخاطب نسبت به کالا [بعنوان محرک شرطی] به وسیله زن [بعنوان محرک غیر شرطی] شرطی می شود و این است که وقتی آن کالا را در فروشگاهی می بینید نسبت به آن کالا را کاملا حالت دلبستگی و علاقه مندی در خود احساس می کند و ناخودآگاه آن کالا را بر می گزیند و می خرد.

زیان استفاده از قانون بازتاب های شرطی در تبلیغات تجاری فقط در افزایش بیش از نیاز در مصرف [و در نتیجه سود فروشنده] حتی در شرایطی است که قیمت کالا از حد معینی تجاوز کرده است.

گذشته از تبلیغات تجاری، در تبلیغات فرهنگی نیز می‌توان از قانون بازتابهای شرطی استفاده کرد. به عنوان مثال در انتخاب یک نام برای گورستان بتدریج دستگاه عصبی خودمختار مردم نسبت به آن نام[بعنوان محرک شرطی] بوسیله مفاهیمی نظیر مرگ، مرده، مرده شور خانه و… [بعنوان محرک های غیر شرطی] شرطی می گردد.

***

 قانون بازتابهای شرطی در تبلیغات سیاسی نیز کاربرد دارد بعنوان مثال اگر چنانچه در فیلم ها و سریال ها، انسان غربی بازیبائی، سکس، نظم، احترام و ارزش های اخلاقی همراه شود و انسان ایرانی بازشتی، خشونت، بی نظمی، بی‌حرمتی و رذایل اخلاقی نشان داده شود و این کار به طور مداوم و پیوسته تکرار شود و به تدریج دستگاه عصبی خودمختار مخاطبین بوسیله محرک های غیر شرطی [نظیر زیبایی یا زشتی، مهربانی یا کینه جویی، نظم یا بی نظمی، احترام یا بی ادبی، فضایل اخلاقی یا رذایل اخلاقی] نسبت به محرک‌های شرطی [بیگانه یا خود] به طور مثبت  یا منفی شرطی می شود و به تدریج احساس رغبت به بیگانه [بعنوان مثال غرب] و نفرت از خود [کشور خود یا فرهنگ خود یا دین خود و…] در جامعه به وجود می آید و علائم بالینی رغبت به بیگانه به صورت علاقه به مهاجرت به کشورهای بیگانه [بعنوان مثال کشورهای غربی] آموختن زبان آنها، انتخاب اسامی آنها، پذیرش فرهنگ و اعتقادات آنها و گزینش سبک زندگی آنها ظاهر می شود.

و علائم نفرت از خود بصورت فرار از خود [کشور خود یا فرهنگ خود یا زبان ویا دین خود و…] بتدریج در جامعه بروز پیدا می‌کند.

امروزه علائم بالینی رغبت به غرب و نفرت از خود در اقشاری از جامعه بروز پیدا کرده که به تعبیری به آن شبیخون فرهنگی گفته می‌شود در این شرایط لازم است که رسانه‌ها یکبار دیگر عملکرد خود را مورد بررسی قرار دهند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خودسازی، جامعه پردازی، و تمدن سازی در گام دوم انقلاب اسلامی (مجله شماره ۶۴-۶۳)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *